محمد سجاد نوروزی از گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه زنجان و مجید فخری از گروه مدیریت راهبردی پدافند غیر عامل، دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا در مقاله «اولویتبندی ابعاد حکمرانی فضایی هوشمند در زمینه ایران با تاکید مفهومی بر آزمایشگاه ملی جغرافیا» عنوان کردند که تحولات شتابان در حوزه دادههای ژئواسپشیال، هوش مصنوعی مکانی (GeoAI)و فناوریهای دیجیتال الگوهای سنتی حکمرانی را با چالش مواجه کرده و ضرورت گذار به حکمرانی فضایی هوشمند را برجسته ساخته است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، در چکیده این مقاله آمده است:
تحولات شتابان در حوزه دادههای ژئواسپشیال، هوش مصنوعی مکانی (GeoAI)و فناوریهای دیجیتال الگوهای سنتی حکمرانی را با چالش مواجه کرده و ضرورت گذار به حکمرانی فضایی هوشمند را برجسته ساخته است. پژوهش حاضر با هدف پالایش، زمینهمند کردن، و اولویتبندی ابعاد کلان حکمرانی فضایی هوشمند در زمینه ایران و تبیین جایگاه مفهومی آزمایشگاه ملی جغرافیا بهعنوان یک سازوکار واسط بالقوه میان داده و تحلیل و سیاستگذاری انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردیتوسعهای و از حیث روش آمیخته اکتشافی متوالی است. در مرحله نخست، با استفاده از مرور هدفمند پیشینه، اسناد OECD و UN-GGIM، و سایر چارچوبهای مرتبط ۶۲ شاخص اولیه در قالب ۱۰ بعد شناسایی شد. این مجموعه بر اساس سه معیار زمینهای شامل سازگاری نهادی، سازگاری حقوقی حکمرانی، سازگاری دادهای زیرساختی بازبینی و سپس با استفاده از روش فازی دلفی و مشارکت ۲۵ خبره پالایش شد. حاصل این فرایند تثبیت ۵۰ شاخص در قالب همان ۱۰ بعد بود. در ادامه، روابط علتومعلولی و اهمیت نسبی ۱۰ بعد اصلی با استفاده از DEMATEL و DANP بررسی شد. نتایج DEMATEL نشان داد «حکمرانی و رهبری راهبردی» مهمترین عامل علی و «اثربخشی و پیامدهای حکمرانی فضایی» مهمترین متغیر پیامدی سیستم است؛ درحالیکه «سازوکار هماهنگی و یکپارچهسازی ژئواسپشیال» بیشترین تعامل شبکهای را با سایر ابعاد دارد. نتایج DANP نیز نشان داد که این بعد با وزن ۰٫۱۷۶ در رتبه نخست و پس از آن «حکمرانی و رهبری راهبردی» با وزن ۰٫۱۶۴ و «حکمرانی داده و چارچوبهای حقوقی» با وزن ۰٫۱۳۸ قرار دارند. در این پژوهش، DANP در سطح ۱۰ بعد اصلی اجرا شد و برای ۵۰ شاخص فرعی وزن شبکهای مستقل محاسبه نشد. تحلیل حساسیت سناریویی نیز نشان داد که در دامنه تغییرات مفروض رتبه سه بعد نخست حفظ میشود. با توجه به قضاوتمحور بودن دادهها و نبود اعتبارسنجی بیرونی در یک بستر اجرایی واقعی، یافتههای پژوهش بهعنوان یک چارچوب مفهومی و اولویتبندیشده ایرانمحور تفسیر میشوند و نه بهعنوان الگوی اجرایی، سازمانی، یا حقوقی نهایی برای آزمایشگاه ملی جغرافیا. نتایج نشان میدهد که تحقق حکمرانی فضایی هوشمند در ایران بیش از آنکه مسئلهای صرفاً فناورانه باشد به هماهنگی نهادی، رهبری راهبردی، و حکمرانی داده وابسته است.
این مقاله سال ۱۴۰۵ در مجله آمایش سرزمین منتشر شده است.
انتهای پیام
