با گسترش نقش چین در نوآوریهای جهانی حوزه هوش مصنوعی، بحث درباره چگونگی بهرهگیری کشورهای مختلف از فناوریهای جدید و همچنین ضرورت همکاری بینالمللی برای حفظ یک اکوسیستم باز، فراگیر و سازگار در حوزه هوش مصنوعی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، در همین راستا، «سم داوز»، مشاور ارشد ابتکار حکمرانی هوش مصنوعی آکسفورد مارتین در دانشگاه آکسفورد و مدیر مؤسس Multilateral AI، بر ضرورت همکاری چین و کشورهای غربی برای توسعه استانداردهای جهانی حکمرانی هوش مصنوعی تأکید کرده است.
به گفته داوز، چین طی سالهای اخیر سرمایهگذاری قابل توجهی در فناوریهای نوین انجام داده و اکنون در برخی حوزههای هوش مصنوعی تجسمیافته، بهویژه در تولید و رباتیک، جایگاه مهمی در جهان پیدا کرده است.
وی معتقد است گسترش این فناوریها به خارج از چین میتواند هزینه دسترسی کشورهای در حال توسعه به فناوریهای پیشرفته را کاهش دهد و همزمان به شکلگیری استانداردهای سازگار و قابل استفاده در کشورهای مختلف کمک کند. برای نمونه، استانداردهای مشترک میتوانند زمینهای ایجاد کنند که یک ربات در یک کشور بتواند بدون مشکل با الگوریتمی که در کشور دیگری توسعه یافته، کار کند.
داوز همچنین به تشکیل «سازمان همکاری جهانی هوش مصنوعی» در شانگهای اشاره کرده و آن را ظرفیتی برای توسعه همکاریهای بینالمللی در زمینه حکمرانی هوش مصنوعی، ارتقای ظرفیت کشورهای مختلف، تدوین استانداردهای هوش مصنوعی تجسمیافته و گسترش استفاده از این فناوری دانسته است.
یکی دیگر از محورهای مطرحشده، نقش هوش مصنوعی در کاهش شکاف دیجیتال میان کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه است. داوز معتقد است راهکارهای ارزانقیمت، متنباز و جامع چین در حوزه هوش مصنوعی میتوانند دسترسی کشورهای در حال توسعه به فناوریهای پیشرفته را افزایش دهند.
وی تأکید کرده است که توسعه هوش مصنوعی نباید موجب نادیده گرفتن تفاوتهای فرهنگی و زبانی کشورها شود. از این رو، استفاده از الگوریتمها، دادهها و برنامههای کاربردی متناسب با شرایط محلی میتواند به کشورها کمک کند تا فناوری هوش مصنوعی را در حوزههایی مانند آموزش، کشاورزی، سلامت، امنیت غذایی و خدمات عمومی دیجیتال به کار بگیرند.
بر اساس این دیدگاه، همکاری دانشگاهها و شرکتهای فناوری چین با ابتکارهای منطقهای و نهادهای بینالمللی میتواند در حفظ تنوع زبانی و فرهنگی در عصر هوش مصنوعی نقش داشته باشد.
داوز بر اهمیت توانمندسازی کشورهای در حال توسعه تأکید کرده و گفته است این کشورها نباید در جریان تحول بزرگ ناشی از هوش مصنوعی عقب بمانند.
به اعتقاد وی، برنامههای ظرفیتسازی باید با همکاری نهادهای بینالمللی هماهنگ شوند و در عین حال بر اولویتهای هر کشور تمرکز داشته باشند. از جمله حوزههایی که میتوانند از این ظرفیت استفاده کنند، امنیت غذایی، سلامت و پزشکی، شهرهای هوشمند و ارائه خدمات دولت دیجیتال هستند.
وی همچنین تأکید کرده است که برنامههای توسعه فناوری باید با شرایط محلی، فرهنگ و زبان هر کشور سازگار شوند؛ موضوعی که یکی از الزامات اساسی برای شکلگیری یک نظام فراگیر در حکمرانی هوشمند به شمار میرود.
یکی از مهمترین بخشهای این گفتوگو به همکاری چین و کشورهای غربی اختصاص دارد. داوز معتقد است با وجود چالشهای ناشی از رقابت ژئوپلیتیکی، حساسیتهای تجاری و سرعت بالای تحول فناوری، همکاری میان چین و غرب برای افزایش منافع جهانی هوش مصنوعی و کاهش خطرات مشترک ضروری است.
وی پیشنهاد کرده است همکاری در زمینه ایمنی هوش مصنوعی، ایجاد سازوکارهایی برای ارزیابی خطرات مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی و نظارت بر ریسکهای پس از عرضه این سامانهها مورد توجه قرار گیرد.
به گفته او، برخی از خطرات آینده میتواند شامل سوءاستفاده از نسخههای متنباز، همکاری یا تبانی میان عاملهای هوش مصنوعی و همچنین خطرات مرتبط با از دست رفتن کنترل بر سامانههای پیشرفته باشد.
داوز همچنین بر امکان آغاز مسیرهای همکاری دوجانبه میان چین و بریتانیا و چین و اتحادیه اروپا در زمینه ایمنی هوش مصنوعی تأکید کرده است.
از نگاه این کارشناس، استانداردگذاری بینالمللی یکی از حوزههایی است که تاکنون بیشترین ظرفیت همکاری میان متخصصان و شرکتها را با وجود اختلافات ژئوپلیتیکی و تجاری ایجاد کرده است.
او معتقد است چین و کشورهای غربی میتوانند از طریق نهادهایی مانند اتحادیه بینالمللی مخابرات، سازمان بینالمللی استانداردسازی و IEEE برای توسعه استانداردهای مشترک هوش مصنوعی همکاری کنند.
یکی از زمینههای پیشنهادی برای این همکاری، ایجاد روشهایی برای اندازهگیری و پایش میزان مصرف انرژی و آب ناشی از توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، مراکز داده و گسترش هوش مصنوعی عاملمحور و تجسمیافته است.
در مجموع، این دیدگاه بر ضرورت شکلگیری یک چارچوب بینالمللی برای حکمرانی هوش مصنوعی تأکید دارد؛ چارچوبی که ضمن توجه به تفاوتهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورها، بتواند استانداردهای مشترکی برای توسعه ایمن، مسئولانه و قابل همکاری فناوری ایجاد کند.
انتهای پیام
