حکمرانی هوشمند
اخبار و تازه‌ها

از مدیریت رسانه تا حکمرانی هوشمند/نقشه راه سیاست فرهنگی ایران

سعید غفاری، دانش‌آموخته رسانه و آینده‌پژوهی، در یادداشتی با بررسی تحولات رسانه‌های نوین، بر این باور است که رسانه دیگر تنها ابزاری برای انتقال پیام نیست، بلکه به بستری برای شکل‌گیری هویت، ارزش‌ها و سبک زندگی تبدیل شده است. او تأکید می‌کند که در عصر هوش مصنوعی و رسانه‌های هوشمند، موفقیت سیاست‌های فرهنگی به استقرار حکمرانی هوشمند و آینده‌نگر بر زیست‌بوم رسانه‌ای وابسته خواهد بود.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، غفاری در ابتدای یادداشت خود با مرور تحول نقش رسانه‌ها می‌نویسد که در گذشته خانواده، مدرسه، دین و سنت‌های فرهنگی مهم‌ترین بستر انتقال ارزش‌ها و الگوهای رفتاری بودند و رسانه بیشتر نقش بازتاب‌دهنده واقعیت‌های اجتماعی را بر عهده داشت. اما به اعتقاد او، ظهور رسانه‌های شبکه‌ای، پلتفرم‌های دیجیتال و فناوری‌های هوشمند این معادله را تغییر داده است.

وی در این باره تصریح می‌کند: رسانه در عصر شبکه‌ای از جایگاه “بازتاب‌دهنده سبک زندگی” به جایگاه “سازنده سبک زندگی” ارتقا یافته است. به گفته او، الگوریتم‌ها و اقتصاد توجه تنها مشخص نمی‌کنند مخاطبان چه محتوایی را مشاهده کنند، بلکه به مرور بر ارزش‌ها، ترجیحات و برداشت آنها از مفاهیمی مانند موفقیت، خانواده، زیبایی و حتی معنای زندگی نیز اثر می‌گذارند.

این پژوهشگر حوزه آینده‌پژوهی معتقد است تحولات رسانه‌ای، پرسشی اساسی را پیش روی سیاست‌گذاران فرهنگی کشور قرار داده است؛ اینکه آیا بدون استقرار حکمرانی هوشمند و آینده‌نگر بر فضای رسانه‌ای می‌توان از سبک زندگی ایرانی–اسلامی حمایت کرد و آن را به الگویی جذاب برای نسل‌های آینده تبدیل ساخت؟

غفاری در ادامه تأکید می‌کند: رسانه امروز یک “زیرساخت حکمرانی فرهنگی” است؛ زیرساختی که در آن معنا تولید می‌شود، هویت شکل می‌گیرد، الگوهای رفتاری تثبیت می‌شوند و تصویری از آینده مطلوب به جامعه عرضه می‌شود.

او بر این باور است که سیاست فرهنگی دیگر نباید تنها بر تولید محتوا متمرکز باشد، بلکه باید به سمت طراحی محیطی حرکت کند که در آن ارزش‌ها، روایت‌ها و سبک‌های زندگی فرصت رقابت و اثرگذاری پیدا کنند.

غفاری در بخش دیگری از یادداشت خود، تفاوت میان «مدیریت رسانه» و «حکمرانی رسانه‌ای» را تشریح می‌کند. به اعتقاد او، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که افزایش تولید محتوا یا فعالیت‌های تبلیغاتی، به تنهایی نمی‌تواند اهداف فرهنگی را محقق کند، زیرا رسانه امروز یک سازمان نیست، بلکه یک اکوسیستم متشکل از رسانه‌های رسمی، پلتفرم‌ها، تولیدکنندگان محتوا، کاربران، الگوریتم‌ها و اقتصاد توجه است.

او در این زمینه می‌نویسد: حکمرانی رسانه‌ای به معنای کنترل همه پیام‌ها نیست؛ بلکه به معنای ایجاد شرایطی است که در آن روایت‌ها و سبک‌های زندگی مطلوب بتوانند امکان حضور، رقابت و اثرگذاری داشته باشند.

این آینده‌پژوه، یکی از مهم‌ترین مسائل فرهنگی کشور را فاصله میان ارزش‌های رسمی و محیط واقعی شکل‌گیری سبک زندگی می‌داند. از نگاه او، انتقال بخشی از مرجعیت فرهنگی نسل جدید به شبکه‌های اجتماعی، ضعف در روایت‌پردازی و عقب‌ماندگی سیاست‌گذاری از سرعت پیشرفت فناوری، از مهم‌ترین چالش‌های موجود هستند.

