مسئول گروه معماری اندیشکده شهر ایرانی ـ اسلامی، با بررسی طرح برگزیده آرامگاه استاد فقید محمود فرشچیان، مسئله هویت را یکی از چالشهای اصلی معماری معاصر ایران دانست و معتقد است مواجهه با این موضوع، بهدلیل نبود چارچوبی نظری و یکپارچه، در بسیاری از موارد به بازنمایی ظاهری عناصر معماری گذشته محدود شده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، حامد عابدینی در یادداشتی با اشاره به روند شکلگیری مسئله هویت در فرهنگ معاصر ایران استدلال میکند که این دغدغه از زمان گسست تدریجی فرهنگ ایرانی از بستر سنتی خود در نیمه دوره قاجار، بهتدریج پررنگتر شد. به باور او، در دوره پهلوی اول، ملیگرایی افراطی و باستانگرایانه به یکی از پاسخهای مطرحشده به این بحران تبدیل شد و در دهه ۴۰ خورشیدی نیز ایده «بازگشت به خویشتن» در محافل روشنفکری، صورتبندی نظری منسجمتری به این مسئله بخشید.
وی ادامه میدهد که پس از انقلاب اسلامی، مسئله هویت در قالبی تازه و با تأکید بیشتر بر هویت اسلامی پیگیری شد و تا اواخر دهه ۷۰ خورشیدی، پیش از ظهور جریانهای نظری جدید، در بخشهای مختلف فرهنگ جامعه ایران جایگاه غالبی داشت. از نگاه عابدینی، معماری نیز بهعنوان یکی از مهمترین جلوههای فرهنگ اجتماعی، همواره در خط مقدم بازتاب این تحولات و شیوههای مواجهه با هویت قرار داشته است.
ابهام در مفهوم هویت و پیامدهای آن در معماری
عابدینی معتقد است هویت طی دهههای گذشته به یکی از کلیدواژههای اصلی گفتوگو درباره معماری ایران تبدیل شده و همچنان از پرکاربردترین مفاهیم در این حوزه به شمار میرود. بااینحال، پیچیدگی این مفهوم و نبود تعریفی منسجم از آن در عرصه نظریه و عمل، اتخاذ موضعی روشن درباره هویت معماری را دشوار کرده است.
به استدلال وی، بخش مهمی از این دشواری به پرسشهایی اساسی بازمیگردد؛ از جمله اینکه آیا هویت باید در شکل و ظاهر بنا نمایان شود یا باید آن را در محتوای تجربه شکلگیری معماری جستوجو کرد؟ آیا هویت صرفاً بازتاب گذشته است یا میتواند وضعیت کنونی جامعه را نیز صورتبندی کند؟ همچنین باید آن را پدیدهای ثابت و وابسته به یک دوره تاریخی دانست یا مفهومی پویا که از مجموع دورهها و تجربههای زیسته شکل میگیرد؟
از نگاه این پژوهشگر حوزه معماری، نبود پاسخ روشن به این پرسشها سبب شده است که بخشی از واکنشها به مسئله هویت، به مواجههای صرفاً شکلی تقلیل پیدا کند. در چنین شرایطی، برخی منتقدان این رویکرد را گذشتهگرایی و ماندن در زمان سپریشده میدانند؛ درحالیکه معماران، طراحان و نظریهپردازان نیز در نبود چارچوبی نظری، گاه به الگوهای تثبیتشده پیشین بازمیگردند.
آرامگاه فرشچیان؛ نمونهای از مواجهه معماری با گذشته
عابدینی در ادامه، پروژههای شاخصی را که ارتباط مستقیمی با تاریخ و فرهنگ ایران دارند، نمونههایی میداند که مسئله هویت در آنها آشکارتر میشود. به اعتقاد وی، طرح آرامگاه استاد فقید محمود فرشچیان نیز در همین چارچوب قابل بررسی است؛ پروژهای که قرار بوده با نظارت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در اصفهان و در مجاورت آرامگاه صائب تبریزی احداث شود.
