مرتضی عالیپور، پژوهشگر کانون تفکر راهبردی زنجیره صنعت، با بررسی تحولات اخیر در بازار جهانی انرژی و تغییر رویکرد آمریکا نسبت به نفت ونزوئلا، معتقد است معادلات جدید بازار نفت دیگر صرفا بر مبنای میزان عرضه و تقاضا تعیین نمیشود، بلکه کنترل مسیرهای صادراتی، گلوگاههای مالی و حقوقی و هدایت جریانهای نفتی به سمت بازارهای مشخص، به بخش مهمی از رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، عالیپور با اشاره به تحولات اخیر پیرامون نفت ونزوئلا استدلال میکند که نفت خام دیگر یک کالای تجاری عادی نیست و جایگاه آن در مناسبات ژئوپلیتیکی جهان تغییر کرده است. به اعتقاد او، آنچه در ونزوئلا در حال رخ دادن است، نمونهای از الگوی جدید مواجهه قدرتهای بزرگ با کشورهای تحت تحریم محسوب میشود؛ الگویی که به جای تلاش برای توقف کامل صادرات، بر مدیریت و کنترل مسیرهای فروش و جریانهای مالی حاصل از صادرات متمرکز است.
وی تاکید میکند که بررسی این تحولات برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ساختار بخشی از صادرات نفت کشور طی سالهای گذشته به شبکههای غیررسمی، ارائه تخفیف و فروش به پالایشگاههای مستقل چین وابسته بوده است. از نگاه عالیپور، این مدل تا حد زیادی با الگویی که پیش از تغییر شرایط در ونزوئلا وجود داشت شباهت دارد و بنابراین هرگونه تغییر در وضعیت نفت ونزوئلا میتواند بر فضای رقابتی پیش روی نفت ایران نیز اثر بگذارد.
ونزوئلا به دنبال بازگشت تدریجی به بازار نفت
عالیپور با اشاره به وضعیت صنعت نفت ونزوئلا میگوید این کشور پس از سالها تحریم، سوءمدیریت، کاهش سرمایهگذاری و خروج شرکتهای بینالمللی، با مشکلات جدی در زیرساختهای نفتی مواجه شده است.
به گفته وی، تولید نفت ونزوئلا که در دهه ۱۹۹۰ میلادی بیش از سه میلیون بشکه در روز بود، اکنون به کمتر از یک میلیون بشکه در روز رسیده است. بخش قابل توجهی از منابع نفتی این کشور نیز در کمربند اورینوکو قرار دارد که نفت آن فوق سنگین است و برای استخراج، انتقال و فرآورش به تجهیزات، فناوری و مواد رقیقکننده ویژه نیاز دارد.
این پژوهشگر معتقد است همین ویژگی فنی باعث میشود بازگشت ونزوئلا به سطح بالای تولید و صادرات، اتفاقی سریع و کمهزینه نباشد. به اعتقاد او، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، نوسازی تجهیزات و جذب سرمایه و فناوری خارجی زمانبر است و آینده تولید نفت این کشور علاوه بر مسائل فنی، به تحولات سیاسی و حقوقی نیز وابسته خواهد بود.
آمریکا به دنبال کنترل جریان نفت ونزوئلاست
عالیپور در ادامه تحلیل خود، رویکرد جدید آمریکا نسبت به نفت ونزوئلا را متفاوت از یک سیاست ساده برای آزادسازی تجارت نفت ارزیابی میکند.
وی معتقد است اعطای مجوزهای محدود و کنترلشده به برخی شرکتهای نفتی، به آمریکا امکان میدهد بر بخشهایی از زنجیره صادرات ونزوئلا نظارت داشته باشد و جریان نفت و منابع مالی ناشی از آن را در جهتی هدایت کند که با منافع راهبردی واشنگتن سازگار باشد.
به گفته این پژوهشگر، هدف این سیاست را میتوان در چند محور دنبال کرد؛ از جمله تسویه بدهیهای شرکتهای غربی، محدود کردن شبکههای غیررسمی مبادلات نفتی با قدرتهای شرقی و افزایش نظارت بر درآمدهای حاصل از صادرات نفت ونزوئلا.
