یک استاد علوم سیاسی با تحلیل ابعاد اجتماعی و سیاسی مراسم تشییع رهبر شهید، این رویداد را فراتر از یک آیین سوگواری دانست و تأکید کرد که چنین مناسکی میتوانند به تقویت سرمایه اجتماعی، بازتولید مشروعیت سیاسی و شکلگیری انسجام ملی منجر شوند؛ مسیری که در صورت بهرهگیری از ظرفیتهای آن، میتواند به تقویت حکمرانی هوشمند در عرصه اجتماعی و فرهنگی نیز کمک کند.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، علیمراد بهمئی در یادداشتی با بررسی جامعهشناختی مراسم تشییع رهبر شهید، این رویداد را نمونهای از تولید و بازتولید سرمایه نمادین توصیف کرده و معتقد است حضور گسترده مردم، نمادها، شعارها و بازنمایی رسانهای، مجموعهای از معانی مشترک را شکل داد که فراتر از یک مراسم تشییع، به بازآفرینی هویت جمعی انجامید.
وی با استناد به نظریههای جامعهشناسی سیاسی، توضیح میدهد که آیینهای جمعی تنها مناسک مذهبی یا احساسی نیستند، بلکه نقش مهمی در تقویت اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و استمرار مشروعیت ایفا میکنند. به باور او، شهادت یک رهبر نیز در چنین چارچوبی به سرمایهای نمادین تبدیل میشود که از طریق حضور مردم و مناسک عمومی، بازتولید و تثبیت میشود.
این استاد علوم سیاسی در ادامه با اشاره به شعار محوری مراسم مینویسد: باید برخاست صرفاً یک عبارت انگیزشی نیست، بلکه پیامی درباره تداوم مسیر، مسئولیتپذیری و کنش جمعی محسوب میشود. او همچنین با نقل سخنان سخنگوی ستاد وداع، تشییع و تدفین رهبر شهید یادآور میشود: باید برخاست یعنی خون پاک امام و رهبر شهید ما چنان جوشان است که اجازه توقف به هیچ دلدادهای نمیدهد.
بهمئی معتقد است این شعار علاوه بر ایجاد انگیزه اجتماعی، به پیوند نسل امروز با حافظه تاریخی و روایتهای مشترک کمک کرده و زمینه استمرار یک گفتمان اجتماعی را فراهم میکند.
وی بخش دیگری از یادداشت خود را به بررسی نماد «مشت گرهکرده» اختصاص داده و آن را یکی از مهمترین نشانههای این مراسم معرفی میکند. به گفته او، این نماد با الهام از توصیف رهبر معظم انقلاب درباره رهبر شهید شکل گرفت و به مرور از یک نشان مراسمی، به نمادی برای نمایش صلابت، اتحاد و ایستادگی تبدیل شد.
در این یادداشت همچنین به نقش پرچمهای ملی و مذهبی در انتقال پیامهای مشترک اشاره شده و نویسنده معتقد است این نمادها توانستند میان هویت ملی، باورهای دینی و حافظه تاریخی جامعه پیوند برقرار کنند.
بهمئی حضور گسترده اقشار مختلف مردم را یکی از مهمترین جلوههای سرمایه اجتماعی توصیف کرده و مینویسد این اجتماع، احساس تعلق و همبستگی را تقویت کرده است. او با اشاره به دیدگاه برخی تحلیلگران خاطرنشان میکند که این حضور به عنوان همهپرسی بزرگ مردمی توصیف شده؛ زیرا بدون واسطه و بر پایه مشارکت مستقیم مردم شکل گرفت.
وی همچنین بر این باور است که مراسم تشییع رهبر شهید، تنها یک رویداد داخلی نبود، بلکه در عرصه رسانهای و جنگ روایتها نیز اهمیت ویژهای پیدا کرد. از نگاه او، توجه گسترده رسانههای خارجی به این مراسم نشان میدهد چنین رخدادهایی میتوانند بر برداشتهای عمومی درباره سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی اثرگذار باشند.
این استاد علوم سیاسی در ادامه، مراسم تشییع را یکی از مهمترین ابزارهای بازتولید مشروعیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی معرفی کرده و توضیح میدهد که حضور مردم، نمادهای مشترک، مشارکت نخبگان و بازنمایی رسانهای، هر یک بخشی از این فرآیند را شکل میدهند.
وی تأکید میکند استمرار انسجام اجتماعی زمانی امکانپذیر خواهد بود که این سرمایه اجتماعی در عرصه سیاستگذاری، مدیریت فرهنگی و حکمرانی نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا سرمایه اجتماعی زمانی ماندگار خواهد بود که به برنامهریزی و تصمیمگیری مؤثر در سطح کلان منجر شود.
بهمئی در جمعبندی یادداشت خود نتیجه میگیرد که مراسم تشییع رهبر شهید صرفاً یک واقعه تاریخی نبود، بلکه بستری برای بازتولید سرمایه نمادین، تقویت هویت مشترک و استمرار حافظه جمعی محسوب میشود. به اعتقاد او، شهادت از یک رخداد تاریخی فراتر رفته و به سرمایهای نمادین برای تداوم یک مسیر و یک هویت تبدیل شد.
انتهای پیام
