به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، محمدرضا آرام عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد و مؤلف کتاب «نظامسازی برمبنای تکافل اجتماعی»، استدلال میکند که از آنجا که انسانها در حالت کلی با یکدیگر زندگی میکنند، اتفاقات ناگوار پیرامون هر فرد را نمیتوان صرفاً مسئلهای شخصی دانست؛ بلکه رفع این مشکلات وظیفه و مسئولیتی همگانی است. بر همین اساس، او معتقد است نگاه تکبعدی به مسئولیت فردی و دولتی باید با شناخت ظرفیت نهادهای اجتماعی و مسئولیتپذیری متقابل میان افراد گسترش یابد.
به باور این پژوهشگر، نهادهای هفتگانه تکافل بر اساس میزان علقهها، وابستگیها و مسئولیتپذیریهای متقابل شکل گرفتهاند و عملکرد آنها بر پایه مفاهیمی همچون تراحم، تعاون، عدالت، احسان، ایثار و انفاق است. در چنین الگویی، هدف از یاریرسانی نه بخلورزی و سودجویی، بلکه همیاری و حمایت متقابل است؛ حمایتی که در بلندمدت به سود همه اعضای جامعه خواهد بود. بهگونهای که حتی اگر فردی ثروتمند در مقطعی از زندگی فقیر یا ورشکسته شود، دیگران برای کمک به او اقدام خواهند کرد.
هفت نهاد اجتماعی؛ از خانواده تا ولایت
آرام در تبیین ساختار نظام تکافل اجتماعی، هفت نهاد خانواده، خویشاوندان، عشیره، همسایه، دوستی، برادری و ولایت را معرفی میکند و معتقد است هر یک از این نهادها دارای مراتب و ظرفیتهای متفاوتی برای حمایت از افراد هستند.
از نگاه او، هرچه روابط و پیوندهای اجتماعی عمیقتر باشد، ظرفیت و دامنه عملکرد آن نهاد در فقرزدایی نیز گستردهتر خواهد بود. بنابراین، مسئولیت مقابله با فقر نباید صرفاً به دولت محدود شود و لازم است نقش نهادهای اجتماعی در تأمین نیازهای افراد نیز مورد توجه قرار گیرد.
خانواده؛ نخستین و مهمترین نهاد تکافل
این پژوهشگر خانواده را ابتداییترین هسته شکلگیری جامعه و نخستین نهاد حمایتکننده از افراد میداند. به اعتقاد آرام، پیوند اعضای خانواده به اندازهای عمیق است که هزینهها و منافع هر یک از اعضا، در عمل هزینه یا منفعت کل خانواده محسوب میشود.
او در این زمینه هشدار میدهد که کاهش حمایت یا بیتوجهی دولتها به نهاد خانواده میتواند به بیثباتی این نهاد و در ادامه به بروز ناهنجاریهای گسترده اجتماعی منجر شود؛ چراکه خانواده نخستین پناهگاه و پشتوانه هر فرد در مواجهه با دشواریهای زندگی است.
آرام برای خانواده در نظام تکافل دو کارکرد مهم در حوزه فقرزدایی برمیشمارد.
نخست، حمایت از افراد در دورههای ناتوانی و تأمین نیازهای آنان است. به باور او، اسلام تأکید فراوانی بر رسیدگی به افراد ناتوان دارد. همانگونه که والدین در دوران خردسالی نیازهای فرزندان خود را تأمین میکنند، فرزندان نیز در دوران توانایی باید نیازهای والدین را برطرف کنند. همچنین در موضوع ازدواج، چنانچه فردی نیازمند باشد، فراهمکردن مقدمات ازدواج او از وظایف اولیای وی محسوب میشود.
دومین کارکرد خانواده، کمک به کاهش بیکاری و افزایش انگیزه افراد برای فعالیت و تلاش اقتصادی است. آرام در این زمینه ازدواج را یکی از عوامل افزایش رزق و روزی معرفی میکند و با اشاره به روایتی از پیامبر اسلام (ص) میگوید که ایشان به فردی نیازمند دستور ازدواج دادند و پس از ازدواج آن مرد، نیازهایش تأمین شد.