عالیپور همچنین بر یک عامل مهم فنی در سیاست آمریکا تاکید دارد و آن، ساختار پالایشگاههای سواحل خلیج مکزیک است. به گفته وی، افزایش تولید نفت شیل در آمریکا عمدتا به رشد تولید نفت سبک و شیرین منجر شده، در حالی که بخشی از پالایشگاههای این منطقه برای فرآورش نفت سنگین طراحی شدهاند.
بر همین اساس، وی نفت فوق سنگین ونزوئلا را مکمل مناسبی برای خوراک پالایشگاههای آمریکایی میداند و معتقد است هدایت نفت ونزوئلا به این پالایشگاهها میتواند نیاز آمریکا به نفت سنگین سایر مناطق، از جمله خاورمیانه، را کاهش دهد.
بازگشت نفت ونزوئلا؛ تهدید قیمتی یا تغییر نقشه بازار؟
عالیپور در ارزیابی آثار بازگشت نفت ونزوئلا بر بازار جهانی، معتقد است نباید انتظار یک شوک قیمتی بزرگ را داشت.
وی با اشاره به سهم محدود تولید ونزوئلا از عرضه جهانی نفت میگوید افزایش تدریجی صادرات این کشور به تنهایی نمیتواند بازار جهانی را با یک تغییر شدید قیمتی مواجه کند. به اعتقاد او، مازاد ظرفیت تولید در میان برخی اعضای اوپک پلاس و رشد عرضه کشورهای خارج از اوپک نیز باعث شده است بازار نفت ظرفیت بیشتری برای جذب عرضه جدید داشته باشد.
با این حال، عالیپور تاکید میکند که اهمیت اصلی تحولات ونزوئلا در جای دیگری است. از نگاه وی، مسئله مهمتر، تغییر مسیرهای فیزیکی انتقال نفت و جابهجایی رقابت میان صادرکنندگان برای دستیابی به بازارهای مصرف است.
بازار چین؛ فرصت جدیدی که میتواند به تهدید تبدیل شود
این پژوهشگر با اشاره به کاهش احتمالی حضور نفت ونزوئلا در بازار چین، معتقد است ایجاد ظرفیت جدید برای پالایشگاههای مستقل چینی لزوما به معنای افزایش درآمد نفتی ایران نخواهد بود.
عالیپور توضیح میدهد که خریداران چینی از محدود بودن گزینههای فروشندگان تحریمشده آگاه هستند و همین موضوع قدرت چانهزنی آنها را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، اگر ایران برای حفظ سهم خود در بازار تنها به افزایش تخفیفهای نفتی متوسل شود، ممکن است در کوتاهمدت حجم فروش حفظ شود اما درآمد واقعی کشور کاهش پیدا کند.
وی هشدار میدهد که تداوم رقابت قیمتی میتواند به تدریج قدرت چانهزنی ایران را تضعیف کرده و ارزش منابع ملی را تحت فشار قرار دهد. از این رو، به اعتقاد عالیپور، راهبرد ایران نباید صرفا حفظ حجم صادرات باشد، بلکه باید افزایش ارزش افزوده، تنوع بازارها و کاهش آسیبپذیری صادرات را نیز دنبال کند.
ضرورت عبور از خامفروشی نفت
عالیپور یکی از مهمترین درسهای تحولات ونزوئلا برای ایران را ضرورت فاصله گرفتن از خامفروشی میداند.
وی معتقد است هرچه صادرات کشور بیشتر بر فروش نفت خام متمرکز باشد، آسیبپذیری آن در برابر تحریمها و فشارهای سیاسی افزایش خواهد یافت. در مقابل، توسعه ظرفیتهای پالایشی و پتروپالایشی و تبدیل نفت خام به فرآوردههای با ارزش افزوده بالاتر میتواند دامنه مشتریان را افزایش داده و انعطافپذیری صادرات را بیشتر کند.
به گفته وی، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی به دلیل تنوع مشتریان، امکان حمل در محمولههای کوچکتر و دشواری بیشتر ردیابی منشأ اولیه، از ظرفیت بالاتری برای ایجاد تابآوری در برابر محدودیتهای تجاری برخوردارند.
