روحالله متفکرآزاد، عضو هیئترئیسه مجلس، با تأکید بر اینکه بازسازی کشور پس از جنگ نباید صرفاً به ترمیم زیرساختهای آسیبدیده محدود شود، معتقد است آینده کشور به نوسازی نظام تعلیم و تربیت، علم و فناوری و اصلاح ساختارهای ناکارآمد وابسته است؛ مسیری که به گفته او، از طریق حکمرانی یکپارچه، تنظیمگری هوشمند و مأموریتمحور کردن پژوهش دنبال میشود و به تصمیمگیریهای شجاعانه نیاز دارد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، متفکرآزاد در یادداشتی با اشاره به برداشت رایج از مفهوم بازسازی پس از جنگ، اظهار کرد که معمولاً بازگشایی راهها، احیای کارخانهها، ساخت خانهها و ترمیم زیرساختهای آسیبدیده نخستین تصاویر از بازسازی یک کشور هستند. با این حال، وی تأکید میکند که این اقدامات با وجود ضرورت، تمام مفهوم بازسازی را دربر نمیگیرند.
به اعتقاد عضو هیئترئیسه مجلس، جامعهای که مدرسه آن امید ایجاد نکند، دانشگاهش قادر به حل مسائل نباشد و جوانانش چشماندازی برای مشارکت در آینده نداشته باشند، حتی با برخورداری از بهترین زیرساختهای عمرانی نیز نمیتواند جامعهای بازسازیشده تلقی شود.
وی تصریح میکند: «بازسازی واقعی از جایی آغاز میشود که یک جامعه بتواند دوباره آینده را تصور کند.»
متفکرآزاد تعلیم و تربیت، علم و فناوری را مهمترین حوزهها و نهادهای شکلدهنده این توانایی میداند. به گفته وی، مدرسه باید نسل جدید را برای فهم جهان و مشارکت در ساختن آن آماده کند، دانشگاه باید دانش تخصصی، نقد علمی و نیروی انسانی مورد نیاز کشور را پرورش دهد و نظام علم و فناوری نیز باید دانش تولیدشده را به راهکار، محصول، خدمت و ظرفیت ملی تبدیل کند.
وی در عین حال هشدار میدهد که اگر این نهادها همچنان با منطق پیش از بحران اداره شوند، نمیتوان انتظار داشت که بتوانند مسائل پیچیده دوره پساجنگ را حل کنند.
دوره پساجنگ؛ فرصتی برای طراحی آیندهای متفاوت
متفکرآزاد با اشاره به دستاوردهای سیاستها و برنامههای سالهای گذشته در حوزه تربیت نیروی انسانی و جهش علمی کشور، این دستاوردها را بزرگ و انکارناپذیر توصیف میکند و معتقد است ایران با اتکا به این ظرفیتها توانسته است در تراز کشورهای پیشرفته جهان مطرح شود.
با این حال، وی دوره پساجنگ را زمان بازگشت ساده به گذشته نمیداند و آن را فرصتی برای طراحی آیندهای بهتر ارزیابی میکند.
عضو هیئترئیسه مجلس استدلال میکند که برای تبدیل تهدیدهای موجود به فرصتهای پیشرفت شتابان، نمیتوان جامعه پساجنگ را با همان نهادها و سیاستهای روزمره دوران پیش از بحران اداره کرد.
وی میافزاید که نظام تعلیم و تربیت و علم و فناوری کشور طی سالهای اخیر همزمان با فشارهای بیرونی و اختلالات درونی مواجه بوده است. از یک سو، جریانهای معارض با تضعیف هنجارها، ارزشها و اعتماد عمومی تلاش کردهاند کارکردهای اصلی مدرسه، دانشگاه و نهاد علم را به حاشیه برانند و این نهادها را از مأموریت خود در تربیت سرمایه انسانی، تولید دانش و حل مسائل کشور دور کنند.
به گفته متفکرآزاد، این روند میتواند جامعه و بهویژه نسل جدید را نسبت به آینده و اثربخشی دانشاندوزی و پیشرفت علمی ناامید کند. از سوی دیگر، تعطیلیهای ناشی از همهگیری کرونا، آلودگی هوا، ناترازی انرژی، پیامدهای رخدادهای امنیتی سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ و دو جنگ پیشآمده نیز پیوستگی آموزش و پژوهش را مختل کرده است.
