پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران، در یادداشتی به بررسی نظام توزیع یارانه بنزین در کشور پرداخته و معتقد است سازوکار فعلی نه تنها عادلانه نیست، بلکه باعث میشود برخورداری از حمایتهای عمومی تا حد زیادی به میزان مصرف و مالکیت خودرو وابسته باشد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، فاطمه حاجیلو استدلال میکند که فلسفه وجودی یارانه بنزین، کاهش هزینه مصرفکننده است؛ اما در عمل، این حمایت به گونهای طراحی شده که هرچه مصرف بیشتر باشد، میزان بهرهمندی از آن نیز بیشتر میشود. او در این باره مینویسد: «خانواری که چند خودرو دارد یا مصرف بیشتری دارد، در مجموع میتواند از یارانه نهفته در قیمت بنزین بهره بیشتری ببرد. در مقابل، خانوار فاقد خودرو سهم مستقیمی از این حمایت ندارد؛ با اینکه هزینه رفتوآمد خود را میپردازد و این حمایت نیز از منابع عمومی تأمین میشود.»
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران تأکید میکند که مسئله فقط قیمت بنزین نیست و پرسش مهمتری مطرح است: «یک حمایت عمومی چگونه توزیع میشود و چه کسانی بیشتر از آن بهره میبرند؟ اگر هدف، حمایت از رفاه مردم است، چرا خودرو باید مسیر اصلی دریافت این حمایت باشد؟»
حاجیلو با تشریح منطق فعلی نظام یارانهای توضیح میدهد که در سازوکار کنونی، یارانه همراه مصرف سوخت به مصرفکننده میرسد و هرچه مصرف بیشتر باشد، میزان برخورداری از این حمایت نیز بیشتر میشود. او اما هشدار میدهد: «سادگی یک سازوکار، لزوماً به معنای عادلانه بودن آن نیست.»
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران با مقایسه شرایط خانوادهها تأکید میکند که یک خانواده ممکن است برای رفتن به محل کار، رساندن فرزند به مدرسه، مراجعه به درمانگاه یا تأمین معاش به خودرو وابسته باشد، در حالی که خانوادهای دیگر چند خودرو دارد و مصرف بالاتری ایجاد میکند. در سوی دیگر، خانوادهای قرار دارد که خودرو ندارد و هزینه رفتوآمد خود را بدون استفاده مستقیم از یارانه بنزین میپردازد.
حاجیلو تأکید میکند که هدف این بحث، نادیده گرفتن نیاز خانوارهای دارای خودرو نیست. او میگوید: «خودرو برای بسیاری از مردم وسیله تجملی نیست؛ ابزار کار و زندگی است.» اما پرسش اساسی او این است: «آیا مالکیت خودرو باید تا این اندازه در تعیین میزان برخورداری هر خانوار از یک حمایت عمومی نقش داشته باشد؟» به باور او، خودرو مصرفکننده بنزین است؛ اما لزوماً نباید واسطه اصلی توزیع یارانه باشد.
حاجیلو با اشاره به سابقه طرح و بررسی ایده اختصاص سهمیه یا اعتبار بنزین بهصورت سرانه خانوار در سیاستگذاری ایران، این رویکرد را تلاشی برای نزدیکتر کردن نقطه تخصیص حمایت به خانوار میداند. او تأکید میکند: «این پیشنهاد لزوماً به معنای افزایش ناگهانی قیمت بنزین نیست. مسئله نخست، تغییر محل و منطق تخصیص حمایت است؛ یعنی سهم حمایتی خانوار روشنتر، قابل رصدتر و عادلانهتر تعریف شود.»
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران پیشنهاد میدهد که در یک مدل قابل بررسی، میتوان برای هر خانوار اعتبار مشخصی در نظر گرفت؛ اعتباری هدفمند که متناسب با طراحیهای سیاستی، برای خرید بنزین یا استفاده از خدمات حملونقل عمومی قابل استفاده باشد.
او با تأکید بر طراحی دقیق این اعتبار میگوید: «این اعتبار لزوماً پرداخت نقدی نیست. میتواند بهگونهای طراحی شود که هم امکان انتخاب خانوار حفظ شود و هم منابع حمایتی از هدف اصلی خود منحرف نشود. در مرحله نخست، اعتبار هدفمند و غیرنقدی میتواند گزینه کمریسکتری باشد؛ زیرا احتمال واسطهگری و خروج منابع از مسیر اصلی را کاهش میدهد.»
به اعتقاد حاجیلو، مزیت اصلی این تغییر روشن است: «خانوار فاقد خودرو از حمایت عمومی حذف نمیشود و برخورداری از منابع عمومی فقط به میزان مصرف سوخت وابسته نمیماند.»
حاجیلو با نقد رویکردهای یکساننگر در سیاستگذاری تأکید میکند: «عدالت یعنی دیدن تفاوتها، نه تقسیم مکانیکی یک عدد میان همه.» او با اشاره به تفاوتهای آشکار میان مناطق مختلف کشور میگوید: «خانواری که در تهران به مترو و اتوبوس دسترسی دارد، با خانوادهای در یک روستا یا شهر کوچک که خودرو ممکن است تنها راه رسیدن به مدرسه، درمانگاه، بازار یا محل کار باشد، شرایط یکسانی ندارد.»
