یک کارشناس ارشد مسائل مدیریتی و حکمرانی، در یادداشتی به بررسی ابعاد نوین چالش‌های صنعت برق کشور پرداخت و تأکید کرد که این صنعت امروز بیش از آنکه با یک مسئله فنی مواجه باشد، با بحرانی در حوزه حکمرانی و کیفیت مدیریت دست‌وپنجه نرم می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، سیدحسن مهدوی‌فر، گفت: ناترازی برق، رشد بی‌وقفه تقاضا، کمبود منابع سرمایه‌ای، فرسودگی زیرساخت‌ها و پیچیدگی الگوی مصرف، دست‌به‌دست هم داده‌اند تا صنعت برق را در شرایطی قرار دهند که دیگر با راهکارهای سنتی و افزایش صرف ظرفیت تولید نمی‌توان از آن عبور کرد؛ آنچه امروز بیش از هر چیز تعیین‌کننده است، کیفیت تصمیم‌گیری و توان نظام مدیریتی برای حرکت بر مبنای داده و شواهد عینی است.

وی افزود: شرکت توانیر برای برون‌رفت از این وضعیت و ارتقای کارآمدی، چاره‌ای جز تحول در نگرش به سه رکن اساسی ندارد و باید منابع انسانی، تحقیقات و فناوری اطلاعات را از نقش حاشیه‌ای و پشتیبانی به جایگاهی محوری در نظام حکمرانی سازمان ارتقا دهد.

وی معتقد است: نخستین و بنیادی‌ترین گام در این مسیر، سرمایه‌گذاری هدفمند بر روی نیروی انسانی متخصص و پرورش مدیرانی است که توانایی مواجهه با پیچیدگی‌های روزافزون شبکه را داشته باشند؛ چراکه صنعت برق با سرعتی شتابان به سمت تخصص‌های نوینی چون تحلیل کلان‌داده، هوش مصنوعی، شبکه‌های هوشمند، انرژی‌های تجدیدپذیر، سیستم‌های ذخیره‌سازی و امنیت سایبری در حرکت است و مدیریت فردای شبکه، بدون تسلط بر این حوزه‌ها ناممکن خواهد بود.

وی تصریح کرد: منابع انسانی توانیر باید از قالب سنتی و اداری خود خارج شده و به الگویی راهبردی برای مدیریت سرمایه انسانی تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که نظام جانشین‌پروری برای مشاغل کلیدی و حساس طراحی، شکاف‌های مهارتی موجود به‌دقت شناسایی، دوره‌های آموزشی بر اساس نیازهای عینی و عملیاتی شبکه تدوین و ارزیابی عملکرد مدیران و شرکت‌های تابعه با شاخص‌های کمی، شفاف و قابل‌اندازه‌گیری صورت پذیرد.

وی با تأکید بر تغییر نگاه به نیروی انسانی اظهار داشت: در این رویکرد جدید، پرسش اصلی از «تعداد نیروی انسانی» به «میزان اثربخشی هر نیرو در زنجیره ارزش» تغییر می‌کند و باید مشخص شود که هر واحد از سرمایه انسانی چه سهمی در کاهش هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری، کاهش خاموشی‌ها و حل مسائل مزمن شبکه داشته است.

وی در ادامه به حوزه تحقیقات پرداخت و گفت: پژوهش در صنعت برق نیز نیازمند یک بازتعریف اساسی در مأموریت خود است و در شرایط کنونی که منابع با محدودیت روبه‌روست، هر پروژه پژوهشی باید به‌وضوح مشخص کند که به حل کدام مسئله عینی کمک می‌کند و چه خروجی قابل‌استفاده‌ای برای مدیران عملیاتی خواهد داشت.

وی پیشنهاد داد: ایجاد «بانک مسائل راهبردی صنعت برق» به‌عنوان یک مرجع پویا و زنده می‌تواند نقش مؤثری در جهت‌دهی به پژوهش‌ها ایفا کند؛ در این بانک، مسائل واقعی و ملموس شرکت‌های برق منطقه‌ای و توزیع در حوزه‌های تلفات، مدیریت بار، پیش‌بینی مصرف، نگهداری و تعمیرات تجهیزات، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و تاب‌آوری شبکه، ثبت، دسته‌بندی و اولویت‌بندی می‌شود تا پژوهشگران بر اساس نیازهای اولویت‌دار، راهکارهای عملیاتی ارائه دهند.

وی اضافه کرد: ارزیابی اثربخشی پروژه‌های تحقیقاتی باید با جدیت بیشتری دنبال شود و یک پژوهش موفق، آن نیست که صرفاً گزارش آن به پایان رسیده باشد، بلکه پژوهشی شایسته عنوان موفق است که بتواند تأثیر خود را در کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری، کاهش ریسک‌های عملیاتی یا بهبود یک شاخص کلیدی عملکردی به‌اثبات برساند.

وی در خصوص تحول دیجیتال و فناوری اطلاعات خاطرنشان کرد: تحول هوشمند در صنعت برق هرگز نباید به خرید سامانه‌های نرم‌افزاری و توسعه ابزارهای فنی خلاصه شود؛ هسته مرکزی این تحول، ایجاد یک معماری یکپارچه و منسجم داده است که بتواند اطلاعات حوزه‌های تولید، انتقال، توزیع، مشترکان، خاموشی‌ها، تلفات، دارایی‌های فیزیکی شبکه و منابع انسانی را در یک ساختار منظم و قابل‌دسترس به یکدیگر متصل سازد.

