حسین ایزدی مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی هلال احمر و اسداله نوایی رئیس واحد پیشگیری سازمان آتش نشانی آمل در مقاله «چارچوب حکمرانی هوشمند و آینده نگر شهری مبتنی بر آمایش زیست محیطی پایدار: ارتقای تاب آوری و توسعه متوازن فضایی» عنوان کردند که آمایش زیستمحیطی پایدار، حلقه اتصال میان حکمرانی هوشمند، آیندهنگری شهری و توسعه فضایی بوده و از طریق بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، مشارکت ذینفعان، برنامهریزی راهبردی، مدیریت ریسک، پایش مستمر و تصمیمگیری مبتنی بر داده، زمینه ارتقای تابآوری شهری، کاهش آسیبپذیری و تحقق توسعه متوازن فضایی را فراهم میسازد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، در مقدمه این مقاله آمده است:
رشد شتابان شهرنشینی، تشدید چالشهای محیطزیستی، افزایش مخاطرات و نابرابریهای فضایی، ضرورت استقرار الگوهای نوین حکمرانی شهری را بیش از پیش نمایان ساخته است. اگرچه حکمرانی هوشمند، آیندهنگری شهری، آمایش زیستمحیطی پایدار، تابآوری شهری و توسعه متوازن فضایی هر یک بهطور مستقل مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند، اما چارچوبی جامع که این مؤلفهها را بهصورت یکپارچه تبیین و روابط میان آنها را مشخص کند، همچنان با خلأ پژوهشی مواجه است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوب مفهومی حکمرانی هوشمند و آیندهنگر شهری مبتنی بر آمایش زیستمحیطی پایدار، بهمنظور ارتقای تابآوری و تحقق توسعه متوازن فضایی انجام شد.
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، مبتنی بر مطالعه مروری نظاممند و یکپارچه ادبیات داخلی و بینالمللی (Systematic and Integrative Literature Review) است. دادههای پژوهش از طریق جستوجوی نظاممند در پایگاههای معتبر علمی داخلی و بینالمللی گردآوری شد و پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۱۵ مقاله فارسی و ۱۹ مقاله بینالمللی (در مجموع ۳۴ مقاله) برای بررسی نهایی انتخاب شدند. سپس مطالعات منتخب با استفاده از فرایند کدگذاری، طبقهبندی، مقایسه و تلفیق مفاهیم مورد تحلیل قرار گرفتند و بر اساس اشتراکات و تفاوتهای موجود، ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای کلیدی استخراج و در قالب یک چارچوب مفهومی یکپارچه سازماندهی شدند.
یافتههای پژوهش نشان داد که چارچوب پیشنهادی از شش بعد اصلی شامل حکمرانی هوشمند، آیندهنگری شهری، آمایش زیستمحیطی پایدار، تابآوری شهری، توسعه متوازن فضایی و نظام ارزیابی و بازخورد تشکیل شده است که در تعامل مستمر با یکدیگر عمل میکنند. همچنین مشخص شد که آمایش زیستمحیطی پایدار، حلقه اتصال میان حکمرانی هوشمند، آیندهنگری شهری و توسعه فضایی بوده و از طریق بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، مشارکت ذینفعان، برنامهریزی راهبردی، مدیریت ریسک، پایش مستمر و تصمیمگیری مبتنی بر داده، زمینه ارتقای تابآوری شهری، کاهش آسیبپذیری و تحقق توسعه متوازن فضایی را فراهم میسازد. بر این اساس، چارچوب مفهومی پیشنهادی توانست روابط میان ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای کلیدی را بهصورت یکپارچه تبیین کند.
نتایج پژوهش نشان میدهد که تحقق حکمرانی هوشمند و آیندهنگر مستلزم رویکردی یکپارچه است که همزمان ابعاد مدیریتی، فناورانه، محیطزیستی، اجتماعی و فضایی را در فرایند تصمیمگیری شهری مدنظر قرار دهد. چارچوب مفهومی ارائهشده با تلفیق نظاممند یافتههای مطالعات داخلی و بینالمللی، میتواند بهعنوان الگویی علمی برای برنامهریزی، سیاستگذاری و مدیریت شهری در جهت افزایش تابآوری، حفاظت از ظرفیتهای محیطزیستی و تحقق توسعه متوازن فضایی مورد استفاده مدیران، برنامهریزان و پژوهشگران قرار گیرد.
این مقاله سال ۱۴۰۵ در ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت شهری و شهرسازی منتشر شده است.
انتهای پیام