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران به پیچیدگیهای مناطق مرزی نیز اشاره میکند: «فاصله قیمت سوخت با کشورهای همسایه میتواند انگیزه قاچاق ایجاد کند و رفتار مصرف و تقاضا را تغییر دهد.»
او پیشنهاد میدهد که یک مدل خانوارمحور باید دستکم سه پایه داشته باشد:
– اعتبار پایه برای خانوار؛ بهعنوان سهم عمومی حمایت
– تعدیل متناسب با تعداد اعضای خانوار؛ برای جلوگیری از یکسانسازی ناعادلانه
– ضریب منطقهای، در صورت وجود داده کافی؛ بر اساس شاخصهای از پیش اعلامشده و قابل راستیآزمایی، مانند دسترسی به حملونقل عمومی، فاصله از مراکز خدماتی و شرایط جغرافیایی
حاجیلو در این زمینه تأکید میکند: «چارچوب سیاست باید ملی باشد، اما اجرا نباید از پشت پنجره تهران برای همه ایران نسخه بپیچد.»
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران هشدار میدهد که انتقال یارانه از خودرو به خانوار با ایجاد یک کارت یا حساب جدید حل نمیشود. او میگوید: «دولت باید اطلاعات دقیق و بهروز درباره تعداد اعضای خانوار، محل سکونت، مالکیت خودرو، الگوی مصرف و وضعیت دسترسی به حملونقل عمومی داشته باشد.»
حاجیلو تأکید میکند: «اگر این اطلاعات ناقص باشد، طرحی که با نام عدالت آغاز شده، میتواند به بیعدالتی تازهای منجر شود.» او بر شفافیت فرآیند تأکید دارد: «هر خانوار باید بداند سهم حمایتیاش چگونه محاسبه شده، اطلاعاتش چگونه بررسی میشود و اگر نسبت به محاسبه سهم خود اعتراض داشت، از چه مسیر مشخصی میتواند آن را پیگیری کند.»
حاجیلو معتقد است باید روشن باشد منابع حاصل از اصلاح سیاست به کجا میرود: توسعه مترو و اتوبوس؟ نوسازی ناوگان فرسوده؟ حمایت بیشتر از خانوارهای کمدرآمد؟ یا کاهش هزینههای ناشی از ناترازی و واردات سوخت؟
او میگوید: «اصلاح یارانه نباید صرفاً جابهجایی اعداد در حسابهای دولت باشد. منابع و مصارف آن باید شفاف، قابل رصد و قابل نظارت باشد.» به باور او، شفافیت بخش جانبی اصلاح یارانه نیست؛ شرط اعتماد به آن است.
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران تصریح میکند: «مردم زمانی با اصلاح همراه میشوند که بدانند سهمشان چگونه محاسبه شده، هزینه سیاست چگونه توزیع میشود و نتیجه آن دوباره به زندگی خودشان برمیگردد.»
حاجیلو با اشاره به تأثیر اصلاحات یارانهای بر گروههای مختلف جامعه میگوید: «هر اصلاحی در نظام یارانه، گروههایی را منتفع و گروههایی را نگران میکند.» او توضیح میدهد که خانوارهای فاقد خودرو یا کممصرف ممکن است از خانوارمحور شدن حمایت منتفع شوند، در حالی که خانوارهای دارای چند خودرو یا مصرف بالا احتمالاً نسبت به تغییر میزان برخورداری خود حساس خواهند بود.
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران بر لزوم توجه به مشاغل وابسته به خودرو تأکید میکند: «رانندگان تاکسی، ناوگان حملونقل بار، کشاورزان و کسانی که خودرو ابزار اصلی درآمدشان است، نباید بدون توجه به شرایط کاری خود در یک فرمول ساده قرار بگیرند.»
او میگوید: «اینجاست که سیاستگذاری از شعار جدا میشود. اگر قرار است یارانه به خانوار نزدیک شود، باید برای مشاغل وابسته به خودرو و مناطق کمبرخوردار نیز سازوکار حمایتی مشخص وجود داشته باشد.»
حاجیلو بر لزوم پاسخگویی به پرسشهای کلیدی تأکید دارد: «از ابتدا باید معلوم باشد اعتبار قابل انتقال است یا نه، امکان تبدیل آن به پول نقد وجود دارد یا نه و چگونه میتوان جلوی واسطهگری و شکلگیری بازارهای غیرشفاف را گرفت.» او همچنین بر ضرورت تغییر مرحلهای تأکید میکند: «در دوره گذار نیز نباید حمایتهای ضروری یکباره حذف شود. تغییر باید مرحلهای باشد تا خانوارها، مشاغل وابسته به خودرو و شبکه حملونقل فرصت سازگاری داشته باشند.»
به باور او، طرحی که برای این پرسشها پاسخ نداشته باشد، هنوز سیاست کامل نیست؛ فقط ایدهای است که نیاز به طراحی بیشتر دارد.
