عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تشریح تصویری از آموزش عالی در افق ۲۰۵۰، معتقد است دانشگاه آینده دیگر نمیتواند صرفاً بر آموزش رسمی، تولید مقاله و صدور مدرک متکی باشد و باید به نهادی شبکهای، نوآور و مسئلهمحور تبدیل شود؛ نهادی که در کنار آموزش و پژوهش، حل مسائل کشور، تربیت نیروی انسانی مورد نیاز اقتصاد دانشبنیان و ایجاد ارزش برای جامعه را دنبال کند.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، محمدرضا وصفی، دانشیار گروه علوم اطلاعات و مدیریت دانش دانشگاه تهران، در گفتوگو با ایسکانیوز با اشاره به تحولات پیشروی آموزش عالی، نقش هوش مصنوعی، تغییر جایگاه استادان، مدل اقتصادی دانشگاهها و الزامات تحول در ساختار آموزش عالی را تشریح کرد.
وصفی درباره آینده دانشگاه ایران در سال ۲۰۵۰ گفت: «به اعتقاد من، دانشگاه ایران در افق ۲۰۵۰ دیگر صرفاً یک مرکز آموزشی نخواهد بود. اگر آموزش عالی بخواهد پاسخگوی نیازهای آینده کشور باشد، ناگزیر است مأموریت خود را بازتعریف کند. دانشگاه آینده باید به نهادی شبکهای، نوآور و مسئلهمحور تبدیل شود؛ نهادی که مأموریت اصلی آن تنها انتقال دانش نباشد، بلکه بتواند در حل مسائل واقعی کشور نقشآفرینی کند و نیروی انسانی متناسب با اقتصاد دانشبنیان تربیت کند.»
به گفته این استاد دانشگاه، چنین تغییری به معنای فاصله گرفتن دانشگاه از جامعه نیست، بلکه برعکس، آینده آموزش عالی با افزایش ارتباط دانشگاه با صنعت، دولت، بخش خصوصی و جامعه گره خورده است. در این مدل، دانشگاه بخشی از یک اکوسیستم گسترده نوآوری خواهد بود و حل مسائل پیچیده کشور نیازمند همکاری میان بازیگران مختلف خواهد بود.
دانشگاه آینده؛ شبکهای از دانشگاه، صنعت و دولت
وصفی با تأکید بر ضرورت شکلگیری ارتباطات جدید در آموزش عالی اظهار کرد: «در چنین شرایطی، ارتباط دانشگاه با صنعت، دولت و جامعه بسیار عمیقتر از امروز خواهد شد. دیگر نمیتوان دانشگاه را نهادی مستقل و جدا از سایر بخشهای جامعه تصور کرد. دانشگاه آینده باید بخشی از یک اکوسیستم بزرگ نوآوری باشد که در آن دانشگاه، صنعت، بخش خصوصی، دولت و جامعه به صورت مستمر با یکدیگر تعامل داشته باشند و برای حل مسائل کشور همکاری کنند.»
این تغییر رویکرد، آموزش دانشگاهی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. از نگاه وصفی، مسائل آینده ماهیتی پیچیده دارند و نمیتوان آنها را صرفاً با استفاده از دانش یک رشته حل کرد. به همین دلیل، فعالیتهای میانرشتهای، کار گروهی، نوآوری و حل مسائل واقعی باید جایگاه بیشتری در آموزش عالی پیدا کنند.
وی در اینباره گفت: «بسیاری از مسائل آینده، ماهیتی پیچیده دارند و با نگاه تکرشتهای قابل حل نیستند؛ بنابراین دانشگاه باید ظرفیت همکاری میان رشتههای مختلف را بیش از گذشته فراهم کند.»
هوش مصنوعی و تغییر نقش استادان
یکی از مهمترین عواملی که از نگاه این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران میتواند ساختار آموزش عالی را متحول کند، گسترش هوش مصنوعی است. این فناوری میتواند مسیر آموزش را از الگوی یکسان برای همه دانشجویان به سمت یادگیری متناسب با ویژگیها و نیازهای هر فرد هدایت کند.
وصفی درباره این تحول گفت: «همچنین هوش مصنوعی نقش مهمی در تحول آموزش ایفا خواهد کرد. این فناوری امکان شخصیسازی آموزش را فراهم میکند و مسیر یادگیری هر دانشجو متناسب با تواناییها، علایق و نیازهای او طراحی خواهد شد.»
بر اساس این نگاه، افزایش دسترسی به اطلاعات و ابزارهای هوش مصنوعی باعث میشود نقش دانشگاه در آینده بیش از انتقال اطلاعات، بر پرورش مهارتهایی مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، همکاری، حل مسئله و یادگیری مادامالعمر متمرکز شود.
