به باور کارشناسان، پایداری تأمین انرژی در ایران از مرز یک مسئلهی فصلی عبور کرده و به چالشی ساختاری برای آیندهی توسعه کشور تبدیل شده است. حمید خدری؛ دکتری مدیریت صنعتی، در یادداشتی تخصصی تأکید کرده است که نگاه صرفاً مهندسی یا حقوقی به این معضل، پاسخگو نیست و باید آن را در چارچوب «مسئلهای حکمرانی» بازتعریف کرد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، وی با اشاره به دادههای مرجع بینالمللی Enerdata اعلام میکند که «گاز طبیعی حدود ۷۱ درصد از عرضه انرژی ایران و ۸۰ درصد از سبد سوخت نیروگاهی را پوشش میدهد» و این در حالی است که «مصرف انرژی کشور حدود ۳ درصد سالیانه افزایش مییابد». این وابستگی شدید، هر گونه نوسان در عرضه را به ریسکی جدی برای کل اقتصاد تبدیل کرده است.
یکی از مهمترین نکاتی که در این یادداشت به آن پرداخته شده، تفاوت نگرش سنتی و مدرن به مقولهی «صرفهجویی» است. خدری معتقد است که در ادبیات سیاستگذاری داخلی، صرفهجویی اغلب با توصیههای اخلاقی گره خورده، در حالی که این رویکرد به دلیل «فقدان محرک و سیگنالهای اقتصادی برای مصرفکننده نهایی»، نتایج پایدار نداشته است.
او با استناد به دیدگاه آژانس بینالمللی انرژی (IEA) تأکید دارد که «بهرهوری انرژی، “نخستین سوخت” و یکی از موتورهای اصلی توسعه محسوب میشود»؛ یعنی بدون آنکه کیفیت خدمات انرژی کاهش یابد، میتوان فشار بر منابع محدود را کم کرد.
یکی از چالشهای مزمن در حوزه انرژی، پاسکاریِ مسئولیت بین سیاستگذار، صنعت و مصرفکننده است. خدری با اشاره به رویکرد آژانس بینالمللی انرژی تصریح میکند که «پایداری انرژی را یک مسئولیت مشترک بین تمام ذینفعان» میداند و بر «همافزایی در عملکرد مدیریت انرژی با ایفای نقش تمام ذینفعان» تأکید دارد.
– سیاستگذار باید با اصلاح تعرفهها، کاهش مداخلات غیرضروری و ایجاد چارچوب قانونی پایدار، زمینه را برای سرمایهگذاری بخش خصوصی فراهم کند.
– صنعت موظف است نوسازی و کاهش شدت انرژی را به شاخص اصلی عملکرد خود تبدیل کند.
– مصرفکننده نیز باید از نقش منفعل خارج شده و بهعنوان «شریک استراتژیک» وارد میدان شود؛ مشروط بر اینکه ابزارهایی مانند برچسبهای انرژی معتبر و آگاهی از هزینههای واقعی در اختیار او قرار گیرد.
شاید مهمترین بخش این یادداشت، تأکید بر گذار از مدیریت سنتی به «حکمرانی هوشمند و دادهمحور» باشد. خدری با اشاره به استانداردهای بینالمللی مانند ISO ۵۰۰۰۱ میگوید: «مدیریت انرژی بدون اندازهگیری دقیق، پایش مستمر و دسترسی به دادههای واقعی میسر نمیباشد» و تأکید دارد که «راهی جز خروج از اتاق فرمانهای سنتی و حرکت به سمت پلتفرمهای هوشمند و دادهمحور باقی نمیماند».
او با تشبیه منطق پایش در صنایع بزرگ (استفاده از سیستمهای DCS و پایش لحظهای)، بر لزوم تسری این نگرش تا انتهای زنجیرهی توزیع و مصرف صحه میگذارد و اعلام میکند: «شفافیت داده، زیرساخت اصلی مدیریت تقاضاست». به باور او، وقتی شدت مصرف هر بخش بهصورت برخط قابل تحلیل باشد، مدیریت تقاضا از یک شعار به ابزاری دقیق برای تخصیص بهینه منابع تبدیل میشود.
در پایان این بخش، خدری به صراحت بیان میکند که «دادهمحوری در مدیریت تقاضا فقط یک انتخاب فناورانه و محدود نیست، بلکه شرط بلوغ سیاستگذاری در حوزه انرژی میباشد». این جمله، هستهی مرکزی رویکرد «حکمرانی هوشمند» را تشکیل میدهد.
انتهای پیام