او همچنین به روایت امام صادق (ع) اشاره میکند که میفرمایند: «زن و زندگی، رزق و روزی را با خود بههمراه میآورد».
به استدلال این پژوهشگر، ازدواج فرد را از حصار تنگ نیازهای شخصی خارج میکند و با افزایش مسئولیتپذیری، او را به سمت کار و تلاش بیشتر سوق میدهد. بنابراین، خانواده علاوه بر تأمین نیازهای اولیه اعضا، میتواند در افزایش انگیزه اقتصادی و کاهش دامنه فقر نیز نقش داشته باشد.
خویشاوندان؛ دومین لایه حمایتی در نظام تکافل
آرام پس از خانواده، خویشاوندان نسبی و سببی را دومین لایه حمایتی افراد معرفی میکند و معتقد است حمایت متقابل این گروه از یکدیگر میتواند دامنه فقر را کاهش دهد.
از نگاه او، وجوب صلهرحم در اسلام صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یکی از کارکردهای مهم آن آگاهی خویشاوندان از وضعیت یکدیگر و تلاش جمعی برای رفع مشکلات است. در چنین شرایطی، اعضای خانواده گسترده میتوانند پیش از آنکه مشکلات اقتصادی یک فرد به بحران تبدیل شود، برای حمایت از او اقدام کنند.
این پژوهشگر همچنین با اشاره به احکام مربوط به زکات و خمس، اولویت خویشاوندان نیازمند در دریافت این کمکها را مورد توجه قرار میدهد و آن را نشانهای از اهمیت شبکههای حمایتی خویشاوندی در نظام اسلامی میداند.
آرام برای تأکید بر این موضوع به سخنی از امام علی (ع) اشاره میکند که فرمودند: «نتیجه قطع ارتباط با خویشاوندان مبتلاشدن به فقر است و نتیجه صلهرحم افزایش رزق و روزی».
او همچنین یادآور میشود که امام علی (ع) بارها میفرمودند: «سرکشی به خویشاوندان و نیکی به آنها، باعث افزایش مال و طول عمر میشود».
بر این اساس، به باور آرام، حفظ ارتباط میان خویشاوندان و اطلاع از وضعیت اقتصادی و اجتماعی یکدیگر میتواند به شکلگیری شبکهای پایدار برای حمایت از افراد نیازمند منجر شود.
عشیره؛ نهاد جمعی پشتیبان و مسئولیت مشترک اعضا
سومین لایه حمایتی در الگوی مورد بررسی آرام، عشیره است؛ نهادی که از نظر گستره اجتماعی فراتر از خویشاوندان قرار میگیرد و ظرفیت بیشتری برای حمایت جمعی دارد.
این پژوهشگر عشیره را واحدی اجتماعی معرفی میکند که اعضای آن از نیایی واحد پدید آمدهاند و معتقد است مسئولیتها و وظایفی که در سطح خانواده وجود دارد، میتواند به تمام اعضای عشیره گسترش پیدا کند.
آرام برای تبیین اهمیت این پیوند اجتماعی به سخنی از امام علی (ع) استناد میکند که میفرمایند: «به عشیرهات رسیدگی کن، زیرا آنان بالوپر تو هستند، اصل و ریشه تو، و نیروی توانای تو.»
او یکی از نمونههای آشکار کارکرد نهاد عشیره در نظام حمایتی اسلام را موضوع «دیه عاقله» میداند. به توضیح این پژوهشگر، در فقه شیعه برای افرادی که بهصورت غیرعمد مرتکب قتل شدهاند، نهادی به نام عاقله در نظر گرفته شده است تا در صورت ناتوانی مالی قاتل، خویشاوندان پدری او پرداخت دیه را برعهده بگیرند.
آرام استدلال میکند که این حکم علاوه بر سرشکنکردن مبالغ بالای دیه، به افزایش همبستگی میان اعضای عشیره نیز کمک میکند و نمونهای از تعاون و صلهرحم در ساختار اجتماعی اسلام به شمار میرود.
او در ادامه به روایتی از امام صادق (ع) اشاره میکند که میفرمایند: «کودکی بیسرپرست را نزد امیرالمومنین آوردند، حضرت فرمودند: «هزینه این کودک به عهده عشیره اوست.»