وی پیامدهای این اختلالات را افت کیفیت یادگیری، فرسودگی معلمان و استادان، افزایش نابرابری آموزشی، کاهش فرصتهای پژوهشی و تضعیف ارتباط دانشگاه با جامعه میداند.
متفکرآزاد تأکید دارد که اختلال مکرر در فعالیت طبیعی مدارس و دانشگاهها فقط به معنای عقبافتادن چند کلاس یا چند طرح پژوهشی نیست، بلکه بخشی از ظرفیت آینده کشور را فرسوده میکند. از همین رو، تحول بنیادین باید علاوه بر اصلاح ساختار و محتوا، توان نظام آموزشی و علمی را برای تداوم فعالیت، صیانت از هویت و کارکردهای اساسی و مواجهه تابآورانه با بحرانهای آینده افزایش دهد.
هشت تحول ضروری برای نظام آموزش و علم پساجنگ
متفکرآزاد در ادامه، هشت محور اساسی را برای تحول در نظام تعلیم و تربیت و علم و فناوری مطرح میکند که نخستین آن، عبور از مدیریت بخشی و حرکت به سمت حکمرانی یکپارچه سرمایه انسانی است.
وی معتقد است مدرسه، دانشگاه، آموزشهای مهارتی، پژوهش، فناوری و اشتغال در ساختار دیوانسالاری کشور اغلب مسیرهای جداگانهای را طی میکنند و همین گسست موجب شده است مدرسه بدون اطلاع کافی از نیازهای آینده آموزش دهد، دانشگاه از مسائل واقعی جامعه فاصله بگیرد، صنعت با کمبود مهارت نیروی انسانی مواجه باشد و جوانان میان مدرک تحصیلی و دستیابی به اشتغال مؤثر سرگردان بمانند.
بر اساس تحلیل متفکرآزاد، کشور در دوره پساجنگ به زنجیرهای منسجم برای کشف استعداد، آموزش، مهارتآموزی، پژوهش و نوآوری نیاز دارد؛ زنجیرهای که باید از سالهای نخست مدرسه آغاز شود و تا حضور مؤثر فرد در اقتصاد و جامعه ادامه پیدا کند.
وی تأکید میکند: «مدرسه، دانشگاه و صنعت سه جزیره جداگانه نیستند، بلکه سه حلقه از زنجیره پیوسته آینده یک کشور به شمار میروند.»
دولت؛ تنظیمگر به جای مدیر متمرکز
دومین تحول مورد نظر متفکرآزاد، ایفای نقش مؤثر حاکمیتی دولت بهعنوان تنظیمگر، تضمینکننده عدالت و ناظر و هماهنگکننده ظرفیتهاست؛ در کنار آنکه باید زمینه ابتکار و مشارکت واحدهای آموزشی و علمی نیز فراهم شود.
وی معتقد است تمرکز بیش از حد، خلاقیت و ابتکار مدارس، دانشگاهها و کنشگران محلی را کاهش میدهد و از سوی دیگر، واگذاری بیضابطه نیز ممکن است نابرابریها را افزایش دهد. بنابراین راهکار مطلوب از نگاه او نه تمرکز مطلق و نه رهاسازی کامل است، بلکه باید اقتدار حاکمیتی با توزیع هوشمندانه اختیارات، مسئولیتپذیری و ارزیابی همراه شود.
به باور وی، مدارس و دانشگاهها باید بتوانند متناسب با نیازها و اقتضائات خود تصمیم بگیرند و دولت نیز وظیفه دارد دسترسی برابر، استانداردهای کیفی، شفافیت مالی و حقوق عمومی را تضمین کند.
متفکرآزاد در این زمینه تأکید دارد: «تمرکززدایی بدون پاسخگویی به آشفتگی میانجامد و تمرکزگرایی بدون جلب مشارکت، رکود به همراه خواهد داشت.»
