معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی با اشاره به تداوم آبیاری سنتی در بخش قابل توجهی از اراضی کشاورزی کشور، بر ضرورت حرکت سامانه‌های آبیاری نوین به سمت مدیریت پیش‌بینانه و هوشمند تأکید کرد؛ رویکردی که به نظر می‌رسد فراتر از نصب تجهیزات و کاهش مصرف آب بوده و باید به ارتقای بهره‌وری، مدیریت منابع و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده منجر شود.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، جعفر گوهرگانی، در نخستین نشست از سلسله نشست‌های «فناوری‌های مدیریت کمی و کیفی منابع آب» با عنوان «توسعه سامانه‌های آبیاری هوشمند» گفت: بیش از سه میلیون هکتار از اراضی کشور همچنان به شیوه سنتی آبیاری می‌شود و حتی سامانه‌های نوین آبیاری اجراشده نیز باید به سمت مدیریت پیش‌بینانه و هوشمند حرکت کنند.

وی با اشاره به ضرورت استفاده هدفمند از فناوری در مدیریت آب افزود: هدف توسعه آبیاری هوشمند نباید صرفاً کاهش مصرف آب باشد، بلکه افزایش بهره‌وری آب باید در مرکز توجه قرار گیرد و فناوری نیز باید «بر اساس مسئله» انتخاب شود.

این دیدگاه در شرایطی مطرح می‌شود که بخش کشاورزی ایران همزمان با محدودیت منابع آب و ضرورت افزایش تولید مواجه است. بر اساس اظهارات معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی، جمعیت کشور در سال ۱۴۱۰ به حدود ۹۳ میلیون نفر خواهد رسید و در همین دوره سطح اراضی آبی کشور کاهش پیدا می‌کند؛ با این حال تولید محصولات کشاورزی باید به بیش از ۱۵۰ میلیون تن برسد.

در چنین شرایطی، افزایش تولید دیگر نمی‌تواند متکی بر توسعه نامحدود مصرف آب و زمین باشد. به همین دلیل، آبیاری هوشمند از یک ابزار فناورانه به یکی از الزامات مدیریت آینده کشاورزی تبدیل می‌شود؛ هرچند هوشمندسازی زمانی می‌تواند اثر واقعی خود را نشان دهد که از سطح یک مزرعه فراتر رفته و به مدیریت کل منابع آب متصل شود.

یکی از موضوعات مهم مطرح‌شده در این زمینه، حسابداری آب است. گوهرگانی حسابداری آب را یکی از زیرساخت‌های هوشمندسازی دانسته و بر ضرورت ارتباط میان مزرعه هوشمند و حوزه آب هوشمند تأکید کرده است.

اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که صرفاً افزایش دقت آبیاری یک مزرعه نمی‌تواند به معنای حل بحران آب باشد. اگر برداشت از منابع زیرزمینی همچنان بدون کنترل ادامه داشته باشد، استفاده از حسگرها، داده‌های اقلیمی و تجهیزات خودکار به تنهایی قادر نخواهد بود تعادل منابع آب را برقرار کند.

در واقع، مدیریت هوشمند آب نیازمند آن است که اطلاعات مربوط به میزان برداشت، محل مصرف، شرایط اقلیمی، نیاز آبی محصولات و وضعیت منابع آب در یک نظام یکپارچه گردآوری و به تصمیم‌های مدیریتی تبدیل شود. از این منظر، داده زمانی ارزشمند است که در خدمت تصمیم‌گیری قرار گیرد و فناوری نیز زمانی کارآمد خواهد بود که مسئله واقعی بخش کشاورزی را هدف قرار دهد.

با وجود این، فاصله قابل توجهی میان ضرورت هوشمندسازی و اجرای گسترده آن در کشور وجود دارد. بر اساس اظهارات مطرح‌شده، سطح عملیاتی آبیاری هوشمند در ایران هنوز گسترده نیست و بخش قابل توجهی از اقدامات انجام‌شده در قالب طرح‌های پایلوت دنبال شده است.

از سوی دیگر، توسعه آبیاری هوشمند صرفاً به تأمین اعتبار برای خرید تجهیزات محدود نمی‌شود. گوهرگانی بر ضرورت تغییر رویکرد حمایت مالی از «خرید فناوری» به «خرید نتیجه» تأکید کرده است؛ رویکردی که می‌تواند شرکت‌های فناور را به جای تمرکز بر فروش تجهیزات، به سمت ارائه راهکارهایی سوق دهد که خروجی مشخص و قابل اندازه‌گیری برای مدیریت آب داشته باشند.

در کنار این مسائل، مدیریت هوشمند منابع آب نیازمند همکاری چندین دستگاه است. موضوع آب کشاورزی تنها در اختیار یک وزارتخانه قرار ندارد و تحقق یک نظام هوشمند در این حوزه، همکاری وزارتخانه‌های جهاد کشاورزی و نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت ارتباطات، سازمان هواشناسی و سایر نهادهای مرتبط را ضروری می‌کند.

در این میان، مفهوم حکمرانی هوشمند آب می‌تواند حلقه اتصال میان فناوری، داده و تصمیم‌گیری باشد. اگر اطلاعات حاصل از مزرعه، وضعیت منابع زیرزمینی، داده‌های هواشناسی و الگوی مصرف در یک ساختار منسجم به کار گرفته شوند، امکان مدیریت دقیق‌تر و پیش‌بینانه منابع فراهم خواهد شد.

بر این اساس، چالش اصلی کشاورزی ایران تنها سنتی بودن بخشی از روش‌های آبیاری نیست؛ بلکه مسئله بزرگ‌تر، نحوه مدیریت منابع محدود آب در شرایط افزایش نیاز به تولید است. سه میلیون هکتار آبیاری سنتی، در این چارچوب، تنها یک عقب‌ماندگی فناورانه محسوب نمی‌شود و نشانه‌ای از ضرورت بازنگری در مدل مدیریت آب کشاورزی است.

در نهایت، آبیاری هوشمند زمانی می‌تواند به حل بخشی از بحران آب کشور کمک کند که فناوری در یک زنجیره کامل تصمیم‌گیری قرار گیرد. همان‌طور که در متن مورد اشاره تأکید شده است: «آبیاری هوشمند زمانی می‌تواند بخشی از پاسخ بحران آب ایران باشد که از «مزرعه هوشمند» به «حکمرانی هوشمند آب» برسیم.»

بر این اساس، آینده مدیریت آب کشاورزی نه صرفاً در تجهیز مزارع به فناوری‌های جدید، بلکه در ایجاد ارتباط میان داده، فناوری، منابع آب و نظام تصمیم‌گیری رقم خواهد خورد.

انتهای پیام