اندیشکده رسانه و جامعه در یک گزارش تحلیلی، تحولات برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ را بررسی کرده و معتقد است نگاه اندیشکده‌ها و رسانه‌های بین‌المللی به توان موشکی ایران طی این دوره دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، این اندیشکده استدلال می‌کند که موضوع موشکی ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب توان نظامی بررسی کرد، بلکه این موضوع با مجموعه‌ای از مسائل شامل مذاکرات هسته‌ای، تحریم‌های بین‌المللی، بازدارندگی، امنیت دریانوردی، معادلات انرژی و تحولات مرتبط با تنگه هرمز ارتباط دارد.

بر اساس این تحلیل، پیش از جنگ خرداد ۱۴۰۴، بسیاری از ارزیابی‌های بین‌المللی، توان موشکی ایران را بخشی از راهبرد جبران ضعف نیروی هوایی متعارف و ایجاد بازدارندگی در برابر برتری نظامی آمریکا و اسرائیل می‌دانستند. اندیشکده رسانه و جامعه می‌گوید در این دوره، برخی مراکز مطالعاتی غربی بر توسعه کمی و کیفی موشک‌های بالستیک و کروز ایران تمرکز داشتند و آن را یکی از ارکان اصلی راهبرد دفاعی و منطقه‌ای تهران ارزیابی می‌کردند.

این اندیشکده با اشاره به اختلاف دیدگاه میان مراکز مطالعاتی مختلف، توضیح می‌دهد که برخی مؤسسات مانند بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، برنامه موشکی ایران را تهدیدی رو به رشد تلقی کرده و بر ضرورت قرار گرفتن محدودیت‌های موشکی در مذاکرات تأکید داشتند. در مقابل، مراکزی با رویکرد واقع‌گرایانه‌تر استدلال می‌کردند که تلاش برای محدود کردن توان موشکی ایران می‌تواند دستیابی به توافق هسته‌ای را دشوارتر کند.

از نگاه اندیشکده رسانه و جامعه، همین اختلاف دیدگاه نشان می‌دهد که برنامه موشکی ایران در محافل تحلیلی غربی، صرفاً یک پرونده نظامی نیست؛ بلکه بخشی از معادله بزرگ‌تر امنیت منطقه و دیپلماسی میان ایران و غرب محسوب می‌شود.

این اندیشکده در ادامه به نقش رسانه‌های بین‌المللی اشاره کرده و می‌گوید پیش از جنگ خرداد ۱۴۰۴، رسانه‌هایی مانند نیویورک‌تایمز و وال‌استریت‌ژورنال بیشتر بر ارتباط میان مذاکرات هسته‌ای، غنی‌سازی اورانیوم و توان موشکی ایران تمرکز داشتند. در همین حال، رویترز و اکونومیست نیز زنجیره تأمین و ظرفیت صنعتی مرتبط با برنامه موشکی ایران را مورد توجه قرار می‌دادند.

جنگ خرداد ۱۴۰۴؛ نقطه عطف در ارزیابی توان موشکی ایران

اندیشکده رسانه و جامعه، جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ را نقطه عطفی در ارزیابی بین‌المللی از توان موشکی ایران می‌داند. به اعتقاد این اندیشکده، پس از این جنگ، توجه تحلیلگران از صرفاً بررسی تعداد و برد موشک‌ها به موضوعاتی مانند ظرفیت بازسازی، توان عبور از سامانه‌های دفاعی و پایداری ساختار نظامی ایران معطوف شد.

این اندیشکده معتقد است یکی از مهم‌ترین محورهای تحلیل‌های پس از جنگ، سرعت بازسازی توان موشکی ایران بوده است. در این چارچوب، برخی مراکز مطالعاتی بر آسیب‌دیدن بخشی از زیرساخت‌های نظامی ایران تأکید کرده‌اند، اما همزمان نتیجه گرفته‌اند که این آسیب‌ها به فروپاشی ساختار دفاعی و نظامی ایران منجر نشده است.

اندیشکده رسانه و جامعه همچنین به تحلیل‌هایی اشاره می‌کند که معتقدند جنگ خرداد ۱۴۰۴ در محاسبات راهبردی ایران نیز اثر گذاشته و بحث درباره آینده بازدارندگی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. به گفته این اندیشکده، برخی مطالعات حتی احتمال تغییر در نگاه راهبردی تهران نسبت به رابطه میان توان موشکی و برنامه هسته‌ای را مطرح کرده‌اند.

