معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور با تشریح مسیر تحول شهرها از الگوهای سنتی تا شهرهای شناختی، بر ضرورت استفاده هدفمند از دادهها، هوش مصنوعی و ظرفیتهای علمی برای ارتقای کیفیت مدیریت شهری تأکید کرد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، حسین افشین در سمینار «تحول مفاهیم شهری و مسیر حرکت به سوی شهرهای دانشبنیان، هوشمند و شناختی» که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، با اشاره به ضرورت بازنگری در شیوه اداره شهرها گفت: «هدف از تحول شهری، اجرای چند پروژه هوشمند یا افزایش تعداد خدمات دیجیتال نیست؛ بلکه باید توان کلی شهر برای تولید و بهکارگیری دانش، توسعه نوآوری، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و پاسخگویی به نیازهای شهروندان ارتقا یابد.»
حکمرانی هوشمند با توسعه فناوری بهتنهایی محقق نمیشود
معاون علمی رئیسجمهور با بیان اینکه برخورداری از فناوریهای پیشرفته لزوماً به معنای دستیابی به توسعه پایدار نیست، اظهار کرد: شهرها زمانی میتوانند از ظرفیت فناوری بهدرستی استفاده کنند که میان زیرساختهای دیجیتال، سرمایه انسانی، نوآوری، اقتصاد دانشبنیان و سازوکارهای مدیریتی ارتباط مؤثری برقرار باشد.
وی با اشاره به تجربه کشور در توسعه شرکتهای دانشبنیان، شتابدهندهها و زیرساختهای نوآوری افزود: ایجاد ظرفیتهای علمی و فناورانه، اگر با هماهنگی میان دانشگاهها، صنایع و شرکتهای دانشبنیان همراه نباشد، الزاماً به شکلگیری قدرت فناورانه و تولید ارزش اقتصادی و اجتماعی منجر نمیشود.
بر این اساس، حکمرانی هوشمند مستلزم آن است که اجزای مختلف نظام تصمیمگیری و توسعه در ارتباطی منسجم فعالیت کنند. از این منظر، سیاستگذاری شهری نیز باید از اقدامات پراکنده و پروژهمحور فاصله بگیرد و به سمت برنامههایی حرکت کند که نتایج آنها در کیفیت زندگی مردم و عملکرد شهر قابل ارزیابی باشد.
افشین در تشریح تفاوت فناوری، نوآوری و قابلیت پایدار نیز توضیح داد که تولید محصول جدید بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه دانش و فناوری باید به ارزش اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی تبدیل شوند و توانایی تکرار، توسعه و بهبود مستمر را در مجموعههای فناورانه ایجاد کنند.
تفاوت شهر دیجیتال با شهر هوشمند چیست؟
افشین در ادامه با تفکیک سطوح مختلف تحول شهری، شهر دیجیتال را الگویی دانست که در آن بخشی از خدمات و فرایندهای اداری به بسترهای الکترونیکی منتقل میشوند. ارائه خدمات اینترنتی، پرداخت الکترونیکی، توسعه درگاههای شهری و افزایش دسترسی به اینترنت، از جمله ویژگیهای این سطح از تحول هستند.
با این حال، وی تأکید کرد که دیجیتالیسازی بهخودیخود به معنای هوشمند شدن مدیریت شهری نیست. ممکن است شهروندان بتوانند خدمات متعددی را بهصورت آنلاین دریافت کنند، اما مدیریت شهر همچنان در تحلیل دادهها، پیشبینی مشکلات و اصلاح سیاستها با محدودیت روبهرو باشد.
در شهر هوشمند، اطلاعات حاصل از سامانهها، حسگرها و زیرساختهای ارتباطی برای بهبود عملکرد خدمات شهری و افزایش بهرهوری منابع به کار گرفته میشوند. مدیریت حملونقل، شبکههای هوشمند انرژی، خدمات مبتنی بر داده و مشارکت دیجیتال شهروندان از جمله حوزههایی هستند که میتوانند از این رویکرد بهره ببرند.
با این وجود، معیار ارزیابی شهر هوشمند نباید صرفاً تعداد تجهیزات یا سامانههای نصبشده باشد. میزان کاهش مشکلات شهری، بهبود دسترسی مردم به خدمات، افزایش بهرهوری و ارتقای کیفیت زندگی باید در سنجش عملکرد این شهرها مورد توجه قرار گیرد.
شهر شناختی؛ گام فراتر از مدیریت دادهمحور
معاون علمی رئیسجمهور در تشریح مفهوم شهر شناختی اظهار کرد: «شهر شناختی را میتوان الگویی دانست که در آن شهر از یک سامانه صرفاً متکی بر جمعآوری و تحلیل اطلاعات، به سامانهای یادگیرنده، پیشبینیکننده و سازگار با شرایط جدید تبدیل میشود.»
در این الگو، دادهها فقط برای توصیف وضعیت موجود به کار نمیروند، بلکه مبنایی برای پیشبینی پیامدها، ارزیابی سناریوهای مختلف و اصلاح تصمیمهای مدیریتی فراهم میکنند. به این ترتیب، مدیریت شهری میتواند علاوه بر پاسخگویی به مشکلات موجود، برای پیشگیری از مسائل احتمالی نیز برنامهریزی کند.