از نظر آرام، این نمونهها نشان میدهد که عشیره میتواند فراتر از یک پیوند نسبی، به نهادی برای تقسیم مسئولیتهای اقتصادی و حمایت از افراد آسیبپذیر تبدیل شود.
همسایگان؛ شبکه حمایتی در سطح محله
چهارمین نهاد در الگوی تکافل اجتماعی، همسایگان هستند. آرام معتقد است قرابت مکانی نیز مانند پیوندهای خانوادگی و خویشاوندی میتواند مسئولیتها و حقوق متقابلی میان افراد ایجاد کند.
او با اشاره به آموزههای اسلامی، بیتفاوتی نسبت به وضعیت همسایه نیازمند را مغایر با اصول مسلمانی میداند و تأکید میکند که بر اساس روایات، چهل خانه از چهار جهت، همسایه انسان محسوب میشوند.
بر مبنای این روایت، هر خانه تحت حمایت ۱۶۰ خانه دیگر قرار دارد و در مقابل، مسئولیت رسیدگی به وضعیت ۱۶۰ خانه را نیز برعهده دارد. آرام این موضوع را نشاندهنده ظرفیت گسترده شبکههای حمایتی محلهای در نظام تکافل میداند.
به گفته او، امام صادق (ع) میفرمایند: «تعامل مناسب با همسایگان باعث افزایش رزق و روزی میشود».
این تعامل میتواند در قالب کمک مالی، قرضدادن، هدیهدادن و تلاش برای برطرفکردن ناراحتیها و مشکلات همسایه بروز پیدا کند.
آرام همچنین یکی از قوانین مرتبط با تکافل در نهاد همسایگی را «قانون ماعون» معرفی میکند. منظور از ماعون، وسایل معمول و جزئی زندگی است که همسایگان برای رفع نیازهای روزمره از یکدیگر عاریه میگیرند؛ وسایلی مانند نمک، آب، کبریت و ظروف.
او در ادامه به سخنی از پیامبر اسلام (ص) اشاره میکند که فرمودند: «رعایت حقوق همسایه، باعث عمران و آبادانی شهرها و افزایش عمر افراد میشود.»
بر این اساس، از دیدگاه این پژوهشگر، همسایگی میتواند به شبکهای محلی برای شناسایی نیازمندان، تأمین نیازهای روزمره و جلوگیری از گسترش فقر تبدیل شود.
دوستی؛ پشتوانه افراد در شرایط دشوار اقتصادی
پنجمین نهاد تکافل از نگاه آرام، دوستی است. او معتقد است هر فرد بر اساس علایق و ارتباطات خود، دوستان صمیمی پیدا میکند که در شرایط مختلف زندگی، از جمله خوشیها و دشواریها، همراه او هستند.
این پژوهشگر با اشاره به تعبیری از امام علی (ع)، دوستان واقعی را حتی از «گوگرد سرخ» نایابتر میداند و آنها را یاران مورد اعتماد و بهمنزله دست و بازو و خانواده انسان معرفی میکند.
به باور آرام، اهمیت واقعی نهاد دوستی در زمان گرفتاریهای اقتصادی و قرارگرفتن افراد در شرایط فقر و تنگدستی آشکار میشود؛ چراکه دوستان صمیمی میتوانند در چنین شرایطی به پشتوانهای قابل اعتماد برای فرد تبدیل شوند.
او برای تبیین این جایگاه به سخنی از امام علی (ع) استناد میکند که میفرمایند: «دوستان در زمان آسایش مایه زینت آدمی و در زمان فقر و فاقه ذخیره و پسانداز انسان هستند».
بنابراین، در این الگو، دوستی صرفاً یک رابطه عاطفی و اجتماعی نیست، بلکه میتواند به یکی از منابع حمایت و پشتیبانی افراد در زمان بروز مشکلات اقتصادی تبدیل شود.
اخوت و برادری؛ فراتر رفتن از مرزهای اعتقادی و انسانی
آرام ششمین نهاد تکافل را اخوت و برادری میداند و معتقد است این پیوند بر اساس اشتراکات میان انسانها در سطوح مختلف شکل میگیرد.
