پدیده سلبریتیسم در سالهای اخیر از یک موضوع مرتبط با حوزه هنر و سرگرمی فراتر رفته و به یکی از مؤلفههای اثرگذار در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی تبدیل شده است. گسترش شبکههای اجتماعی و تغییر الگوهای ارتباطی موجب شده است تا چهرههای مشهور بتوانند نقش قابل توجهی در شکلدهی به افکار عمومی ایفا کنند؛ موضوعی که ضرورت توجه به حکمرانی هوشمند در مدیریت این ظرفیت را بیش از گذشته نمایان میکند.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، بررسی این پدیده نشان میدهد که میان «قهرمان» و «سلبریتی» تفاوتی بنیادین وجود دارد. قهرمانان بر پایه دستاوردها، فداکاری و فضایل اخلاقی در حافظه تاریخی ملتها ماندگار میشوند، اما سلبریتیها عمدتاً محصول رسانهها و صنعت سرگرمی هستند و مرجعیت آنها بیش از آنکه بر تخصص استوار باشد، بر دیده شدن، جذابیت و ارتباط عاطفی با مخاطبان تکیه دارد.
با توسعه اینترنت و شبکههای اجتماعی، مسیر دستیابی به شهرت نیز دستخوش تحول شده است. در گذشته رسانههای رسمی نقش اصلی را در معرفی چهرههای مشهور ایفا میکردند، اما امروز هر فردی میتواند با بهرهگیری از سازوکارهای فضای مجازی به جایگاه یک سلبریتی دست یابد. این روند اگرچه فرصت دیده شدن استعدادهای جدید را فراهم کرده، اما در کنار آن به گسترش شهرتهای سطحی نیز منجر شده است.
از سوی دیگر، سلبریتیها به دلیل برخورداری از سرمایه اجتماعی گسترده، ظرفیت بالایی برای اثرگذاری بر جامعه دارند. این ظرفیت در حوزههایی مانند فعالیتهای خیریه، مدیریت بحران، فرهنگسازی، ترویج کتابخوانی، حفاظت از محیط زیست و کاهش آسیبهای اجتماعی میتواند به عنوان یک فرصت ارزشمند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین حضور چهرههای شناختهشده در حمایت از تولید ملی، گردشگری داخلی و صنایع خلاق میتواند آثار اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
در این یادداشت تأکید شده است: «اگر به سلبریتیها به عنوان “رسانههای انسانی” نگریسته شود، ظرفیتهای بیبدیلی برای پیشبرد اهداف ملی و فرهنگی آشکار میشود.»
با این حال، سلبریتیسم در کنار فرصتها، چالشهای قابل توجهی نیز ایجاد کرده است. یکی از مهمترین آسیبها، شکلگیری مرجعیت کاذب است؛ وضعیتی که در آن برخی چهرههای مشهور درباره موضوعات تخصصی مانند اقتصاد، سیاست، پزشکی یا دین اظهار نظر میکنند و بخشی از جامعه نیز بدون ارزیابی کارشناسانه، این دیدگاهها را میپذیرد. چنین روندی میتواند به افزایش دوقطبیهای اجتماعی و تضعیف تصمیمگیری آگاهانه منجر شود.
علاوه بر این، فاصله میان سبک زندگی واقعی و تصویری که در فضای مجازی از زندگی سلبریتیها ارائه میشود، زمینهساز ترویج الگوهای غیرواقعی از موفقیت و خوشبختی است؛ مسئلهای که در بلندمدت آثار فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی به همراه خواهد داشت. وابستگی بیش از اندازه رسانهها به چهرههای مشهور برای جذب مخاطب نیز از دیگر پیامدهایی است که به کاهش سهم محتوای عمیق و تقویت سطحینگری در فضای فرهنگی منجر میشود.
در بخش راهکارها، بر ضرورت اتخاذ رویکردی مبتنی بر حکمرانی هوشمند تأکید شده و حذف یا تقابل با این پدیده، راهحل مناسبی ارزیابی نشده است. بر همین اساس، تدوین چارچوبهای اخلاقی و حقوقی برای فعالیت سلبریتیها، ارتقای سواد رسانهای جامعه و حمایت از چهرههایی که همزمان از تخصص، اخلاق حرفهای و مسئولیتپذیری اجتماعی برخوردارند، از مهمترین اقدامات پیشنهادی به شمار میرود.
همچنین در این یادداشت آمده است: «جامعه باید بیاموزد که میان تخصص و شهرت تفکیک قائل شود و هر سخنی را صرفاً به دلیل گوینده مشهورش نپذیرد.»
از سوی دیگر، مشارکت دادن سلبریتیها در فرآیندهای حل مسائل اجتماعی و فرهنگی، میتواند زمینه افزایش مسئولیتپذیری آنها را فراهم کرده و از ظرفیت اثرگذاریشان در جهت منافع عمومی استفاده کند.
در جمعبندی این یادداشت تأکید شده است که سلبریتیها نه پدیدهای قابل حذف هستند و نه لزوماً تهدیدی برای جامعه؛ بلکه نحوه مدیریت این ظرفیت تعیین میکند که شهرت به عاملی برای توسعه فرهنگی تبدیل شود یا به بستری برای ایجاد آسیبهای اجتماعی. بر همین اساس، نویسنده معتقد است: «کلید واژه آینده، “حکمرانی هوشمند بر شهرت” است.»
بر این اساس، استفاده از ظرفیت سلبریتیها در چارچوب منافع ملی، همراه با شفافیت، مسئولیتپذیری و عدالت رسانهای، میتواند مسیر تبدیل این پدیده به سرمایهای مؤثر برای تقویت سرمایه اجتماعی و توسعه فرهنگی کشور را هموار کند.
انتهای پیام