این تحول در نهایت جایگاه استاد را نیز تغییر خواهد داد. وصفی معتقد است استاد آینده بیشتر نقش مربی و راهنمای یادگیری را ایفا میکند و وظیفه او صرفاً انتقال محتوا نخواهد بود.
او تصریح کرد: «در چنین شرایطی، استاد دیگر صرفاً انتقالدهنده دانش نخواهد بود، بلکه نقش مربی، تسهیلگر و راهنمای یادگیری را ایفا خواهد کرد.»
پایان دانشگاههای یکشکل؛ مأموریتگرایی در آموزش عالی
یکی دیگر از ویژگیهای دانشگاه آینده از نگاه وصفی، فاصله گرفتن از الگوی یکسان برای همه دانشگاههاست. بر اساس این دیدگاه، دانشگاهها باید بر مبنای ظرفیتهای علمی، امکانات، مزیتهای منطقهای و نیازهای پیرامونی خود مأموریت مشخصی داشته باشند.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: «ممکن است یک دانشگاه بر پژوهشهای بنیادی تمرکز کند، دانشگاهی دیگر مأموریت توسعه فناوری را بر عهده بگیرد و دانشگاهی نیز بیش از همه در مسائل اجتماعی یا توسعه منطقهای نقشآفرین باشد. این مأموریتگرایی یکی از ویژگیهای مهم دانشگاه آینده خواهد بود.»
به این ترتیب، رقابت دانشگاهها صرفاً بر سر افزایش تعداد دانشجو، رشته یا خروجیهای کمی نخواهد بود، بلکه مأموریت و میزان اثرگذاری آنها در حوزه تخصصی خود اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
از مدرکگرایی تا مهارت و حل مسئله
وصفی در مقایسه دانشگاه امروز و دانشگاه سال ۲۰۵۰، تفاوت آینده آموزش عالی را فراتر از ورود فناوریهای جدید دانست و گفت: «تفاوت دانشگاه ۲۰۵۰ با دانشگاه امروز صرفاً در استفاده از فناوریهای جدید خلاصه نمیشود، بلکه این تفاوت در مأموریت، ساختار، شیوه آموزش، نحوه ارزیابی و حتی نگاه به مفهوم یادگیری مشاهده خواهد شد.»
وی افزود که دانشگاه آینده بیش از آنکه صرفاً به دنبال افزایش کمّی تولیدات علمی باشد، باید به سمت حل مسائل واقعی، توسعه فناوری و ایجاد ارزش برای جامعه حرکت کند.
از سوی دیگر، مهارت و توانایی استفاده عملی از دانش نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. وصفی گفت: «در آینده، مهارت، خلاقیت، توانایی حل مسئله و قدرت سازگاری با تغییرات، اهمیت بسیار بیشتری نسبت به مدرک تحصیلی پیدا خواهد کرد.»
اقتصاد دانشگاه ۲۰۵۰؛ حرکت از شهریه به خلق ارزش
تحول دانشگاه تنها به آموزش و پژوهش محدود نخواهد شد و مدل اقتصادی آن نیز نیازمند تغییر خواهد بود. به اعتقاد وصفی، اتکای دانشگاهها به بودجه دولتی یا شهریه در بلندمدت نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای آموزش عالی باشد.
وی در تشریح مدل اقتصادی دانشگاه آینده گفت: «دانشگاه سال ۲۰۵۰ باید به نهادی ارزشآفرین تبدیل شود؛ نهادی که علاوه بر آموزش و پژوهش، بتواند از طریق نوآوری، توسعه فناوری، همکاری با صنعت، تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی و فعالیتهای دانشبنیان نیز درآمدزایی کند.»
از این منظر، دانش تنها یک محصول علمی نخواهد بود، بلکه میتواند به فناوری، خدمات و راهکارهای قابل استفاده تبدیل شود و بخشی از منابع مالی دانشگاه را تأمین کند.
وصفی البته تأکید دارد که تغییر مدل اقتصادی دانشگاه بدون اصلاح ساختارهای مدیریتی و حکمرانی آن امکانپذیر نیست. او گفت: «اگر ساختار حکمرانی دانشگاه اصلاح نشود، استقلال دانشگاهها افزایش پیدا نکند و ارتباط مؤثری میان دانشگاه، صنعت و بازار شکل نگیرد، حتی افزایش منابع مالی نیز نمیتواند تحول اساسی ایجاد کند.»
دانشگاههای شهریهمحور در برابر یک تغییر بزرگ
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران درباره آینده دانشگاههای متکی به شهریه نیز گفت که این مدل در صورت تداوم وابستگی کامل به یک منبع درآمد، با چالشهایی مواجه خواهد شد.