به توضیح او، کمترین سطح اشتراک میان انسانها، انسانبودن است. در مرتبه بالاتر، ایمان به خدای یگانه و در سطحی دیگر، اعتقاد به نبوت و امامت قرار دارد. قرآن کریم نیز در آیه ۱۰ سوره حجرات، رابطه میان مؤمنان را برادری معرفی میکند.
این پژوهشگر برای توضیح گستره این مفهوم به سخنی از حضرت علی (ع) اشاره میکند که میفرمایند: «مردم بر دوگونه هستند: یا برادر دینی تو هستند یا همنوع تو در انسانیت».
از نظر آرام، این آموزه نشان میدهد که نگاه اسلام به روابط انسانی نباید به مرزهای اختلافات دینی محدود شود، بلکه افق آن در سطح انسانیت قرار دارد.
او با اشاره به اولویت گروههایی مانند ایتام، فقرا و مساکین در میان مسلمانان، تأکید میکند که یکی از دستورهای اسلام، یاریرسانی مستقیم و چهرهبهچهره به افراد نیازمند است.
آرام در این زمینه به سخنی از پیامبر اسلام (ص) استناد میکند که میفرمایند: «صدقهدادن با دست خویش از مرگ حفظ میکند و هفتاد نوع بلا را برطرف میسازد».
به اعتقاد او، کمک مستقیم به فقرا علاوه بر تأمین نیازهای مادی، نیازهای عاطفی آنان را نیز برطرف میکند و امکان شناسایی دقیقتر افراد نیازمند واقعی را فراهم میآورد.
مواسات؛ بالاترین سطح رابطه برادری
آرام در ادامه، مفهوم «مواسات» را بهعنوان اوج رابطه اخوت در میان شیعیان مطرح میکند و معتقد است این مفهوم بیانگر سطحی عمیق از مسئولیتپذیری متقابل میان افراد است.
او با اشاره به سخنی از امام باقر (ع) میگوید: «ازجمله حقوق مومن بر برادر مومنش این است که گرسنگی او را سیر کند، پوشاکش را تامین کند، از گرفتاریش نجات بخشد و بدهیاش را بپردازد».
این پژوهشگر همچنین به پرسش امام باقر (ع) از شیعیان درباره میزان تحقق چنین برادری اشاره میکند. ایشان از آنان میپرسند: «آیا برادری شما به این حد رسیده که یک نفر دستش را در کیف پول برادر دینی خود ببرد و آنچه نیاز دارد بردارد؟»
به گفته آرام، هنگامی که راوی پاسخ منفی میدهد، امام باقر (ع) میفرمایند: «پس هنوز به برادری کامل نرسیدهاید».
از نگاه این پژوهشگر، این روایت نشاندهنده عمق مسئولیتپذیری اقتصادی در مفهوم مواسات است؛ بهگونهای که برادری دینی نباید صرفاً در سطح روابط عاطفی و اعتقادی باقی بماند، بلکه باید در تأمین نیازهای واقعی افراد نیز نمود پیدا کند.
ولایت؛ کاملترین لایه در نظام تکافل اجتماعی
هفتمین نهاد در الگوی مورد بررسی آرام، ولایت است. او معتقد است نهاد ولایت در طول تمام نهادهای تکافل قرار دارد و مصداق اتم و اکمل آنها محسوب میشود.
به باور این پژوهشگر، افراد نیازمند میتوانند از طریق دعا و توسل به درگاه خداوند و اولیای معصوم، برای حل مشکلات خود یاری بجویند.
آرام در این زمینه به سخنی از امام رضا (ع) اشاره میکند که میفرمایند: «هرگاه برای شما مشکلی پیش آمد بهواسطه ما از خداوند کمک بخواهید».
او همچنین معتقد است تکافلهایی که حول محور ولایت حق شکل میگیرند، در جهان آخرت نیز به شکل شفاعت استمرار پیدا میکنند.
دولت؛ تقویتکننده نهادهای اجتماعی، نه جایگزین آنها
آرام با وجود تأکید بر ظرفیت نهادهای اجتماعی، نقش دولت را در نظام فقرزدایی نادیده نمیگیرد، بلکه برای آن مسئولیتهایی کلان و تکمیلی تعریف میکند.