بر اساس اطلاعاتی که در یادداشت به آنها اشاره شده است، طرح این آرامگاه را شهاب نیکمان ارائه کرده و در مراسمی با حضور قائممقام وزیر، مدیرکل میراث فرهنگی استان و استاندار اصفهان رونمایی شده است.
عابدینی تأکید میکند که پیش از هرگونه داوری درباره کیفیت طراحی این پروژه، باید به نسبت مستقیم آن با گذشته فرهنگی ایران توجه داشت. از نظر او، حوزه فعالیت استاد فرشچیان، رویکرد وی به طراحی و موضوعات و آثار شاخصی که از او برجای ماندهاند، همگی ایجاب میکنند که پروژه در بستری نظری و متناسب با جایگاه فرهنگی این هنرمند تعریف شود.
وی بر همین اساس، صورتبندی نظری پروژه پیش از آغاز فرایند طراحی را ضروری میداند و برگزاری مسابقهای با پشتوانه نظری روشن را یکی از راهکارهای مؤثر در این زمینه معرفی میکند. به باور عابدینی، رویکرد کلی مسابقه و معیارهایی که هیئتداوران برای ارزیابی آثار در نظر میگیرند، باید بازتابدهنده مبانی نظری و مفهومی پروژه باشند.
او در عین حال یادآور میشود که بنیانهای نظری در جریان طراحی و اجرا ممکن است با چالش روبهرو شوند و حتی دستخوش تغییر یا حذف قرار گیرند. از این رو، آنچه اهمیت دارد صرفاً طرح اولیه یا ایدههای مطرحشده در مراحل آغازین نیست، بلکه مفاهیم بنیادینی است که قرار است شکل نهایی اثر را تعیین کنند و در شیوه ارائه و طراحی آن نیز بازتاب یابند.
تکرار الگوهای تاریخی در بازنمایی هویت معماری
عابدینی در ارزیابی طرح ارائهشده برای آرامگاه محمود فرشچیان معتقد است که این اثر، مطابق انتظار، به برداشتهای فرمی از معماری ایرانی متکی است و نزدیکترین مسیر برای برقراری ارتباط با گذشته را انتخاب کرده است. از نگاه او، این رویکرد سابقهای طولانی در معماری معاصر ایران دارد و بهویژه در نیمه دوم دوره پهلوی دوم، در طراحی و اجرای آرامگاهها و یادمانهای شخصیتهای برجسته تاریخی بهکرات مورد استفاده قرار گرفته است.
وی برای توضیح این روند، به مجموعه آثاری اشاره میکند که انجمن آثار ملی برای بزرگداشت چهرههای برجسته ایران طراحی و اجرا کرد. این مجموعه، به روایت عابدینی، از آرامگاه فردوسی با طراحی کریم طاهرزاده بهزاد در اوایل دوره پهلوی اول آغاز میشود و آثاری همچون آرامگاه خیام نیشابوری با طراحی هوشنگ سیحون، آرامگاه اوحدی مراغهای با طراحی حسین جودت و مقبرهالشعرا با طراحی غلامرضا فروزانمهر را نیز در بر میگیرد.
عابدینی خاطرنشان میکند که شمار این آثار در برخی منابع تا ۳۰ مورد گزارش شده است و بخش عمده آنها در چارچوب رویکردی هویتگرا شکل گرفتهاند. به گفته وی، حتی در آثاری که فاصله بیشتری از معماری سنتی دارند و بیشتر با معیارهای رایج مدرنیسم در آن دوره همسو هستند نیز میتوان نشانههایی از ارجاع به گذشته را مشاهده کرد؛ آرامگاه نادرشاه افشار، اثر هوشنگ سیحون، از جمله نمونههایی است که در این زمینه به آن اشاره میشود.
انتهای پیام
