تهران در دهه پیشرو با مجموعهای از چالشهای همزمان مواجه است؛ افزایش جمعیت، آلودگی هوا، تغییرات اقلیمی، بحران انرژی، ترافیک، فرسودگی زیرساختها و رشد هزینههای سلامت عمومی، همگی نشان میدهند که ادامه اداره پایتخت با الگوهای سنتی نمیتواند پاسخگوی پیچیدگیهای این کلانشهر باشد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، امیرحسین حاجی گل، پژوهشگر سلامت شهری، با اشاره به ضرورت بازنگری در الگوی مدیریت تهران، معتقد است شهر آینده صرفاً با توسعه کالبدی، ساختوساز و افزایش ظرفیت شبکههای حملونقل تعریف نمیشود، بلکه شهری موفق خواهد بود که بتواند داده تولید کند، اطلاعات را تحلیل کند و تصمیمات خود را بر پایه دانش و شواهد اتخاذ کند.
از این منظر، تهران ۱۴۱۰ باید از شهری که عمدتاً پس از وقوع مشکلات واکنش نشان میدهد، به شهری پیشبینیکننده، یادگیرنده و هوشمند تبدیل شود؛ شهری که بتواند پیش از تبدیل شدن یک تهدید به بحران، آن را شناسایی و برای مدیریت آن اقدام کند.
در الگوی سنتی مدیریت شهری، بخش قابل توجهی از تصمیمات بر اساس تجربههای گذشته، گزارشهای دورهای و واکنش به مشکلات موجود اتخاذ میشود. این در حالی است که تهران یک سیستم پیچیده و پویاست و متغیرهای متعددی در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی و حملونقل به صورت همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند.
حاجی گل بر این اساس استفاده از فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، کلانداده، دوقلوی دیجیتال شهری و تحلیلهای پیشبینیکننده را فرصتی برای ایجاد الگوی جدیدی از مدیریت شهری میداند.
در چنین الگویی، مدیریت شهری صرفاً مسئول شناسایی و رفع مشکلات موجود نیست، بلکه باید با استفاده از داده و فناوری، پیامد تصمیمات را پیشبینی و برای آینده شهر برنامهریزی کند. این تغییر رویکرد میتواند یکی از پایههای حرکت به سمت حکمرانی هوشمند در تهران باشد.
یکی از مهمترین فناوریهایی که میتواند در مدیریت آینده تهران نقشآفرین باشد، هوش مصنوعی است. این فناوری میتواند به عنوان ابزاری پشتیبان تصمیمگیری، دادههای متنوع شهری را تحلیل و الگوهایی را شناسایی کند که در روشهای سنتی مدیریت به سادگی قابل تشخیص نیستند.
یکی از مهمترین حوزههای کاربرد هوش مصنوعی در پایتخت، مدیریت آلودگی هواست. به جای آنکه مدیریت شهری صرفاً پس از افزایش آلایندهها وارد عمل شود، میتوان با ترکیب اطلاعات ایستگاههای سنجش کیفیت هوا، دادههای هواشناسی، الگوهای ترافیکی، تصاویر ماهوارهای و اطلاعات فعالیتهای صنعتی، شرایط آلودگی را پیشبینی کرد.
چنین سامانهای میتواند امکان مداخله زودهنگام را برای مدیران شهری فراهم کند تا پیش از رسیدن وضعیت هوا به شرایط بحرانی، اقدامات پیشگیرانه انجام شود.
یکی دیگر از محورهای مهم تهران آینده، تغییر نگاه از «شهر ساختهشده» به «شهر سالم» است. سلامت شهروندان تنها به عملکرد بیمارستانها و مراکز درمانی وابسته نیست و تصمیمات شهری نیز نقش مستقیمی در سلامت عمومی دارند.
کیفیت هوا، وضعیت حملونقل، دسترسی به فضای سبز، آلودگی صوتی، کیفیت محیط زندگی و میزان دسترسی شهروندان به خدمات، همگی بر سلامت مردم اثرگذارند.
از این رو، تهران آینده نیازمند یک نظام یکپارچه پایش سلامت شهری است؛ نظامی که بتواند رابطه میان شرایط محیطی و شاخصهای سلامت را تحلیل کرده و به مدیریت شهری در اصلاح سیاستها کمک کند.
در چنین رویکردی، پیشگیری میتواند جایگزین بخشی از هزینههای سنگین درمان شود و سلامت شهروندان از یک پیامد جانبی سیاستهای شهری به یکی از معیارهای اصلی تصمیمگیری تبدیل شود.
دوقلوی دیجیتال شهری یکی دیگر از فناوریهایی است که میتواند نحوه تصمیمگیری درباره آینده تهران را تغییر دهد. در این مدل، یک نسخه دیجیتال از شهر ایجاد میشود تا مدیران بتوانند پیامد اجرای سناریوهای مختلف را پیش از عملیاتی کردن آنها بررسی کنند.
