حکمرانی هوشمند
اخبار اندیشکده‌ها

ناگفته‌های عملیات اسکورت دریایی در جنگ تحمیلی/از تکاوران روی عرشه تا شب‌پیمایی در خلیج‌فارس

سامان فریدونی، پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی، در گزارشی به بررسی ابعاد پنهان عملیات اسکورت دریایی در دوران جنگ تحمیلی پرداخته است.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، در گزارش این پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی آمده است:

از منظر دانش ژئوپلیتیک، دسترسی مطمئن به آب‌های آزاد، ستون فقرات حاکمیت و قدرت اقتصادی هر ملت محسوب می‌شود. در جریان جنگ تحمیلی، ارتش بعث عراق با درک این اصل اساسی، استراتژی خود را بر محور «خفه‌کردن اقتصادی» از طریق قطع کامل شریان‌های دریایی ایران بنا نهاد. آن‌ها نه تنها به زیرساخت‌های بندری کشور حمله‌ور شدند، بلکه کریدورهای حیاتی خلیج‌فارس و تنگه هرمز را به میدان تیر موشک‌های کرم‌چینی و میدان رزم جنگنده‌های شکاری خود تبدیل کردند. در فضایی که هر موج دریا می‌توانست حامل تهدیدی ناگهانی از سوی موشک‌های دوربرد یا جنگنده‌های رهگیر باشد، اقتصاد کشور و نیروهای مسلح در آستانه یک محاصره همه‌جانبه قرار گرفتند.

با این حال، آنچه به‌عنوان یک «نبوغ عملیاتی» و یک «اراده جمعی» در تاریخ نظامی کشور ثبت شد، بهره‌گیری از یک سامانه یکپارچه اسکورت و کنترل تردد بود. این سامانه نه فقط یک پاسخ نظامی، بلکه انعکاس اراده‌ای ملی برای حفظ حیات اقتصادی و پشتیبانی از خطوط مقدم جبهه بود. در غیاب این اراده، نبود هرگونه تنوع در مبادی ورودی می‌توانست کشور را در همان سال‌های نخستین جنگ با فروپاشی کامل زنجیره تأمین مواجه سازد، اما تکاوران مستقر بر عرشه‌ها، راهنمایان بومی آشنا به شب‌های خلیج‌فارس، و دیده‌بانان مستقر در پست‌های راهنما، نقشی فراتر از یک نیروی نظامی ایفا کردند؛ آن‌ها سپرهای انسانی بودند که اجازه ندادند دشمن نفس کشور را بگیرد.

بخش اول؛ تلاقی ناامنی و ضرورت؛ شکل‌گیری بحران در کریدورهای حیاتی جنوب

از همان ماه‌های نخست جنگ، تمامی بنادر جنوبی ایران با تهدیدی چندلایه مواجه بودند. تهدید اول، ناشی از استقرار موشک‌های سطح‌به‌سطح دشمن در منطقه رأس‌البیشه و جزایر عراقی بود که تقریباً تمامی مسیرهای منتهی به بندر امام خمینی (ره) را زیر سایه تهدید خود قرار داده بودند. تهدید دوم، حضور پرشمار هواپیماهای جنگی عراق نظیر میگ‌ها و سوخوها بود که با برخاستن از پایگاه‌های نزدیک مرز و با بهره‌گیری از پشتیبانی راداری زمینی، سواحل، تأسیسات بندری و اسکله‌های ایران را هدف بمباران‌های مکرر و ویرانگر قرار می‌دادند.

فریدونی در این گزارش با استناد به اسناد عملیاتی تأکید می‌کند که در این فضای آکنده از خطر، تردد کشتی‌های حامل کالاهای اساسی به یک «عملیات مرگ‌بار» تمام‌عیار تبدیل شده بود. به گفته این پژوهشگر، اسناد به‌وضوح نشان می‌دهد که دشمن در بسیاری از مقاطع به دنبال مصادره کامل کشتی‌ها یا غرق‌سازی آن‌ها در مسیر بوده است. فریدونی در این باره می‌گوید: «اسناد عملیاتی نشان می‌دهد که در بسیاری از مقاطع، دشمن به دنبال مصادره کامل این کشتی‌ها یا غرق‌سازی آن‌ها در مسیر بوده است.»

در واقع حمایت‌های اطلاعاتی و شبه‌عملیاتی دریایی و هوایی کشورهای غربی، بنادر و کریدورهای جنوب را به صحنه‌ای از درگیری‌های نابرابر تبدیل کرده بود. با این حال، در بحبوحه این ناامنی فراگیر، سازمان بنادر و کشتیرانی کشور با همکاری نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، پا به عرصه‌ای نهادند که بعدها به یکی از افتخارات لجستیک نظامی ایران بدل شد.