او اظهار کرد: «اگر دانشگاهی تا سال ۲۰۵۰ همچنان به صورت کامل به درآمد شهریه وابسته باقی بماند، بدون تردید با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد.»
با این حال، وصفی آینده دانشگاههای شهریهمحور را الزاماً منفی ارزیابی نمیکند و معتقد است این دانشگاهها در صورت اصلاح مدل اقتصادی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه و حرکت به سمت آموزشهای مهارتمحور میتوانند همچنان نقش خود را حفظ کنند.
وی افزود: «البته این موضوع به معنای آن نیست که دانشگاههای شهریهمحور محکوم به شکست هستند. اگر چنین دانشگاههایی بتوانند مدل اقتصادی خود را اصلاح کنند، ارتباط مؤثرتری با صنعت و جامعه برقرار کنند، آموزشهای مهارتمحور و متناسب با نیاز بازار ارائه دهند و از ظرفیت نوآوری و فناوری برای ایجاد درآمدهای جدید استفاده کنند، همچنان میتوانند نقش مهمی در نظام آموزش عالی کشور ایفا کنند.»
تغییر معیارهای ارزیابی و ارتقای استادان
تحول در مأموریت دانشگاه، طبیعتاً معیارهای ارزیابی اعضای هیئت علمی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. وصفی معتقد است اگر دانشگاه از یک نهاد صرفاً آموزشی و مقالهمحور به نهادی مسئلهمحور تبدیل شود، شاخصهای ارزیابی استادان نیز باید با مأموریت جدید هماهنگ شوند.
وی گفت: «طبیعتاً زمانی که مأموریت دانشگاه تغییر میکند، شاخصهای ارزیابی و ارتقای استادان نیز باید متناسب با آن دگرگون شوند. در دانشگاه آینده، استاد دیگر صرفاً انتقالدهنده دانش نخواهد بود، بلکه نقش مربی، راهنما و طراح فرایند یادگیری را بر عهده خواهد داشت.»
به گفته وصفی، مشارکت در پروژههای میانرشتهای، همکاری با صنعت، کمک به حل مسائل واقعی جامعه و مشارکت در توسعه فناوری میتواند در آینده سهم بیشتری در ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی داشته باشد.
وی همچنین بر ضرورت بازنگری در اتکای صرف به شاخصهای سنتی تأکید کرد و گفت: «در آینده، یادگیری مستمر، بهروز نگه داشتن دانش، توانایی استفاده از فناوریهای نوین، هدایت علمی دانشجویان و اثرگذاری اجتماعی پژوهشها، بیش از گذشته در ارزیابی استادان مورد توجه قرار گیرد.»
هوش مصنوعی؛ جایگزین دانشگاه یا ابزار تحول؟
وصفی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر آینده دانشگاه نیز تأکید کرد که این فناوری الزاماً جایگزین استاد یا دانشگاه نخواهد شد، بلکه نقشها و شیوههای آموزش، پژوهش و یادگیری را تغییر خواهد داد.
او گفت: «هوش مصنوعی بدون تردید یکی از مهمترین عوامل تحول دانشگاه در دهههای آینده خواهد بود، اما تصور نمیکنم این فناوری جایگزین کامل دانشگاه یا استاد شود. آنچه رخ خواهد داد، تغییر نقشها و شیوههای آموزش، پژوهش و یادگیری است.»
از نگاه وی، در شرایطی که اطلاعات بیش از گذشته در دسترس دانشجویان قرار دارد، ارزش افزوده دانشگاه باید در حوزههایی مانند تحلیل، تفکر انتقادی، خلاقیت، تصمیمگیری و حل مسئله شکل بگیرد.
وصفی افزود: «در چنین شرایطی، استاد آینده بیش از آنکه انتقالدهنده اطلاعات باشد، هدایتکننده یادگیری، تسهیلگر آموزش و پرورشدهنده تفکر انتقادی خواهد بود.»
فناوری؛ زیرساخت اصلی دانشگاه آینده
فناوری در دانشگاه ۲۰۵۰ صرفاً ابزاری برای تسهیل فعالیتهای اداری یا آموزشی نخواهد بود و به گفته وصفی، بخش مهمی از ساختار آموزش، پژوهش و نوآوری را تشکیل خواهد داد.
هوش مصنوعی، کلاندادهها، زیرساختهای محاسباتی و آزمایشگاههای هوشمند از جمله حوزههایی هستند که دانشگاههای آینده برای حفظ جایگاه علمی و فناورانه خود باید به آنها توجه کنند.
با این حال، این استاد دانشگاه معتقد است فناوری بهتنهایی نمیتواند دانشگاه را متحول کند و باید در کنار اصلاحات مدیریتی و ساختاری قرار گیرد.