عدالت آموزشی؛ سهم برابر کافی نیست
سومین تحول از نگاه متفکرآزاد به عدالت مربوط است. وی معتقد است جنگ و بحران تأثیر یکسانی بر مناطق و گروههای اجتماعی مختلف ندارند و برخی کودکان با افت یادگیری، برخی خانوادهها با فقر، بعضی مناطق با مهاجرت نخبگان و نیروی متخصص و گروهی از جوانان با ناامیدی و گسست اجتماعی مواجه میشوند.
بر همین اساس، توزیع برابر منابع الزاماً به معنای اجرای سیاست عادلانه نیست. به اعتقاد وی، عدالت ایجاب میکند منابع بیشتری در اختیار بخشها و افرادی قرار گیرد که آسیب بیشتری دیدهاند.
متفکرآزاد میگوید این رویکرد جبرانی باید در حوزههایی مانند تأمین معلم، بازسازی مدارس، توسعه زیرساختهای دیجیتال، ارائه خدمات روانی و اجتماعی، پشتیبانی از پژوهشگران و ایجاد فرصتهای علمی و شغلی نمود پیدا کند.
وی در تعریف خود از عدالت تأکید میکند: «عدالت آن نیست که به همه سهم یکسان داده شود، بلکه عدالت آن است که هیچکس بهدلیل نقطه آغاز خود از دستیابی به آینده محروم نماند.»
پژوهش باید مأموریتمحور شود
چهارمین تحول پیشنهادی متفکرآزاد، مأموریتگرا کردن نظام علم و فناوری است. وی معتقد است کشور پس از جنگ با مجموعهای از مسائل پیچیده در حوزه سلامت، مسکن، انرژی، آب، محیطزیست، امنیت غذایی، بازسازی شهری، اشتغال و آسیبهای اجتماعی مواجه است و این مسائل با بخشنامههای مقطعی یا اقدامات پراکنده دستگاهی حل نمیشوند.
از نظر وی، دولت باید چند مأموریت ملی کلان و شفاف تعریف کند و دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، صنایع، نهادهای محلی و حلقههای میانی را برای دستیابی به این اهداف در کنار یکدیگر قرار دهد.
وی همچنین بر اصلاح سازوکار تأمین مالی پژوهش تأکید دارد و معتقد است این نظام باید بهتدریج از توزیع غیرهدفمند و پراکنده منابع فاصله بگیرد.
متفکرآزاد ضمن ضروری دانستن پژوهشهای بنیادی، بر اختصاص بخشی از ظرفیت علمی کشور به برنامههای چندساله، ارزیابیپذیر و بینرشتهای برای حل مسائل اولویتدار جامعه تأکید میکند و هشدار میدهد دانشی که نسبت به مسائل جامعه بیاعتنا باشد، دیر یا زود با سلب اعتماد عمومی مواجه خواهد شد.
پایان مقالهشماری؛ آغاز سنجش اثرگذاری
پنجمین تحول پیشنهادی، اصلاح نظام سنجش و ارزیابی است. متفکرآزاد معتقد است در نظامهای اداری، مواردی که به آسانی قابل شمارش هستند، گاه جای کیفیت واقعی را میگیرند؛ به گونهای که افزایش تعداد مقالات، فارغالتحصیلان، پروژهها یا دورههای آموزشی الزاماً به معنای ارتقای کیفیت یادگیری، توان حل مسئله یا رفاه عمومی نیست.
وی بنابراین تأکید میکند که موفقیت علم نباید صرفاً با تعداد مقالات و کارآمدی آموزش نیز فقط با تعداد مدارک سنجیده شود.
به گفته او، باید پرسید آیا نابرابری در یادگیری کاهش یافته، مهارت عملی دانشآموختگان افزایش پیدا کرده، پژوهشها به حل مسائل عمومی منجر شدهاند، دانشگاه در پیشرفت اقلیمی و منطقهای خود نقش ایفا کرده و سیاستها به افزایش اعتماد و سرمایه اجتماعی کمک کردهاند یا خیر.
متفکرآزاد بر همین اساس خواستار بازطراحی شاخصهای ارزیابی بهگونهای است که اثرگذاری ملموس را اندازهگیری کنند و مسیر آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر را به سمت ارتقای کیفیت هدایت کنند.
