مدیر اندیشکده احیای سیاست، با اشاره به اظهارات اخیر تریتا پارسی درباره نقش چین در تغییر ذهنیت دونالد ترامپ و جلوگیری از آغاز دور سوم جنگ، بر ضرورت مشارکت همزمان قدرت‌های بزرگ در روندهای دیپلماتیک تأکید کرد و معتقد است حضور مشترک چین و روسیه می‌تواند مانع از آن شود که هر یک از این قدرت‌ها، ایران را در تعاملات خود با واشنگتن به ابزاری برای حل مسائل دوجانبه تبدیل کند.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، مهدی خراتیان با اشاره به صحبت‌های اخیر تریتا پارسی با «انتخاب» که در آن تأکید شده بود در شرایط کنونی تنها عامل خارجی که می‌تواند ذهنیت ترامپ را نسبت به راه‌اندازی دور سوم جنگ تغییر دهد و زمینه‌ساز توافقی پایدار شود، چین است، اظهار کرد که این موضوع نیازمند توجه به چند نکته مهم است.

وی در نخستین نکته، با انتقاد از تأخیر در شنیده‌شدن دیدگاه تحلیلگرانی که پیش از جنگ و پس از آن بر ضرورت مشارکت قدرت‌های بزرگ در حل‌وفصل این پرونده تأکید می‌کردند، گفت: «ای کاش صدای تحلیل‌گرانی که پیش از جنگ و پس از آن بارها بر لزوم مشارکت قدرت‌های بزرگ خصوصا چین در حل‌وفصل این پرونده تاکید می‌کردند، زودتر از این شنیده می‌شد.»

مدیر اندیشکده احیای سیاست در ادامه، دو سفر مهم دونالد ترامپ به پکن و شی جین‌پینگ به واشنگتن را فرصت‌هایی مهم برای پیشبرد این روند دانست و معتقد است این فرصت‌ها به دلیل رویکرد برخی جریان‌ها در تهران از دست رفته‌اند.

خراتیان در این زمینه تصریح کرد: «دو سفر مهم ترامپ به پکن و شی به واشنگتن، فرصت‌های گرانسنگی بودند که با لجبازی عده‌ای در تهران دود شده و به هوا رفتند.»

چرا چین و روسیه باید همزمان وارد میدان شوند؟

خراتیان در بخش دیگری از تحلیل خود با این دیدگاه که چین باید تنها قدرت خارجی فعال در این پرونده باشد، مخالفت می‌کند و استدلال می‌کند که از ابتدا بر ضرورت مشارکت فعال و همزمان پکن و مسکو تأکید داشته است.

وی در توضیح چرایی این رویکرد می‌گوید که چین و روسیه هر دو در تعاملات دوجانبه خود با واشنگتن دارای مسائل و منافع خاص خود هستند و ممکن است در جریان مذاکرات و تعاملات با آمریکا، ایران را به‌عنوان ابزاری برای حل مسائل دوجانبه خود مورد استفاده قرار دهند.

مدیر اندیشکده احیای سیاست در همین زمینه می‌گوید: «شخصا با اینکه چینی‌ها تنها میدان‌دار این صحنه باشند موافق نیستم و از اول بر لزوم مشارکت فعال پکن و مسکو به‌شکل همزمان تاکید داشتم.»

به باور خراتیان، دلیل این تأکید آن است که «هم پکن و هم مسکو در تعاملات دوجانبه خود با واشنگتن مسائلی دارند که بدشان نمی‌آید ایران را خرج حل‌کردن آن‌ها کنند.»

وی بر این اساس معتقد است حضور همزمان چین و روسیه در کنار یکدیگر می‌تواند احتمال چنین سناریویی را کاهش دهد و مانع از آن شود که ایران صرفاً به موضوعی قابل معامله در مناسبات دوجانبه این قدرت‌ها با آمریکا تبدیل شود.

