گسترش شبکههای اجتماعی و افزایش نفوذ اینفلوئنسرها در میان نوجوانان و جوانان، طی سالهای اخیر بحثهای گستردهای درباره تغییر الگوهای تربیتی و فرهنگی ایجاد کرده است. یک پژوهشگر و مدرس دانشگاه معتقد است آنچه امروز بیش از هر چیز باید مورد توجه قرار گیرد، تغییر در نظام مرجعیت اجتماعی است؛ تغیری که خانواده را با چالشهای تازهای روبهرو کرده و ضرورت حرکت به سمت حکمرانی هوشمند را بیش از گذشته آشکار ساخته است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، فاطمه مرادی با اشاره به واکنشهای مختلف نسبت به تجمع نوجوانان و جوانان پیرامون برخی چهرههای فضای مجازی، تأکید کرد که این پدیده را نباید صرفاً از زاویه نگاههای احساسی یا ارزشی تحلیل کرد، بلکه باید آن را نشانهای از تحول در نظام مرجعیت جامعه دانست؛ تحولی که بیشترین تأثیر را بر نقش تربیتی خانواده گذاشته است.
وی با اشاره به تغییر منابع اثرگذار بر نسل جدید گفت: تا دو دهه پیش، خانواده، مدرسه و رسانههای رسمی اصلیترین منابع شکلدهنده هویت نوجوانان بودند. امروز اما بخش قابل توجهی از این نقش به شبکههای اجتماعی و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال منتقل شده است. به گفته وی، نسل جدید بسیاری از الگوهای رفتاری، سبک زندگی، شیوه ارتباط، الگوی مصرف و حتی نگرش خود نسبت به خانواده و ازدواج را از محیطهای دیجیتال دریافت میکند.
این پژوهشگر با بیان اینکه این تغییر صرفاً یک جابهجایی رسانهای نیست، افزود: با جابهجایی مرجعیتهای تربیتی روبهرو هستیم. او توضیح داد که در جامعه شبکهای، اعتماد، تعامل مستمر و حضور مداوم در زندگی مخاطبان، بیش از جایگاههای رسمی به شکلگیری مرجعیت اجتماعی کمک میکند و به همین دلیل بسیاری از اینفلوئنسرها بدون داشتن مسئولیت رسمی، بر رفتار و تصمیمهای نسل جوان اثرگذار شدهاند.
مرادی با تأکید بر اینکه این روند به معنای حذف یا تضعیف خانواده نیست، اظهار کرد: این وضعیت الزاماً به معنای تضعیف خانواده نیست؛ بلکه نشان میدهد محیط تربیت تغییر کرده است.وی معتقد است اگر خانواده همچنان با الگوهای ارتباطی گذشته با نوجوانان تعامل کند، فاصله میان نسلها افزایش خواهد یافت، زیرا نسل امروز بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو، مشارکت و ارتباط دوسویه نیاز دارد.
این مدرس دانشگاه در ادامه، سیاستگذاری در حوزه فضای مجازی را نیز نیازمند بازنگری دانست و تصریح کرد: تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که رویکردهای صرفاً محدودکننده، بهتنهایی قادر به حل مسئله نیستند. به اعتقاد وی، افزایش سواد رسانهای، توانمندسازی خانوادهها، حمایت از تولید محتوای سالم و مسئولیتپذیر کردن بازیگران فضای دیجیتال، از مهمترین اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد.
مرادی با تأکید بر ضرورت آشنایی خانوادهها با اقتضائات عصر دیجیتال گفت که گفتوگو با فرزندان، شناخت سازوکار شبکههای اجتماعی، آگاهی از اقتصاد توجه و حضور فعال والدین در فضای مجازی، امروز به اندازه شیوههای سنتی تربیت اهمیت پیدا کرده است و فاصله گرفتن از فناوری، در عمل به معنای فاصله گرفتن از محیط زندگی نسل جدید خواهد بود.
وی همچنین بر لزوم تغییر رویکرد سیاستگذاری در این حوزه تأکید کرد و گفت: از منظر سیاستگذاری نیز زمان آن رسیده است که نگاه به فضای مجازی از “مدیریت ابزار” به “حکمرانی هوشمند” تغییر کند. به گفته مرادی، تقویت جایگاه خانواده در عصر دیجیتال تنها از مسیر محدودسازی امکانپذیر نیست، بلکه به سیاستهای فرهنگی، آموزشی و حقوقی نیاز دارد که خانواده را برای ایفای نقش مؤثر در زیستبوم دیجیتال توانمند کند.
این پژوهشگر در پایان خاطرنشان کرد که مسئله اصلی امروز، حضور یا عدم حضور اینفلوئنسرها نیست، بلکه چگونگی بازسازی مرجعیت خانواده در دنیایی است که قواعد ارتباطی آن دگرگون شده است؛ موضوعی که میتواند بر سرمایه اجتماعی، انسجام خانواده و کیفیت تربیت نسل آینده تأثیر تعیینکنندهای داشته باشد.
انتهای پیام