حاجیلو با اشاره به ارتباط مستقیم بنزین با هزینه رفتوآمد، حملونقل کالا، قیمت خدمات و قدرت خرید خانوار، تأکید میکند که اصلاح آن نمیتواند صرفاً یک تصمیم فنی درباره قیمت یا سهمیه باشد. او راه کمریسکتر را اجرای مرحلهای و قابل ارزیابی میداند.
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران پیشنهاد میدهد: «میتوان ابتدا مدل اعتبار خانوار را در چند محیط متفاوت آزمایش کرد: یک کلانشهر، یک شهر متوسط، یک منطقه روستایی و یک منطقه مرزی. انتخاب این مناطق نیز باید بر اساس معیارهای روشن و دادهمحور باشد، نه تصمیم سلیقهای.»
او بر لزوم سنجش اثر سیاست بر هزینه خانوار، مصرف سوخت، قاچاق، حملونقل عمومی، رفتار بازار و میزان پذیرش اجتماعی تأکید میکند و میگوید: «اگر سیاست در بخشی از مسیر نتیجه مطلوب نداد، باید همانجا اصلاح شود؛ حتی اگر به معنای توقف یا بازطراحی بخشی از طرح باشد.»
حاجیلو با نگاهی واقعبینانه به فرآیند سیاستگذاری میگوید: «سیاست عاقلانه سیاستی نیست که از روز اول ادعا کند هیچ خطایی ندارد؛ سیاست عاقلانه، امکان اصلاح خطا را از روز اول پیشبینی میکند.»
حاجیلو هشدار میدهد که کاهش مصرف بنزین بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. او میگوید: «اگر مصرف کاهش پیدا کند اما هزینه رفتوآمد خانوارهای کمدرآمد افزایش یابد، سیاست عادلانه اجرا نشده است.» همچنین تأکید میکند: «اگر اعتبار خانوار تعریف شود اما قاچاق و نشت منابع ادامه پیدا کند، اصلاح ناقص مانده است. اگر مردم سهمی روی کاغذ دریافت کنند اما حملونقل عمومی همچنان ضعیف و فرسوده باشد، انتخاب واقعی برای تغییر الگوی مصرف نخواهند داشت.»
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران معیارهای موفقیت را اینگونه برمیشمارد:
– عدالت در توزیع حمایت
– حفظ قدرت خرید خانوارهای کمدرآمد
– تغییر الگوی مصرف
– کاهش قاچاق و نشت منابع
– تقویت حملونقل عمومی
– حمایت از مناطق محروم و مشاغل وابسته به خودرو
– شفافیت منابع و مصارف
حاجیلو در جمعبندی میگوید: «سیاست خوب سیاستی نیست که فقط یک عدد را بهتر کند؛ باید میان عدالت، کارایی، امکان اجرا و اعتماد عمومی تعادل برقرار کند.»
حاجیلو با نقد دوگانه تکراری «بنزین گران شود یا ارزان بماند؟» تأکید میکند که پیش از قیمت، باید درباره منطق توزیع حمایت تصمیم گرفت. او میگوید: «ادامه وضع موجود یعنی میزان برخورداری از حمایت عمومی همچنان تا حد زیادی به مالکیت خودرو و حجم مصرف وابسته بماند. از سوی دیگر، افزایش ناگهانی قیمت، بدون جبران، شفافیت و تقویت حملونقل عمومی، میتواند فشار بیشتری بر خانوارها وارد کند.»
پژوهشگر مرکز ارزیابی سیاستی ایران راه کمریسکتر را اینگونه ترسیم میکند: «بازطراحی تدریجی، شفاف و قابل ارزیابی یارانهها؛ بهگونهای که حمایت از خانوار، بدون نادیده گرفتن نیازهای واقعی حملونقلی، جایگزین وابستگی کامل حمایت به میزان مصرف شود.»
حاجیلو در پایان با تأکید بر هدف اصلی اصلاحات مینویسد: «هدف، نادیده گرفتن نیاز مصرفکننده خودرو نیست. هدف این است که حمایت عمومی، به جای آنکه صرفاً با مصرف بیشتر افزایش پیدا کند، عادلانهتر، شفافتر و متناسبتر با نیاز واقعی خانوار توزیع شود. خودرو مصرفکننده بنزین است؛ اما نباید تنها معیار برخورداری از حمایت عمومی باشد.»
او با طرح پرسشی تعیینکننده، یادداشت خود را به پایان میبرد: «اگر هدف، حمایت از مردم است، چرا یارانه باید در باک خودرو پنهان بماند؟ شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن فقط «بنزین چند باشد؟»، سؤال مهمتری را مطرح کنیم: یارانه بنزین را برای خودرو طراحی کردهایم یا برای رفاه مردم؟»
و در نهایت: «مسئله نهایی فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله این است که حمایت عمومی با چه منطقی، به چه کسی و بر اساس چه نیازی میرسد. اگر یارانه برای مردم است، منطق توزیع آن نیز باید مردممحور باشد؛ حمایتی که از باک خودرو شروع میشود، باید در نهایت به رفاه خانوار برسد.»
انتهای پیام
