حکمرانی هوشمند
اخبار اندیشکده‌ها

وابستگی شهرداری تهران به فروش تراکم، مانع توسعه پایدار شهری

محمد عنبری، پژوهشگر اندیشکده سیاست‌گذاری اقتصاد و پیشرفت ماهد، در یادداشتی به بررسی تطبیقی نظام مالیات و عوارض در کلان‌شهرهای جهان پرداخته و بر ضرورت بازنگری در ساختار درآمدی شهرداری‌های ایران تأکید کرده است.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، عنبری در ابتدای یادداشت خود با اشاره به اینکه بیشتر کشورهای جهان برای تأمین مالی نیازهای عمومی دارای سیستم‌های مالیاتی و عوارضی هستند، توضیح می‌دهد که مالیات یک هزینه مالی اجباری و عوارض نوعی مالیات است که سازمان‌های رسمی در مقابل ارائه خدمات معینی از مردم دریافت می‌کنند. به باور وی، بررسی‌ها نشان می‌دهند که بخش عمده درآمد شهرداری‌ها در کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه از طریق دریافت مالیات تأمین می‌شود.

این پژوهشگر معتقد است که دولت با توزیع متوازن درآمدهای مالیاتی و ثروت‌های ملی بر اساس عدالت، نقش ارزنده‌ای در اجرای طرح‌های عمرانی، رفاهی و کاهش اتکا به اقتصاد نفت می‌تواند ایفا کند. عنبری تأکید دارد که آگاه‌سازی مردم از نقش مالیات در پیشرفت و رونق اقتصاد، یکی از مؤلفه‌های کلیدی موفقیت این نظام محسوب می‌شود.

عنبری با اشاره به گستردگی حوزه عمل شهرداری به‌عنوان نهادی عمومی، بر این نکته تأکید دارد که خدماتی نظیر بهبود محیط شهری، ساخت زیرساخت‌ها، روشنایی معابر، احداث خیابان‌ها، سیل‌بندها و تأمین بهداشت عمومی به دلیل ویژگی‌های خاص خود، نمی‌توانند به‌طور مستقیم از سوی بخش خصوصی ارائه شوند. وی یادآور می‌شود که شهرداری به‌عنوان یک مؤسسه عمومی غیردولتی، از اقتدار وسیعی در تملک اراضی برخوردار است.

به اعتقاد عنبری، شهرداری‌ها در تمامی کشورها به دنبال ایجاد سیستمی علمی و عملیاتی برای کسب درآمد هستند و تلاش می‌کنند با استفاده از این سیستم و راه‌کارهای تکمیلی، نوسانات درآمدی خود را به حداقل برسانند. وی توضیح می‌دهد که عمده درآمد شهرداری‌ها از طریق عوارض و مالیات به دست می‌آید و اگرچه عوارض ازنظر مبنایی با مالیات تفاوت ندارد، اما اصلی‌ترین تفاوت در این است که عوارض به منظور جبران هزینه‌ها یا خدماتی گرفته می‌شود که یک مؤسسه یا اداره ارائه می‌دهد.

در این گزارش، عنبری به بررسی راه‌های درآمدی، میزان و انواع مالیات و عوارض دریافتی در شهرداری کلان‌شهرهای جهان پرداخته و این کلان‌شهرها را باتوجه به میزان قدرت و وظایف محوله به شهرداری و نوع درآمدهای مالیاتی بررسی کرده است.

عنبری در بخش دیگری از یادداشت خود، تجربه شهرداری تهران در دریافت عوارض و مالیات را مورد بررسی قرار داده و به این نکته اشاره می‌کند که بر اساس بودجه سال ۱۳۹۵، درآمد شهرداری تهران حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان بوده است. وی منابع درآمدی شهرداری را شامل فروش تراکم، تغییر کاربری، مالیات، عوارض، فروش اموال و دارایی شهرداری برمی‌شمارد و تأکید می‌کند که بیشترین سهم درآمدی متعلق به بخش‌های تغییر کاربری و فروش تراکم به‌ترتیب با سهم ۲۳ و ۲۰ درصد است.

