حکمرانی هوشمند
اخبار و تازه‌ها

شنیدن صدای مردم، مهمترین پیش‌شرط موفقیت در حکمرانی است

در نگاه کارشناسان، کیفیت رابطه میان مردم و مسئولان یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت هر نظام حکمرانی به شمار می‌رود. بر همین اساس، دکتر محمودرضا امینی، کارشناس ارشد راهبردی و حکمرانی اسلامی، معتقد است که جامعه زمانی می‌تواند مسیر پیشرفت را با قدرت طی کند که مردم نه به‌عنوان مخاطبانی منفعل، بلکه به‌عنوان شرکای اصلی اداره کشور مورد توجه قرار گیرند. به گفته وی، حکمرانی هوشمند زمانی محقق می‌شود که سیاست‌گذاری‌ها بر پایه شناخت واقعی از زندگی مردم، شنیدن مطالبات آنان و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای مشارکت اجتماعی شکل بگیرد.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، وی در ابتدای یادداشت خود با تبیین مفهوم «ملت مبعوث‌شده» تأکید می‌کند که این ملت صرفاً نظاره‌گر تحولات نیست، بلکه دارای رسالت، آگاهی، حق مطالبه‌گری و اثرگذاری بر سرنوشت خود است. او تصریح می‌کند: «چنین ملتی را نمی‌توان به حاشیه راند، نمی‌توان صدایش را فقط در مواقع خاص شنید و نمی‌توان انتقادش را نشانه ناسپاسی یا فاصله‌گرفتن از اصل جامعه دانست.»

امینی معتقد است مهم‌ترین ویژگی این ملت، عبور از انفعال و حساسیت نسبت به سرنوشت جامعه است. به اعتقاد وی، دغدغه مردم درباره عدالت، امنیت، رفاه، فرهنگ، آینده فرزندان و کیفیت اداره کشور، سرمایه‌ای ارزشمند محسوب می‌شود؛ چراکه جامعه‌ای که همچنان نقد می‌کند و مطالبه دارد، امید خود را از دست نداده است. وی در همین زمینه می‌نویسد: «جامعه‌ای که نقد می‌کند، هنوز امید دارد» و هشدار می‌دهد: «بی‌تفاوتی، از انتقاد خطرناک‌تر است؛ زیرا انتقاد نشانه حضور است، اما بی‌تفاوتی نشانه گسست.»

این کارشناس راهبردی با اشاره به جایگاه مردم در نظام حکمرانی، تأکید می‌کند که نقش مردم صرفاً تشریفاتی نیست، بلکه آنان پایه مشروعیت اجتماعی و معیار کارآمدی سیاست‌ها هستند. به باور وی، تصمیماتی که بدون شناخت دقیق از واقعیت‌های زندگی مردم اتخاذ شوند، هرچند از نظر فنی منظم باشند، در اجرا با مشکلات جدی مواجه خواهند شد. او می‌نویسد: «حکمرانی تنها با بخشنامه، آمار، جلسه و گزارش‌های رسمی پیش نمی‌رود؛ حکمرانی هنگامی معنا می‌یابد که بتواند با زندگی واقعی و جریانات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ارزش‌های مردم پیوند برقرار کند.»

در ادامه یادداشت، امینی «آگاهی» را یکی دیگر از شاخص‌های اصلی ملت مبعوث‌شده معرفی می‌کند و معتقد است مردم امروز تنها دریافت‌کننده پیام‌های رسمی نیستند، بلکه عملکرد مسئولان را با واقعیت‌های زندگی روزمره مقایسه می‌کنند. از نگاه او، اعتماد عمومی نه با شعار، بلکه با «صداقت، پاسخگویی، شفافیت، ثبات رفتاری و مشاهده اثر تصمیمات در زندگی مردم» شکل می‌گیرد.

وی همچنین کرامت‌خواهی را از مهم‌ترین مطالبات جامعه می‌داند و تأکید می‌کند که مردم علاوه بر معیشت، خواهان احترام و مشارکت واقعی در فرآیندهای تصمیم‌گیری هستند. به گفته او، «تحقیر مردم، نادیده‌گرفتن تجربه آنان، ساده‌انگاری مطالبات‌شان یا نسبت‌دادن هر نقدی به سوءنیت، خطایی راهبردی است» و کرامت اجتماعی زمانی محقق می‌شود که شأن مردم در سیاست‌گذاری و رفتار مسئولان حفظ شود.

عدالت‌طلبی نیز از دیگر محورهای مورد تأکید این کارشناس است. وی عدالت را فراتر از توزیع منابع می‌داند و معتقد است مردم انتظار دارند قانون، فرصت‌ها و نحوه برخورد با شهروندان برای همه یکسان باشد. امینی هشدار می‌دهد که تجربه تبعیض، به‌تدریج اعتماد جامعه را نسبت به وعده‌های مسئولان کاهش می‌دهد و عدالت باید در عرصه‌هایی مانند استخدام، آموزش، درمان، خدمات اداری و رسیدگی به اعتراض‌ها به‌صورت ملموس دیده شود.

