حکمرانی هوشمند
اخبار و تازه‌ها, هوش‌مصنوعی و تکنولوژی

حکمرانی هوشمند با هوش مصنوعی؛ چگونه داده‌ها کیفیت تصمیم‌های دولت را تغییر می‌دهند؟

پنج اصل برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در حکمرانی شهری

پنج اصل برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در حکمرانی شهری

تحول در ساختار دولت سال‌هاست با مفهوم دولت الکترونیک گره خورده است؛ رویکردی که با هدف حذف کاغذ، کاهش مراجعات حضوری و انتقال خدمات عمومی به بسترهای دیجیتال شکل گرفت. با این حال، به نظر می‌رسد مرحله بعدی تحول دولت صرفاً دیجیتالی کردن خدمات نیست، بلکه استفاده از داده و هوش مصنوعی برای پیش‌بینی مسائل، بهبود تصمیم‌گیری و جلوگیری از تبدیل مشکلات قابل پیش‌بینی به بحران است؛ مسیری که می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری حکمرانی هوشمند شود.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، اباذر کریمی پنابندانی، عضو آکادمی علوم اروپا و متخصص هوش مصنوعی، در یادداشتی با اشاره به ضرورت عبور از مفهوم سنتی دولت الکترونیک، تأکید می‌کند که پرسش اصلی امروز دیگر فقط امکان دریافت اینترنتی خدمات دولتی نیست.

او در این باره می‌نویسد: «امروز مسئله فقط این نیست که مردم بتوانند یک خدمت دولتی را اینترنتی دریافت کنند. مسئله مهم‌تر این است که آیا دولت می‌تواند مشکلات مردم را زودتر ببیند، دقیق‌تر تصمیم بگیرد و قبل از آنکه یک مسئله به بحران تبدیل شود، برای آن راه‌حل پیدا کند؟»

از نگاه این متخصص هوش مصنوعی، همین نقطه می‌تواند آغاز تعریف تازه‌ای از دولت باشد؛ دولتی که در کنار ارائه پاسخ به مسائل موجود، توانایی شناسایی و پیش‌بینی مشکلات آینده را نیز داشته باشد. کریمی پنابندانی در همین زمینه تصریح می‌کند: «دولت آینده نباید فقط «پاسخ‌دهنده» باشد؛ باید تا حد ممکن «پیش‌بینی‌کننده» هم باشد.»

پیش‌بینی بحران با تحلیل داده‌ها

یکی از مهم‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی در دولت، شناسایی زودهنگام تغییرات و نشانه‌هایی است که می‌توانند به یک بحران منجر شوند. برای نمونه، تغییر همزمان برخی شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی در یک استان می‌تواند احتمال افزایش بیکاری را نشان دهد. در چنین شرایطی، اتکا به گزارش‌های پس از وقوع بحران به معنای از دست دادن فرصت مداخله زودهنگام است.

همین منطق درباره زیرساخت‌های حیاتی نیز صدق می‌کند. الگوی مصرف، فشار شبکه و سوابق خرابی می‌توانند اطلاعات ارزشمندی درباره احتمال بروز اختلال در شبکه آب، برق یا گاز ارائه کنند. در صورت تحلیل درست این داده‌ها، دولت به جای واکنش پس از خرابی، امکان برنامه‌ریزی پیشگیرانه خواهد داشت.

در مدیریت شهری نیز حجم قابل توجهی از داده درباره ترافیک، تصادفات، آلودگی هوا، پسماند، آب‌گرفتگی و وضعیت زیرساخت‌ها تولید می‌شود. به اعتقاد نویسنده یادداشت، تحلیل صحیح این داده‌ها می‌تواند زمان تصمیم‌گیری را از «پس از وقوع مشکل» به «پیش از وقوع مشکل» منتقل کند.

کریمی پنابندانی این تحول را یکی از تفاوت‌های اساسی میان دولت دیجیتال و دولت هوشمند می‌داند و می‌گوید: «به اعتقاد من، این یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های «دولت دیجیتال» با «دولت هوشمند» است.»

