مشاور مدیرعامل شرکت ملی پست و مدیر پروژه پیادهسازی صدور شناسه یکتای پستی (شیپ)، در یادداشتی تخصصی به بررسی نقش این شناسه در تحول زنجیره توزیع کشور پرداخته است. به باور او، گسترش تجارت الکترونیکی، توسعه شرکتهای لجستیکی و پیچیدهتر شدن شبکه تأمین، ضرورت ایجاد یک سازوکار استاندارد برای شناسایی و رهگیری مرسولات را بیش از پیش آشکار کرده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، کاظم میرزایی با اشاره به وضعیت موجود تأکید میکند که هر یک از بازیگران زنجیره توزیع، از فروشگاه اینترنتی تا شرکت حملونقل، میتوانند شناسه عملیاتی مستقل ایجاد کنند؛ اما این شناسهها الزاماً قابلیت اتصال و تبادل در سطح ملی را ندارند. به همین دلیل، «شناسه یکتای پستی» یا «شیپ» بهعنوان یک شناسه حاکمیتی و مستقل طراحی شده است تا دادههای پراکنده را حول یک کلید مشترک به هم متصل کند.
میرزایی در ادامه یادداشت خود، اقتصاد دیجیتال را عامل اصلی تغییر ساختار سنتی توزیع کالا میداند و معتقد است که امروزه زنجیره تأمین به شبکهای چندبازیگری تبدیل شده است. از تولیدکننده و واردکننده تا انبار، عمدهفروش، فروشگاه اینترنتی، شرکت لجستیکی، اپراتور پستی و مصرفکننده، همگی در مراحل مختلف با یکدیگر تعامل دارند.
به گفته وی، مسئله اصلی الزاماً «نبود داده» نیست؛ بلکه «ضعف در قابلیت اتصال و ایجاد تصویر واحد از دادهها» است. در چنین شرایطی، پاسخگویی به پرسشهایی مانند «کالا از کجا آمده؟»، «اکنون در کجای زنجیره قرار دارد؟» و «توسط چه بازیگری حمل میشود؟» با محدودیت مواجه میشود.
میرزایی تأکید میکند که شیپ قرار نیست جایگزین شناسههای داخلی اپراتورها شود؛ بلکه بهعنوان یک شناسه مشترک ملی، امکان تطبیق و اتصال رخدادهای ثبتشده در سامانههای مختلف را فراهم میکند. او این رویکرد را گامی اساسی در جهت تحقق حکمرانی هوشمند در حوزه لجستیک و توزیع کالا میداند.
یکی از نقاط قوت این طرح، پشتوانه قانونی آن است. میرزایی به جزء «۵» بند «د» ماده ۴۸ قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت اشاره میکند که مبنای ایجاد سکوی ملی شبکه توزیع کالا و درگاه صدور شناسه یکتای پستی را پیشبینی کرده است.
او معماری فنی پروژه را بر سه لایه اصلی تشریح میکند:
– لایه کد: مسئول سیاستگذاری و مدیریت فضای شناسه حاکمیتی
– لایه درگاه صدور: مسئول صدور، اعتبارسنجی و استعلام شناسه براساس کدپستی فرستنده و گیرنده
– لایه سکوی ملی شبکه توزیع: مسئول ثبت رخدادها، نگهداری نگاشتها و ایجاد داشبوردهای اطلاعاتی
میرزایی با تأکید بر اهمیت این تفکیک معماری خاطرنشان میکند که شناسه نباید به یک مخزن اطلاعاتی بزرگ تبدیل شود. به عقیده او، رویکرد مناسب آن است که «حداقل داده» در ساختار شناسه قرار گیرد و اطلاعات غنیتر در بانک اطلاعاتی سکوی ملی نگهداری شود. چنین معماری ضمن افزایش مقیاسپذیری و امنیت، امکان حفاظت بهتر از حریم خصوصی را فراهم میکند و بستری مناسب برای حکمرانی هوشمند دادهها ایجاد مینماید.
یکی از جذابترین بخشهای یادداشت، نگاه فراتر از یک شناسه ساده به شیپ است. میرزایی معتقد است که ارزش شیپ صرفاً در ایجاد یک کد جدید برای مرسوله نیست، بلکه در ایجاد یک زیرساخت دادهای ملی برای مشاهده، تحلیل و مدیریت جریان توزیع نهفته است.