به استدلال او، دولت در جامعه اسلامی در کنار سایر نهادهای فعال در حوزه تکافل و خواص جامعه، مسئولیتهایی در سطح کلان برعهده دارد. از این منظر، سیاستگذاریهای دولتی نباید به تضعیف یا نابودی نهادهای اصیل اجتماعی منجر شود، بلکه باید در جهت تقویت و تکمیل عملکرد آنها باشد.
این پژوهشگر معتقد است دولت علاوه بر تقویت نهادهای موجود، مسئولیت فقرزدایی از اقشار بیکسوکار را نیز برعهده دارد و در این زمینه باید نقش تکمیلی ایفا کند.
بر اساس این الگو، دولت در صورت عملکرد صحیح، به آخرین و کلانترین لایه حمایتی جامعه تبدیل میشود؛ لایهای که در شرایط ناتوانی سایر نهادها، مسئولیت حمایت از شهروندان را برعهده میگیرد.
آرام هشدار میدهد که اگر نهادهای پیشادولتی به هر دلیلی نابود یا تضعیف شوند، مسئولیتهای آنها به نهاد دولت سرریز خواهد شد و دولت نمیتواند از پذیرش این مسئولیتها شانه خالی کند.
به باور او، در چنین شرایطی از یک سو سطح توقعات شهروندان از دولت افزایش مییابد و از سوی دیگر، ناکارآمدی دولت در پاسخگویی به این انتظارات میتواند به نارضایتی عمومی و بیثباتی سیاسی منجر شود.
بنابراین، از نگاه آرام، سیاستگذاری مطلوب در حوزه فقرزدایی باید بهگونهای طراحی شود که ضمن حفظ مسئولیت دولت، ظرفیت نهادهای طبیعی و خودجوش اجتماعی نیز احیا و تقویت شود.
عراق؛ نمونهای از ظرفیت تکافل اجتماعی در شرایط بحران
این پژوهشگر برای نشاندادن کارآمدی الگوی تکافل اجتماعی در عمل، کشور عراق را بهعنوان نمونهای قابل بررسی معرفی میکند و معتقد است ساختار اجتماعی این کشور، بهویژه برخورداری از خانوادههای گسترده و نظام عشیرهای، ظرفیت قابل توجهی برای حمایت از افراد و مقابله با فقر ایجاد کرده است.
آرام عراق را یکی از نمونههای بارز کشورهای درحال توسعه میداند که از چند جهت با عقبماندگی و کندی روند توسعه مواجه شده است.
او در تشریح شرایط این کشور، به دو جنگ مهم از سال ۲۰۰۰ تاکنون اشاره میکند. نخست، حمله آمریکا به عراق که به اشغال رسمی هشتساله این کشور توسط نیروهای آمریکایی منجر شد.
به گفته آرام، در جریان اشغال عراق از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۱۱، به نقل از پروژه شمارش اجساد عراقی (IBC)، حدود ۱۵۰ هزار غیرنظامی به شکلی خشونتآمیز کشته شدند.
او معتقد است در جریان این جنگ، علاوه بر نابودی بخش وسیعی از زیرساختهای عراق، بخش قابل توجهی از نخبگان علمی و سرمایههای انسانی این کشور نیز از بین رفتند و همین مسئله ضربه سنگینی به روند توسعه عراق وارد کرد.
این پژوهشگر با اشاره به پیامدهای اجتماعی و انسانی جنگ، یادآور میشود که میزان سوءتغذیه کودکان در عراق تا سال ۲۰۰۷ به ۲۸ درصد رسید و گزارشها حاکی از آن بود که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد کودکان عراقی با مشکلات روانی مواجه شدهاند.
دومین بحران مهم مورد اشاره آرام، جنگ عراق با گروه تکفیری ـ تروریستی داعش است. به گفته او، عراق از سال ۲۰۱۴ تاکنون درگیر جنگ با این گروه بوده و داعش با اشغال حدود ۲۰ درصد از خاک کشور، بخش زیادی از سرمایههای اقتصادی و انسانی عراق را نابود کرده است.
آرام در کنار این بحرانها، وضعیت نهادهای دولتی عراق را نیز مورد توجه قرار میدهد و معتقد است این نهادها عموماً فاسد و بهرهکش هستند.