دولت هوشمند فقط دیجیتالی کردن بوروکراسی نیست

دیجیتالی شدن یک فرایند اداری لزوماً به معنای هوشمند شدن آن نیست. اگر یک فرایند طولانی، پیچیده و ناکارآمد بدون اصلاح ساختاری از کاغذ به سامانه منتقل شود، فناوری تنها شکل اجرای همان بوروکراسی قدیمی را تغییر داده است.

در واقع، نقطه آغاز هوشمندسازی زمانی است که فناوری بتواند بر کیفیت تصمیم اثر بگذارد. در چنین مدلی، مدیر دولتی به جای مواجهه با انبوهی از گزارش‌های پراکنده، تصویری منسجم و قابل تحلیل از وضعیت حوزه مدیریتی خود دریافت می‌کند.

کریمی پنابندانی با ترسیم چنین تصویری می‌نویسد: «تصور کنید یک استاندار یا فرماندار در ابتدای روز به جای دریافت ده‌ها گزارش پراکنده، یک تصویر روشن از وضعیت منطقه خود داشته باشد؛ بداند کدام شاخص‌ها شرایط مطلوبی ندارند، در کدام بخش احتمال ایجاد مشکل وجود دارد و کدام تصمیم‌ها باید در اولویت قرار گیرند.»

او معتقد است تحقق چنین شرایطی دیگر یک موضوع دور از دسترس نیست و هوش مصنوعی می‌تواند با پردازش حجم زیادی از اطلاعات، نقاطی را که نیازمند توجه بیشتر مدیر هستند مشخص کند.

با این حال، این فناوری قرار نیست جایگزین تصمیم‌گیر انسانی شود. به گفته او، «تصمیم نهایی همچنان باید با انسان باشد. فناوری قرار نیست مسئولیت مدیر را بر عهده بگیرد؛ قرار است قدرت تحلیل او را افزایش دهد.»

شهروند نباید در پیچ‌وخم دستگاه‌های دولتی گرفتار شود

تحول دیجیتال دولت تنها به نحوه تصمیم‌گیری مدیران محدود نمی‌شود و رابطه میان دولت و شهروند نیز باید تغییر کند. شهروند نباید برای دریافت یک خدمت ساده مجبور باشد ساختار پیچیده دستگاه‌های دولتی را بشناسد و میان سازمان‌های مختلف جابه‌جا شود.

از این منظر، یک شهروند باید بتواند مسئله خود را مطرح کند و پاسخ روشنی درباره مدارک مورد نیاز، وضعیت درخواست، دستگاه مسئول و علت توقف احتمالی پرونده دریافت کند.

در این بخش، دستیارهای هوشمند می‌توانند نقش مهمی ایفا کنند. این ابزارها قادرند بخشی از ارتباطات میان مردم و دستگاه‌های دولتی را ساده کنند و امکان پاسخگویی مستمر و شبانه‌روزی را فراهم آورند. چنین رویکردی می‌تواند یکی از پایه‌های مهم حکمرانی هوشمند و دولت شهروندمحور باشد.

نسخه واحد برای هوشمندسازی همه استان‌ها وجود ندارد

از نگاه این متخصص هوش مصنوعی، یکی از فرصت‌های مهم کشور این است که تحول هوشمند دولت از مسائل واقعی استان‌ها و شهرستان‌ها آغاز شود، نه صرفاً از اجرای پروژه‌های متمرکز در تهران.

مسائل مناطق مختلف کشور یکسان نیستند. ممکن است مسئله اصلی یک منطقه کمبود آب باشد و در منطقه‌ای دیگر، کشاورزی، گردشگری، صنعت، پسماند یا حمل‌ونقل در اولویت قرار داشته باشد.

به همین دلیل، می‌توان به جای تعریف پروژه‌های بزرگ و کلی، در هر استان چند مسئله مشخص را انتخاب کرد و ظرفیت دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان، متخصصان و مدیران اجرایی را برای ارائه راهکارهای قابل سنجش به کار گرفت.

