یک کارشناس حوزه حکمرانی هوشمند، معتقد است که ایران در آستانه یک دوراهی تاریخی در حکمرانی قرار گرفته است؛ دوراهی میان حرکت سریع به سمت حکمرانی هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی و گرفتار ماندن در ساختارهای سنتی و بوروکراتیک.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، سجاد عابدی هشدار داد که در شرایطی که جهان بهسرعت برای بهرهگیری از هوش مصنوعی در اقتصاد، مدیریت و خدمات عمومی آماده میشود، نبود زیرساخت پردازشی، قوانین شفاف، یکپارچگی دادهها و مهمتر از همه ناتوانی در حفظ نخبگان میتواند فاصله ایران با موج جدید فناوری را عمیقتر کند.
عابدی تأکید کرد که گذار به حکمرانی هوشمند بیش از آنکه پروژهای «فنی» باشد، تحولی «سیاسی-مدیریتی» است. به باور وی، کشور امروز در نقطهای بحرانی ایستاده است؛ جایی که هوش مصنوعی یا به محرک اصلی جهش اقتصادی و بهرهوری تبدیل میشود، یا به دلیل کاهلیهای مدیریتی، ایران را در سایه ناکارآمدی به حاشیه تاریخ میراند. وی افزود: در حالی که جهان با سرعت نور به سمت «سوبر-اینتلیجنس» پیش میرود، ساختار اداری ما همچنان درگیر بهینهسازی سیستمهای سنتی است و برای خروج از این بنبست، تغییر نقش دولت از یک «کنترلگر فلجکننده» به یک «تسهیلگر استراتژیک» نهتنها یک پیشنهاد، بلکه یک ضرورت حیاتی است.
این کارشناس، یکی از گرههای اصلی در مسیر هوشمندسازی را ابهام در مسئولیتپذیری حقوقی دانست و گفت: اگر یک سیستم هوش مصنوعی در تشخیص پزشکی یا تخصیص منابع کشوری دچار خطای سیستماتیک شود، متهم اصلی کیست؟ برنامهنویس، مدیر سازمان یا خودِ مدل؟ وی خاطرنشان کرد که عدم پاسخ روشن به این پرسش، دو پیامد مخرب به همراه داشته است: از یک سو، مدیران محافظهکار از ترس تبعات قانونی، هرگونه نوآوری را در نطفه خفه میکنند؛ از سوی دیگر، سوءاستفادهگران از نبود قانون شفاف بهره میبرند تا منافع شخصی خود را پشت پرده «تصمیمات الگوریتمیک» پنهان کنند. عابدی تصریح کرد که کشور بیش از هر زمان دیگری به قوانینی جامع نیاز دارد که نه ترمز رشد، بلکه «تسهیلگر ایمن» نوآوری باشند.
عابدی با اشاره به معضل مهاجرت نخبگان گفت: در عرصه هوش مصنوعی، میدان جنگ اصلی بر سر تعداد فارغالتحصیلان نیست، بلکه بر سر «جذب و نگهداشت مغزهای برتر» است. وی افزود: دانشگاههای ما سرمایههای انسانی در تراز جهانی تربیت میکنند، اما ساختار اداری و صنعتی کشور هیچ «جایگاه پذیرشی» برای آنها ندارد. یک متخصص ارشد برای ماندن، تنها حقوق نمیخواهد؛ او به دادههای بزرگ، سختافزار قدرتمند و محیطی بهدور از تعصبات اداری نیازمند است. به باور عابدی، زمانی که یک نخبه برای اجرای سادهترین ایده باید از هفت خوان بوروکراسی بگذرد یا از دسترسی به یک سرور ساده محروم باشد، مهاجرت را تنها راه نجات تخصصی خود میبیند؛ روندی که تاوان سنگین آن در سالهای آینده با وابستگی کامل تکنولوژیک پرداخت خواهد شد.
این کارشناس برای عبور از وضعیت موجود و جلوگیری از خسارتهای بیشتر، اتخاذ یک «برنامه ضربتی دو ساله» بر پایه چهار محور زیر را اجتنابناپذیر دانست:
۱. شکستن انزوای پردازشی: تأمین متمرکز سختافزار و احداث ابر-رایانههای ملی برای پشتیبانی از پروژههای بزرگ.
۲. انقلاب یکپارچهسازی دادهها: الزام قانونی تمام دستگاهها به اشتراکگذاری دادهها در یک درگاه ملی واحد.
۳. جراحی بوروکراسی اداری: حذف لایههای زائد در سازمانهای دارای پتانسیل اتوماسیون بالا.
۴. سپر حمایتی نخبگان: ایجاد مراکز تحقیقاتی با استانداردهای جهانی و ارائه دسترسی کاملاً آزاد به منابع برای متخصصان برتر.
عابدی با تأکید بر فوریت اقدام، گفت: زمان برای تردید و آزمونوانصراف به پایان رسیده است. اگر امروز این گامهای بنیادی برداشته نشود، فردا با دولتی درمانده مواجه خواهیم بود که توان رقابت در جهان جدید را ندارد. به باور وی، کلید این تحول، اراده سیاسی برای اصلاح ساختارها و اعتماد به نسل جدید متخصصان است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: موفقیت ایران در مسیر حکمرانی هوشمند صرفاً به خرید تجهیزات یا توسعه چند سامانه هوش مصنوعی وابسته نیست؛ مسئله اصلی، اصلاح شیوه حکمرانی، ایجاد زیرساختهای پردازشی و دادهای، تعیین مسئولیتهای حقوقی و مهمتر از همه، حفظ نیروی انسانی متخصص است. عابدی تأکید کرد که اگر قرار است هوش مصنوعی به ابزاری برای افزایش بهرهوری و توسعه اقتصادی تبدیل شود، دولت باید از نقش صرفاً ناظر و کنترلگر فاصله بگیرد و زمینه فعالیت بخش خصوصی، دانشگاهها و متخصصان را فراهم کند. وی افزود: فرصت برای جبران عقبماندگی همچنان وجود دارد، اما ادامه وضعیت موجود میتواند هزینه توسعه فناوری و وابستگی کشور به راهکارهای خارجی را در سالهای آینده بهمراتب سنگینتر کند.
انتهای پیام
