اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران معتقد است صنعت فولاد کشور دیگر صرفاً با مشکل کمبود برق مواجه نیست، بلکه مجموعهای از بحرانهای انرژی، نقدینگی، لجستیک، صادرات، نیروی انسانی و تأمین مواد اولیه، زنجیره تأمین پایدار این صنعت را با تهدید جدی مواجه کرده است. این اندیشکده با اشاره به شرایط موجود تأکید میکند: «ما در یک جنگ اقتصادی تمامعیار و یک تنش نظامی منطقهای نفسگیر» قرار داریم و برنامهریزی صنعت فولاد باید بر مبنای بدبینانهترین سناریو انجام شود.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، این اندیشکده در بررسی آسیبهای مزمن ناشی از کمبود انرژی، از شکلگیری «مارپیچ مرگبار تولید» سخن میگوید و استدلال میکند که کسری برق در تابستان ۱۴۰۴ به ۲۰ هزار مگاوات رسیده و فولادسازان علاوه بر تابستان، در زمستان نیز با قطعی گاز مواجه هستند. بر این اساس، ضریب بهرهبرداری واقعی از ۸۵ درصد به کمتر از ۵۵ درصد سقوط کرده است.
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران همچنین «تله نقدینگی و سرمایه در گردش» را یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت میداند. به اعتقاد این اندیشکده، توقفهای ناگهانی تولید، ذوب را منجمد کرده و به کورههای قوس الکتریکی آسیب میزند؛ در نتیجه هزینه تعمیرات اضطراری افزایش یافته، سرمایه در گردش واحدها کاهش پیدا کرده و بدهی معوق آنها به بانکها نیز تشدید شده است.
شوک جنگ و آینده صادرات فولاد
این اندیشکده در بخش دیگری از تحلیل خود، جنگ ۲۰۲۶ را یک آسیب حاد برای صنعت فولاد ارزیابی میکند و از «اختلال لجستیکی بیسابقه» سخن میگوید. به اعتقاد این مجموعه، مسیر اصلی صادرات از بندرعباس با ریسک امنیتی شدید مواجه شده، کشتیرانیها ریسک سفر به ایران را نمیپذیرند و هزینه بیمه حمل کالا از مبدأ ایران ۳۰۰ درصد افزایش یافته است.
از سوی دیگر، اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران معتقد است تشدید تحریمهای ثانویه و آنچه «SWIFT-II» نامیده شده، مسیرهای جایگزین مالی از جمله صرافیهای عمان و امارات را نیز محدود کرده و بازگشت ارز حاصل از صادرات را به صفر نزدیک کرده است. این اندیشکده همچنین «فرار مغزها و تکنسینهای عملیاتی» را از دیگر پیامدهای ناامنی و فشار اقتصادی میداند که میتواند متخصصان حوزه ذوب و ریختهگری را از صنعت خارج کند.
در چشمانداز دو سال آینده و افق ۱۴۰۶ تا ۱۴۰۷، اندیشکده معتقد است حتی در خوشبینانهترین حالت، آتشبس موقت خواهد بود و در بدبینانهترین سناریو، جنگ فرسایشی ادامه مییابد؛ بنابراین برنامه صنعت باید بر اساس بدترین سناریو طراحی شود.
این اندیشکده درباره آینده «فولاد سبز ایران» نیز هشدار میدهد و استدلال میکند که مدل فولاد ایران بر پایه گاز ارزان و احیای مستقیم شکل گرفته است. در صورت آسیب به زیرساختهای گاز یا تشدید کمبود داخلی، مدل «گاز ارزان-اسلب ارزان» از بین میرود و صنعت ناچار به استفاده از آهن اسفنجی سرد با عرضه پرنوسان خواهد شد؛ در حالی که حرکت سریع به سمت کوره بلند-کنورتور یا فناوریهای جایگزین DRI مبتنی بر هیدروژن نیز در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
تغییر بازار و برنامه پنجمرحلهای بقا
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران پیشبینی میکند بازار صادرات نیز تغییر کند؛ بهگونهای که عراق تحت فشار آمریکا تعرفه واردات فولاد ایران را افزایش دهد و چین نیز به دلیل سیاستهای حمایتی، واردات را محدود کند. در چنین شرایطی، صادرات از تناژ بالا به صادرات چمدانی و مویرگی در بازارهای خاکستری مانند شرق آفریقا، بنگلادش از مسیر غیرمستقیم و افغانستان از مسیر زمینی پرریسک تغییر خواهد کرد.