بخش دوم؛ تاکتیک «کاروان‌سازی» و هندسه حرکت گام‌به‌گام؛ از تشکیل در لنگرگاه تا رسیدن به اسکله امن

سامان فریدونی در ادامه گزارش خود، تاکتیک «کاروان‌سازی» را یکی از هوشمندانه‌ترین راهکارهای عملیاتی در شرایط بحران می‌داند. به نوشته این پژوهشگر، در واکنش به بحران فراگیر و با استنباط از تهدیدات چندوجهی دشمن، یک تاکتیک انقلابی تحت عنوان «طرح اسکورت کاروانی» توسط نیروی دریایی ارتش، سپاه پاسداران و سازمان بنادر به مرحله اجرا درآمد. این تاکتیک مبتنی بر این اصل بود که تردد انفرادی کشتی‌ها، آن‌ها را به اهداف آسانی برای موشک‌های کرم و بمب‌افکن‌های دشمن تبدیل می‌کند. بنابراین، با یک «هندسه دفاعی» دقیق، گام‌به‌گام یک سیستم پیچیده طراحی شد:

گام نخست؛ تجمع و یکپارچه‌سازی در لنگرگاه بندر بوشهر: تمامی کشتی‌های تجاری حامل کالاهای اساسی که از سراسر جهان راهی ایران می‌شدند، موظف شدند ابتدا در لنگرگاه بندر بوشهر تجمع کنند.

گام دوم؛ تشکیل کاروان بزرگ و منسجم: در این لنگرگاه، کشتی‌ها در یک صف طولانی و با فاصله معین، یک «کاروان بزرگ و منسجم» را تشکیل می‌دادند.

گام سوم؛ استقرار ناوگان اسکورت پیرامون کاروان: یگان‌های رزمی نیروی دریایی با استقرار ناوچه‌های جنگی، شناورهای موشک‌انداز و ناوچه‌های پشتیبانی در اطراف این کاروان، یک حلقه دفاعی اولیه ایجاد می‌کردند.

گام چهارم؛ تعیین مسیر تقریبی و ایستگاه‌های راهنما: پست‌های هدایت و راهنمای متعددی با علائم خاص بر روی خط سیر نصب شده بودند که کنترل و هدایت حرکت کاروان را به دست می‌گرفتند.

گام پنجم؛ پوشش هوایی ترکیبی: لایه سوم دفاعی این عملیات، پوشش هوایی مستمر توسط هواپیماهای گشت‌زنی نیروی هوایی ارتش بود.

هر یک از این گام‌ها در یک هماهنگی دقیق زمانی با یکدیگر تلفیق می‌شدند تا کاروان در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با کمترین تلفات از معابر خطرناک عبور داده شود. در گام آخر، کاروان در امنیت کامل از خور موسی عبور کرده و به ایستگاه نهایی یعنی بندر امام خمینی (ره) می‌رسید.

بخش سوم؛ گره‌گاه‌های نجات و شبکه اطلاعاتی؛ نقش پست‌های هدایت و راهنمایی در عملیات اسکورت

فریدونی در بخش دیگری از گزارش خود، به نقش کلیدی پست‌های راهنما در طول مسیر اشاره می‌کند. به اعتقاد این پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی، این پست‌ها که در واقع یک شبکه نظارتی و مخابراتی پیشرفته برای آن دوران محسوب می‌شدند، نقشی فراتر از یک راهنمای ساده داشتند. آن‌ها به‌عنوان «چشم‌های بینای» کاروان عمل می‌کردند و وظیفه رصد دائمی وضعیت جوی دریا، اعلام دقیق موقعیت کاروان به فرماندهی مرکزی، و هشدار به‌موقع در مورد رهگیری‌های احتمالی موشکی یا حملات هوایی دشمن را بر عهده داشتند.

به گزارش این پژوهشگر، این پست‌ها با بهره‌گیری از تجهیزات مخابراتی مستقر خود، هرگونه تحرک غیرعادی را با سرعت شناسایی و به ناوگان اسکورت گزارش می‌دادند. فریدونی تأکید می‌کند که اگر ناوچه‌ها سپر فیزیکی کاروان بودند، این پست‌ها سپر اطلاعاتی و هوشمند آن محسوب می‌شدند و هرگونه اختلال در شبکه این پست‌ها می‌توانست به قیمت جان خدمه و از دست دادن محموله‌های استراتژیک تمام شود.

