حکمرانی هوشمند
اخبار اندیشکده‌ها, اخبار و تازه‌ها

اندیشکده دیپلماسی اقتصادی: هزینه سیاسی جنگ در خلیج فارس برای واشنگتن از منافع آن بیشتر شد

محمدرضا برجی، کارشناس اندیشکده دیپلماسی اقتصادی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی ابعاد پنهان انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ ایالات متحده پرداخته و آن را «بزنگاهی تاریخی» توصیف می‌کند که می‌تواند فرصتی کم‌نظیر برای اقتصاد ایران ایجاد کند.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، برجی معتقد است که این دوره از انتخابات، ماهیتی کاملاً متفاوت از ادوار پیشین یافته و به یک همه‌پرسی سراسری درباره کارآمدی قدرت اجرایی در واشنگتن تبدیل شده است. به باور او، سه بحران هم‌زمان این وضعیت را رقم زده‌اند: درگیری نظامی فرسایشی آمریکا با ایران که از فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، سقوط ذخایر استراتژیک نفت آمریکا (SPR) به کمترین سطح از سال ۱۹۸۳، و بازگشت قیمت بنزین به مرز روانی ۴.۰۱ دلار که زندگی روزمره شهروندان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داده است.

برجی در ادامه با استناد به داده‌های آماری، روند جهش قیمت بنزین از فوریه تا ژوئیه ۲۰۲۶ را تشریح می‌کند و می‌گوید: میانگین قیمت بنزین از ۲.۹۱ دلار در فوریه به ۳.۹۸ دلار در پایان مارس رسید و در ماه‌های آوریل و مه در کانال ۴.۱۰ تا ۴.۵۶ دلار نوسان داشت. او خاطرنشان می‌کند که پس از آتش‌بس موقت آوریل، قیمت‌ها اندکی کاهش یافت اما با فروپاشی آتش‌بس در ژوئیه، بنزین مجدداً از مرز ۴ دلار عبور کرد.

برجی استدلال می‌کند که این نوسانات قیمتی، تأثیری مستقیم بر رفتار انتخاباتی طبقه متوسط آمریکا داشته است. به گفته او، مطالعات علمی نشان می‌دهد که هر ۱۰ سنت افزایش پایدار در قیمت بنزین در بازه ۹۰ روزه پیش از رأی‌گیری، به‌طور میانگین ۰.۶ درصد از سبد رأی حزب حاکم می‌کاهد. او با محاسبه جهش ۵۱ سنتی فعلی، این رقم را معادل کاهش ساختاری حدود ۳.۱ درصد از پایگاه رأی جمهوری‌خواهان در ایالت‌های حساس برآورد می‌کند.

برجی در بخش دیگری از تحلیل خود، به بررسی آرایش سیاسی کنگره می‌پردازد و معتقد است که قطعی‌ترین بخش معادله انتخابات، در سطح مجلس نمایندگان رقم می‌خورد. او با اشاره به مدل‌های به‌روز شده Decision Desk HQ، شانس دموکرات‌ها را برای تصاحب اکثریت ۹۰ درصد برآورد می‌کند.

به باور برجی، شاخص «رأی عمومی کنگره» که هم‌اکنون بین ۳.۵ تا ۶.۳ دلار نوسان دارد، نشان‌دهنده برتری محسوس دموکرات‌ها در سطح ملی است. او تأکید می‌کند که هرگاه این شکاف از مرز ۴ درصد عبور کرده، حزب مخالف دولت مستقر توانسته اکثریت مجلس را تصاحب کند.

برجی با تشریح آرایش ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان، می‌گوید که دموکرات‌ها برای کسب اکثریت تنها به ۴ کرسی جدید نیاز دارند، در حالی که شبیه‌سازی‌ها فتح ۱۲ تا ۱۸ کرسی را برآورد می‌کنند. او این پیروزی با حاشیه امن را به معنای شکل‌گیری یک اکثریت کارآمد برای متوقف‌سازی برنامه‌های دولت ترامپ ارزیابی می‌کند.