او با بیانی دقیق، شیپ را بیش از آنکه یک «کد شناسایی» باشد، یک «کلید اتصال اطلاعاتی» معرفی میکند و میگوید: «ساختار ارزشآفرینی آن به این صورت است که شناسه یکتای پستی باعث شناسایی مبدأ و مقصد و نوع محتوای محموله و ثبت رویدادهای مرتبط آن میشود. از اتصال این دادهها، تصویر ملی نحوه توزیع کالاها ایجاد میشود که با تحلیل آن میتوان اقدامات مرتبط با تصمیمگیری و بهینهسازی شبکه را برنامهریزی کرد.»
به باور او، ارزش اقتصادی و حکمرانی شیپ در مراحل پس از صدور کد و در نتیجه اتصال و تحلیل دادههای حاصل از آن شکل میگیرد. این دقیقاً همان نقطهای است که حکمرانی هوشمند در عمل معنا پیدا میکند؛ یعنی تبدیل دادههای خام به بینشهای قابل اجرا برای بهبود مدیریت شبکه توزیع.
میرزایی یکی از مهمترین پیامدهای ایجاد شناسه یکتا را کاهش هزینههای ناشی از عدم هماهنگی اطلاعاتی در زنجیره توزیع میداند. به گفته او، دسترسی به اطلاعات معتبر درباره مبدأ، مقصد، مسیر، زمان ارسال و وضعیت مرسوله میتواند زمینههای زیر را فراهم کند:
– بهینهسازی شبکه حمل
– کاهش جابهجاییهای غیرضروری
– کاهش توقف در مراکز توزیع
– مدیریت برگشت مرسولات
– کاهش خطاهای نشانی
او همچنین بر این نکته تأکید دارد که شیپ صرفاً ابزار نظارتی نیست و از منظر فعالان اقتصادی نیز مزایای قابلتوجهی دارد. استاندارد شدن شناسایی مرسوله میتواند خطاهای عملیاتی را کاهش دهد، تبادل مرسوله میان اپراتورها را تسهیل کند، فرآیند بیمه و رسیدگی به خسارت را بهبود بخشد و زمینه شکلگیری خدمات تحلیلی مانند پیشبینی تقاضا، بهینهسازی مسیر و مدیریت ظرفیت ناوگان را فراهم آورد.
میرزایی در حوزه تجارت الکترونیکی نیز معتقد است که وجود یک شناسه مشترک، اعتماد و شفافیت بیشتری میان فروشنده، خریدار، اپراتور و سایر بازیگران ایجاد میکند و قابلیت رهگیری مرسوله را افزایش میدهد. او این سازوکار را در سطح اقتصاد ملی، بخشی از زیرساخت کاهش «اصطکاک اطلاعاتی» و هزینه هماهنگی در اقتصاد توزیع میداند که از مؤلفههای کلیدی حکمرانی هوشمند به شمار میرود.
یکی از کاربردهای کلیدی شیپ که میرزایی به آن پرداخته، ایجاد قابلیت مشاهده جریان کالاهای اساسی است. ثبت مبدأ، مقصد و رخدادهای توزیع میتواند به شناسایی توزیع، توقف غیرعادی، انباشت نامتعارف، تغییر مسیر، توزیع نامتوازن، کمبود منطقهای و خروج کالا از شبکه مورد انتظار کمک کند.
با این حال، او با صراحت میگوید که شناسه یکتا بهتنهایی مانع فیزیکی خروج کالا نیست؛ بلکه یک زیرساخت شناسایی، ثبت رخداد و تحلیل انحراف را با اتصال به سامانههای تجاری، گمرکی، انبار و حملونقل ایجاد میکند.
در شرایط بحرانهای طبیعی و غیرطبیعی نیز این زیرساخت میتواند نقش مهمی در تصمیمگیری ایفا کند. میرزایی معتقد است که اطلاع از تعداد مرسولات و محمولههای در حال ورود، وسایل حمل در مسیر، مراکز توزیع فعال، مسیرهای مسدود و اقلام امدادی در حال جابهجایی، امکان ایجاد تصویر بهروزتری از وضعیت شبکه توزیع را فراهم میکند.
او همچنین به ترکیب دادههای توزیع با دادههای مکانی و جمعیتی اشاره میکند که میتواند زمینه تصمیمگیری منطقهای و توزیع مبتنی بر نیاز را فراهم کند؛ مشروط بر آنکه حریم خصوصی، امنیت داده و سطوح دسترسی قانونی بهطور کامل رعایت شود. این رویکرد، نمونۀ عینی از حکمرانی هوشمند در عمل است که دادهها را در خدمت تصمیمگیری بهینه قرار میدهد.