اعتماد عمومی؛ سرمایه راهبردی بازسازی
ششمین محور تحول از نگاه متفکرآزاد، به رسمیت شناختن اعتماد عمومی بهعنوان یک سرمایه راهبردی است.
وی معتقد است تصمیمهایی که پشت درهای بسته اتخاذ شوند، حتی اگر از پشتوانه کارشناسی برخوردار باشند، در زمان اجرا با موانع جدی مواجه خواهند شد. از این رو، معلمان، استادان، دانشجویان، خانوادهها، کارآفرینان و مدیران محلی باید در طراحی و تنظیم سیاستها مشارکت واقعی داشته باشند.
به باور وی، مشارکت را نمیتوان به برگزاری جلسات صوری یا دریافت نظر افراد محدود کرد، بلکه دیدگاه ذینفعان باید بتواند بر تصمیم نهایی اثر بگذارد و سیاستگذاران نیز باید دلایل انتخابهای خود را بهصورت شفاف برای جامعه توضیح دهند.
متفکرآزاد تأکید میکند: «اعتماد عمومی از مسیر تبلیغات شکل نمیگیرد، بلکه در بستر شفافیت، گفتوگوی صادقانه و احساس عینی عدالت پدیدار میشود.»
وی در ادامه، بازآفرینی جایگاه و شأن معلمان و استادان را یکی دیگر از الزامات این تحول میداند و معتقد است معلم صرفاً مجری کتاب درسی و استاد دانشگاه تنها تولیدکننده مقاله نیست؛ بلکه هر دو گروه از معماران اصلی بازسازی و رشد فرهنگی، علمی و اجتماعی هستند.
از نگاه او، امنیت حرفهای، منزلت اجتماعی، آموزش مستمر و مشارکت مؤثر معلمان و استادان در تصمیمگیریها باید در مرکز اصلاحات قرار گیرد.
علم و فناوری در خدمت دفاع و بازدارندگی
هفتمین تحول مورد نظر متفکرآزاد، ایجاد پیوند هوشمند میان علم و فناوری و حوزه دفاع و بازدارندگی پایدار کشور است.
وی با اشاره به تجربه جنگهای اخیر معتقد است دفاع کارآمد بیش از گذشته به حضور در لبه فناوریهای نوین وابسته شده است. به گفته او، در جنگهای نوین، فناوری دیگر یک ابزار جانبی نیست و به یکی از ارکان اصلی میدان دفاع تبدیل شده است.
متفکرآزاد در این زمینه به حوزههایی مانند پایش دقیق و گردآوری دادهها، ارتباطات امن، سامانههای فرماندهی و کنترل، پدافند هوایی، پرندههای بدونسرنشین، جنگ الکترونیک، هوش مصنوعی، تحلیل کلاندادهها و تصمیمگیری بلادرنگ اشاره میکند.
وی معتقد است حوزه علم و فناوری باید بخشی از توان خود را بهشکل هدفمند برای پاسخ به نیازهای راهبردی و عملیاتی نیروهای مسلح بسیج کند؛ البته این پیوند به معنای محدود کردن علم به حوزه نظامی نیست.
به اعتقاد متفکرآزاد، چنین رویکردی میتواند یک زیستبوم دومنظوره ایجاد کند که دستاوردهای آن همزمان اقتدار دفاعی کشور و بخشهای غیرنظامی مانند ترابری، مدیریت بحران، فناوری اطلاعات و ارتباطات، علوم پزشکی، صنعت و انرژی را ارتقا دهد.
وی پیشنهاد میکند دانشگاهها، پژوهشگاهها، شرکتهای دانشبنیان و زنجیره صنایع با استفاده از تجربهها و الگوهای موفق موجود در حوزههای موشکی و پهپادی و با برطرف کردن نقایص گذشته، در قالب مأموریتهای مشخص از مرحله شناسایی نیاز تا طراحی، ساخت و توسعه فناوریهای کلیدی در کنار یکدیگر حرکت کنند.
