صنعت مالی و بانکی ایران در سالهای اخیر موفق شده تصویری مدرن از خود ارائه دهد. توسعه پرداختهای الکترونیک، ظهور فینتکها و رشد بانکداری غیرحضوری باعث شده میلیونها ایرانی بدون مراجعه به شعب، امور مالی خود را انجام دهند. اما این موفقیت ظاهری، لایههای عمیقتری را پنهان کرده است. اگر از سطح خدمات عبور کنیم، با چالشی جدیتر مواجه میشویم: حران بهرهوری
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، حمید کردبچه، صاحبنظر در حوزه اقتصاد دیجیتال، این وضعیت را به دقت توصیف میکند: در سالهایی که بسیاری از بخشهای اقتصاد ایران با رکود، فرسودگی یا کاهش سرمایهگذاری مواجه بودند، صنعت مالی و بانکی کشور توانست تا حدی متفاوت ظاهر شود… امروز میلیونها ایرانی بدون مراجعه حضوری، انتقال وجه انجام میدهند، قبوض پرداخت میکنند، سرمایهگذاری میکنند و حتی بخشی از فرایندهای اعتباری را از طریق اپلیکیشنها انجام میدهند.
اما کردبچه هشدار میدهد که این تحول، لزوماً به معنای مدرنسازی واقعی نیست. او معتقد است فناوریها اغلب روی ساختارهای قدیمی سوار شدهاند: مساله این است که این فناوری عمدتا روی ساختارهای قدیمی سوار شده و کمتر به بازطراحی واقعی فرایندها، معماری سازمانی و مدل اقتصادی منجر شده است. در بسیاری از موارد، فقط ظاهر خدمات تغییر کرده اما منطق پشت صحنه همان منطق سنتی باقی مانده است.
این پدیده که در ادبیات تحول دیجیتال به«دیجیتالسازی بدون تحول» معروف است، باعث شده هزینههای عملیاتی بانکها کاهش نیابد. فرمهای کاغذی به آنلاین تبدیل شدهاند، اما ساختارهای پرهزینه و جزیرهای همچنان فعالاند. کردبچه این وضعیت را اینگونه تشریح میکند: بانکداری ایران اکنون دقیقا در همین نقطه قرار گرفته است؛ یعنی مرحلهای که توسعه بیشتر بدون بازطراحی ساختار، نهتنها بهرهوری ایجاد نمیکند، بلکه خود به منبع جدیدی از هزینه تبدیل میشود.
علاوه بر مشکلات زیرساختی، بحران سرمایه انسانی و وابستگی هزینهها به نرخ ارز، صنعت مالی را وارد مرحلهای از «بقا» کرده است. در چنین شرایطی، مفهوم حکمرانی هوشمند به عنوان راهکاری برای عبور از این بنبست مطرح میشود. تجربه جهانی نشان میدهد که کشورهایی که موفق بودهاند، از ارائه صرف خدمات دیجیتال فراتر رفتهاند.
سنگاپور: این کشور حکمرانی هوشمند را به محور اصلاحات تبدیل کرد. هدف، طراحی یک معماری دادهمحور برای کل دولت و نظام مالی بود تا بانکها و دولت بر بستر دادههای مشترک فعالیت کنند.
استونی: دولت دیجیتال را نه یک پروژه فناوری، بلکه بازطراحی ساختار حکمرانی تعریف کرد. در اینجا خدمات بانکی و اداری از طریق هویت دیجیتال و تبادل یکپارچه داده انجام میشود.
هند: با تمرکز بر «زیرساخت عمومی دیجیتال» (مانند Aadhaar و UPI)، بستری مشترک ایجاد کرد که اجازه داد شرکتهای خصوصی خدمات جدید بسازند و هزینه ارائه خدمات ملی کاهش یابد.
چین: تحول مالی چین نتیجه تحلیل داده، اعتبارسنجی الگوریتمی و هوش مصنوعی بود، نه صرفاً رشد اپلیکیشنها.
در مقابل، ایران هنوز بر شاخصهای سنتی مثل تعداد شعب و کارکنان تمرکز دارد. کردبچه در جمعبندی خود تأکید میکند که ارزش واقعی در اقتصاد دیجیتال، در کیفیت داده و توان تحلیل آن نهفته است. او آینده را اینگونه ترسیم میکند: بانک موفق در نهایت صرفا یک اپلیکیشن بانکی نیست؛ بلکه یک پلتفرم داده و زیرساخت مالی است. پرسش اصلی آینده نیز این نخواهد بود که کدام بانک اپلیکیشن بهتری دارد، بلکه این خواهد بود که کدام بازیگر میتواند هزینه تصمیمگیری، هزینه ارائه خدمات و هزینه حکمرانی مالی را کاهش دهد.
اگر این گذار به سمت سازمانهای چابک و دادهمحور رخ ندهد، بانکها حذف نمیشوند، اما به زیرساختهای پرهزینه و کماثر تبدیل خواهند شد. اما با اصلاح معماری حکمرانی هوشمند، صنعت مالی ایران میتواند پیشران اصلی اقتصاد دیجیتال کشور باقی بماند.
انتهای پیام
