اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران با بررسی وضعیت تولید و مصرف گاز کشور، نسبت به تشدید ناترازی انرژی در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ هشدار داده و معتقد است بحران گاز و به تبع آن برق و گازوئیل، در ماههای پیشرو میتواند فشار بیشتری بر صنایع معدنی و فولادی وارد کند.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، طبق اطلاعات و آمارهای مورد استناد این اندیشکده، ظرفیت تولید گاز کشور حدود ۹۶۰ میلیون مترمکعب است که از این میزان، حدود ۸۴۰ میلیون مترمکعب قابل بهرهبرداری است. با بمباران اخیر، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت از دست رفته و حدود ۸۰ میلیون مترمکعب به چرخه بازمیگردد. بر این اساس، به نظر میرسد حداکثر تولید گاز در نیمه دوم امسال حدود ۷۰۰ میلیون مترمکعب باشد؛ این در حالی است که پیک مصرف خانگی کشور در سال گذشته به ۷۳۰ میلیون مترمکعب رسیده و گاز مورد نیاز صنعت کشور نیز حدود ۱۵۰ میلیون مترمکعب است.
ناترازی گاز؛ از ریسک فصلی تا محدودیت ساختاری تولید
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران استدلال میکند که نیمه دوم سال ۱۴۰۵ با بحرانی جدیتر از سالهای گذشته در حوزه گاز و به تبع آن برق و گازوئیل همراه خواهد بود و صنایع معدنی و فولادی بیش از سایر بخشها تحت تأثیر این شرایط قرار میگیرند.
به اعتقاد این اندیشکده، ماههای سرد سال ۱۴۰۵ در شرایطی نزدیک میشود که ناترازی گاز دیگر صرفاً یک مسئله فصلی نیست، بلکه به یکی از مهمترین ریسکهای استمرار تولید در صنایع، بهویژه صنایع انرژیبر، تبدیل شده است.
این مسئله برای صنعت فولاد اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه گاز در واحدهای احیای مستقیم تنها یک حامل انرژی محسوب نمیشود، بلکه بخشی از فرآیند تولید است. بنابراین کاهش شدید گاز میتواند به اختلال در کل زنجیره فولاد منجر شود.
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران با اشاره به تجربه سالهای اخیر، هزینه این محدودیتها را قابل توجه میداند. بر اساس این بررسی، طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، ارزش تولید از دسترفته زنجیره آهن و فولاد ناشی از محدودیت برق و گاز حدود ۱۸.۴ میلیارد دلار برآورد شده که سهم سال ۱۴۰۴ از این رقم به ۴.۳ میلیارد دلار رسیده است.
زنگ خطر نخست؛ گاز و برق به یک بحران مشترک تبدیل شدهاند
این اندیشکده تأکید میکند که ریسک تأمین گاز در ماههای سرد سال فقط متوجه صنایع گازبر نیست. کاهش گاز تحویلی به نیروگاهها میتواند تولید برق را نیز تحت فشار قرار دهد و به این ترتیب، بحران گاز به بحران برق سرایت کند.
بر اساس این تحلیل، برای زمستان ۱۴۰۵ تأمین حداقل ۳.۷ میلیارد لیتر ذخیره سوخت مایع نیروگاهها تا پیش از آذرماه بهعنوان یکی از الزامات مطرح شده است. در مقابل، گزارشهای موجود از ذخیره حدود ۳.۲ میلیارد لیتر حکایت دارد؛ شکافی که در صورت تشدید ناترازی گاز میتواند ریسک محدودیت برق را افزایش دهد.
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران همچنین هشدار میدهد که در سناریوی کسری روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب گاز، محدودیت سنگین برای صنایع بزرگ محتمل خواهد بود. از جمله این محدودیتها میتوان به کاهش ۸۰ درصدی مصرف گاز فولاد و فروآلیاژها در بخش عمده ساعات روز اشاره کرد.
فشار گاز بر صنعت فولاد؛ کاهش عرضه و افزایش نرخ گاز
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران با اشاره به سهم حدود ۵ درصدی فولاد از مصرف گاز کشور معتقد است اهمیت این میزان مصرف را نمیتوان صرفاً بر اساس سهم آن در سبد انرژی ارزیابی کرد؛ زیرا گاز در واحدهای احیای مستقیم نقش فرآیندی دارد و جایگزینی کامل آن در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
از همین رو، فعالان صنعت فولاد بر تأمین حداقل گاز مورد نیاز واحدهای احیای مستقیم حتی در دورههای محدودیت تأکید کردهاند.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هزینه انرژی نیز همزمان افزایش یافته است. بر اساس اطلاعات ارائهشده در این بررسی، قیمت گاز تحویلی به واحدهای آهن و فولاد از حدود ۲۸۷ تومان در سال ۱۳۹۸ به حدود ۱۵ هزار و ۲۹۷ تومان در سال ۱۴۰۵ رسیده است؛ یعنی افزایش بیش از ۵۰ برابری، در حالی که قیمت فولاد حدود ۱۴ برابر افزایش یافته است.
