در حالی که سیاستگذاران و مدیران صندوقهای بازنشستگی در بسیاری از کشورها بر بهبود خدمات، افزایش ارزشآفرینی برای اعضا و ارتقای نظامهای نظارتی تمرکز کردهاند، رفتار کاربران در حال تغییر است. امروزه بسیاری از افراد برای دریافت پاسخ پرسشهای خود درباره دوران بازنشستگی و نحوه استفاده از پساندازهای بازنشستگی، به ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی روی آوردهاند؛ روندی که ضرورت توسعه مدلهای جدید حکمرانی هوشمند را بیش از گذشته نمایان کرده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، سارا هندرسون مدیر ارشد موسسه حقوقی سکرز (Sackers) در یادداشتی با عنوان «حکمرانی هوشمند در عصر هوش مصنوعی» تأکید میکند که فضای مدیریت داراییهای بازنشستگی به سرعت در حال تغییر است و این تحولات همیشه مطابق پیشبینی مدیران و متولیان صندوقها نیست.
به گفته وی، بسیاری از افراد هنگام مواجهه با تصمیمهای پیچیده مالی در دوران بازنشستگی، به جای مراجعه به منابع رسمی، از ابزارهای هوش مصنوعی برای دریافت راهنمایی استفاده میکنند. این موضوع اگرچه میتواند دسترسی به اطلاعات را آسانتر و شخصیتر کند، اما همزمان خطرات جدیدی را نیز به همراه دارد.
هندرسون معتقد است ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی معمولاً پاسخهایی سریع، ساده و متناسب با پرسش کاربر ارائه میکنند؛ ویژگیهایی که باعث شده این ابزارها برای بسیاری از افراد جذابتر از اسناد طولانی و توضیحات رسمی باشند. برای مثال، فردی که میپرسد «سالانه چه مقدار از پسانداز بازنشستگی خود را میتوانم برداشت کنم؟» یا «آیا اکنون زمان مناسبی برای خرید مستمری بازنشستگی است؟» ممکن است پاسخ یک چتبات هوش مصنوعی را قابل فهمتر از راهنماهای سنتی بداند.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که این ابزارها خارج از چارچوب مشاورههای رسمی و نظارت مستقیم صندوقهای بازنشستگی فعالیت میکنند و ممکن است اطلاعات ناقص، قدیمی یا نامتناسب با شرایط واقعی افراد ارائه دهند. همچنین مرز میان اطلاعات عمومی و توصیه شخصی در پاسخهای هوش مصنوعی گاهی مبهم میشود؛ مسئلهای که میتواند کاربران را با تصمیمهای نادرست مواجه کند.
در این یادداشت تأکید شده است که بسیاری از کاربران از محدودیتهای هوش مصنوعی آگاه نیستند و به دلیل لحن قاطع و مکالمهمحور این ابزارها، ممکن است به پاسخهای ارائهشده بیش از اندازه اعتماد کنند.
از نگاه مدیران صندوقهای بازنشستگی، افزایش استفاده از هوش مصنوعی پرسشهای تازهای را مطرح کرده است. هرچند این صندوقها مسئول عملکرد ابزارهای شخص ثالث نیستند، اما در صورت بروز تصمیمهای اشتباه ناشی از اطلاعات نادرست، اعتماد عمومی به نظام بازنشستگی ممکن است آسیب ببیند و شکایتهای بیشتری شکل بگیرد.
هندرسون بر این باور است که صرف هشدار دادن به افراد برای استفاده نکردن از ابزارهای هوش مصنوعی راهکار مؤثری نخواهد بود. به گفته او، زمانی که کاربران یک ابزار را مفید بدانند، همچنان از آن استفاده خواهند کرد. بنابراین متولیان صندوقها باید علاوه بر شناسایی ریسکها، به طراحی ابزارهای رسمی و راهکارهای تعاملی جدید برای پاسخگویی به نیاز کاربران توجه کنند.
این کارشناس همچنین به تحولات پیشروی نظام بازنشستگی اشاره میکند و میگوید الزامات جدیدی که متولیان صندوقها را موظف به ارائه راهکارهای هدایتشده برای بازنشستگان میکند، میتواند تأثیر چشمگیری بر تصمیمگیری افراد در آینده داشته باشد. هدف اصلی این رویکردها کمک به افراد برای اتخاذ تصمیمهای بهتر درباره نحوه استفاده از پساندازهای بازنشستگی است؛ همان حوزهای که بسیاری از کاربران اکنون برای آن به سراغ ابزارهای هوش مصنوعی میروند.
به اعتقاد کارشناسان، ارائه خدمات هدایتشده و هدفمند در کنار نوآوریهای فناورانه میتواند حجم بالای انتخابهایی را که افراد در دوران بازنشستگی با آن مواجه هستند کاهش دهد. همچنین ارائه راهنماییهای ساختاریافته در مراحل مختلف تصمیمگیری، بدون ورود به حوزه توصیههای شخصی، میتواند درک بهتری از گزینههای پیشرو در اختیار کاربران قرار دهد.
تحلیلگران معتقدند اگر صندوقهای بازنشستگی بتوانند تجربه کاربری مناسبتری از طریق ابزارهای رسمی، دیجیتال و هوشمند ارائه دهند، نیاز افراد به جستوجوی پاسخ در منابع غیررسمی کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی، سیاستهای جدید میتوانند به نقطه عطفی در ارتقای خدمات بازنشستگی و تحقق حکمرانی هوشمند در عصر هوش مصنوعی تبدیل شوند؛ رویکردی که ضمن بهرهگیری از مزایای فناوری، از تصمیمگیری آگاهانهتر شهروندان نیز حمایت میکند.
کلیدواژههای سئو
