شتاب تحولات فناورانه در جهان، معادله قدرت و ثروت را تغییر داده است. اگر روزگاری نفت و سرمایه فیزیکی محور رقابت کشورها بود، امروز داده، الگوریتم و توان پردازشی به شاخص‌های اصلی قدرت ملی تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، هوش مصنوعی دیگر یک مفهوم علمی-تخیلی نیست، بلکه به «پیشران اصلی توسعه» بدل شده است.

سید مهدی قریشی، مدرس دانشگاه تهران، در تحلیلی درباره جایگاه ایران در این نظم نوین، تأکید می‌کند بهره‌گیری از این فناوری بدون طراحی حکمرانی هوشمند و زیرساخت بومی، می‌تواند از یک فرصت تاریخی به تهدیدی برای امنیت و استقلال ملی تبدیل شود.

ظرفیت‌های راهبردی هوش مصنوعی برای توسعه

قریشی معتقد است هوش مصنوعی می‌تواند در چند حوزه کلیدی نقش تحول‌آفرین داشته باشد:

 سلامت؛ دقت بیشتر، هزینه کمتر

در بسیاری از کشورها، الگوریتم‌های یادگیری ماشین توانسته‌اند دقت تشخیص بیماری‌هایی مانند سرطان یا مشکلات قلبی را افزایش دهند. استفاده از سامانه‌های تشخیص‌یار، مدیریت پرونده الکترونیک و پیش‌بینی اپیدمی‌ها می‌تواند برای ایران نیز کاهش هزینه و ارتقای کیفیت خدمات درمانی را به همراه داشته باشد.

 آموزش؛ شخصی‌سازی یادگیری

ابزارهای آموزشی هوشمند قادرند مسیر یادگیری متناسب با توان هر دانش‌آموز را طراحی کنند. این فناوری می‌تواند شکاف آموزشی مناطق محروم را کاهش داده و عدالت آموزشی را تقویت کند.

اقتصاد و کشاورزی؛ بهره‌وری و ثبات تصمیم‌گیری

به گفته قریشی، اقتصاد ایران بیش از هر زمان به افزایش بهره‌وری نیاز دارد. اتوماسیون هوشمند، تحلیل داده‌های کلان اقتصادی و بهینه‌سازی مصرف انرژی و آب از مهم‌ترین کارکردهای این فناوری است. در کشاورزی نیز تحلیل خاک، پایش ماهواره‌ای و پیش‌بینی آفات می‌تواند تولید را پایدارتر کند.

رسانه و فرهنگ؛ تقویت قدرت نرم

هوش مصنوعی هم در تولید محتوا و هم در رصد و مقابله با اخبار جعلی نقش دارد. در شرایط جنگ روایت‌ها، استفاده از ابزارهای تحلیلی برای شناسایی عملیات روانی و عمیق‌نماها یک ضرورت راهبردی است.

مدیریت بحران و دولت داده‌محور

ایران به دلیل تنوع اقلیمی، نیازمند پیش‌بینی‌پذیری در سیاست‌گذاری است. هوش مصنوعی می‌تواند در پیش‌بینی سیل، رصد فرونشست زمین، تحلیل ناترازی انرژی و مدیریت آلودگی هوا نقش مؤثری ایفا کند و زمینه شکل‌گیری «دولت داده‌محور» را فراهم آورد؛ دولتی که تصمیماتش مبتنی بر داده است، نه حدس و تجربه شخصی.

تهدیدها؛ از وابستگی داده‌ای تا بی‌ثباتی بازار کار

در کنار فرصت‌ها، قریشی نسبت به مخاطرات جدی نیز هشدار می‌دهد. فقدان قوانین سخت‌گیرانه در حوزه حفاظت از داده‌ها می‌تواند به انتقال اطلاعات حساس شهروندان و کسب‌وکارها به سرویس‌های خارجی منجر شود؛ موضوعی که به معنای انتقال قدرت است.

او همچنین به تغییر ساختار مشاغل اشاره می‌کند؛ در حالی که برخی فرصت‌های شغلی جدید ایجاد خواهد شد، مشاغل تکراری در معرض حذف قرار دارند. بدون سیاست‌گذاری فعال، شوک نیروی کار محتمل است.

از سوی دیگر، تولید گسترده محتوای جعلی و عمیق‌نماها می‌تواند امنیت روانی جامعه را تهدید کند. در نبود قانون‌گذاری روشن، مسئولیت خطاهای الگوریتمی، تبعیض‌های احتمالی و نقض حریم خصوصی مبهم باقی می‌ماند.

نقش حکمرانی هوشمند در مهار تهدیدها

به باور این مدرس دانشگاه، هوش مصنوعی تنها زمانی به فرصت تبدیل می‌شود که دولت، دانشگاه، رسانه، بخش خصوصی و مردم به‌صورت هماهنگ عمل کنند. دولت باید قانون ملی هوش مصنوعی تدوین کرده و زیرساخت‌های پردازشی و پایگاه‌های داده ملی ایجاد کند. دانشگاه‌ها موظف به تربیت نیروی متخصص و توسعه پژوهش‌های مسئله‌محور هستند. بخش خصوصی نیز باید در توسعه محصولات بومی سرمایه‌گذاری کند.

در این چارچوب، حکمرانی هوشمند به معنای مدیریت فعال، آینده‌نگر و داده‌محور این فناوری است؛ رویکردی که استقلال دیجیتال را تضمین و از وابستگی راهبردی جلوگیری می‌کند.

تأکید رهبر انقلاب بر پیشتازی در هوش مصنوعی

رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر اهمیت راهبردی این حوزه تأکید کرده‌اند. ایشان هشدار داده‌اند: «امروز هوش مصنوعی با یک شتاب حیرت‌دهنده‌ای [دارد پیش میرود]… در مسئله‌ی هوش مصنوعی، بهره‌بردار بودن امتیاز نیست؛ این فنّاوری لایه‌های عمیقی دارد که باید بر آن لایه‌ها مسلّط شد … اگر به لایه‌های زیرساختی هوش مصنوعی نرسیم، ممکن است در دنیا آژانسی برای هوش مصنوعی مانند انرژی اتمی تشکیل دهند و مانع پیشرفت کشور شوند.» (06/06/1403)

همچنین ایشان تصریح کرده‌اند: «قانون صریح باید باشد… ابزارها باید متناسب با زمان انتخاب شود». (02/03/1402)

این تأکیدها نشان می‌دهد که آینده اقتصاد، امنیت و حتی ماهیت جنگ در گرو تسلط بر فناوری‌های نوین است.

جمع‌بندی

هوش مصنوعی همانند موتوری قدرتمند است که بدون نقشه راه می‌تواند بحران‌آفرین باشد، اما با طراحی حکمرانی هوشمند می‌تواند قطار توسعه را شتاب دهد. انتخاب پیش‌روی ایران روشن است: یا با سیاست‌گذاری دقیق، تربیت نیروی متخصص و زیرساخت بومی، از این فرصت تاریخی بهره ببرد؛ یا با وابستگی فناورانه و خلأ قانون‌گذاری، با تهدیدهای گسترده‌تری مواجه شود.

انتهای پیام