ایران همچنان اهرم فشار بر بازارهای مالی را در اختیار دارد

خراتیان در بخش دیگری از تحلیل خود به ظرفیت ایران برای اعمال فشار بر بازارهای مالی و انرژی اشاره می‌کند و معتقد است تهران همچنان به‌صورت مستقل اهرم‌هایی در اختیار دارد که می‌تواند در معادلات اقتصادی و بین‌المللی مورد استفاده قرار دهد.

وی در این زمینه می‌گوید: «تهران به‌شکل مجزا اهرم فشار بر بازارهای مالی را در دست دارد.»

خراتیان برای توضیح این دیدگاه به تحولات بازار نفت اشاره کرده و افزایش قیمت نفت برنت در روز جمعه را با وجود تعهد آزادسازی گروه G7 برای ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل، مورد توجه قرار می‌دهد؛ رقمی که به گفته وی، مجموع آن پس از جنگ ایران به نیم میلیارد بشکه رسیده است.

وی همچنین به پیش‌بینی بارکلیز درباره رسیدن قیمت نفت به ۱۱۵ دلار در فصل چهارم سال ۲۰۲۶ و همچنین هم‌بستگی میان بازدهی اوراق و قیمت نفت اشاره می‌کند و این مجموعه تحولات را نشانه‌ای از تداوم ظرفیت ایران برای اعمال فشار می‌داند.

به اعتقاد خراتیان، با وجود افزایش فشارها بر ایران در تنگه هرمز، تهران همچنان قدرت اعمال فشار را در اختیار دارد؛ اما استفاده از این ظرفیت به نحوه سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری در داخل کشور نیز وابسته است.

وی در همین زمینه هشدار می‌دهد که نباید با ترویج ایده «سوختن برگ تنگه هرمز»، عملاً به رهاسازی عبور و مرور در کریدور اماراتی-عمانی-آمریکایی مشروعیت یا پشتوانه نظری داده شود.

خراتیان تصریح می‌کند که «به‌رغم افزایش فشارها بر ایران در تنگه هرمز، ایران هنوز قدرت اعمال فشار را در دست دارد، به شرط اینکه عده‌ای در تهران با ترویج «سوختن برگ تنگه هرمز»، رهاسازی عبور و مرور در کوریدور اماراتی-عمانی- آمریکایی را تئوریزه نکنند.»

راه پایان جنگ؛ دیپلماسی چندجانبه در کنار فشار اقتصادی

مدیر اندیشکده احیای سیاست در جمع‌بندی این تحلیل، بر این باور است که پیچیدگی شرایط موجود اجازه نمی‌دهد بحران صرفاً از طریق یک مسیر دوجانبه یا ارائه امتیازات هسته‌ای حل‌وفصل شود.

خراتیان معتقد است پایان این جنگ نیازمند ابتکارات دیپلماتیک در سطح بالا و با مشارکت چندجانبه قدرت‌های مؤثر است و همزمان باید از ظرفیت‌های اقتصادی موجود نیز برای حفظ فشار بر ساختارهای مالی جهان استفاده شود.

وی در نهایت تأکید می‌کند: «این جنگ پیچیده جز با ابتکارات دیپلماتیک چندجانبه و سطح بالا در معیت حفظ فشار اقتصادی بر اوراق قرضه جهان پایان نخواهد یافت.»

خراتیان در ادامه، نشستن پای میز مذاکره با ویتکاف و ارائه امتیاز هسته‌ای را راهکار مناسبی برای پایان بحران نمی‌داند و معتقد است چنین رویکردی می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

وی در پایان استدلال می‌کند: «اینکه با ویتکاف بنشینیم و امتیاز هسته‌ای دهیم، جز جری‌کردن ترامپ برای جنگ گسترده تر، چیزی را عاید ما نخواهد کرد.»

بر مبنای تحلیل خراتیان، مسیر خروج از بحران موجود نه در یک توافق محدود و یک‌جانبه، بلکه در ترکیبی از دیپلماسی چندجانبه، حضور همزمان قدرت‌هایی مانند چین و روسیه، استفاده هوشمندانه از اهرم‌های اقتصادی و حفظ ظرفیت‌های فشار ایران جست‌وجو می‌شود.

انتهای پیام