گسترش هوش مصنوعی در سالهای اخیر، معادلات حوزه امنیت، تصمیمسازی و مدیریت اطلاعات را دستخوش تغییر کرده و ضرورت بازنگری در شیوه حفاظت از سرمایههای دانشی کشور را بیش از هر زمان دیگری نمایان ساخته است. کارشناسان معتقدند در شرایطی که سامانههای هوش مصنوعی با اتکا به حجم گستردهای از دادهها تحلیل و تصمیمسازی میکنند، استقرار نظام حکمرانی هوشمند بر دانش و اطلاعات، به یکی از الزامات راهبردی برای حفظ امنیت ملی تبدیل شده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، عماد کمالی، کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات با گرایش مدیریت دانش، با اشاره به تحولات جنگهای نوین اظهار کرد: «صرفنظر از صحت یا جزئیات برخی گزارشها درباره استفاده از هوش مصنوعی در عملیاتهای نظامی، آنچه امروز اهمیت دارد، ورود هوش مصنوعی به عرصه تصمیمسازی، تحلیل داده و پشتیبانی از عملیاتهای نظامی است؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در حکمرانی دانش و مدیریت اطلاعات کشور را بیش از گذشته آشکار میکند.»
وی با بیان اینکه جنگهای اخیر منطقه نشان دادهاند قدرت نظامی دیگر تنها به تجهیزات و توان رزمی وابسته نیست، افزود: «امروز آنچه قدرت نظامی را اثربخش میکند، تنها تجهیزات و توان رزمی نیست، بلکه دسترسی به دادهها، اطلاعات و دانش انباشتهشدهای است که طی سالها در فضای دیجیتال تولید و منتشر شدهاند.»
این پژوهشگر حوزه مدیریت دانش با تأکید بر اینکه دانش تولیدشده در کشور یک دارایی راهبردی محسوب میشود، گفت: «دانش تولیدشده در کشور، یک سرمایه راهبردی است و باید همانند سایر داراییهای ملی از آن حفاظت شود.» به گفته او، توسعه روزافزون هوش مصنوعی، اهمیت صیانت از این سرمایه را دوچندان کرده است.
کمالی در ادامه با تشریح نحوه عملکرد سامانههای هوش مصنوعی اظهار کرد: «این فناوری برای تحلیل و تصمیمسازی به داده نیاز دارد؛ دادههایی که بخش قابل توجهی از آنها از طریق اسناد منتشرشده، گزارشهای سازمانی، پایاننامهها، تصاویر، نقشهها، شبکههای اجتماعی و حتی اطلاعاتی که کاربران بهصورت روزمره در اختیار سامانههای خارجی قرار میدهند، گردآوری میشود.»
وی هشدار داد: «اگر این اطلاعات بدون ضابطه در اختیار سامانههای بینالمللی قرار گیرد، ممکن است در آینده به بخشی از زنجیره تحلیل و تصمیمسازی بازیگران رقیب تبدیل شود.»
این کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات با تأکید بر اینکه هدف، محدود کردن تولید علم یا جریان دانش نیست، تصریح کرد: «آنچه کشور به آن نیاز دارد، حکمرانی هوشمند بر دانش است.» وی معتقد است تجربه سالهای گذشته نشان داده انتشار گسترده اطلاعات و اتصال بدون ضابطه به بسترهای خارجی میتواند هزینههای راهبردی برای کشور به همراه داشته باشد.
کمالی همچنین به یکی دیگر از قابلیتهای هوش مصنوعی اشاره کرد و گفت: «هوش مصنوعی قادر است دادههای پراکنده و به ظاهر کماهمیت را کنار یکدیگر قرار دهد و تصویری دقیق از ظرفیتها، زیرساختها، فرآیندها و حتی نقاط آسیبپذیر کشور ترسیم کند؛ موضوعی که اهمیت مدیریت صحیح اطلاعات را دوچندان میکند.»
وی با اشاره به افزایش استفاده از سامانههای هوش مصنوعی خارجی افزود: «بارگذاری اسناد، گزارشها، تصاویر و اطلاعات سازمانی در این سامانهها، بدون آموزش و ضابطه مشخص، میتواند ناخواسته بخشی از سرمایه دانشی کشور را در اختیار مدلهایی قرار دهد که تعهدی نسبت به منافع ملی ایران ندارند.»
این پژوهشگر حوزه مدیریت دانش، تقویت حکمرانی داده را از الزامات کشور دانست و اظهار کرد: «لازم است جمهوری اسلامی ایران، حکمرانی دانش را به یکی از ارکان امنیت ملی تبدیل کند.» به گفته وی، تحقق این هدف مستلزم ایجاد زیرساختی ایمن برای مدیریت چرخه حیات دانش بر پایه اصول علم اطلاعات، مدیریت دانش و امنیت اطلاعات است.
کمالی همچنین بر ضرورت ایجاد ساختارهای تخصصی مدیریت دانش در دستگاههای مختلف تأکید کرد و گفت: «تمامی دستگاههای اجرایی، صنایع راهبردی، مراکز پژوهشی، نیروهای امدادی و مجموعههای مدیریت بحران باید دارای واحدهای تخصصی مدیریت دانش باشند» تا وظایفی همچون شناسایی دانشهای راهبردی، ثبت تجربیات، طبقهبندی اطلاعات، تعیین سطوح دسترسی، حفاظت از دانش تولیدی و جلوگیری از خروج ناخواسته سرمایههای اطلاعاتی را بر عهده بگیرند.
وی در پایان با اشاره به تغییر ماهیت تهدیدهای امنیتی در جهان آینده خاطرنشان کرد: «در جهان آینده، امنیت کشورها تنها با حفاظت از مرزهای جغرافیایی تأمین نخواهد شد، بلکه مرزهای دانشی نیز به همان اندازه اهمیت خواهند داشت.» به اعتقاد این کارشناس، ایجاد مخازن امن دانش ملی، استقرار نظام جامع مدیریت دانش در دستگاهها و صیانت از دانش تولیدی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی راهبردی است؛ زیرا «در عصر هوش مصنوعی، حفاظت از دانش ملی، حفاظت از امنیت ملی خواهد بود.»
انتهای پیام