برجی در ادامه به بررسی وضعیت مجلس سنا می‌پردازد و آن را «لرزنده‌تر و پیچیده‌تر» از مجلس نمایندگان توصیف می‌کند. به گفته او، شبیه‌سازی‌های آماری نشان می‌دهد که ترکیب آینده سنا بر روی مرز ۵۰-۵۰ قفل شده است، هرچند برخی مدل‌ها احتمال حفظ کنترل سنا توسط جمهوری‌خواهان را حدود ۵۵ درصد برآورد می‌کنند.

برجی معتقد است که سرنوشت سنا تحت تأثیر سه متغیر اصلی رقم خواهد خورد: تداوم قیمت نفت در سطوح بالای ۹۰ دلار، فرسایشی شدن درگیری نظامی در غرب آسیا و تحولات درون‌حزبی در ایالت‌های کلیدی. او با تحلیل دقیق ایالت‌های میدان نبرد مانند کارولینای شمالی، آلاسکا، تگزاس، اوهایو و میشیگان، نشان می‌دهد که چگونه قیمت بنزین در هر ایالت، معادله رأی‌آوری را تغییر داده است.

به باور برجی، حتی در سناریوی حفظ اکثریت شکننده ۵۱-۴۹ توسط جمهوری‌خواهان، از دست دادن حداقل ۲ کرسی به معنای فروپاشی توانایی تصویب قوانین ضدایرانی جدید در سناست. او تأکید می‌کند که آستانه ۶۰ رأی لازم برای شکستن قانون فیلی‌باستر، عملاً دست‌نیافتنی خواهد شد و این یعنی «انجماد قانون‌گذاری» برای آمریکا.

برجی در بخش پایانی تحلیل خود، بر «پنجره طلایی ۱۰۰ روزه» پیش از انتخابات تأکید می‌کند و آن را بی‌نظیرترین فرصت راهبردی برای ایران در سال‌های اخیر می‌داند. او معتقد است که در این دوره، واشنگتن نه توان اقتصادی برای تحمل شوک‌های قیمتی دارد، نه ظرفیت سیاسی برای اجرای تحریم‌های جدید و نه اجماع داخلی برای گسترش درگیری‌ها.

برجی پنج محور راهبردی را برای دستگاه سیاست خارجی ایران پیشنهاد می‌کند:

نخست، بهره‌برداری حداکثری از پنجره زمانی برای گسترش صادرات نفت به پالایشگاه‌های مستقل آسیایی، چرا که کاخ سفید جرأت اعمال تحریم‌های ثانویه را در آستانه انتخابات ندارد.

دوم، تنظیم دقیق زمان‌بندی سیگنال‌های ژئوپلیتیک بر اساس تقویم انتخاباتی و استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان ابزار مبادلاتی نامحسوس برای دریافت امتیازات اقتصادی.

سوم، نهادینه‌سازی زیرساخت‌های اقتصادی جایگزین در قالب همکاری‌های بریکس و سازمان همکاری شانگهای و تسریع در عملیاتی‌سازی سیستم پرداخت بریکس و پیمان‌های پولی دوجانبه.

چهارم، توسعه قراردادهای سواپ انرژی و ادغام زیرساختی با اقتصادهای همسایه برای ایجاد سپر دفاعی در برابر تحریم‌ها.

پنجم، طراحی استراتژی ارتباطی هوشمند با اردوگاه دموکرات‌ها از طریق کانال‌های غیررسمی برای تثبیت روایت «دیپلماسی به‌جای درگیری» در کنگره جدید.

برجی در پایان تأکید می‌کند که هدف نهایی باید انتقال «مهار قدرت اجرایی» از سطح شعار انتخاباتی به یک چارچوب قانون‌گذاری الزام‌آور باشد؛ میراثی نهادی که دامنه مانور راهبردی ایران را برای دهه‌های آینده گسترش دهد.

انتهای پیام

مطالب مرتبط

تبدیل رفتارهای شهری به سرمایه قابل سنجش در راستای حکمرانی هوشمند

سردبیر
7 ماه قبل

ریشه‌یابی عقب‌ماندگی ایران در شاخص توسعه دولت الکترونیک

سردبیر
1 ماه قبل

تدوین سند ملی برای یکپارچه‌سازی دولت هوشمند

سردبیر
3 ماه قبل
خروج از نسخه موبایل