بخش چهارم؛ سپرهای انسانی در دل آب‌ها؛ به‌کارگیری تکاوران دریایی بر عرشه کشتی‌های تجاری

یکی از مهم‌ترین و هیجان‌انگیزترین ابعاد این عملیات‌ها که به گفته سامان فریدونی کمتر در متون روایی به آن پرداخته شده، استقرار تکاوران و نیروهای ویژه بر عرشه کشتی‌های تجاری بود. این پژوهشگر در گزارش خود می‌نویسد که در واکنش به تهدیدات خرابکارانه و خطر پیاده‌سازی نیرو بر عرشه کشتی‌ها، یگان‌های ورزیده‌ای از تکاوران نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران بر روی عرشه کشتی‌های تجاری مستقر شدند.

فریدونی نقش این تکاوران را در درجه اول، ایجاد یک «سپر انسانی و دفاعی» بر روی خود کشتی‌ها می‌داند. آن‌ها با استفاده از سلاح‌های سبک و تجهیزات ضد نفر، آماده مقابله با هرگونه تلاش دشمن برای پیاده‌سازی نیرو یا آسیب‌زنی مستقیم به بدنه کشتی بودند. همچنین این تکاوران وظیفه حفاظت از محموله‌های حساس و تجهیزات راهبردی را بر عهده داشتند و در صورت بروز آتش‌سوزی یا خسارت، به‌عنوان تیم‌های واکنش سریع عمل می‌کردند.

بخش پنجم؛ شب‌پیمایی تاکتیکی و بهره‌گیری از راهنمایان محلی برای عبور از میدان دید دشمن

سامان فریدونی در ادامه تحلیل خود، به یکی از ظریف‌ترین لایه‌های این عملیات یعنی «شب‌پیمایی تاکتیکی» اشاره می‌کند. به نوشته این پژوهشگر، کاروان‌ها برای مصون ماندن از شناسایی بصری و راداری دشمن، بخش عمده‌ای از مسیر خود را در دل شب و با رعایت کامل قوانین خاموشی طی می‌کردند.

فریدونی در این باره تأکید می‌کند که کورسوی حرکت در شب در آب‌های پرخطر خلیج‌فارس، نیازمند دانشی فراتر از نقشه‌های دو‌بعدی بود و این «پرسنل کارکشته و راهنمایان محلی مستقر در پست‌های هدایت» بودند که به‌عنوان کلید اصلی عبور موفق از این بخش عمل می‌کردند. این افراد که از میان ساکنان و دریانوردان بومی سواحل جنوب انتخاب شده بودند، آشنایی کامل با عوارض ساحلی، جزایر، کانال‌های فرعی و نقاط کور دید دشمن داشتند و کاروان‌ها را در مسیرهای امن و کم‌خطر هدایت می‌کردند.

بخش ششم؛ طرح اضطراری کنترل تردد کشتیرانی در خلیج‌فارس؛ وضعیت، اهداف، حوزه عملیات و ساختار فرماندهی

گزارش سامان فریدونی نشان می‌دهد که برای ایجاد هماهنگی کامل و جلوگیری از موازی‌کاری، یک ساختار فرماندهی متمرکز تحت عنوان «طرح اضطراری کنترل تردد کشتیرانی در خلیج‌فارس» توسط نیروی رزمی ۴۲۱ تهیه و اجرا شد. این طرح که با همکاری سازمان بنادر و کشتیرانی، نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران به مرحله اجرا درآمد، تشکیل یک «دستگاه بندری و دریایی» مشترک را مقرر می‌کرد.

به گزارش این پژوهشگر، این دستگاه وظیفه داشت بر اساس هفت محور عملیاتی فعالیت کند: تعیین دقیق دستورالعمل‌های مسیرهای کشتیرانی، اولویت‌بندی فوری تخلیه و بارگیری، هماهنگی با شرکت‌های کشتیرانی، اجرای طرح‌های اسکورت، کنترل دقیق ورود و خروج نفرات و کالاها، هماهنگی با واحدهای اطلاعاتی، و پیش‌بینی تمهیدات اضطراری.

بخش هفتم؛ همکاری‌های ملی؛ سازمان بنادر و نیروی دریایی ارتش در یک جبهه واحد

فریدونی در گزارش خود به همکاری بی‌نظیر بین سازمان بنادر و کشتیرانی و نیروی دریایی ارتش اشاره می‌کند و آن را یکی از عوامل کلیدی موفقیت این طرح می‌داند. به نوشته این پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی، اسناد به وضوح از یک «اتحاد عملیاتی» بین این دو نهاد سخن می‌گویند. مصوبات متعدد هیئت عامل سازمان بنادر، نشان‌دهنده یک هماهنگی بی‌نظیر در حوزه تأمین نیروی انسانی، لجستیک و عملیات میدانی است.

