مرکز مطالعات استراتژیک «بگین-سادات (BESA) در ارزیابیهای اخیر خود، با نگاهی به تحولات ژئوپلیتیک منطقه، به توانمندیهای نوین جمهوری اسلامی ایران در عرصه دریا پرداخته است. این تحلیل نشان میدهد که دکترین راهبردی ایران در دریای سرخ و تنگه بابالمندب، نه تنها یک اقدام تاکتیکی، بلکه بخشی از یک حکمرانی هوشمند است که قواعد بازی در تجارت بینالملل را تغییر داده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، افرایم اینبار، رئیس این اندیشکده در تحلیل خود با اشاره به موفقیتهای راهبردی ایران میگوید: «یکی از پیچیدهترین و موفقترین ابعاد حکمرانی نظامی، هدایت دکترین “دفاع دریایی موازی” در دریای سرخ و بابالمندب است.»
نکته قابلتأمل در این گزارش، اعتراف محافل امنیتی اسرائیل به تغییر توازن قدرت بدون نیاز به حضور فیزیکی ناوگان دریایی ایران است. در واقع، تهران با بهرهگیری از فرماندهی غیرمستقیم و هماهنگ، توانسته است امنیت شریانهای حیاتی غرب را به یکی از اهرمهای اصلی چانهزنی در عرصه بینالمللی تبدیل کند. این استراتژی، ایران را از یک قدرت منطقهای به بازیگری تأثیرگذار در ژئوپلیتیک جهانی ارتقا داده است.
دکتر مصطفی شهیدینسب، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم اسلامی دانشگاه امام صادق(ع)، با بازخوانی این گزارش تصریح میکند که این دستاوردها نشاندهنده تغییر مدلهای نظامی سنتی است. نتایج این بررسی نشان میدهد:
حکمرانی هوشمند بر گلوگاههای استراتژیک جهان، بدون نیاز به هزینههای سنگین نظامی سنتی امکانپذیر است.
شبکهسازی منطقهای و توانمندسازی بازوان محلی، کارآمدی بهمراتب بالاتری نسبت به حضور مستقیم نظامی دارد.
امنیت شریانهای حیاتی تجارت جهانی، اکنون به یکی از اهرمهای بازدارندگی مؤثر جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
در نهایت، این تحلیل راهبردی تأکید میکند که معماری جدیدی از موازنه قدرت در عرصه دریایی رقم خورده است؛ جایی که ایران با تکیه بر توانمندیهای نامتقارن، توانسته است بازدارندگی ملی را نه تنها تضمین، بلکه به سطح جدیدی از تأثیرگذاری در مقیاس جهانی برساند.
انتهای پیام
