رئیس فدراسیون گردشگری مالزی با تأکید بر اینکه توسعه یک مقصد گردشگری هوشمند صرفاً با افزودن اپلیکیشن‌ها و فناوری‌های جدید محقق نمی‌شود، گفت: حکمرانی هوشمند باید پیش از فناوری‌های هوشمند شکل بگیرد.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، به نقل از Daily Express Malaysia، دکتر «سری گانش میشل»، رئیس فدراسیون گردشگری مالزی، در دهمین مجمع اقتصاد دیجیتال مالزی ۲۰۲۶ اعلام کرد که ایالت صباح برای تبدیل‌شدن به یک مقصد واقعی گردشگری هوشمند، بیش از آنکه به اپلیکیشن‌های جدید نیاز داشته باشد، به هماهنگی مؤثر میان نهادهای مختلف نیازمند است.

این مقام گردشگری با اشاره به مفهوم Smart Governance گفت فناوری صرفاً یک ابزار است و به‌خودی‌خود راه‌حل مشکلات نیست؛ بلکه این کیفیت حکمرانی است که تعیین می‌کند ابزارهای فناورانه تا چه اندازه می‌توانند به نتایج واقعی منجر شوند.

به گفته گانش، صباح به جای توسعه مجموعه‌ای از سامانه‌ها و اپلیکیشن‌های جدا از یکدیگر، به هماهنگی بیشتر میان دولت فدرال، دولت ایالتی، مقام‌های محلی، سازمان‌های گردشگری، انجمن‌های صنفی و فعالان بخش خصوصی نیاز دارد.

او تأکید کرد که یک مقصد هوشمند زمانی شکل می‌گیرد که میان سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری و فعالیت اقتصادی هماهنگی وجود داشته باشد. به اعتقاد وی، نمی‌توان از یک سو از کسب‌وکارهای قانونی خواست هزینه‌های مقررات و الزامات قانونی را پرداخت کنند و از سوی دیگر، اجازه داد فعالان غیرقانونی بدون تحمل همان مسئولیت‌ها با آنها رقابت کنند.

یکی دیگر از محورهای مطرح‌شده در این نشست، اشتراک‌گذاری داده میان دولت و کسب‌وکارها بود.

رئیس فدراسیون گردشگری مالزی معتقد است کسب‌وکارها زمانی تمایل بیشتری به اشتراک‌گذاری داده خواهند داشت که سه شرط اساسی وجود داشته باشد: اعتماد، حفاظت و ارزش داده‌ها.

او همچنین با اشاره به قوانین حفاظت از داده در مالزی گفت رعایت الزامات مربوط به حفاظت از اطلاعات برای کسب‌وکارها هزینه‌بر است و بنابراین، سازوکارهای اشتراک داده باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که منافع متقابل دولت و بخش خصوصی را تأمین کنند.

گانش همچنین بر ضرورت فراگیر بودن فناوری‌های جدید، به‌ویژه هوش مصنوعی، تأکید کرد. به گفته او، ابزارهای هوش مصنوعی که برای صنعت گردشگری طراحی می‌شوند نباید فقط برای نسل جوان قابل استفاده باشند، بلکه باید نیازهای گروه‌های مختلف جامعه، از جمله سالمندان، را نیز در نظر بگیرند.

این رویکرد نشان می‌دهد که از نگاه او، هوشمندسازی صرفاً به معنای دیجیتالی‌کردن خدمات نیست؛ بلکه دسترسی‌پذیری، مشارکت عمومی و استفاده عادلانه از فناوری نیز بخشی از یک نظام حکمرانی هوشمند محسوب می‌شود.

موضوع پایداری نیز در این نشست مورد توجه قرار گرفت. گانش وضعیت کنونی نگرش به پایداری در ساباح را ضعیف ارزیابی کرد، اما در عین حال گفت اقدامات پایدار می‌توانند در بلندمدت به افزایش سودآوری کسب‌وکارها منجر شوند.

او به نمونه‌هایی مانند استفاده از بطری‌های شیشه‌ای قابل استفاده مجدد به جای بطری‌های پلاستیکی یک‌بارمصرف، تجهیزات کم‌مصرف، سامانه‌های صرفه‌جویی در مصرف آب، کاهش تولید پسماند و دیجیتالی‌کردن فرایندهای عملیاتی اشاره کرد؛ اقداماتی که می‌توانند علاوه بر کاهش آثار زیست‌محیطی، هزینه‌های عملیاتی کسب‌وکارها را نیز کاهش دهند.

وی همچنین بر اهمیت گردشگری جامعه‌محور تأکید کرد و خواستار آن شد که فعالان صنعت گردشگری، پایداری را به موضوعاتی فراتر از صرفه‌جویی در آب و انرژی گسترش دهند.

سخنان مطرح‌شده در این نشست بر یک نکته کلیدی تأکید دارد: هوشمندسازی یک مقصد صرفاً پروژه‌ای فناورانه نیست.

ایجاد سامانه‌های دیجیتال، اپلیکیشن‌های گردشگری، ابزارهای هوش مصنوعی و زیرساخت‌های داده‌محور زمانی می‌تواند به بهبود خدمات و توسعه اقتصادی منجر شود که در کنار آنها، ساختارهای مناسب حکمرانی، همکاری میان دستگاه‌ها، اعتماد در تبادل داده، مقررات منصف انه و توجه به پایداری نیز وجود داشته باشد.

از این منظر، تجربه صباح بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که آیا برای ساختن یک «مقصد هوشمند» باید ابتدا فناوری را توسعه داد یا حکمرانی لازم برای استفاده مؤثر از فناوری را ایجاد کرد؛ پرسشی که در بسیاری از پروژه‌های شهر هوشمند و دولت دیجیتال نیز اهمیت روزافزونی پیدا کرده است.

انتهای پیام