فریدونی تأکید می‌کند که این همکاری تنگاتنگ باعث شد تا در مجموع، بیش از ۱۰۰۰ فروند کشتی تجاری و نفتکش با حدود ۳۰۰ میلیون تن کالا توسط این شبکه اسکورت و کنترل، با موفقیت به بنادر ایران وارد شوند. عملیات اسکورت به کشتی‌های حامل کالاهای عادی محدود نمی‌شد و بخش عظیمی از انرژی صرف «اسکورت محموله‌های ویژه و حساس» می‌شد که شامل تجهیزات پیشرفته دفاعی، مواد اولیه استراتژیک و قطعات یدکی بودند.

بخش هشتم؛ آسیب‌شناسی استراتژیک از موفقیت تاکتیکی تا تهدیدات فراموش‌نشدنی (نتیجه‌گیری و درس‌آموزه‌ها)

فریدونی در بخش پایانی گزارش خود، ضمن قدردانی از دستاوردهای خیره‌کننده این طرح، به یک «نقطه آسیب‌پذیر» بزرگ اشاره می‌کند که برای وضعیت امروز ایران یک زنگ خطر جدی محسوب می‌شود. این پژوهشگر تأکید می‌کند که بندر امام خمینی (ره) در طول جنگ ۱۵۸ بار مورد تجاوز هوایی و بمباران دشمن قرار گرفت و از کار افتادن بیش از ۵۰ درصد از تجهیزات و تأسیسات آن، خسارتی جبران‌ناپذیر بر پیکره لجستیک کشور وارد کرد.

فریدونی معتقد است که این آمار، مهم‌ترین نقطه ضعف این عملیات عظیم یعنی «وابستگی به تک‌محوری در مبادی ورودی» را آشکار می‌سازد. دشمن با آگاهی کامل از اینکه بندر امام به یک گلوگاه لجستیک تبدیل شده است، تمامی ۱۵۸ حمله خود را بر این نقطه متمرکز کرد. هرچند تاکتیک‌های اسکورت مانع از غرق‌سازی کامل کشتی‌ها می‌شدند، اما با انهدام تأسیسات بندر، جریان تخلیه بار عملاً متوقف می‌شد.

این پژوهشگر اندیشکده دیپلماسی اقتصادی در جمع‌بندی گزارش خود می‌نویسد: «اگرچه طرح اسکورت و کنترل تردد، طرحی بسیار کلیدی و موفقیت‌آمیز بود که حیات زنجیره تأمین را در دوران جنگ حفظ نمود، لکن استراتژی و راهبرد کلان ایران مبنی بر وابستگی کامل به یک مبدأ ورودی، موجبات آسیب‌پذیری بلندمدت زنجیره تأمین را فراهم آورد. طرح اسکورت، تاکتیکی موفق در دل راهبردی دارای نقص بوده است که اگر این طرح در شرایط تنوع مبادی ورودی کشور اجرا می‌شد، بسیار اثرگذارتر و کم‌هزینه‌تر می‌بود.»

فریدونی در پایان، این درس بزرگ را برای امروز ایران یک الزام راهبردی می‌داند و تأکید می‌کند که «تنوع‌بخشی به مبادی ورودی کشور، اصل اساسی تاب‌آوری لجستیک است». به اعتقاد این پژوهشگر، ایران امروز باید به جای تمرکز بر ایجاد یک بندر فوق‌العاده بزرگ، به فکر ایجاد یک شبکه بندری چندلایه، توزیع‌شده در پهنه خلیج‌فارس و دریای عمان باشد؛ همان‌گونه که تکاوران روی عرشه، هر کشتی را به یک دژ مستقل تبدیل می‌کردند و راهنمایان محلی، مسیرهای امن شبانه را بلد بودند. این، مهم‌ترین درسی است که «طرح اسکورت و کنترل تردد» دوران دفاع مقدس، برای ژئوپلیتیک دریایی ایران در قرن جدید به ارمغان می‌آورد.

انتهای پیام

 

مطالب مرتبط

پیمان‌های پولی سه‌جانبه؛ نسخه‌ای برای تسهیل تسویه تجاری و تمدید توافق‌ها

سردبیر
5 سال قبل

هوش مصنوعی و دگرگونی در هندسه حکمرانی ملی

سردبیر
3 سال قبل

Investment Opportunities in Iran’s Poultry Industry

سردبیر
1 ماه قبل
خروج از نسخه موبایل