این اندیشکده همچنین کاهش ۳۰ درصدی دیگر تقاضای داخلی را در اثر رکود تورمی و توقف پروژههای عمرانی و مسکن محتمل میداند و هشدار میدهد فولاد صادراتنشده در انبارها صرفاً یک کالای راکد نیست، بلکه سرمایه ملی را از بین میبرد.
در همین راستا، اندیشکده یک برنامه اضطراری پنجمرحلهای را برای بقا و توسعه صنعت پیشنهاد میکند که بر خودتأمینی انرژی، لجستیک خاکستری، تغییر سبد محصول، دیپلماسی اقتصادی موازی و حفظ سرمایه انسانی استوار است.
در بخش انرژی، پیشنهاد میشود فولادسازان بزرگ طی ۱۲ ماه به سمت نیروگاههای کوچکمقیاس بازیافت حرارت تلفشده حرکت کنند تا ۲۰ تا ۲۵ درصد برق مورد نیاز واحد تأمین شود. همچنین واردات LNG کوچکمقیاس از روسیه یا قطر، با مشارکت بخش خصوصی واقعی، و انتقال آن به کارخانههای اصفهان و یزد پیشنهاد شده است. توقف موقت کوره بلندهای ناکارآمد و اختصاص گاز به واحدهای احیای مستقیم نیز از دیگر پیشنهادهاست.
در حوزه صادرات، اندیشکده فعالسازی کریدور زمینی افغانستان و آسیای مرکزی، استفاده از بنادر کوچک مانند دیر، عسلویه و چابهار و بهرهگیری از اسناد موازی از کشورهای واسطی مانند عمان، قطر و ارمنستان را پیشنهاد میکند. از نگاه این اندیشکده، چابهار مهمترین روزنه دسترسی به هند و شرق آفریقاست و باید نقش بیشتری در صادرات فولاد ایفا کند.
فولاد بقا و دیپلماسی اقتصادی
اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران همچنین تغییر سبد محصولات به سمت «فولاد بقا» را ضروری میداند. بر اساس این پیشنهاد، در دوران جنگ و بازسازی، تولید نبشی، میلگردهای سایز کوچک و تیرآهنهای ۱۲ و ۱۴ باید افزایش یابد و خطوط نورد گرم متناسب با این نیازها کالیبره شوند.
این اندیشکده تشکیل «اتاق جنگ فناوری فولاد» با مشارکت جهاد دانشگاهی، دانشگاه صنعتی شریف و سایر مراکز علمی را برای بومیسازی الکترود گرافیتی و نسوزهای خاص ظرف ۱۸ ماه ضروری میداند؛ چراکه بدون الکترود، کورههای قوس الکتریکی امکان فعالیت نخواهند داشت.
در حوزه دیپلماسی اقتصادی نیز ایجاد «اتحادیه فولاد اسلامی» با مشارکت ترکیه، مصر و عربستان پس از صلح احتمالی و استفاده از ظرفیت تهاتر با روسیه پیشنهاد شده است. بر اساس این دیدگاه، تهاتر آهن اسفنجی ایران با زغالسنگ ککشوی روسیه میتواند یک معامله راهبردی برای تأمین نیازهای صنعت باشد.
در جمعبندی، اندیشکده فولاد و صنایع معدنی ایران هشدار میدهد که صنعت فولاد در صورت ادامه مدل فعلی، طی دو سال آینده با بحران جدی بقا مواجه خواهد شد. این اندیشکده راهکار فوری را تأمین برق از حرارت تلفشده و واردات LNG کوچکمقیاس، راهکار عملیاتی را انتقال بخشی از صادرات از بندرعباس به چابهار و بنادر کوچک، راهبرد کلان را تهاتر با روسیه و تغییر سبد محصولات و راهکار نرمافزاری را حفظ نیروی انسانی از طریق پرداختهای ارزی و تشکیل کنسرسیوم بقای فولادسازان میداند.
اندیشکده در نهایت تأکید میکند فولاد ایران باید از یک ساختار سنگین و بوروکراتیک به مجموعهای چابک تبدیل شود و اگر امروز سیستم لجستیک جایگزین طراحی نشود، طی دو سال آینده احتمال انباشت تختالهای صادراتی در انبارها وجود خواهد داشت.
انتهای پیام
