پژوهشی با بررسی نقش هوش مصنوعی در مدیریت شهری استدلال می‌کند که این فناوری می‌تواند هم شیوه تصمیم‌گیری کارکنان دولت و مدیران شهری و هم سازوکارهای پاسخ‌گویی نهادهای عمومی را تغییر دهد؛ تغییری که در صورت همراهی با شفافیت، نظارت انسانی و مدیریت مسئولانه داده‌ها می‌تواند به ارتقای حکمرانی شهری کمک کند.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند به نقل از مجله علمی Urban Governance،این مقاله با عنوان «هوش مصنوعی و تحول پاسخ‌گویی و اختیار تصمیم‌گیری در حکمرانی شهری» نوشته استیون گلداسمیت و جون‌چنگ یانگ، پژوهشگران وابسته به دانشگاه هاروارد، در اول ژوئن ۲۰۲۶ به‌صورت آنلاین منتشر شد.

نویسندگان بررسی می‌کنند که استفاده از هوش مصنوعی چگونه می‌تواند رابطه میان اختیار تصمیم‌گیری کارکنان دولت و پاسخ‌گویی آنان در برابر مدیران، نهادهای نظارتی و شهروندان را دگرگون کند.

هوش مصنوعی؛ محدودکننده یا تقویت‌کننده اختیار مدیران؟

در مدیریت عمومی، کارکنان و مدیران برای مواجهه با موقعیت‌های پیچیده به میزانی از اختیار نیاز دارند تا بتوانند تصمیم‌های متناسب با شرایط اتخاذ کنند. در مقابل، وجود سازوکارهای پاسخ‌گویی ضروری است تا تصمیم‌ها قابل توضیح و ارزیابی باشند و امکان نظارت بر عملکرد نهادهای عمومی فراهم شود.

به اعتقاد نویسندگان، هوش مصنوعی الزاماً اختیار تصمیم‌گیری را از بین نمی‌برد یا صرفاً افزایش نمی‌دهد؛ بلکه ممکن است آن را میان سطوح مختلف سازمان، نقش‌های حرفه‌ای و تعاملات دولت و شهروندان بازتوزیع کند.

این فناوری می‌تواند با خودکارسازی فعالیت‌های تکراری، به کارکنان اجازه دهد زمان بیشتری را صرف مسائل پیچیده کنند. همچنین، دسترسی به داده‌ها و ابزارهای تحلیلی می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری را بهبود دهد. با این حال، اتکای بیش از اندازه به خروجی الگوریتم‌ها ممکن است قضاوت حرفه‌ای را تضعیف کند و به تصمیم‌های ناعادلانه یا غیرشفاف بینجامد.

پاسخ‌گویی در حکمرانی شهری چه ابعادی دارد؟

این پژوهش سه شکل از پاسخ‌گویی را از یکدیگر متمایز می‌کند. نخست، پاسخ‌گویی سیاسی و مدیریتی که رابطه کارکنان با مدیران و مقام‌های مسئول را دربرمی‌گیرد. دوم، پاسخ‌گویی حرفه‌ای که به رعایت استانداردها و هنجارهای تخصصی مربوط است. سوم، پاسخ‌گویی مشارکتی که بر بازخورد شهروندان و مشارکت آنان در تصمیم‌گیری و ارزیابی عملکرد دولت تأکید دارد.

به‌کارگیری سامانه‌های هوش مصنوعی می‌تواند امکان ثبت و بررسی تصمیم‌ها را تقویت کند و به مدیران در شناسایی الگوها و انحراف از رویه‌های تعیین‌شده یاری برساند. در عین حال، افزایش نظارت الگوریتمی ممکن است استقلال حرفه‌ای کارکنان را محدود کند یا باعث شود آنان فناوری را ابزاری برای کنترل بدانند، نه وسیله‌ای برای پشتیبانی از کارشان.

از نگاه نویسندگان، حکمرانی شهری باید میان نظارت مؤثر و حفظ اختیار لازم برای تصمیم‌گیری متناسب با شرایط تعادل برقرار کند.

پنج اصل برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی

نویسندگان مقاله پنج اصل را برای به‌کارگیری مسئولانه هوش مصنوعی در سیاست‌گذاری شهری پیشنهاد می‌کنند:

۱. توزیع عادلانه قابلیت‌های هوش مصنوعی: دسترسی به ابزارها و آموزش‌های مرتبط باید به‌گونه‌ای باشد که کارکنان با سطوح مختلف دانش فنی بتوانند از این فناوری بهره ببرند و شکاف مهارتی به نابرابری در تصمیم‌گیری منجر نشود.

۲. سازگاری ساختارهای اداری: ساختارهای اداری و شیوه تقسیم وظایف باید به‌اندازه کافی انعطاف‌پذیر باشند تا امکان همکاری میان واحدهای مختلف و ادغام مسئولانه فناوری‌های جدید فراهم شود.

۳. حکمرانی قوی داده: حفاظت از حریم خصوصی، حفظ یکپارچگی داده‌ها و مشخص‌بودن قواعد جمع‌آوری، استفاده و نگهداری اطلاعات، از الزامات اصلی استفاده از هوش مصنوعی در بخش عمومی است.

۴. حفظ نظارت و قضاوت انسانی: تصمیم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی باید تحت نظارت مؤثر انسان قرار داشته باشند. مقام‌های مسئول باید بتوانند خروجی سامانه‌ها را بررسی کنند، دلایل تصمیم‌ها را توضیح دهند و در صورت لزوم نتیجه الگوریتم را نپذیرند یا اصلاح کنند.

۵. مشارکت شهروندان در نظارت: مردم باید امکان فهم نحوه استفاده دولت از هوش مصنوعی و ارائه بازخورد درباره عملکرد این سامانه‌ها را داشته باشند. رفع موانع دسترسی دیجیتال و گزارش‌دهی روشن درباره تأثیر مشارکت عمومی نیز اهمیت دارد.

شفافیت و نظارت انسانی؛ لازمه حکمرانی هوشمند

این پژوهش در کنار فرصت‌های هوش مصنوعی، مخاطراتی مانند سوگیری داده‌ها، دشواری توضیح منطق الگوریتم‌ها، پراکندگی مسئولیت میان دستگاه‌های دولتی و شرکت‌های فناوری و تمرکز قدرت در اختیار تأمین‌کنندگان فناوری را مطرح می‌کند.

نویسندگان تأکید می‌کنند که استفاده از هوش مصنوعی در حکمرانی شهری نباید صرفاً یک خرید فنی تلقی شود؛ بلکه این فرایند به تصمیم‌گیری نهادی، تعیین مسئولیت‌ها و ایجاد ضمانت‌های اخلاقی و نظارتی نیاز دارد.

در جمع‌بندی مقاله آمده است که هوش مصنوعی می‌تواند به‌جای ایجاد تعارضی اجتناب‌ناپذیر میان اختیار تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی، زمینه تقویت هم‌زمان این دو را فراهم کند؛ مشروط بر آنکه استفاده از فناوری با توزیع عادلانه قابلیت‌ها، مدیریت مناسب داده‌ها، حفظ نقش انسان و مشارکت شهروندان همراه باشد.

انتهای پیام