یک کارشناس ارشد اقتصاد بیمه، چهار چالش اساسی در مسیر توسعه بیمه‌های مسئولیت در ایران را شناسایی کرده و راهکارهای عملی برای برون‌رفت از وضعیت موجود ارائه می‌دهد.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، پدرام موسوی، کارشناس اقتصاد بیمه و مدیریت ریسک، معتقد است که ضریب نفوذ بیمه در هر اقتصاد، سنجه‌ای مستقیم از میزان توسعه‌یافتگی ساختارهای مدیریت ریسک و بلوغ حقوقی آن جامعه محسوب می‌شود.

به گفته موسوی، در میان رشته‌های گوناگون بیمه، بیمه‌های مسئولیت به دلیل ارتباط مستقیم با چرخه تولید، خدمات و روابط حقوقی آحاد جامعه، باید نقش پیشران را در ارتقای این شاخص ایفاء کنند. وی تأکید می‌کند که شواهد آماری و تحلیل‌های میدانی نشان می‌دهد ضریب نفوذ این رشته در کشور، متناسب با ظرفیت‌های اقتصادی و حجم ریسک‌های موجود رشد نکرده است.

این کارشناس اقتصادی، ارزیابی آسیب‌شناسانه این چالش را در چهار محور اصلی تبیین کرده است:

۱. شکاف میان «اقتصاد جبران سنتی» و «مکتب نوین اقتصاد جبران»

موسوی می‌گوید نگاه حاکم بر بازار بیمه کشور همچنان مبتنی بر مدل‌های انفعالی و تعویض نقدی خسارت پس از وقوع حادثه است، در حالی که در دکترین اقتصاد جبران، جبران خسارت صرفاً یک تراکنش مالی پس از بحران نیست؛ بلکه چرخه‌ای پویا از پیشگیری، بازطراحی ریسک و ترمیم کیفی زیرساخت‌هاست.

وی تأکید می‌کند که عدم درک این پارادایم باعث شده بیمه‌گذاران، بیمه‌نامه مسئولیت را نه یک سرمایه‌گذاری راهبردی برای پایداری کسب‌وکار، بلکه یک هزینه اجباری و تحمیلی تلقی کنند.

۲. ناتوانی در تجاری‌سازی کلاوزهای تخصصی و پیچیدگی‌های حقوقی

موسوی تصریح می‌کند که بیمه‌نامه پایه مسئولیت به تنهایی فاقد کارایی لازم برای پوشش ریسک‌های پیچیده صنعتی و خدماتی است. به گفته وی، اگرچه کلاوزهای تکمیلی مانند نوسان دیه، تبصره ۱ ماده ۶۶ تأمین اجتماعی و مسئولیت سرپرستان برای پوشش این خلأها طراحی شده‌اند، اما دو مشکل عمده وجود دارد:

نخست، ناآگاهی بیمه‌گذاران به دلیل عدم تبیین درست کاربرد کلاوزها توسط شبکه فروش، و دوم، پیچیدگی در زمان خسارت که ناشی از ابهامات حقوقی و فرآیندهای سنتی ارزیابی خسارت است و باعث نارضایتی بیمه‌گذاران و سلب اعتماد عمومی می‌شود.

۳. عدم بهره‌گیری از هوش مصنوعی و داده‌های رفتاری

موسوی معتقد است صنعت بیمه کشور در حوزه بیمه‌های مسئولیت هنوز از توانمندی‌های اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی و مدل‌سازی پیش‌بینی‌کننده استفاده نکرده است.

وی می‌افزاید که نرخ‌گذاری‌ها در اکثر صندوق‌ها و شرکت‌های بیمه همچنان بر اساس تعرفه‌های سنتی و تک‌بعدی انجام می‌شود، در حالی که الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند با تحلیل داده‌های اینترنت اشیاء، سوابق ایمنی کارگاه‌ها و تحلیل رفتاری مجریان، نرخ‌گذاری پویا و عادلانه ارائه دهند. به عقیده این کارشناس، این ناتوانی در نرخ‌گذاری ترجیحی، انگیزه ارتقای سطح ایمنی را از بنگاه‌های اقتصادی سلب می‌کند.