این پژوهشگر با اشاره به اینکه مالیات بر ارزش افزوده تنها درآمد مالیاتی شهرداری تهران محسوب می‌شود، خاطرنشان می‌کند که این نوع مالیات نیز عمدتاً حاصل از فروش کالا و خدمات است. عنبری توضیح می‌دهد که عوارض دریافتی شهرداری تهران از سه نوع خدمت، تخلف و کنترلی، تنها شامل دو نوع عوارض حاصل از تخلفات و ارائه خدمات می‌شود و عوارض خدماتی شامل پسماند و نظافت شهری، حمل‌ونقل عمومی، پروانه کسب و فروش و تأسیسات شهری و عوارض تخلفات نیز شامل تخلفات ساختمانی، رانندگی، عدم رعایت ایمنی و بهداشت است.

وی با اشاره به اینکه درآمد حاصل از بخش عوارض برابر ۲۷ هزار میلیارد ریال (۱۵ درصد از درآمدهای شهرداری) است، می‌گوید که این درآمدها در بخش‌های توسعه مدیریت و هوشمندسازی شهری (۳۵ درصد)، حمل‌ونقل و ترافیک (۳۳ درصد) و خدمات شهری (۱۶ درصد) هزینه می‌شوند. عنبری معتقد است که سهم بالای حمل‌ونقل در بودجه شهرداری به دلیل توسعه خطوط مترو و تمرکز مدیریت شهری بر توسعه تونل‌ها و بزرگراه‌ها در تهران است.

عنبری در بررسی تجربه پاریس، به این نکته اشاره می‌کند که بیشترین سهم درآمدزایی این شهر به مالیات با سهم ۶۲ درصد (معادل ۳.۵ میلیارد یورو) تعلق دارد و مهم‌ترین منابع مالیاتی شامل مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر دارایی، مالیات بر اقامت و مالیات بر زباله‌های خانگی است. وی تأکید دارد که شهرداری پاریس به دلیل برخورداری از سطوح محلی قوی، درآمدزایی خود را به‌طور مستقیم بر مردم و ارائه خدمات به آن‌ها متکی کرده است و بیشترین هزینه‌ها نیز به خدمات عمومی، توسعه شهری، خدمات زیست‌محیطی و کمک‌های رفاهی اختصاص دارد.

عنبری با اشاره به کلان‌شهر توکیو و الگوی حکومت یکپارچه با سطح محلی قوی، می‌گوید که این شهر درآمدی بالغ بر ۱۹۲ هزار میلیارد تومان دارد و بیشترین بخش‌های درآمدزایی آن به مالیات (۶۹ درصد)، پرداخت خزانه ملی (۶ درصد) و عوارض (۳ درصد) تعلق دارد. وی با تأکید بر سهم ۶۹ درصدی مالیات، معتقد است که این نشان‌دهنده تأمین مستقیم درآمد توسط مردم و استقلال از حکومت مرکزی است و این امر نتیجه واگذاری وظایف اقتصادی به سطوح محلی به شهرداری توکیو محسوب می‌شود.

عنبری استدلال می‌کند که دریافت مستقیم مالیات توسط شهرداری توکیو، علاوه بر افزایش استقلال دولت محلی، قدرت سیاست‌گذاری و کنترل اقتصاد را نیز به شهرداری بخشیده است. وی بیشترین سهم مالیات‌ها را شامل مالیات بر دارایی ثابت، مالیات بردرآمد افراد، مالیات بر شرکت‌ها، مالیات بر کسب‌وکار و مالیات پرمصرف می‌داند و بیشترین مصارف را به کمک‌های بلاعوض اقتصادی، آموزش، رفاه اجتماعی و فعالیت‌های عمرانی اختصاص می‌یابد.

این پژوهشگر در بررسی استانبول با ۱۴ میلیون جمعیت و ساختار سیاسی مشابه ایران، به این نتیجه می‌رسد که منابع درآمدی شهرداری استانبول با سهم ۸۰ درصد متعلق به مالیات‌های بازتوزیعی دولت مرکزی است و بیش از ۹۹ درصد منابع مالیاتی از نوع بازتوزیعی محسوب می‌شود. عنبری معتقد است که شهرداری استانبول وظایف اقتصادی چندانی ندارد و همانند تهران، سطح محلی ضعیفی داشته و به دلیل وابستگی درآمدی، استقلال محلی چندانی ندارد. وی تأکید دارد که شهرداری استانبول با جمعیت ۱۴ میلیون نفر، ۲ میلیارد دلار هزینه دارد و بیشترین سهم منابع به بخش مالی و خدمات عمومی اختصاص دارد و این شهرداری عملاً به‌عنوان بازویی نظارتی و حمایتی شناخته می‌شود.