برای مثال، میتوان پیش از ایجاد یک مسیر جدید حملونقل، اثر آن بر جریان ترافیک را ارزیابی کرد یا بررسی کرد که توسعه فضای سبز در کدام مناطق میتواند بیشترین اثر را بر سلامت و کیفیت زندگی شهروندان داشته باشد.
همچنین تغییرات الگوی مصرف انرژی را میتوان در محیط شبیهسازیشده بررسی کرد تا اثر آن بر پایداری شهر مشخص شود.
استفاده از این فناوری، مدیریت شهری را از تصمیمگیری مبتنی بر آزمون و خطا به سمت ارزیابی سناریوها و مهندسی آینده شهر هدایت میکند.
ترافیک و زمان ازدسترفته شهروندان یکی از مسائل اصلی کیفیت زندگی در تهران است. اما حل این مسئله صرفاً با افزایش ظرفیت معابر یا احداث خیابانهای جدید امکانپذیر نیست.
راهکار بلندمدت، ایجاد یک شبکه حملونقل هوشمند است که بتواند با استفاده از دادههای لحظهای، جریان ترافیک را تحلیل و مدیریت کند.
مدیریت هوشمند چراغهای راهنمایی، تحلیل لحظهای وضعیت معابر، توسعه حملونقل عمومی پاک، استفاده از داده برای طراحی مسیرها و کاهش وابستگی به خودروهای شخصی از جمله اقداماتی است که میتواند در این مسیر دنبال شود.
در واقع، هدف شهر هوشمند نباید صرفاً حرکت سریعتر خودروها باشد؛ بلکه باید فراهم کردن امکان جابهجایی سریعتر، ایمنتر، سالمتر و کمهزینهتر شهروندان باشد.
تهران ۱۴۱۰ علاوه بر هوشمند بودن باید تابآور نیز باشد؛ به این معنا که بتواند در برابر بحرانهای محیطی، اقتصادی و زیرساختی مقاومت کند و خدمات ضروری خود را حفظ کند.
در این زمینه، فناوری میتواند در مدیریت مصرف آب، ایجاد شبکههای برق هوشمند، توسعه ساختمانهای کممصرف و پایش مستمر زیرساختهای شهری مورد استفاده قرار گیرد.
مدیریت هوشمند منابع نه تنها امکان کاهش هزینههای شهری را فراهم میکند، بلکه میتواند امنیت و پایداری منابع حیاتی را نیز افزایش دهد.
تحقق چنین تصویری از تهران تنها به عملکرد شهرداری وابسته نیست و شورای شهر نیز باید نقش خود را متناسب با تحولات فناورانه بازتعریف کند.
شورای شهر آینده میتواند علاوه بر نقش نظارتی، به عنوان سیاستگذار توسعه فناوری شهری عمل کند، ارتباط میان دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، صنعت و مدیریت شهری را تقویت کند و تصمیمات کلان را بیش از گذشته بر اساس داده و شواهد اتخاذ کند.
از سوی دیگر، قرار دادن سلامت شهروندان به عنوان یکی از شاخصهای اصلی ارزیابی سیاستهای شهری و استفاده از ظرفیت متخصصان حوزههای مختلف علمی، میتواند به افزایش کیفیت تصمیمگیری کمک کند.
در این چارچوب، مدیریت شهری آینده بیش از آنکه به ساخت پروژههای فیزیکی وابسته باشد، به توانایی ایجاد ارتباط میان علم، فناوری و نیازهای واقعی مردم وابسته خواهد بود.
تهران با وجود مجموعهای از چالشهای جدی، از ظرفیتهای قابل توجهی برای حرکت به سمت مدیریت هوشمند برخوردار است. سرمایه انسانی متخصص، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و ظرفیت علمی کشور میتوانند زیرساخت فکری این تحول را فراهم کنند.
چشمانداز تهران ۱۴۱۰ میتواند شهری باشد که هوای پاکتر، تصمیمگیری علمیتر، مدیریت هوشمندانهتر منابع و خدمات کارآمدتر دارد و در آن فناوری نه به عنوان هدف، بلکه به عنوان ابزاری برای ارتقای کیفیت زندگی مردم به کار گرفته میشود.
در چنین شهری، سلامت شهروندان یکی از معیارهای اصلی توسعه خواهد بود و مدیریت شهری به جای آنکه صرفاً پس از وقوع بحران واکنش نشان دهد، با تکیه بر داده، هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، وقوع بسیاری از بحرانها را پیشبینی و از شدت پیامدهای آنها جلوگیری خواهد کرد.
آینده تهران صرفاً با پروژههای بزرگ عمرانی ساخته نمیشود؛ بلکه به تفکر بلندمدت، مدیریت علمی، تصمیمگیری مبتنی بر داده و حرکت به سمت حکمرانی هوشمند نیاز دارد.
انتهای پیام
