پژوهشگر اندیشکده دینا، با بررسی ماهیت، مؤلفهها، منافع و چالشهای پول دیجیتال بانک مرکزی، معتقد است طراحی این ابزار پولی باید با اهداف مشخص در حوزه اصلاح نظام پولی همراه باشد؛ چرا که در غیر این صورت، چالشهای آن میتواند بر منافعش غلبه کند.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، یاسر حاجیپور در یادداشتی با اشاره به نوپدید بودن پول دیجیتال بانک مرکزی، بر ضرورت شناخت ماهیت و آثار آن در اقتصاد تأکید میکند و توضیح میدهد که بررسی انواع مختلف طراحی این پول و پیامدهای هر یک، پیششرط اتخاذ سیاست مناسب در این حوزه است.
وی پول دیجیتال بانک مرکزی را نوعی بدهی دیجیتالی بانک مرکزی با ارزشی معادل پول رایج کشور تعریف میکند که در یک دفترکل متمرکز یا غیرمتمرکز ثبت میشود و بانک مرکزی در آن نقش دارد. به اعتقاد این پژوهشگر، از آنجا که اسکناس نیز بدهی مستقیم بانک مرکزی محسوب میشود، میتوان پول دیجیتال بانک مرکزی را شکل دیجیتالی اسکناس دانست.
گسترش جهانی پول دیجیتال بانکهای مرکزی
حاجیپور با اشاره به روند جهانی توسعه پول دیجیتال بانکهای مرکزی، میگوید در آوریل ۲۰۲۶، ۱۳۷ کشور و اتحادیه ارزی که ۹۸ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهند، در حال بررسی CBDC بودهاند؛ در حالی که این تعداد در ماه مه ۲۰۲۰ تنها ۳۵ کشور بود.
وی اضافه میکند که در حال حاضر ۷۲ کشور در مراحل پیشرفته بررسی، توسعه، اجرای آزمایشی یا راهاندازی پول دیجیتال بانک مرکزی قرار دارند. به گفته حاجیپور، یوان دیجیتال چین که از سال ۲۰۲۰ وارد مرحله آزمایشی شد، بزرگترین طرح آزمایشی CBDC در جهان محسوب میشود و روپیه دیجیتال هند نیز در میان طرحهای بزرگ آزمایشی قرار دارد.
این پژوهشگر همچنین به رویکرد بانک مرکزی اروپا برای پیشبرد نسخه آزمایشی یوروی دیجیتال با هدف تقویت نقش بینالمللی یورو اشاره میکند و در مقابل، ایالات متحده را استثنایی در میان بانکهای مرکزی بزرگ میداند؛ چرا که این کشور در سال ۲۰۲۵ فعالیتهای مربوط به ارز دیجیتال بانک مرکزی در پرداختهای خرد را متوقف کرد، هرچند تحقیقات خود درباره پرداختهای فرامرزی عمدهفروشی را ادامه داده است.
حاجیپور بر این اساس استدلال میکند که پس از جنگ روسیه و اوکراین و واکنشهای تحریمی گروه هفت، پروژههای مربوط به CBDCهای عمدهفروشی فرامرزی افزایش یافتهاند و در حال حاضر نمونههایی مانند پروژه mBridge با مشارکت چین، تایلند، امارات متحده عربی، هنگکنگ و عربستان سعودی در حال بررسی اتصال و تبدیل چند پول دیجیتال به یکدیگر هستند.
انواع مختلف پول دیجیتال بانک مرکزی
به اعتقاد حاجیپور، پول دیجیتال بانک مرکزی یک مفهوم واحد با طراحی ثابت نیست و بسته به اهداف بانک مرکزی میتواند از مؤلفهها و مدلهای متفاوتی برخوردار باشد.
وی یکی از این تقسیمبندیها را مربوط به پول دیجیتال مبتنی بر حساب و پول دیجیتال مبتنی بر توکن میداند. در نوع مبتنی بر حساب، پول در حساب نهادهای مجاز نگهداری میشود، در حالی که در نوع مبتنی بر توکن، ارزش پول در قالب دیجیتال و در کیف پول الکترونیکی قرار میگیرد.
این پژوهشگر همچنین CBDC را از نظر دامنه استفاده به سه گروه خرده، عمده و عمومی تقسیم میکند. به گفته وی، پول دیجیتال خرده برای عموم مردم، پول دیجیتال عمده برای دارندگان حساب ذخیره نزد بانک مرکزی و پول دیجیتال عمومی برای هر دو گروه قابل استفاده است.
حاجیپور در ادامه به مدلهای مختلف رابطه بانک مرکزی با بانکهای عامل اشاره کرده و سه مدل یکجانبه، واسطهای و مصنوعی را توضیح میدهد. در مدل یکجانبه، بانک مرکزی تمام وظایف مربوط به صدور، توزیع و تعامل با کاربران نهایی را انجام میدهد؛ در مدل واسطهای، صدور پول بر عهده بانک مرکزی و ارتباط با کاربران بر عهده واسطههاست و در مدل مصنوعی، پول دیجیتال توسط بانکها صادر میشود و پشتوانه آن بدهیهای نگهداریشده نزد بانک مرکزی است.