بخش دیگری از این یادداشت به جایگاه انتقاد اختصاص دارد. نویسنده با رد نگاه تهدیدمحور به نقدهای مردمی، تأکید می‌کند که انتقاد یکی از مهم‌ترین ابزارهای اصلاح حکمرانی است. او می‌نویسد: «انتقاد، دشمنی نیست؛ انتقاد می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای اصلاح و پیشگیری از خطا باشد.» همچنین تأکید می‌کند که سرکوب یا نادیده گرفتن انتقادها، موجب حل مسائل نخواهد شد، بلکه مشکلات را به لایه‌های پنهان جامعه منتقل می‌کند.

امینی در ادامه نسبت به فاصله گرفتن مسئولان از متن جامعه هشدار داده و معتقد است هیچ گزارش اداری نمی‌تواند جای ارتباط مستقیم با مردم را بگیرد. وی تصریح می‌کند: «هیچ گزارشی جای مواجهه مستقیم با مردم را نمی‌گیرد» و معتقد است دور شدن مدیران از واقعیت‌های زندگی مردم، زمینه‌ساز تصمیم‌هایی خواهد شد که با نیازهای واقعی جامعه فاصله دارد.

او همچنین بخشی از فاصله میان مردم و مسئولان را حاصل روندی از «شنیده‌نشدن، پاسخ‌نگرفتن، احساس بی‌اثر بودن مشارکت، مشاهده شکاف میان گفتار و عمل، تجربه تبعیض یا بی‌اعتمادی نسبت به سازوکارهای ارتباطی» می‌داند و تأکید می‌کند که مسئولیت اصلی برای ترمیم این شکاف بر عهده صاحبان قدرت و تصمیم است.

این کارشناس در بخش دیگری از یادداشت خود با اشاره به تحولات سیاسی، می‌نویسد: «در جریانات سیاسی خصوصا بحث توافق با آمریکا باید توجه داشت باور مردم از حضور و پشتیبانی خود پیروزی و غلبه بر آمریکا و اسرائیل است و باید قطعا دستاوردهای آن حفظ شود و مهمترین دستاورد اطاعت مطلق از رهبری است.» وی همچنین معتقد است برخی اظهارات مسئولان عالی‌رتبه موجب شکل‌گیری نگرانی‌هایی در افکار عمومی شده است.

امینی در ادامه، پرسش‌هایی را درباره کیفیت ارتباط دولت با جامعه مطرح می‌کند؛ از جمله اینکه آیا مسئولان زبان مردم را می‌فهمند، آیا سازوکار مؤثری برای شنیدن نقدها وجود دارد و آیا مردم نتیجه مشارکت و بیان دیدگاه‌های خود را در تصمیم‌های اجرایی مشاهده می‌کنند یا خیر.

وی بر این باور است که ارتباط مؤثر با مردم از مسیر تبلیغات و نمایش ایجاد نمی‌شود، بلکه نیازمند صداقت، تواضع، استمرار و پذیرش خطاست. او تأکید می‌کند: «مردم تفاوت میان حضور واقعی و حضور نمایشی را می‌فهمند» و معتقد است گفت‌وگو زمانی اعتبار پیدا می‌کند که آثار آن در تصمیمات و اصلاح رویه‌ها قابل مشاهده باشد.

در بخش پایانی، نویسنده بر ضرورت نگاه مشارکتی به جامعه تأکید کرده و مردم را شریک امنیت، توسعه، فرهنگ و آینده کشور می‌داند. وی می‌نویسد: حکمرانی هوشمند، این تکثر را تهدید نمی‌بیند؛ بلکه آن را منبع شناخت دقیق‌تر جامعه می‌داند.» از نگاه او، استفاده از خرد جمعی، تقویت نهادهای مدنی، شنیدن دیدگاه‌های متنوع و فراهم کردن امکان مشارکت واقعی، لازمه اداره موفق کشور است.

امینی در جمع‌بندی یادداشت خود تأکید می‌کند که کاهش فاصله میان مردم و مسئولان تنها از مسیر احترام، پاسخگویی، صداقت و مشارکت امکان‌پذیر است. به اعتقاد وی، هرچه این ارتباط عمیق‌تر شود، اعتماد عمومی افزایش یافته و ظرفیت حل مسائل کشور نیز تقویت خواهد شد؛ اما نادیده گرفتن مطالبات مردم، جامعه را از سازوکارهای رسمی دور کرده و هزینه‌های حکمرانی را افزایش خواهد داد.

انتهای پیام

 

 

مطالب مرتبط

نسخه مجلس برای شناسایی خانه‌های خالی/ اتصال داده‌های مسکن به یک سامانه هوشمند

سردبیر
6 روز قبل

رصدخانه کشاورزی؛ استفاده از داده‌های تحلیلی برای الگوی کشت هوشمند

سردبیر
4 ماه قبل

پدافند غیرعامل و افزایش تاب‌آوری زیرساخت‌های کشور

سردبیر
2 هفته قبل
خروج از نسخه موبایل