وی با اشاره به تجربه کنتورهای هوشمند گفت: توسعه کنتورهای هوشمند در کشور، نمونه‌ای عینی از این مسیر است؛ بر اساس اعلام شرکت توانیر، شمار کنتورهای هوشمند نصب‌شده در سال ۱۴۰۵ به حدود ۷ میلیون دستگاه رسیده و هدف‌گذاری برای افزایش این رقم به ۱۲ میلیون دستگاه انجام شده است، اما ارزش واقعی این پروژه در قرائت خودکار خلاصه نمی‌شود؛ داده‌های ارزشمندی که از این کنتورها استخراج می‌شود، می‌تواند برای پیش‌بینی دقیق بار، شناسایی الگوهای رفتاری مصرف‌کنندگان، مدیریت هوشمند تقاضا و کاهش چشمگیر تلفات شبکه به‌کار گرفته شود.

وی تأکید کرد: گام اساسی بعدی برای توانیر، گذار از مرحله «داده‌محوری» به مرحله «تصمیم‌گیری داده‌محور» است؛ به‌گونه‌ای که هر تصمیم مهم مدیریتی بر پایه شاخص‌های معین، داده‌های مستند، سناریوهای مختلف و ارزیابی پس از اجرا استوار باشد و از تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای یا مبتنی بر تجربه‌های غیرقابل‌تعمیم پرهیز شود.

وی یکی از معضلات ریشه‌دار سازمان‌های بزرگ را عملکرد جزیره‌ای واحدهای مختلف دانست و اظهار داشت: در بسیاری از موارد، منابع انسانی برنامه‌های خود را مستقل از دیگر بخش‌ها تدوین می‌کند، پژوهش در مسیری جداگانه حرکت می‌کند و فناوری اطلاعات نیز پروژه‌های مختص به خود را پیش می‌برد، در حالی که این سه حوزه باید در قالب یک زنجیره ارزش به‌هم‌پیوسته تعریف شوند.

وی توضیح داد: در این زنجیره، منابع انسانی مسئول تأمین مهارت‌ها و شایستگی‌های لازم برای تحول است؛ تحقیقات، راه‌حل‌های علمی و مدل‌های تصمیم‌سازی را ارائه می‌دهد؛ و فناوری اطلاعات، زیرساخت داده‌ای و بستر اجرایی را برای عملیاتی‌سازی تصمیمات فراهم می‌کند؛ از این منظر، ایجاد یک سازوکار هماهنگ‌کننده با عنوان «حکمرانی داده، سرمایه انسانی و نوآوری» در سطح مدیریت ارشد توانیر، ضرورتی انکارناپذیر به نظر می‌رسد.

وی در بخش دیگری از یادداشت خود به موضوع ارزیابی عملکرد اشاره کرد و گفت: حکمرانی مطلوب زمانی به ثمر می‌نشیند که به شاخص‌های عملیاتی و عینی تبدیل شود؛ به همین دلیل، توانیر می‌تواند بخش قابل‌توجهی از ارزیابی مدیران و شرکت‌های تابعه را بر اساس شاخص‌های کلیدی نظیر کاهش تلفات شبکه، کاهش مدت و تعداد خاموشی‌ها، بهره‌وری نیروی انسانی، سرعت پاسخ‌گویی به مشترکان، بازده سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده، میزان بهره‌مندی از نتایج پژوهش‌ها و سطح بلوغ دیجیتال سازمان طراحی کند؛ چنین رویکردی، مدیریت را از فضای گزارش‌نویسی محض به سمت نتیجه‌گرایی و پاسخ‌گویی عملیاتی سوق خواهد داد.

وی با نگاهی کلان به مسئله ناترازی اظهار داشت: واقعیت انکارناپذیر این است که حل ناترازی برق با اتکای صرف به افزایش تولید ممکن نیست؛ حتی اگر ظرفیت‌های جدیدی به شبکه اضافه شود، در سایه عدم اصلاح الگوی مصرف، تداوم تلفات بالا، ضعف در مدیریت بار، پایین بودن بهره‌وری و نبود تصمیم‌گیری‌های دقیق، بخش قابل‌توجهی از این منابع جدید نیز به‌هدر خواهد رفت و مشکل به‌قوت خود باقی خواهد ماند.

وی تأکید کرد: شرکت توانیر اکنون در نقطه عطفی قرار دارد که باید از الگوی مدیریت بحران‌محور و واکنشی فاصله گرفته و به سمت مدیریت پیش‌نگر و آینده‌نگر حرکت کند؛ مدیریتی که بتواند پیش از وقوع بحران، با تکیه بر داده‌های معتبر، نشانه‌های هشداردهنده را شناسایی و برای آنها راهکارهای پیشگیرانه طراحی نماید.

وی در جمع‌بندی سخنان خود خاطرنشان کرد: در نهایت، حکمرانی هوشمند در شرکت توانیر را نمی‌توان به یک پروژه فناوری اطلاعات فروکاست و نه صرفاً یک برنامه اداری تلقی کرد؛ این حکمرانی، تحولی بنیادین در سبک مدیریت است که در نقطه تلاقی و اتصال سه عنصر سرمایه انسانی، دانش و فناوری شکل می‌گیرد و تنها در صورتی به ثمر خواهد نشست که این سه ظرفیت در امتداد یک مسیر واحد و با هدفی مشترک به‌کار گرفته شوند.

وی در پایان گفت: اگر این هم‌افزایی محقق شود، می‌توان انتظار داشت که بخش مهمی از چالش‌های ساختاری صنعت برق، به‌جای مدیریت روزمره و مقطعی، با رویکردی پیشگیرانه، اقتصادی، مبتنی بر شواهد و قابل‌سنجش مدیریت شود؛ چراکه آینده شرکت توانیر فقط به افزایش مگاوات‌ها گره نخورده است، بلکه به کیفیت تصمیم‌ها، توانمندی نیروی انسانی، اعتمادپذیری داده‌ها و شفافیت در عملکرد وابسته است.

انتهای پیام