وی معتقد است ارزش‌های فرهنگی زمانی ماندگار می‌شوند که در قالب روایت‌های جذاب، شخصیت‌های قابل باور و تجربه‌های واقعی زندگی به مخاطبان ارائه شوند، نه صرفاً در قالب پیام‌های رسمی.

غفاری با اشاره به گسترش هوش مصنوعی و رسانه‌های شخصی‌سازی‌شده، آینده را عرصه رقابت بر سر طراحی محیط‌های رسانه‌ای توصیف می‌کند. به اعتقاد او، فناوری‌های نوین با تحلیل داده‌های رفتاری کاربران، محیطی شخصی برای هر مخاطب ایجاد می‌کنند که در آن محتوا بر اساس نیازها و علایق افراد تولید و عرضه می‌شود.

او هشدار می‌دهد که در چنین شرایطی، قدرت فرهنگی بیش از گذشته در اختیار بازیگرانی قرار می‌گیرد که زیرساخت‌های داده، فناوری و الگوریتم‌ها را در اختیار دارند و به همین دلیل رقابت فرهنگی آینده بیش از آنکه بر سر تولید محتوا باشد، بر سر طراحی و مدیریت محیطی خواهد بود که انسان‌ها در آن معنا، هویت و سبک زندگی خود را شکل می‌دهند.

غفاری در ادامه، پنج محور راهبردی را برای تحول سیاست فرهنگی کشور پیشنهاد می‌کند. نخست، توسعه نظام آینده‌پژوهی فرهنگی و رصد مستمر تغییرات نسلی و فناوری است تا سیاست‌گذاری‌ها از حالت واکنشی خارج شوند.

دومین محور، حرکت از تولید انبوه محتوا به سمت تولید روایت‌های الهام‌بخش و معنادار است؛ روایت‌هایی که بتوانند میان ارزش‌های ایرانی–اسلامی و زندگی امروز جامعه پیوند برقرار کنند.

او همچنین توسعه زیرساخت‌های فناورانه، استفاده از ظرفیت هوش مصنوعی، تقویت پلتفرم‌های بومی و شناخت سازوکار الگوریتم‌ها را از الزامات حکمرانی هوشمند فرهنگی می‌داند.

چهارمین پیشنهاد او، ارتقای سواد رسانه‌ای و سواد الگوریتمی شهروندان است تا جامعه بتواند نقش فعال‌تری در تولید و تحلیل محتوا ایفا کند. در نهایت نیز بر ضرورت ایجاد هماهنگی میان نهادهای فرهنگی، آموزشی، رسانه‌ای و فناوری برای شکل‌گیری حکمرانی یکپارچه فرهنگی تأکید می‌کند.

غفاری در جمع‌بندی یادداشت خود تأکید می‌کند که مسئله اصلی دهه آینده، صرفاً تولید پیام‌های فرهنگی نیست، بلکه حکمرانی بر محیطی است که در آن ارزش‌ها، هویت‌ها و سبک زندگی نسل‌های آینده شکل می‌گیرند.

او در پایان می‌نویسد: رسانه در عصر جدید دیگر یک ابزار جانبی در خدمت فرهنگ نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های تولید فرهنگ تبدیل شده است. به باور وی، آینده سیاست فرهنگی ایران در گرو پاسخ به این پرسش است که چگونه می‌توان زیست‌بوم رسانه‌ای آینده را به شکلی مدیریت کرد که سبک زندگی ایرانی–اسلامی ضمن حفظ هویت خود، توان رقابت، بازآفرینی و الهام‌بخشی در جهان جدید را نیز داشته باشد.

انتهای پیام

 

 

مطالب مرتبط

هوش مصنوعی؛ موتور محرک بهره‌وری در بخش عمومی و خصوصی

سردبیر
1 ماه قبل

خسارت ۳۰۰ میلیون دلاری به زیرساخت‌های علمی-پژوهشی در دانشگاه‌ها

سردبیر
4 ماه قبل

هوش مصنوعی گوگل پیش‌بینی باران و برف را دقیق‌تر می‌کند

سردبیر
2 هفته قبل
خروج از نسخه موبایل