موسوی در اینجا بر نقش کلیدی حکمرانی هوشمند تأکید می‌کند و می‌گوید که رویکرد داده‌محور و بهره‌گیری از هوش مصنوعی در نرخ‌گذاری و ارزیابی ریسک، می‌تواند تحولی اساسی در این صنعت ایجاد کند.

۴. ضعف الگوی حکمرانی و تعاملات فرابخشی

به باور موسوی، افزایش ضریب نفوذ بیمه‌های مسئولیت تنها وظیفه صنعت بیمه نیست، بلکه نیازمند یک اکوسیستم حقوقی-اجرایی یکپارچه است.

وی خاطرنشان می‌کند که عدم الزامات قانونی محکم در برخی بخش‌های خدماتی و صنعتی، ضعف در اجرای استانداردهای حفاظت فنی توسط دستگاه‌های ناظر، و عدم پیوند ارگانیک میان نهادهای قضایی، سازمان تأمین اجتماعی و بیمه مرکزی، زنجیره ارزش مدیریت مسئولیت را دچار گسست کرده است.

موسوی معتقد است که آنچه در این میان غایب است، رویکرد حکمرانی هوشمند است که می‌تواند با ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف، شفافیت و کارایی را به این اکوسیستم بازگرداند.

راهکارهای راهبردی موسوی برای برون‌رفت از چالش‌ها

این کارشناس اقتصاد بیمه، چهار راهکار عملی برای خروج از وضعیت موجود ارائه می‌دهد:

اول، تغییر پارادایم شبکه فروش: موسوی می‌گوید که باید شبکه فروش را از «فروشندگان ساده بیمه‌نامه» به «مشاوران ارشد مدیریت ریسک» با تسلط بر کلاوزهای حقوقی و حقوق کار ارتقا داد.

دوم، استقرار سیستم‌های نرخ‌گذاری مبتنی بر هوش مصنوعی: به گفته وی، باید مدل‌های هوشمند ارزیابی ریسک را پیاده‌سازی کرد تا تخفیفات واقعی به واحدهای کم‌ریسک و ایمن ارائه شود. وی تأکید می‌کند که اینجا دقیقاً نقطه‌ای است که حکمرانی هوشمند با استفاده از داده‌های کلان و الگوریتم‌های پیش‌بینی‌کننده، می‌تواند تحولی اساسی ایجاد کند.

سوم، ساده‌سازی و شفاف‌سازی فرایند پرداخت خسارت: موسوی معتقد است که با بهره‌گیری از عقود پارامتریک و هوشمندسازی ارزیابی خسارت، می‌توان اعتماد را به بازار بازگرداند.

چهارم، توسعه ادبیات حقوقی-بیمه‌ای در سطح ملی: وی پیشنهاد می‌کند که برگزاری رویدادها و دوره‌های تخصصی مشترک میان صنعت بیمه، اتاق‌های بازرگانی و مراکز آکادمیک برای تبیین مسئولیت‌های مدنی ضروری است.

موسوی در پایان اعلام می‌کند که حرکت از الگوی سنتی بیمه‌گری به سمت حکمرانی هوشمند ریسک و بکارگیری مفاهیم دکترین اقتصاد جبران، کلید اصلی جهش ضریب نفوذ بیمه‌های مسئولیت و تضمین پایداری اقتصادی کشور خواهد بود.

به گفته وی، حکمرانی هوشمند در این حوزه یعنی به‌کارگیری هم‌زمان فناوری‌های نوین، داده‌کاوی، هماهنگی نهادی و نگاه پیشگیرانه به جای رویکرد انفعالی؛ رویکردی که می‌تواند هم رضایت بیمه‌گذاران را افزایش دهد و هم پایداری صنعت بیمه را تضمین کند.

وی تأکید می‌کند که بدون تحول اساسی در نگرش به بیمه‌های مسئولیت و گذار از نگاه سنتی به رویکردهای هوشمندانه، نه تنها ضریب نفوذ این رشته افزایش نخواهد یافت، بلکه اقتصاد کشور در مواجهه با ریسک‌های فزاینده، آسیب‌پذیرتر از قبل خواهد شد.

انتهای پیام