بر این اساس، اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران معتقد است مسئله صنعت تنها «کمبود گاز» نیست، بلکه ترکیب افزایش قیمت، کاهش عرضه و نبود پیشبینیپذیری در تأمین انرژی است که برنامهریزی تولید را دشوار کرده است.
سه سناریوی زمستان ۱۴۰۵
این اندیشکده بر اساس شرایط موجود، سه سطح از ریسک را برای ماههای سرد سال ۱۴۰۵ در نظر گرفته است.
در سناریوی نخست که مدیریت محدودیتهاست، مصرف صنایع در ساعات اوج کاهش مییابد، بخشی از تولید به ساعات کممصرف منتقل میشود و استفاده از سوخت مایع نیروگاهها افزایش پیدا میکند؛ بدون آنکه توقف گسترده تولید اتفاق بیفتد.
در سناریوی دوم که تشدید محدودیت صنعتی است، افزایش کسری گاز به اعمال محدودیت جدیتر برای صنایع انرژیبر منجر میشود و میتواند کاهش تولید فولاد و اختلال در توازن زنجیره را به دنبال داشته باشد.
در سناریوی سوم که بحران همزمان گاز و برق است، کاهش گاز نیروگاهها به افت تولید برق منجر شده و محدودیت برق و گاز بهصورت همزمان بر صنایع اعمال میشود؛ سناریویی که از نگاه اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران بیشترین ریسک را برای تولید و فروش ایجاد میکند.
هشدار سیاستی؛ مدیریت ناترازی نباید روزمره باشد
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران معتقد است در چنین شرایطی، سیاستگذاری نباید صرفاً به مدیریت روزانه کسری گاز محدود شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که محدودیت انرژی مستقیماً به کاهش تولید و از دست رفتن ارزش اقتصادی منجر میشود.
از این رو، این اندیشکده چند اقدام را ضروری میداند؛ نخست، تکمیل فوری ذخایر سوخت نیروگاهها پیش از ورود به دوره اوج مصرف است. همچنین باید حداقل گاز مورد نیاز واحدهای احیای مستقیم تضمین شود تا فرآیند تولید با آسیب جدی مواجه نشود.
به اعتقاد اندیشکده، اولویتدهی به صنایع نیز باید بر اساس ارزش زنجیره و حساسیت فرآیندی صورت گیرد، نه صرفاً میزان مصرف انرژی. انتقال بخشی از تولید صنایع به ساعات کممصرف و استفاده هدفمند از ظرفیت آزادشده برق نیز از دیگر راهکارهای پیشنهادی است.
این اندیشکده همچنین بر ضرورت بازنگری در فرمول قیمت گاز و هزینههای جانبی تحمیلشده به صنایع تأکید دارد و استفاده از قراردادهای متقابل دولت و صنعت را برای ایجاد تعهد روشن در تأمین سوخت و مدیریت مصرف ضروری میداند.
پرهیز از وارد کردن شوک همزمان قیمتی و مقداری به صنایع در شرایط رکودی نیز از دیگر مواردی است که اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران بر آن تأکید کرده است.
زمستان ۱۴۰۵؛ آزمونی برای حکمرانی انرژی
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران در جمعبندی این تحلیل معتقد است پاییز و زمستان ۱۴۰۵ میتواند آزمونی جدی برای نظام حکمرانی انرژی کشور باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ناترازی گاز و برق، در صورت مدیریت نشدن، صرفاً به کاهش مصرف انرژی منجر نمیشود؛ بلکه مستقیماً تولید، صادرات، سودآوری و سرمایهگذاری صنعتی را در شرایط فشار ارزی و اقتصادی کشور تحت تأثیر قرار میدهد.
بر همین اساس، هشدار اصلی برای پاییز و زمستان پیشرو از نگاه اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران، کمبود گاز بهتنهایی نیست؛ بلکه همزمانی سه ریسک «کمبود، افزایش قیمت و عدم قطعیت در تأمین گاز صنایع» است.
این اندیشکده هشدار میدهد که اگر این سه متغیر بهصورت همزمان تشدید شوند، هزینه مدیریت بحران میتواند بهمراتب بیشتر از هزینه پیشگیری و تأمین پایدار انرژی باشد.
انتهای پیام