افشین با اشاره به ابزارهایی مانند دوقلوی دیجیتال، مدلهای پیشبینی و شبیهسازی سناریوها افزود: این ابزارها به مدیران کمک میکنند پیامدهای احتمالی تصمیمها را پیش از اجرا بررسی کنند. البته اثربخشی آنها به کیفیت دادهها، توان تحلیل و استفاده واقعی از نتایج در فرایند تصمیمگیری بستگی دارد.
تفاوت شهر هوشمند و شهر شناختی در همین چرخه یادگیری نمایان میشود؛ شهر هوشمند از دادهها برای بهینهسازی خدمات استفاده میکند، درحالیکه شهر شناختی نتایج تصمیمهای گذشته را نیز بررسی میکند و بر اساس تغییر شرایط، سیاستها و خدمات خود را بهبود میدهد.
این رویکرد با اصول حکمرانی هوشمند ارتباط مستقیم دارد؛ زیرا تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، یادگیری سازمانی، ارزیابی نتایج و اصلاح مستمر سیاستها از مؤلفههای اساسی مدیریت کارآمد در محیطهای پیچیده شهری به شمار میروند.
اقتصاد دانشبنیان و سرمایه انسانی؛ پایههای توسعه شهری
افشین با اشاره به نقش دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای دانشبنیان گفت: شهر دانشی تنها به شهری با دانشگاههای متعدد یا تعداد زیادی شرکت فناور محدود نمیشود؛ بلکه باید میان تولید دانش، حل مسائل واقعی، توسعه فناوری و ایجاد ارزش اقتصادی ارتباط برقرار باشد.
به گفته وی، شهرهای خلاق و نوآور نیز برای دستیابی به نتایج پایدار به محیطی نیاز دارند که امکان تولید ایده، همکاری، آزمایش راهحلهای جدید و تجاریسازی آنها را فراهم کند. در این میان، سرمایه انسانی متخصص و ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت، نقش مهمی در تبدیل ظرفیتهای علمی به مزیت اقتصادی دارند.
معاون علمی رئیسجمهور همچنین استفاده از هوش مصنوعی را یکی از ابزارهای مؤثر در تحول شهری دانست و بر ضرورت عبور از پروژههای آزمایشی به کاربردهای عملیاتی تأکید کرد. تحلیل پیشبینانه حملونقل، مدیریت مصرف انرژی و پردازش حجم گسترده اطلاعات از جمله حوزههایی هستند که میتوانند از این فناوری بهرهمند شوند.
با این حال، استفاده از هوش مصنوعی باید با رعایت حریم خصوصی، امنیت سایبری، ملاحظات اخلاقی و نظارت انسانی همراه باشد. فناوری زمانی میتواند به بهبود حکمرانی منجر شود که در خدمت حل مسائل واقعی شهروندان قرار گیرد.
۱۰ محور ارزیابی برای تحقق حکمرانی هوشمند شهری
معاون علمی رئیسجمهور برای ارزیابی میزان آمادگی شهرها در مواجهه با نیازهای آینده، بر بررسی همزمان مجموعهای از شاخصهای فناورانه، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی تأکید کرد.
نوآوری، اقتصاد دانشبنیان، سرمایه انسانی، زیرساختهای دیجیتال، حکمرانی هوشمند و مشارکتی، کیفیت زندگی شهری، پایداری محیط زیست، انرژی هوشمند و تجدیدپذیر، شناخت شهری و کاربرد هوش مصنوعی، و امنیت سایبری و تابآوری، ۱۰ محور اصلی مورد اشاره در این ارزیابی هستند.
بر اساس این رویکرد، شهرها را نمیتوان صرفاً با یک عنوان مانند هوشمند، دیجیتال یا دانشبنیان توصیف کرد. ممکن است شهری در زمینه خدمات الکترونیکی پیشرفت قابلتوجهی داشته باشد، اما در حوزههایی مانند مشارکت شهروندان، پایداری محیط زیست یا پیوند دانشگاه و صنعت همچنان با محدودیت روبهرو باشد.
از این رو، ارزیابی چندبعدی میتواند به شناسایی نقاط قوت و ضعف شهرها و تعیین اولویتهای توسعه کمک کند. همچنین، شاخصها باید مشخص کنند که استفاده از فناوری تا چه اندازه به افزایش رفاه عمومی، دسترسی عادلانه به خدمات، کاهش آلودگی، بهرهوری منابع و تقویت تابآوری در برابر بحرانها منجر شده است.
افشین با تأکید بر انسانمحور بودن تحول شهری خاطرنشان کرد که توسعه فناوری باید در خدمت افزایش رفاه عمومی و بهبود کیفیت زندگی قرار گیرد. به اعتقاد وی، شهر آینده صرفاً شهری مجهز به فناوریهای جدید نیست؛ بلکه شهری است که میتواند از دادهها و تجربههای خود برای تصمیمگیری بهتر استفاده کند، از پیامدهای تصمیمهای گذشته درس بگیرد و متناسب با شرایط جدید، عملکرد خود را بهبود دهد.
در مجموع، حرکت از مدیریت سنتی به سمت حکمرانی دادهمحور، هوشمند و شناختی به هماهنگی میان فناوری، دانش، سرمایه انسانی، مشارکت شهروندان و پایداری نیاز دارد. در چنین چارچوبی، موفقیت برنامههای تحول شهری نه با تعداد پروژههای اجراشده، بلکه با میزان اثرگذاری آنها بر حل مسائل عمومی و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان سنجیده میشود.
انتهای پیام