تحول علم باید به حل مسائل واقعی جامعه منجر شود
هشتمین تحول مورد اشاره متفکرآزاد، پیوند دادن تحول علمی با حل مشکلات واقعی جامعه و بازنگری در ساختارهای ناکارآمد است.
وی معتقد است تحول در حکمرانی تعلیم و تربیت و علم و فناوری زمانی معنا پیدا میکند که از سطح شعار و اصلاحات درونسازمانی فراتر رود و بتواند با اثری هوشمندانه، قابل سنجش و مسئلهمحور به حل مشکلات واقعی جامعه کمک کند.
بر اساس این دیدگاه، نظام آموزشی و علمی باید مناسبات آموزش و خانواده، الگوی ازدواج، فرزندآوری، کیفیت تربیت اجتماعی و آینده جوانان را بهصورت علمی بررسی و برای آنها راهکارهای اجرایی ارائه کند.
متفکرآزاد همچنین بر اصلاح بنیادین سازوکار کنکور و کاهش پیامدهای منفی مدرکگرایی تأکید دارد و معتقد است باید از طولانی شدن غیرضروری دوره تحصیل و تحمیل هزینههای سنگین آن بر خانوادهها و بودجه عمومی جلوگیری شود.
وی خواستار آن است که ارتباط دانشگاه و صنعت از تفاهمنامههای نمایشی به همکاری واقعی و اشتغالآفرین تبدیل شود، الگوهای پایدار تأمین مالی برای جبران کسری اعتبارات آموزشوپرورش و آموزش عالی طراحی شود و نظام ارتقای اعضای هیئت علمی نیز از کمیتگرایی و مقالهشماری صرف فاصله گرفته و به سمت کیفیت، حل چالشها و اثربخشی اجتماعی حرکت کند.
از دیگر پیشنهادهای او، بازتعریف آمایش رشتهها و فضاهای آموزش عالی بر اساس نیازهای بومی، ظرفیتهای اقتصادی و مشاغل آینده و همچنین حل مسئله اشتغال دانشآموختگان از طریق تقویت ارتباط میان آموزش، مهارت و بازار کار است.
ضرورت الگوی بومی و بازگشت علوم انسانی به متن سیاستگذاری
متفکرآزاد در بخش دیگری از یادداشت خود، بررسی انتقادی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی الگوبرداری نادرست از نظام آموزش عالی غرب را ضروری میداند؛ البته تأکید میکند این نقد نباید به معنای انکار دستاوردهای علمی بشر باشد.
به گفته وی، ضرورت امروز کشور طراحی الگوهایی بومی و متناسب با هویت و نیازهای جامعه ایران است. او همچنین برای علوم انسانی نقشی محوری قائل است و معتقد است این حوزه باید از حاشیه به متن خطمشیگذاری منتقل شود.
وی تأکید میکند علوم انسانی باید ضمن نقد رویکردهای محدود پوزیتیویستی، به خلق دانشی اصیل، بومی و مسئلهمحور بپردازد که در تراز گفتوگو با اندیشه جهانی قرار داشته باشد.
از دیدگاه متفکرآزاد، تحول علمی زمانی ارزشمند است که از دانشگاه آغاز شود اما نتایج آن در زندگی روزمره مردم قابل مشاهده باشد؛ از معیشت خانواده و رونق بازار کار گرفته تا انضباط بودجه و ارتقای کیفیت زندگی.
حرکت به سمت «حکمرانی یادگیرنده»
متفکرآزاد در جمعبندی این دیدگاهها، حرکت حکمرانی پساجنگ به سمت «حکمرانی یادگیرنده» را ضروری میداند؛ ساختاری که بتواند سیاستها را آزمایش کند، خطاها را به شکل شفاف بپذیرد، دادهها را به اشتراک بگذارد و بر اساس نتایج بهدستآمده مسیر خود را اصلاح کند.
وی معتقد است حاکمیت کارآمد، حاکمیتی عاری از خطا نیست، بلکه نظامی است که بتواند انحرافات را با سرعت تشخیص دهد و با شجاعت و شفافیت برای اصلاح آنها اقدام کند.
