علی محبی، پژوهشگر اندیشکده تهران، در یادداشتی به بررسی تحرکات نظامی و دیپلماتیک یک ماه اخیر اروپا پرداخته و استدلال کرده است که این تحرکات نشاندهنده شکلگیری آرایشی دوگانه در مواجهه با سناریوهای درگیری احتمالی میان ایران و آمریکاست.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند،محبی معتقد است که این آرایش جدید، هم از فقدان اراده جمعی اروپا برای ورود به یک جنگ تمامعیار حکایت دارد و هم ناتوانی این قاره را در اتخاذ ابتکار عمل مستقل و تهاجمی به تصویر میکشد. به باور او، رویکرد محتمل اروپا در هر بحران آتی، مشارکتی غیرمستقیم و عمدتاً محدود به حوزه لجستیک خواهد بود؛ مشارکتی که در آن برخی کشورها با تسهیل عملیات آمریکا، در پی کسب امتیازاتی هستند و برخی دیگر با کاهش حضور خود، بر مدیریت تبعات بحران متمرکز میشوند.
این پژوهشگر اندیشکده تهران در ادامه یادداشت خود، کشورهای اروپایی را بر اساس تحرکات نظامی اخیر به دو گروه متمایز تقسیم کرده و برای هرکدام منطق رفتاری جداگانهای ترسیم نموده است:
بلوک شرق؛ نقش «پل لجستیکی» در ازای معامله امنیتی-اقتصادی: به استدلال محبی، بلغارستان با واگذاری بیقیدوشرط فرودگاهها و زیرساختهای خود، نقش کریدور سوخترسانی و لجستیک هوایی آمریکا را ایفا میکند. او همچنین به هدفگیری یک کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر توسط اوکراین اشاره کرده و آن را گشودن جبههای جدید از رقابت به شمال ایران میداند. به باور وی، برای این کشورها، همسویی با واشنگتن یک معامله روشن است؛ آنها در ازای تسهیل اقدامات آمریکا، به دنبال استقرار دائمیتر نیروهای نظامی در منطقه بالتیک، دریافت تسلیحات پیشرفته و امتیازات اقتصادی مشخصی هستند.
بلوک غرب؛ انتظار راهبردی و مشروطگرایی: محبی در سوی مقابل، به فرانسه و آلمان اشاره کرده و یادآور شده است که این کشورها با فراخواندن ناوهای خود از خاورمیانه، سیاست انتظار و مشروطسازی هرگونه اقدام به برقراری آتشبس را در پیش گرفتهاند. وی تأکید دارد که فرانسه و بریتانیا در ائتلاف منطقهایی خود صراحتاً اعلام کردهاند که هرگونه ورود احتمالی، صرفاً به عملیات پاکسازی مین، تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز (پس از کاهش تنش) و تقویت توان پدافندی متحدان منطقهایی محدود خواهد شد. همچنین به گفته این پژوهشگر، ایتالیا با تمرکز بر استقرار سامانههای پدافندی در عربستان، بحرین و کویت، در پی تکرار الگوی جنگ ۴۰ روزه (جنگ رمضان) و تقویت رینگ دفاعی آمریکاست.
علی محبی در ادامه استدلال خود، بحران کنونی خاورمیانه را عامل قرارگیری اروپا در یک دوگانه دشوار توصیف کرده است: از یک سو، تشدید تنش به معنای بحرانی عمیق در تأمین انرژی است که میتواند اقتصاد اروپا را با شوک بزرگی مواجه کند؛ از سوی دیگر، ضرورت حفظ رابطه فراآتلانتیکی، کشورهای اروپایی را به سمت همسویی با آمریکا سوق میدهد تا هزینههای سیاسی و امنیتی آن را به حداقل برسانند.
به باور محبی، اگرچه این بحران میتوانست فرصتی برای کاهش وابستگی به قدرت نظامی آمریکا و تقویت ادغام دفاعی اروپا باشد، اما در عمل، اختلاف در رویکردها و اولویتهای ملی، مانع از هرگونه یکپارچگی مؤثر شده است. وی تصریح کرده است که کشورهای اروپایی حاضر به اقدامات تدافعی برای تأمین امنیت انرژی و خطوط مواصلاتی هستند، اما از هرگونه درگیری تهاجمی، حمله زمینی یا ضربه به زیرساختها پرهیز میکنند. محبی در این بخش از یادداشت خود، به اظهارات اخیر نخستوزیر بلژیک اشاره کرده و آن را گویای همین نگاه محتاطانه میداند؛ جایی که بلژیک تأکید کرده است «ناتو از کشورهایی که خودسرانه وارد جنگ میشوند و انتظار کمک دارند، پشتیبانی نمیکند».
این پژوهشگر اندیشکده تهران در ادامه، دو سناریوی متفاوت را برای نقشآفرینی اروپا ترسیم کرده است:
در سناریوی یک درگیری محدود به «تنگه هرمز، محاصره دریایی و ضربه به توان آفندی»، به استدلال محبی، اکثر کشورهای اروپایی همانند جنگ رمضان، صرفاً به تقویت رینگ پدافندی و تسهیل لجستیک برای آمریکا خواهند پرداخت. با این حال، وی احتمال میدهد که برخی از کشورهای اروپای شرقی، بهویژه اوکراین و بلغارستان، در ازای دریافت امتیازات اقتصادی و تسلیحاتی، نقش فعالتری در همراهی با عملیات آمریکا ایفا کنند.
در مقابل، محبی تأکید دارد که اگر سناریو به سمت حمله زمینی یا تخریب گسترده زیرساختها پیش رود، کشورهای اروپای غربی عقبنشینی کرده و تلاش خواهند کرد تا نقش پل ارتباطی غیررسمی بین تهران و واشنگتن را بر عهده بگیرند.
محبی در جمعبندی یادداشت خود، این گزاره را مطرح میکند که در هر بحران آتی، اروپا رویکرد پیشین خود را تکرار خواهد کرد: انفعال راهبردی و پرهیز از مداخله مستقیم تهاجمی. با این تفاوت که به باور وی، برخی کشورها بهدلیل هزینه پایین همراهی با آمریکا در مقابل ایران و چشمداشت به دریافت کمکهای مالی و تسلیحاتی، نقش پررنگتری در تسهیل عملیات واشنگتن خواهند داشت.
محبی در پایان، از منظر راهبردی چنین نتیجهگیری میکند که ایجاد هزینههای جدی برای هرگونه پشتیبانی لجستیکی بازیگران اروپایی، بهویژه در اروپای شرقی، میتواند مهمترین ابزار ایران برای برهمزدن این الگوی تسهیلگری و تغییر محاسبات آنها باشد.
انتهای پیام