او با اشاره به جایگاه عراق در رتبهبندی شفافیت و فساد، میگوید این کشور از میان ۱۶۷ کشور در رتبه ۱۶۱ قرار دارد. همچنین تعطیلی پارلمان و تظاهرات عمومی علیه فساد بارها در این کشور تکرار شده که به باور او، نشانهای از عمق مشکلات ساختاری عراق است.
با وجود این شرایط، آرام معتقد است مردم عراق به دلیل برخورداری از خانوادههای گسترده و اتکا به نظام عشیرهای توانستهاند با بخش زیادی از مشکلات ناشی از توسعهنیافتگی مقابله کنند.
او استدلال میکند که وجود لایههای مختلف تکافل در ساختار اجتماعی عراق موجب شده است افراد در صورت گرفتارشدن در فقر و تنگدستی، احساس تنهایی نکنند؛ حتی اگر دولت فاسد باشد و نهادهای رسمی عملکردی بهرهکشانه داشته باشند.
راهپیمایی اربعین؛ جلوه عملی تکافل و همکاری مردمی
آرام یکی از مهمترین نمونههای عملی تکافل اجتماعی در عراق را مراسم پیادهروی اربعین حسینی میداند و معتقد است این اجتماع عظیم، ظرفیت نهادهای مردمی و شبکههای حمایتی را بهخوبی به نمایش میگذارد.
به گفته او، حضور ۲۵ میلیون زائر از ۸۰ کشور جهان در ایام اربعین حسینی، بهعنوان یکی از بزرگترین اجتماعات بشری در طول تاریخ شناخته شده است. این جمعیت که به گفته وی ده برابر جمعیت شرکتکنندگان در مراسم حج است، به شکل کاملاً مردمی و داوطلبانه و بدون دریافت هزینه و چشمداشت، خدمات اسکان و پذیرایی را برای زائران فراهم میکند.
این پژوهشگر بخش قابل توجهی از توانایی عراق در برگزاری چنین اجتماعی را ناشی از نظام عشیرهای این کشور میداند و معتقد است ساختارهای مردمی شکلگرفته در این بستر، امکان ارائه گسترده خدمات را فراهم کردهاند.
آرام در این زمینه به مواکب اشاره میکند که سازمانهای مردمنهادی برای برگزاری مراسم عزاداری مذهبی هستند و در ایام اربعین در مسیرهای منتهی به کربلا، خدمات متنوعی به زائران ارائه میدهند.
این خدمات شامل اسکان، تهیه غذا، خدمات بهداشتی، راهنمایی مسیر، واکسزدن کفش، ماساژ بدن و پاها، تعمیر وسایل و موارد دیگر است.
به باور آرام، اعتقاد به فضیلت بسیار زیاد زیارت امام حسین (ع)، بهویژه در ایام اربعین، و جایگاه زائران آن حضرت، موجب شکلگیری رقابتی میان صاحبان مواکب برای ارائه خدمات بهتر و جلب رضایت زائران شده است.
او همچنین به تنوع گسترده شرکتکنندگان در این مراسم اشاره میکند و میگوید افراد با جنسیت، سن، نژاد، ملیت و حتی دین و مذهب متفاوت و با گرایشهای فکری، فرهنگی، مذهبی و سیاسی گوناگون در این آیین حضور پیدا میکنند.
حتی افراد دارای معلولیت جسمی نیز با استفاده از ویلچر و عصا در این مراسم شرکت میکنند. زائران بهطور متوسط در مجموع حدود هفت روز را به پیادهروی و طی مسیرهای منتهی به کربلا اختصاص میدهند.
این پژوهشگر با اشاره به دشواری تأمین امکانات برای چنین جمعیت گستردهای، تأکید میکند که هرچند آمار دقیقی از هزینههای انجامشده برای هر زائر وجود ندارد، پذیرایی و ارائه خدمات به این جمعیت عظیم که هر سال نیز بر تعداد آن افزوده میشود، کاری بسیار دشوار است.
از نظر او، ابعاد این اجتماع به اندازهای است که میتوان ادعا کرد هیچ دولتی بهتنهایی قادر به مدیریت و تأمین امکانات کافی برای آن نیست.