از این منظر، عالیپور سرمایهگذاری برای ارتقای پالایشگاههای داخلی و متناسبسازی آنها با نفت سنگین را اقدامی راهبردی میداند که میتواند وابستگی کشور به تخفیفهای سنگین صادراتی را کاهش دهد.
ایران به سازوکار یکپارچه حکمرانی انرژی نیاز دارد
این پژوهشگر در بخش دیگری از تحلیل خود، ناهماهنگی میان دستگاههای مسئول سیاست خارجی، فروش نفت و سیاستهای ارزی را یکی از عوامل کاهش قدرت چانهزنی کشور عنوان میکند.
عالیپور معتقد است تصمیمگیریهای جزیرهای میان وزارت نفت، بانک مرکزی و وزارت امور خارجه میتواند بخشی از منافع حاصل از صادرات انرژی را از بین ببرد. به همین دلیل، وی پیشنهاد میکند سازوکاری دائمی برای هماهنگی میان این دستگاهها و در سطح مدیریت ارشد اجرایی ایجاد شود.
به اعتقاد او، چنین ساختاری باید بتواند با استفاده از دادههای بازار، تحولات بینالمللی را به سرعت رصد کرده و واکنش هماهنگ و سریع کشور را در برابر تغییرات بازار نفت، تحریمها و تحولات ژئوپلیتیکی امکانپذیر کند.
این رویکرد میتواند زمینهساز حرکت از مدیریت روزمره و واکنشی صادرات نفت به سمت حکمرانی هوشمند، یکپارچه و پیشنگر در حوزه انرژی باشد.
توسعه دیپلماسی انرژی با چین و روسیه
عالیپور همچنین بر ضرورت تغییر سطح روابط انرژی ایران با کشورهای شرقی تاکید دارد. وی معتقد است روابط با خریداران بزرگی مانند چین نباید صرفا به فروش نفت محدود شود، بلکه باید به سمت شراکتهای بلندمدت و نهادی حرکت کند.
به گفته وی، سرمایهگذاری متقابل، ایجاد سازوکارهای مالی پایدار، همکاریهای لجستیکی و توسعه مسیرهای حملونقل میتواند بخشی از آسیبپذیری ایران در برابر تغییرات بازار جهانی را کاهش دهد.
او همچنین نوسازی ناوگان نفتکشها و ایجاد مسیرهای جایگزین ترانزیتی را از دیگر اقداماتی میداند که میتواند استمرار صادرات انرژی کشور را در شرایط متغیر بینالمللی تضمین کند.
ونزوئلا یک هشدار راهبردی برای ایران است
عالیپور در جمعبندی تحلیل خود تاکید میکند که تحولات نفت ونزوئلا را نباید صرفا یک اتفاق مقطعی در بازار جهانی نفت تلقی کرد. به اعتقاد وی، این تحولات نشانهای از تغییر قواعد بازی در بازار انرژی جهان است؛ بازاری که در آن کنترل گلوگاههای مالی و حقوقی، مسیرهای انتقال و شبکههای تجاری به اندازه میزان تولید نفت اهمیت پیدا کردهاند.
وی هشدار میدهد که ادامه سیاستهای واکنشی و تکیه بیش از حد بر تخفیفهای قیمتی میتواند آسیبپذیری ساختاری اقتصاد ایران را افزایش دهد.
از دیدگاه عالیپور، پاسخ ایران باید در قالب یک راهبرد چندلایه دنبال شود؛ توسعه زنجیره پاییندست و ظرفیتهای پالایشی، ایجاد هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، تقویت دیپلماسی انرژی، توسعه همکاریهای بلندمدت با کشورهای شرقی و ایجاد مسیرهای جایگزین صادراتی.
وی در نهایت تاکید میکند که تحولات ونزوئلا بیش از آنکه یک تهدید فوری برای ایران باشد، یک هشدار راهبردی است؛ هشداری که نشان میدهد در نظم جدید انرژی، قدرت کشورها تنها با میزان تولید نفت سنجیده نمیشود، بلکه توانایی آنها در مدیریت زنجیره ارزش، حفظ بازارها، ایجاد تابآوری و استفاده از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک نیز تعیینکننده است.
انتهای پیام
