عضو اندیشکده تعلیم و تربیت هجرت، در یادداشتی با نقد رویه تکراری تعطیلی مدارس در مواجهه با بحران انرژی، این اقدام را نشانهای از اولویتبندی نادرست در حکمرانی عمومی دانسته و بر لزوم جایگزینی پرسش «آیا مدارس تعطیل است؟» با پرسش بنیادین «چرا اولین قربانی بحرانها آموزش عمومی است؟» تأکید کرده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، حمید زینعلی استدلال میکند که در شرایط کمبود منابع، «هنر آن است که مشخص شود چه چیزی واقعاً اولویت است» و متأسفانه در سالهای اخیر، آموزشوپرورش همواره جزء اولین گزینهها برای مدیریت بحران انرژی بوده، در حالی که این انتخاب «بر اساس مطالعهای که مثلاً بگوید تعطیلی مدارس بهترین راهکار است صورت نگرفته» و حتی مشخص نیست «با تعطیلی مدارس دقیقاً چند درصد صرفهجویی صورت میگیرد». به باور وی، آنچه بیش از هر چیز در این تصمیمگیری نمایان است، «پایین بودن هزینه سیاسی و اجرایی این تصمیم برای تصمیمگیر است، نه لزوماً پایین بودن هزینه اجتماعی آن».
زینعلی با استناد به گزارشهای شرکت گاز تصریح میکند که در چهارماهه آخر سال ۱۴۰۲، «کل مصرف محققشده گاز توسط بخش آموزشی (اعم از آموزش رسمی عمومی)، ۱.۲ درصد از کل مصرف کشور در آن چهار ماه بوده است» و وزارت آموزشوپرورش «میتواند با فشردن یک دکمه مدارس را تعطیل کند و از این طریق، بخش اندکی از مصرف گاز کاهش یابد»؛ اما در مورد «هزینه واقعی این تصمیم صحبتی نمیشود». او هزینههای پنهان این تصمیم را شامل «افت یادگیری دانشآموزان، افزایش شکاف آموزشی، فشار بر خانوادهها، کاهش سرمایه اجتماعی مدرسه و تضعیف کیفیت آموزشی» میداند که «بهتدریج به نحو ناپیدا بر کشور تحمیل میشوند.»
زینعلی معتقد است که اگر «آموزش واقعاً اولویت کشور است، این اولویت داشتن پیش از آغاز زمستان اعلام شود» و رئیسجمهور باید بهصراحت بگوید «تعطیلی مدارس آخرین گزینه است؛ حتی اگر برای حفظ آموزش ناچار شویم محدودیتهای بیشتری را بر سایر بخشها اعمال کنیم». او تأکید دارد که «چنین موضعی فقط یک شعار نیست بلکه جهت همکاری همه دستگاههای اجرایی را تغییر میدهد» و وقتی همه بدانند که «مدارس نباید تعطیل شوند، ذهنها به سمت یافتن راهحل میروند و نه توجیه تعطیلی.»
زینعلی در بخش راهکارها، با طرح این پرسش که «واقعاً چرا از امروز پروژه ملی عایقبندی مدارس آغاز نمیشود؟»، به راهحلهای عملیاتی متعددی اشاره میکند؛ از جمله: هوشمندسازی سیستمهای گرمایشی، استفاده از سوخت مایع در مدارس دوگانهسوز، طراحی سازوکار تشویقی مبتنی بر اعتبار صرفهجویی برای مدارس، دعوت از مردم به پویش ملی مدیریت مصرف با پیام «مصرف انرژی را مدیریت کنیم تا آموزش تعطیل نشود»، و اولویتبندی حفظ آموزش حضوری برای مدارس ابتدایی به عنوان آسیبپذیرترین گروه.
زینعلی پیشنهاد میکند که استانها نقشی محوری در این زمینه ایفا کنند و «بر اساس مصرف گاز سال قبل در هر استان، درصدی صرفهجویی برای هر استان تعیین کرد تا با تحقق آن مدارس آن استان باز بمانند (نظام تشویقی)». او معتقد است که «استانها اگر صرفهجویی کنند برای کل کشور این صرفهجویی را انجام دادهاند در حالی که باید صرفهجویی در یک استان منافعش به خود آن استان برسد» تا انگیزه لازم برای اقدام ایجاد شود.
زینعلی در پایان با هشدار درباره تلقی تعطیلی مدارس به عنوان «راهحل قطعی»، تأکید میکند که «مسئله اصلی این نیست که چه زمانی مدارس تعطیل شوند، بلکه این است که چگونه کشور را اداره کنیم تا مدارس، تا آخرین لحظه ممکن، تعطیل نشوند» و تصریح مینماید که «تمدنسازی با شعار آغاز نمیشود و لازمه آن انتخاب اولویتهایی در راستای آن است» و «کشوری که آموزش را محور پیشرفت و توسعه خود میداند نمیتواند مدرسه را نخستین قربانی ناترازی انرژی کند.»
انتهای پیام
