یک پژوهشگر حوزه رسانه با اشاره به گسترش سریع ابزارهای هوش مصنوعی، این فناوری را فراتر از یک ابزار ساده دانست و بر ضرورت ایجاد قواعد روشن برای استفاده از آن تأکید کرد و گفت: «هوش مصنوعی در این معنا دیگر یک «ابزار صرف» نیست؛ بلکه به یک کنشگر فناورانه اثرگذار در لایه‌های مختلف اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ارتباطات تبدیل شده است.»

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، فردین مصطفایی افزود: گسترش دسترسی عمومی به هوش مصنوعی از یک سو فرصت‌های قابل توجهی برای آموزش، تولید محتوا، توسعه کسب‌وکار و افزایش بهره‌وری ایجاد کرده و از سوی دیگر، مسائل جدیدی مانند حریم خصوصی، امنیت، مسئولیت حقوقی، انتشار اطلاعات جعلی و مالکیت فکری را به وجود آورده است.

این پژوهشگر حوزه رسانه با بیان اینکه کاهش موانع دسترسی به ابزارهای تولید محتوا می‌تواند به کاهش نابرابری در دسترسی به فناوری کمک کند، اظهار کرد: همین تحول می‌تواند زمینه تولید گسترده‌تر محتوای نادرست، جعل هویت، دست‌کاری صدا و تصویر و عملیات سازمان‌یافته برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی را نیز فراهم کند.

مصطفایی تصریح کرد: تنظیم‌گری هوش مصنوعی نباید به معنای محدود کردن دسترسی شهروندان به فناوری باشد، بلکه باید میان حق استفاده از فناوری و صیانت از حقوق عمومی تعادل ایجاد شود. به گفته وی، شفافیت یکی از نخستین الزامات این مسیر است و کاربران باید بدانند داده‌های آنها چگونه پردازش می‌شود و سامانه مورد استفاده چه محدودیت‌ها و سوگیری‌هایی دارد.

وی با اشاره به کاربرد هوش مصنوعی در حوزه‌های حساس گفت: در تصمیم‌هایی مانند استخدام، اعطای اعتبار مالی، تشخیص پزشکی و تصمیم‌های قضایی و اداری، نظارت انسانی باید همچنان نقش واقعی داشته باشد و مسئولیت تصمیم به صورت کامل به الگوریتم واگذار نشود.

این پژوهشگر حوزه رسانه همچنین یکی از چالش‌های مهم هوش مصنوعی را مسئله سوگیری الگوریتمی عنوان کرد و افزود: الگوریتم‌ها بر اساس داده‌هایی آموزش می‌بینند که خود می‌توانند تحت تأثیر شرایط تاریخی و اجتماعی قرار داشته باشند؛ بنابراین در صورت وجود سوگیری در داده‌های آموزشی، احتمال بازتولید و حتی گسترش آن در خروجی سامانه وجود دارد.

وی ادامه داد: برای مقابله با این مسئله باید امکان ارزیابی مستمر مدل‌ها و داده‌ها فراهم شود و مشخص باشد چه گروه‌هایی ممکن است از تصمیم یک سامانه آسیب ببینند و برای اعتراض، اصلاح یا جبران چه سازوکاری وجود دارد.

مصطفایی در ادامه به مسئله حریم خصوصی پرداخت و گفت: توسعه مدل‌های زبانی بزرگ و سامانه‌های مولد، مرز میان داده عمومی، داده شخصی و اطلاعاتی را که کاربر ممکن است ناخواسته در اختیار یک سامانه قرار دهد، پیچیده‌تر کرده است. از این رو، تعیین حدود مسئولیت در استفاده از داده‌ها به یکی از مسائل مهم سیاست‌گذاری فناوری تبدیل شده است.

وی یکی دیگر از چالش‌های اساسی را مالکیت فکری دانست و اظهار کرد: استفاده از میلیون‌ها اثر انسانی برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی این پرسش را ایجاد کرده که در چه شرایطی استفاده از آثار دارای حق تألیف برای آموزش مدل مجاز است و چه زمانی می‌تواند حقوق پدیدآورندگان را نقض کند.

این پژوهشگر رسانه با اشاره به اختلافات حقوقی میان صاحبان آثار و شرکت‌های هوش مصنوعی افزود: پرونده‌های مطرح‌شده در این زمینه، از جمله پرونده نیویورک‌تایمز علیه OpenAI، نشان می‌دهد مسئله مالکیت فکری دیگر صرفاً یک بحث نظری نیست و به موضوعی جدی در حقوق فناوری و اقتصاد خلاق تبدیل شده است.

مصطفایی درباره آثار تولیدشده توسط هوش مصنوعی نیز گفت: هنوز در بسیاری از موارد مرز روشنی میان نقش ماشین و خلاقیت انسان وجود ندارد و مشخص کردن میزان مشارکت انسانی در تولید یک اثر می‌تواند در تعیین حقوق مالکیت آن اهمیت داشته باشد.

وی تأکید کرد: آینده این حوزه به سازوکاری نیاز دارد که در آن حقوق تولیدکنندگان آثار، امکان نوآوری و دسترسی عمومی به فناوری همزمان مورد توجه قرار گیرد و «رضایت، شفافیت، انتساب و جبران اقتصادی» جایگاه مشخصی داشته باشد.

این پژوهشگر حوزه رسانه در بخش دیگری از سخنان خود، سواد هوش مصنوعی را یکی از الزامات مهم جامعه امروز دانست و گفت: «هیچ نظام نظارتی بدون شهروند آگاه موفق نخواهد بود.»

وی افزود: کاربران باید بدانند خروجی هوش مصنوعی الزاماً حقیقت نیست و تصویر، صدا یا متنی که توسط یک سامانه تولید شده، لزوماً فاقد خطا یا سوگیری نیست. به گفته وی، سواد رسانه‌ای باید به سمت سواد انتقادی در مواجهه با هوش مصنوعی حرکت کند تا شهروندان بتوانند اعتبار خروجی‌ها، محدودیت‌های الگوریتم و حقوق خود را بهتر تشخیص دهند.

مصطفایی در پایان با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری حکمرانی هوشمند در حوزه فناوری گفت: مدیریت هوش مصنوعی نباید صرفاً در اختیار شرکت‌های فناوری یا مهندسان باشد و در عین حال نمی‌توان آن را فقط با مقررات حقوقی کنترل کرد.

وی اظهار کرد: «ما به‌نوعی حاکمیت هوشمند و چندذی‌نفعی نیاز داریم»؛ ساختاری که در آن متخصصان فناوری در کنار حقوق‌دانان، اقتصاددانان، متخصصان ارتباطات، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و نمایندگان جامعه مدنی در تدوین قواعد این حوزه مشارکت داشته باشند.

این پژوهشگر رسانه خاطرنشان کرد: هدف از سیاست‌گذاری نباید متوقف کردن فناوری یا رها کردن آن به منطق بازار باشد، بلکه باید قواعدی پویا برای ایجاد تعادل میان نوآوری، حقوق شهروندان، مسئولیت‌پذیری و عدالت طراحی شود؛ چراکه تعیین مرز میان آنچه از نظر فنی امکان‌پذیر است و آنچه باید انجام شود، همچنان یک مسئولیت انسانی است.

انتهای پیام