میرزایی با اشاره به ماهیت زیرساختی شیپ تأکید میکند که اجرای اختیاری آن نمیتواند به پوشش ملی و تصویر کامل جریان توزیع منجر شود. در صورت اتصال تنها بخشی از اپراتورها و کسبوکارها، دادهها ناقص بوده و امکان تحلیل جامع شبکه توزیع کاهش خواهد یافت.
از این رو، صدور شناسه، ثبت حداقل اطلاعات، ثبت رخدادهای کلیدی، قابلیت استعلام، تبادل استاندارد داده و استفاده حاکمیتی مبتنی بر سطح دسترسی برای کلیه مرسولات، محمولهها و کالاهای تجاری، صنعتی و کشاورزی صراحتاً در قانون برنامه الزامی گردیده است.
با این حال، میرزایی هشدار میدهد که الزام نباید به ایجاد بار مقرراتی غیرضروری برای کسبوکارها منجر شود. او ارائه APIهای استاندارد، صدور برخط شناسه و امکان صدور انبوه، سهولت اتصال به سامانههای موجود، شفافیت استانداردهای فنی و کنترل هزینه برای کسبوکارهای کوچک را از الزامات موفقیت این طرح برمیشمارد.
از منظر حکمرانی هوشمند، او بر تفکیک دادهها به دستههای عمومی، کسبوکاری، شخصی، حساس و حاکمیتی و اعمال دسترسی مبتنی بر نقش و مأموریت تأکید دارد. به همین دلیل، شیپ نه سامانهای برای نظارت عمومی بر افراد، بلکه بهعنوان زیرساخت استاندارد شناسایی و حکمرانی جریان توزیع تلقی میشود.
میرزایی در جمعبندی یادداشت خود، نگاه راهبردی به پروژه شیپ دارد. او تأکید میکند که شناسه یکتای پستی را نباید صرفاً یک شماره جدید برای مرسولات دانست. اهمیت اصلی آن در ایجاد یک زبان مشترک برای شناسایی و اتصال جریان مرسولات، محمولهها و کالاها در شبکه توزیع کشور است.
به باور او، اجرای صحیح این طرح میتواند چهار سطح ارزش ایجاد کند:
– ارزش عملیاتی: از طریق رهگیری و کاهش خطا
– ارزش اقتصادی: از طریق کاهش هزینه و افزایش بهرهوری لجستیک
– ارزش تجاری: از طریق افزایش شفافیت و قابلیت تعامل
– ارزش حاکمیتی: از طریق ایجاد تصویر ملی از جریان توزیع و فراهم کردن امکان تصمیمگیری مبتنی بر داده
میرزایی پیشنهاد میکند که شناسه یکتای پستی بهعنوان یک استاندارد ملی برای شناسایی جریان توزیع تعریف شود و استفاده از آن برای فعالیتهای مشمول، بهصورت مرحلهای، استاندارد، کمهزینه و الزامآور اجرا گردد. در این مدل، حاکمیت بر استاندارد، شناسه و دادههای موردنیاز ملی خواهد بود، اما عملیات حمل، لجستیک و توزیع تا حد امکان رقابتی و مبتنی بر مشارکت بخش خصوصی باقی میماند.
او در پایان با تأکید بر موفقیت پروژه، آن را منوط به کیفیت زیرساختهای پایه میداند؛ بهویژه بهروزرسانی پایگاه کدپستی، تکمیل نشانیهای استاندارد و فراهم شدن سرویسهای مورد نیاز سایر پایگاههای حاکمیتی.
و در نهایت، میرزایی با نگاهی آیندهنگرانه نتیجهگیری میکند که شیپ در صورت اجرای صحیح، از یک «شناسه مرسوله» به یک «زیرساخت ملی حکمرانی جریان کالا و توزیع» تبدیل میشود. او بر این باور است که الزام به استفاده از آن، الزام به پذیرش یک استاندارد مشترک ملی است، نه الزام به دولتی کردن عملیات توزیع. این نگاه دقیقاً با اصول حکمرانی هوشمند همخوانی دارد که در آن، حاکمیت بر استاندارد و داده، و رقابت بر عملیات، دو بال اصلی پیشرفت هستند.
انتهای پیام