او تأکید کرد: «فناوری بهتنهایی نمیتواند دانشگاه را متحول کند. اگر ساختار مدیریتی، نظام بودجهریزی، فرهنگ سازمانی و ارتباط دانشگاه با جامعه اصلاح نشود، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز اثرگذاری محدودی خواهند داشت.»
حکمرانی دانشگاه؛ از مدیریت متمرکز تا مدیریت دادهمحور
یکی دیگر از تغییرات مهم دانشگاه آینده، تحول در شیوه مدیریت و حکمرانی دانشگاهی خواهد بود. وصفی معتقد است دانشگاه ۲۰۵۰ به ساختاری چابکتر، شبکهایتر، دادهمحور و مأموریتگرا نیاز دارد.
او گفت: «به اعتقاد من، مدیریت دانشگاه آینده تفاوت بنیادینی با مدیریت امروز خواهد داشت. بخش زیادی از مدیریت فعلی بر پایه ساختارهای بوروکراتیک، تصمیمگیریهای متمرکز و فرایندهای زمانبر شکل گرفته است، در حالی که دانشگاه آینده به مدیریتی چابک، شبکهای، دادهمحور و مأموریتگرا نیاز خواهد داشت.»
در چنین مدلی، مدیر دانشگاه تنها مسئول اداره امور داخلی نخواهد بود و باید بتواند میان دانشگاه، صنعت، دولت، جامعه و زیستبوم نوآوری ارتباط ایجاد کند.
وصفی در همین زمینه بر اهمیت حکمرانی هوشمند در دانشگاهها تأکید کرد و گفت: «استفاده از دادهها در تصمیمگیری، افزایش شفافیت، پاسخگویی، استقلال دانشگاهها و در عین حال توجه به مأموریتهای ملی، از ویژگیهای مدیریت آموزش عالی در آینده خواهد بود.»
منابع مالی متنوع؛ شرط پایداری دانشگاه آینده
به اعتقاد این استاد دانشگاه، دانشگاه آینده همچنان از حمایت دولت برخوردار خواهد بود، اما نمیتواند تنها به یک منبع مالی وابسته باشد. حمایت هدفمند دولت، بودجههای رقابتی، همکاری با صنعت، فعالیتهای دانشبنیان، توسعه فناوری و درآمدهای حاصل از نوآوری میتوانند مجموعه متنوعی از منابع مالی دانشگاه را تشکیل دهند.
این مدل اقتصادی، دانشگاه را به سمت خلق ارزش بیشتر سوق خواهد داد و ارتباط میان پژوهش، صنعت و نیازهای جامعه را نیز تقویت خواهد کرد.
وصفی همچنین درباره آینده درآمد اعضای هیئت علمی گفت که نمیتوان رقم مشخصی برای سال ۲۰۵۰ پیشبینی کرد، اما ساختار درآمدی استادان نیز احتمالاً همراه با تحول دانشگاه تغییر خواهد کرد.
وی اظهار کرد: «دانشگاه آینده برای حفظ استادان توانمند ناگزیر است علاوه بر فراهم کردن محیط علمی و پژوهشی مناسب، نظام پرداخت رقابتیتری نیز ایجاد کند.»
به گفته او، در کنار حقوق دانشگاهی، فعالیتهای پژوهشی، پروژههای مشترک با صنعت، توسعه فناوری، تجاریسازی دستاوردهای علمی و مشارکت در فعالیتهای دانشبنیان میتوانند سهم بیشتری در درآمد اعضای هیئت علمی پیدا کنند.
در مجموع، تصویری که وصفی از دانشگاه ایران در افق ۲۰۵۰ ارائه میدهد، تصویری از نهادی است که مرزهای سنتی میان آموزش، پژوهش، فناوری، صنعت و جامعه در آن کمرنگتر شده است. دانشگاه آینده قرار نیست صرفاً دانشجو تربیت کند و مدرک صادر کند؛ بلکه باید بتواند دانش را به مهارت، فناوری و راهکار تبدیل کند و در حل مسائل واقعی کشور نقش داشته باشد.
تحقق چنین دانشگاهی نیز صرفاً با افزایش بودجه یا توسعه زیرساختهای فیزیکی امکانپذیر نیست و به تغییر همزمان مأموریت، ساختار مدیریتی، مدل اقتصادی، نظام ارزیابی استادان و شیوه حکمرانی دانشگاه نیاز دارد؛ مجموعهای از تغییرات که میتواند دانشگاه ایرانی را به نهادی شبکهای، نوآور، دادهمحور و مسئلهمحور تبدیل کند.
انتهای پیام