وی تأکید میکند که اغلب کشورها مدل عملیاتی واسطهای را انتخاب کردهاند. علاوه بر این، مواردی مانند پرداخت آفلاین در شرایط بحرانی، نحوه احراز هویت کاربران، پرداخت سود به دارندگان پول دیجیتال و متمرکز یا غیرمتمرکز بودن تراکنشها نیز از مؤلفههای مهم در طراحی CBDC هستند.
دو کارکرد کمتر مورد توجه پول دیجیتال
حاجیپور معتقد است در کنار مزایایی مانند تسهیل اقتصاد دیجیتال، استفاده از فناوری دفترکل توزیعشده، افزایش امنیت پرداخت و بهبود پرداختهای برونمرزی، دو کارکرد مهم پول دیجیتال کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی نخستین مورد را امکان اصلاح نظام «ذخیره جزئی» و فراهم شدن زمینه حرکت به سمت «ذخیره کامل» عنوان میکند. به استدلال این پژوهشگر، در مدل عملیاتی واسطهای، صدور پول دیجیتال در اختیار بانک مرکزی قرار دارد و بانکهای تجاری صرفاً نقش واسطه در تعامل با کاربران را برعهده دارند. بنابراین قدرت خلق پول دیجیتال در اختیار بانک مرکزی خواهد بود و این موضوع میتواند از قدرت خلق پول بانکهای تجاری بکاهد.
حاجیپور توضیح میدهد که از سوی دیگر، قابلیتهایی مانند قراردادهای هوشمند و تأمین مالی غیرمتمرکز که از ظرفیتهای فناوری دفترکل توزیعشده محسوب میشوند، میتوانند برای کاهش برخی اصطکاکهای احتمالی در نظام ذخیره کامل مورد استفاده قرار گیرند.
وی در همین زمینه معتقد است سند ریال دیجیتال بانک مرکزی از این فرصت استفاده نکرده و کاهش قدرت خلق پول بانکی را به عنوان یک چالش مطرح کرده است.
پول دیجیتال و کاهش اثر تحریمها
دومین کارکردی که حاجیپور مورد توجه قرار میدهد، ظرفیت پول دیجیتال برای کاهش اثر تحریمهاست.
وی استدلال میکند که برخلاف شبکه مالی بینالمللی موجود که وابستگی قابل توجهی به دلار، سوئیفت و سازوکارهای تسویه بینالمللی دارد، ایجاد شبکهای میان پولهای دیجیتال کشورهای مختلف میتواند امکان انجام برخی مبادلات را با وابستگی کمتر به این زیرساختها فراهم کند.
به گفته این پژوهشگر، پروژه mBridge نمونهای از تلاش برای آزمایش اتصال و تبدیل چند پول دیجیتال به یکدیگر است. حاجیپور در عین حال اشاره میکند که این ظرفیت در سند ریال دیجیتال بانک مرکزی مورد توجه قرار نگرفته است.
چالشهای سیاستی پول دیجیتال
حاجیپور در بخش دیگری از یادداشت خود به چالشهای CBDC میپردازد و یکی از مهمترین آنها را تأثیرگذاری بر سیاست پولی عنوان میکند.
وی توضیح میدهد که اگر تقاضای مردم برای تبدیل سپردههای بانکی به پول دیجیتال افزایش یابد، بانک مرکزی ممکن است ناچار به عرضه ذخایر جدید شود؛ زیرا بانکها برای تبدیل سپردههای بانکی به CBDC به ذخایر نیاز خواهند داشت.
این پژوهشگر همچنین نسبت به احتمال شکلگیری چرخه تبدیل سپرده بانکی به پول دیجیتال و بالعکس هشدار میدهد و معتقد است در صورت مدیریت نادرست این فرایند، اعمال ضریب فزاینده بر ذخایر جدید بانک مرکزی میتواند به خلق گسترده نقدینگی منجر شود.
وی حفظ حریم خصوصی، جلوگیری از فعالیتهای مجرمانه، تهدیدات امنیت سایبری، عدم تمایل احتمالی مردم به پذیرش پول دیجیتال، نااطمینانیهای فناورانه و مسائل حقوقی را نیز از دیگر ملاحظات مهم در طراحی این ابزار برمیشمارد.
ضرورت تعیین هدف در طراحی ریال دیجیتال
حاجیپور در جمعبندی یادداشت خود میان کاربردهای مختلف پول دیجیتال تمایز قائل میشود. به اعتقاد وی، در حوزه پرداختهای برونمرزی، ظرفیت کاهش اثر تحریمها میتواند یکی از دلایل مهم برای استفاده از CBDC باشد.
وی درباره استفاده داخلی از پول دیجیتال خرده نیز معتقد است این ابزار زمانی قابل پذیرش است که بانک مرکزی آن را در چارچوب اصلاحات کلان نظام پولی، کاهش قدرت خلق پول بانکهای تجاری و حرکت به سمت عدالت پولی طراحی کند.
حاجیپور در نهایت تأکید میکند که اگر هدف از طراحی پول دیجیتال صرفاً ایجاد یک ابزار پرداخت جدید بدون توجه به اصلاح ساختار نظام پولی باشد، چالشهایی مانند نیاز احتمالی به عرضه ذخایر جدید بانک مرکزی و خطر شکلگیری چرخه تبدیل سپرده بانکی و پول دیجیتال میتواند بر منافع آن غلبه کند.
انتهای پیام