عنبری در بررسی نیویورک به‌عنوان مرکز اقتصادی آمریکا، به این نکته اشاره می‌کند که درآمدهای محلی شهرداری با سهم ۶۳ درصد، کمک‌های دولت مرکزی و فدرال هرکدام ۱۰ درصد است و تمامی درآمدهای سطح محلی از منابع مالیاتی است که به‌صورت مستقیم توسط شهرداری نیویورک اخذ می‌شود. وی مهم‌ترین منابع مالیاتی را شامل مالیات بر دارایی، مالیات بر درآمد شخصی، مالیات بر فروش و مالیات بر کسب‌وکار به‌ترتیب با سهم ۲۷، ۱۲، ۹ و ۸ درصد می‌داند و بیشترین مصارف را به بخش‌های آموزشی، خدمات اجتماعی، بازنشستگی، حمل‌ونقل و مسکن اختصاص می‌یابد.

عنبری در بخش پایانی یادداشت خود، پیشنهاداتی را برای بهبود نظام مالیاتی کلان‌شهرهای ایران مطرح می‌کند و معتقد است که نوع درآمدهای مالیاتی باید همگام با تغییر قوانین حوزه شهری و مالیاتی تعیین شود. وی برای استقلال سطوح محلی و توان سیاست‌گذاری و نظارت بر شهرداری کلان‌شهرها، وضع قوانینی در حوزه دریافت مستقیم مالیات توسط شهرداری‌ها و واگذاری وظایف دولت مرکزی به سطوح محلی را ضروری می‌داند.

این پژوهشگر با فرض واگذاری مسئولیت‌ها و وظایف، دو دسته درآمد مالیاتی شامل مالیات‌های محلی (مستقیم) و مالیات‌های بازتوزیع را پیشنهاد می‌دهد. به باور وی، مالیات‌های محلی شامل مالیات بر دارایی، کسب‌وکار، نقل‌وانتقال املاک و مستغلات و خانه‌های خالی و مالیات‌های بازتوزیع شامل مالیات بردرآمد، مالیات بر ارزش افزوده و آب و برق می‌شود. همچنین عوارض پیشنهادی قابل دریافت برای شهرداری کلان‌شهرهای ایران را شامل عوارض ارائه خدمات (حمل‌ونقل عمومی، پارکینگ عمومی، جمع‌آوری پسماند) و عوارض کنترل و نظارت (تخلفات ساختمانی و رانندگی، عدم رعایت ایمنی و بهداشت) برمی‌شمارد.

عنبری در جمع‌بندی یادداشت خود تأکید می‌کند که با بررسی سیستم مالیات و عوارض کلان‌شهرهای جهان همچون نیویورک و توکیو که بیشترین درآمدهای سرانه را دارند، می‌توان به برنامه و ساختار مناسبی برای شهرداری‌های ایران دست یافت. وی با اشاره به اینکه کلان‌شهرهایی مانند تهران به دلیل نداشتن وظایف در سطوح محلی و ساختار سیاسی متمرکز، قادر به دریافت مالیات مستقیم نیستند، بر ضرورت واگذاری اخذ مالیات‌های محلی به‌طور مستقیم به مدیریت شهری تأکید می‌کند و معتقد است که اولویت درآمدزایی در کلان‌شهرهای ایران باید بر مالیات‌های محلی مانند مالیات بر دارایی، کسب‌وکار و عوارض مختلفی شامل عوارض ازدحام، پارکینگ و استفاده از خودروهای شخصی متمرکز شود. به باور عنبری، این تغییر رویکرد می‌تواند به استقلال مدیریت شهری، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و فروش تراکم و در نهایت توسعه پایدار شهری منجر شود.

انتهای پیام

 

مطالب مرتبط

دیپلماسی در عصر هوش مصنوعی/از ترجمه فوری تا کنترل تسلیحات 

سردبیر
2 سال قبل

تأکید حکمرانی هوشمند بر اعتبارزدایی از اسناد عادی

سردبیر
7 ماه قبل

چالش‌های حقوق مالکیت فکری هوش مصنوعی در ایران

سردبیر
3 هفته قبل
خروج از نسخه موبایل