مدیریت پسماند در جهان امروز دیگر تنها به جمعآوری و دفع زباله محدود نمیشود و به یکی از شاخصهای مهم سنجش کارآمدی مدیریت شهری، توسعه پایدار و بلوغ فناورانه کشورها تبدیل شده است. رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی و افزایش مصرف، حجم تولید زباله را به سطحی رسانده که الگوهای سنتی دیگر پاسخگوی نیازهای زیستمحیطی و اقتصادی نیستند.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، کارشناسان معتقدند حرکت به سمت اقتصاد چرخشی و استفاده از فناوریهای نوین، مسیر تازهای را پیش روی مدیریت پسماند قرار داده است؛ مسیری که در آن زباله نه پایان چرخه مصرف، بلکه منبعی برای تولید مواد، انرژی و ارزش اقتصادی محسوب میشود.
محسن کزازی، کارشناس ارشد صنایع شیمی، با اشاره به این تحول میگوید: «بازیافت در سالهای اخیر دیگر یک خدمت شهری ساده نیست؛ به یک راهبرد علمی، اقتصادی و زیستمحیطی تبدیل شده که بدون آن، مفهوم توسعه پایدار ناقص میماند.»
وی با تأکید بر اهمیت اقتصاد چرخشی افزود: «این مسیر، زنجیرهای بههمپیوسته از سیاستها و فناوریهاست؛ از کاهش تولید پسماند در مبدأ شروع میشود، به تفکیک در سطح تولیدکننده و مصرفکننده میرسد، استفاده مجدد را فعال میکند، وارد چرخه بازیافت میشود و در نهایت، در مواردی به تبدیل پسماند به مواد اولیه جدید ختم میشود.»
این کارشناس حوزه صنایع شیمی معتقد است موفقیت در بازیافت بیش از هر چیز به شناخت دقیق دادهها وابسته است. به گفته وی، «موفقیت در بازیافت اتفاقی نیست، بلکه نتیجه مستقیم مدیریت پسماند دادهمحور است» و برای افزایش نرخ بازیافت باید اطلاعات دقیقی از نوع، حجم و قابلیت بازیافت پسماندهای تولیدی در اختیار مدیران قرار داشته باشد.
در سالهای اخیر فناوریهای نوظهور نیز نقش پررنگی در این حوزه پیدا کردهاند. از هوش مصنوعی و اینترنت اشیا گرفته تا تحلیل کلانداده و چاپ سهبعدی، همگی در حال تغییر شیوه مدیریت پسماند هستند. کزازی در این باره میگوید: «هوش مصنوعی در شناسایی و تفکیک خودکار مواد، اینترنت اشیا در ردیابی و بهینهسازی مسیر جمعآوری و تحلیل کلانداده در پیشبینی الگوی تولید پسماند» کاربرد یافته و موجب افزایش دقت و کاهش هزینهها شده است.
کارشناسان همچنین بر این باورند که فناوری به تنهایی نمیتواند موفقیت این حوزه را تضمین کند. به همین دلیل، حکمرانی هوشمند و مشارکت شهروندان به عنوان دو عنصر مکمل مورد توجه قرار گرفتهاند. کزازی در این زمینه تأکید میکند: «زیرساخت فنی بدون فرهنگسازی، مثل ماشینی است که بدون راننده به راه افتاده باشد» و حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز بدون آموزش و همراهی شهروندان به نتایج مطلوب نخواهند رسید.
وی با اشاره به تجربه کشورهای موفق اظهار میکند که چالش اصلی بسیاری از کشورها نه کمبود فناوری، بلکه ضعف در مدیریت داده، نبود استانداردهای شفاف و مشارکت ناکافی جامعه است. به گفته او، «بهبود بازیافت با شعار و بخشنامه حل نمیشود» و نیازمند برنامهریزی مبتنی بر داده و همکاری عمومی است.
این کارشناس ارشد صنایع شیمی در پایان، آینده مدیریت پسماند را در سه واژه خلاصه میکند: «داده، نوآوری، تغییر رفتار». به اعتقاد وی، این سه مؤلفه پایههای اصلی نظامهای نوین مدیریت پسماند هستند و کشورهایی که به دنبال آیندهای پایدار و کمپسماند هستند، ناگزیر باید از مدلهای سنتی فاصله گرفته و به سمت الگوهای هوشمند، دادهبنیان و فناورانه حرکت کنند.
انتهای پیام