آرام یکی دیگر از ویژگیهای مهم این الگو را نحوه تخصیص امکانات و مزایا میداند. به گفته او، خدمات در این اجتماع نه بر اساس میزان دارایی افراد، بلکه بر مبنای برخورداری آنان از عنوان زائر ارائه میشود؛ بنابراین حتی فقیرترین افراد و غیرمسلمانان نیز امکان حضور و بهرهمندی از این خدمات را دارند.
او این نوع رابطه میان افراد در ایام اربعین حسینی را مصداق عینی تکافل اجتماعی میداند و معتقد است گسترش چنین فرهنگی به سایر مکانها و زمانها میتواند زمینهساز شکلگیری نوع جدیدی از تعاملات و مناسبات غیرپولی میان افراد شود؛ مناسباتی که در آن، هیچ فردی به دلیل مشکلات اقتصادی بدون حمایت و پشتیبانی باقی نماند.
سیاستهای فقرزدایی؛ بهجای احیای موقت افراد، نهادهای پشتیبان را تقویت کنیم
آرام در جمعبندی مباحث خود تأکید میکند که توجه به نهادهای تکافل اجتماعی را نباید به معنای دفاع از سنت در برابر مدرنیته تلقی کرد.
او معتقد است تقسیمبندی دوگانه سنت و مدرنیته بر دو فرض نادرست استوار است. فرض نخست این است که با ظهور مدرنیته، تمام سنتها از بین میروند؛ درحالیکه بسیاری از سنتهای اجتماعی همچنان باقی میمانند یا خود را با شرایط جدید تطبیق میدهند.
فرض دوم نیز به ارزشگذاری پیشینی در این تقسیمبندی مربوط میشود؛ به این معنا که چنین برداشتی القا میکند هر امر سنتی الزاماً بد و هر امر مدرن الزاماً خوب است.
این پژوهشگر بهرهمندی از هویتهای جمعی در نهادهای تکافل را دارای کارکردهای متعدد در حل مسئله فقر میداند، اما در عین حال تأکید میکند که این نهادها نیز ممکن است با آسیبهایی مواجه شوند.
از جمله این آسیبها میتوان به انحراف از حقیقت، پارتیبازی و تقلید کورکورانه اشاره کرد. به باور آرام، برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی باید تدابیر مناسب در نظر گرفته شود تا نهادهای اجتماعی بتوانند کارکرد اصلی خود را در حمایت از افراد حفظ کنند.
او در نقد سیاستگذاریهای رایج توسعه استدلال میکند که این سیاستها بهجای احیای نهادهای پشتیبان فرد، بیشتر به احیای موقت خود فرد توجه دارند؛ رویکردی که از نظر او نمیتواند به ریشهکنی پایدار فقر منجر شود.
آرام برای توضیح این مسئله از یک تمثیل استفاده میکند: اگر فردی خانه خود را گم کرده باشد، بهجای آنکه برای یافتن خانه او اقدام کنیم، صرفاً او را بهطور موقت در اتاقکی اسکان دهیم.
از نگاه این پژوهشگر، چنین اقدامی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بخشی از مشکل را برطرف کند، اما مسئله اصلی همچنان باقی میماند.
او معتقد است سیاستهای فقرزدایی نیز نباید صرفاً بر حمایتهای مقطعی و احیای موقت وضعیت افراد متمرکز باشند، بلکه باید به تقویت و بازسازی نهادهایی بپردازند که وظیفه پشتیبانی پایدار از افراد را برعهده دارند.
بر همین اساس، آرام نتیجه میگیرد که بهرهگیری از ظرفیت خانواده، خویشاوندان، عشیره، همسایگان، دوستان، برادری و ولایت در کنار ایفای نقش مسئولانه دولت، میتواند چارچوبی گستردهتر برای مقابله با فقر ایجاد کند؛ چارچوبی که بهجای محدودکردن مسئولیت فقرزدایی به نهاد دولت، آن را به مسئولیتی مشترک در سطح جامعه تبدیل میکند.
از این منظر، احیای نهادهای اجتماعی و طراحی سیاستهای مکمل برای تقویت آنها، یکی از الزامات دستیابی به الگوی پایدار فقرزدایی است.
انتهای پیام
