محمود جراحی، معاون اسبق وزارت دفاع، در سیوچهارمین کنفرانس بینالمللی برق، با آسیبشناسی دقیق وضعیت اقتصاد دیجیتال کشور، فقدان «پیشرانهای بزرگ» یا همان یونیکورنها را اصلیترین مانع توسعه دانست. او با تشبیهی از صنعت راهآهن، وضعیت فعلی را توصیف کرد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، جراحی با یک مثال ملموس از صنعت حملونقل ریلی گفت: در راهآهن، هر ۱۰ تا ۱۵ واگن نیازمند یک لوکوموتیو است. مشکل امروز راهآهن کشور این است که واگن داریم اما لوکوموتیو نداریم.
وی این مدل را به اقتصاد دیجیتال تعمیم داد و تأکید کرد: در اقتصاد دیجیتال هم به لوکوموتیو نیاز داریم. چین با چهار شرکت بزرگ شامل علیبابا، تنسنت و بایرن، ۱۰۰ درصد اقتصاد خود را راه میبرند و ۳ هزار شرکت دیگر وابسته به آنها هستند. ما در ایران واگنهای استارتاپی را داریم اما «یونیکورن» (شرکتهای با ارزش بیش از یک میلیارد دلار) که نقش لوکوموتیو را بازی کنند، نداریم.
جراحی معتقد است که پیوند استارتاپها با اقتصاد رسمی، بهویژه بورس، کلید رشد آنهاست. او انتقاد شدیدی از نظام ارزشگذاری فعلی وارد کرد.
جراحی مهمترین پتانسیل رشد استارتاپها را پیوند با «اقتصاد رسمی» دانست و گفت: اقتصاد رسمی یعنی بورس و بازار سرمایه. رشد شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکا، نه صرفاٌ به خاطر ایدههای استیو جابز یا بیل گیتس، بلکه به دلیل وجود مکانیسم بورس بود که این شرکتها را به سقفهای چند تریلیون دلاری رساند. وی با انتقاد از چالشهای ارزشگذاری افزود: متأسفانه در نظام حسابرسی ما، داراییهای نامشهود (مانند پلتفرمها) درک نمیشود. حسابرسانِ ما فولاد و سیمان را میفهمند، اما پلتفرمی که راننده یا کالا متعلق به خودش نیست را نمیتوانند ارزشگذاری کنند.
وی به دوران طلایی استارتاپها در دهه ۹۰ اشاره کرد و تفاوت سرمایهگذاری خارجی با وامهای بانکی را برجسته ساخت.
این کارشناس با اشاره به رشد ارگانیک استارتاپها در دهه ۹۰ گفت: در آن سالها یک مثلث طلایی شکل گرفت: ورود کارآفرینان از خارج، حضور سرمایهگذاران عمدتاٌ خارجی و «تحمل» حاکمیت. وی تأکید کرد: دلار سرمایهگذاری خارجی «پول حلال» است چون هوشمندی مدیریتی میآورد، اما وامهای بانکی ارزانقیمت، «پول خنگ» است و جنسش با رشد ارگانیک متفاوت است.
جراحی در نهایت ۶ گام راهبردی برای احیای اقتصاد دیجیتال پیشنهاد کرد: ۱. زیرساختهای فیزیکی و محاسباتی: تقویت بسترهای تکنولوژیک. ۲. محیط حقوقی قابل پیشبینی: کاهش ۹۰ درصدی تعاملات فرسایشی و دعواهای حاکمیتی که اکنون ۸۰ درصد وقت مدیران استارتاپی را میگیرد. ۳. دیپلماسی دیجیتال: تعامل منطقی با جهان. ۴. ایجاد هابهای اقتصاد دیجیتال: تقویت مناطقی مانند کیش برای جذب سرمایه. ۵. بازگشت نخبگان (دیاسپورا): الگوبرداری از هند و تایوان در فراخواندن متخصصان ایرانی خارج از کشور برای مدیریت شرکتهای بزرگ. ۶. تغییر رویکرد حاکمیت: گذار از جایگاه رقیب به حکمرانِ تسهیلگر که بهجای «پنچر کردن» چرخها، به رشد استارتاپها کمک کند.
در پایان، جراحی بر ضرورت گذار به سمت حکمرانی هوشمند و تسهیلگری حاکمیت تأکید کرد و امید خود را به جوانان ایرانی در مسیر اقتصاد دیجیتال ابراز کرد.
انتهای پیام