کریمی پنابندانی برای این رویکرد یک سؤال مشخص پیشنهاد می‌کند: «سه مشکل مهم استان چیست و هوش مصنوعی برای کدام‌یک از آن‌ها می‌تواند راه‌حل عملی ارائه کند؟»

به اعتقاد او، مشخص شدن پاسخ این سؤال می‌تواند مسیر استفاده از فناوری در هر منطقه را روشن‌تر کند و باعث شود هوش مصنوعی از یک مفهوم کلی به ابزاری برای حل مسائل واقعی تبدیل شود.

امنیت و حکمرانی داده؛ شرط موفقیت دولت هوشمند

در کنار فرصت‌های گسترده هوش مصنوعی، خطرات و الزامات آن نیز نباید نادیده گرفته شود. استفاده از این فناوری در ساختار دولت بدون توجه به امنیت اطلاعات، حریم خصوصی، کیفیت داده، شفافیت الگوریتم‌ها و مسئولیت انسانی می‌تواند خود به یک چالش جدید تبدیل شود.

بر همین اساس، ساخت دولت هوشمند را نمی‌توان صرفاً با خرید نرم‌افزار یا راه‌اندازی چند سامانه محقق کرد. زیرساخت داده، استانداردهای مشخص، امنیت اطلاعات و مهم‌تر از همه، وجود مدیرانی که بدانند فناوری را برای حل چه مسئله‌ای به کار می‌گیرند، بخش جدایی‌ناپذیر این تحول است.

در این نگاه، حکمرانی هوشمند پیش از آنکه به تعداد سامانه‌ها یا میزان استفاده از فناوری وابسته باشد، به کیفیت استفاده از داده و فناوری برای تصمیم‌گیری و حل مسئله وابسته است.

معیار سنجش تحول؛ چه مشکلی از مردم حل شده است؟

کریمی پنابندانی معتقد است هفته دولت می‌تواند فرصتی برای طرح یک پرسش متفاوت درباره عملکرد دستگاه‌های اجرایی باشد؛ پرسشی که به جای تعداد پروژه‌ها و سامانه‌های راه‌اندازی‌شده، بر نتیجه واقعی فناوری برای مردم تمرکز کند.

او پیشنهاد می‌کند از مدیران پرسیده شود: «هوش مصنوعی و داده در یک سال گذشته دقیقاً کدام مسئله مردم را حل کرده‌اند؟»

از منظر نویسنده، پاسخ به همین سؤال می‌تواند مشخص کند که استفاده از فناوری در یک دستگاه دولتی واقعاً به تحول منجر شده یا صرفاً به نمایش فناوری محدود مانده است.

در نهایت، مسیر دولت‌های آینده را نمی‌توان فقط با تعداد خدمات الکترونیکی یا سامانه‌های جدید سنجید. هدف اصلی باید ایجاد دولتی باشد که بتواند مسائل را زودتر شناسایی کند، تصمیم‌های دقیق‌تری بگیرد و پیش از آنکه مشکلات قابل پیش‌بینی به بحران تبدیل شوند، برای آن‌ها چاره‌اندیشی کند.

به تعبیر کریمی پنابندانی، «در سال‌های آینده، موفق‌ترین دولت‌ها الزاماً دولت‌هایی نیستند که سامانه‌های بیشتری دارند؛ دولت‌هایی هستند که زودتر مسئله را می‌بینند، بهتر تصمیم می‌گیرند و کمتر اجازه می‌دهند مشکلات قابل پیش‌بینی به بحران تبدیل شوند.»

انتهای پیام

 

 

مطالب مرتبط

نشست «ایران به مثابه سرزمین میانه» برگزار می‌شود

سردبیر
4 هفته قبل

هم‌افزایی دانشگاه و دولت در یزد؛ گامی برای اجرای حکمرانی هوشمند

سردبیر
6 ماه قبل

 بازدارندگی نوین ایران؛ از قدرت موشکی تا حکمرانی هوشمند

سردبیر
3 ماه قبل
خروج از نسخه موبایل