در این چارچوب، حرکت به سوی حکمرانی هوشمند نیز میتواند به معنای استفاده از داده، ارزیابی مستمر، مشارکت ذینفعان، تنظیمگری هوشمند و تصمیمگیری مبتنی بر نتایج برای بازطراحی نظامهای آموزشی و علمی باشد.
بازسازی واقعی در مدرسه و دانشگاه رقم میخورد
متفکرآزاد در پایان هشدار میدهد که دوره پساجنگ میتواند به تکرار نارساییهای گذشته منجر شود یا نقطه آغاز دگرگونی بنیادین در الگوی حکمرانی و بافت اجتماعی کشور باشد.
به اعتقاد وی، انتخاب میان این دو مسیر تا حد زیادی به نگاه تصمیمگیران به مدرسه، دانشگاه و علم بستگی دارد. اگر این نهادها صرفاً بخشهایی مصرفی و هزینهبر تلقی شوند، بازسازی کشور شکننده و ناپایدار خواهد بود؛ اما اگر آنها بهعنوان پایههای اقتدار ملی، انسجام اجتماعی و پیشرفت همهجانبه دیده شوند، بحران میتواند به فرصتی برای جهش کشور تبدیل شود.
وی در نهایت تأکید میکند که آینده کشور تنها در پروژههای عمرانی ساخته نمیشود، بلکه همزمان در کلاسهای درس، آزمایشگاهها، محیطهای دانشگاهی و در ذهن و انگیزه نسل جوان شکل میگیرد.
متفکرآزاد بر همین اساس پرسشی بنیادین را پیش روی نخبگان و مسئولان قرار میدهد: «آیا زمان تصمیمگیریهای اساسی پیرامون ایجاد تحولی همهجانبه در برخی قوانین، ساختارها و نظامات آموزشی و علمی کشور که کارآمدی آنها با علامت سؤالهای جدی مواجه شده، فرا نرسیده است؟»
انتهای پیام
مطالب مرتبط
منتخب اخیر
گفتگو داغ
تازهترین مقالات
وبسایتهای رسمی
درباره اندیشکده حکمرانی هوشمند
اندیشکده حکمرانی هوشمند (Smart Governance Think Tank) یک مرکز پژوهشی پیشرو در ایران است که با تمرکز بر حکمرانی دادهمحور، سیاستپژوهی، و توسعه ابزارهای هوشمند نظیر اطلس تجارت ایران فعالیت میکند. این اندیشکده با همکاری نخبگان دانشگاهی و فعالان اقتصادی، مسیر تحول در نظام تصمیمسازی کشور را هموار میسازد.
درباره رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، از پژوهشگران برجسته در حوزه حکمرانی دادهمحور، سیاستگذاری هوشمند و اقتصاد دیجیتال است. ایشان با مقالات متعدد و حضور فعال در رسانهها، نقش مهمی در ترویج گفتمان حکمرانی هوشمند در ایران دارند. صفحه رسمی ایشان شامل مجموعهای از مقالات، مصاحبهها و یادداشتهای منتشر شده در رسانههای معتبر است.
کلمات کلیدی مرتبط: اندیشکده، حکمرانی هوشمند، صفحه رسمی اندیشکده حکمرانی هوشمند، اطلس تجارت ایران، سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، صفحه رئیس اندیشکده، طه مدنی، taha madani، حکمرانی دیجیتال، هوش مصنوعی در سیاستگذاری، تجارت هوشمند، دادههای باز، حکمرانی مشارکتی، اقتصاد دانشبنیان، تحول دیجیتال در حکمرانی، مقالات رئیس اندیشکده، مصاحبههای طه مدنی، published in media، یادداشتهای تخصصی حکمرانی.
- اندیشکده حکمرانی هوشمند
- صفحه رسمی اندیشکده
- حکمرانی دادهمحور
- اطلس تجارت ایران
- رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- سید طه حسین مدنی
- صفحه رسمی رئیس اندیشکده
- مقالات رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- taha madani
- published in media طه مدنی
- گزارشهای تخصصی حکمرانی
- نشستهای علمی اندیشکده
- همکاری با اندیشکده حکمرانی هوشمند
- مصاحبههای سید طه حسین مدنی