از سوی دیگر، این اندیشکده می‌گوید رسانه‌های بین‌المللی پس از جنگ، موضوع تحریم‌ها و اثربخشی آنها را بیش از گذشته در ارتباط با توان بازسازی نظامی ایران مورد بررسی قرار دادند. در این روایت، توان ایران برای حفظ و بازسازی ظرفیت‌های دفاعی، به یکی از موضوعات مهم ارزیابی سیاست فشار اقتصادی و تحریمی تبدیل شد.

ورود مسئله موشکی به معادلات دریایی و تنگه هرمز

اندیشکده رسانه و جامعه در بخش دیگری از گزارش خود، مرحله پس از جنگ اسفند ۱۴۰۴ را دارای ویژگی متفاوتی می‌داند. بر اساس این تحلیل، در این مرحله، موضوع موشکی ایران بیش از گذشته با امنیت دریانوردی، تنگه هرمز و بازار جهانی انرژی پیوند خورده است.

این اندیشکده معتقد است در این دوره، تحلیل‌های مراکز مطالعاتی بین‌المللی بر نقش توانمندی‌های نامتقارن دریایی ایران و تأثیر آن بر محاسبات امنیتی منطقه متمرکز شده است. از این منظر، توان موشکی و پهپادی دیگر صرفاً ابزاری برای هدف قرار دادن اهداف زمینی تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از یک معادله گسترده‌تر در حوزه امنیت دریایی و انرژی جهانی است.

اندیشکده رسانه و جامعه با اشاره به تحلیل‌های مؤسسه مطالعات جنگ، استدلال می‌کند که یکی از تغییرات مهم در روایت‌های بین‌المللی، ارتباط دادن توان موشکی ایران با تنگه هرمز و تجارت جهانی بوده است. بر اساس این نگاه، تحولات امنیتی در این آبراه می‌تواند آثار مستقیمی بر حمل‌ونقل دریایی، بازار انرژی و هزینه‌های اقتصادی تجارت بین‌المللی داشته باشد.

این اندیشکده همچنین به تحلیل شورای آتلانتیک اشاره می‌کند که در آن، تحولات نظامی منطقه با بازار جهانی انرژی و قیمت نفت مرتبط شده است. به اعتقاد اندیشکده رسانه و جامعه، این موضوع نشان می‌دهد که پیامدهای برنامه موشکی ایران در تحلیل‌های جدید، از سطح نظامی فراتر رفته و به حوزه اقتصاد جهانی نیز وارد شده است.

رسانه‌های جهانی؛ از پرونده موشکی تا اقتصاد انرژی

اندیشکده رسانه و جامعه در بررسی رسانه‌های بین‌المللی معتقد است فایننشال‌تایمز بیش از سایر رسانه‌ها بر پیوند میان توان موشکی، امنیت دریایی، هزینه حمل‌ونقل و بیمه جنگی تمرکز کرده است. از نگاه این رسانه، ناامنی در مسیرهای اصلی انرژی می‌تواند هزینه‌های تجارت و انتقال نفت را افزایش دهد.

این اندیشکده درباره رویکرد رویترز نیز استدلال می‌کند که این خبرگزاری بیشتر بر ارتباط میان توان نظامی ایران، روابط خارجی و مناسبات تهران با چین تمرکز داشته است. در این چارچوب، موضوع خریدهای تسلیحاتی و همکاری‌های دفاعی به عنوان بخشی از معادله تغییر توازن قوا در منطقه بررسی شده است.

اندیشکده رسانه و جامعه همچنین می‌گوید نیویورک‌تایمز و وال‌استریت‌ژورنال تلاش کرده‌اند میزان اثربخشی حملات نظامی و تحریم‌ها بر توان موشکی ایران را بررسی کنند. از منظر این اندیشکده، انتشار ارزیابی‌های اطلاعاتی و گزارش‌های مربوط به میزان آسیب‌دیدن زیرساخت‌های موشکی، نشان‌دهنده اهمیت مسئله «پایداری توان بازدارندگی» در محاسبات غرب است.

برنامه موشکی ایران؛ یک پرونده چندلایه

اندیشکده رسانه و جامعه در جمع‌بندی گزارش خود تأکید می‌کند که برنامه موشکی ایران در تحلیل‌های بین‌المللی هیچ‌گاه یک موضوع منفرد و صرفاً فنی نبوده است. این اندیشکده استدلال می‌کند که برای فهم جایگاه برنامه موشکی ایران، باید مجموعه‌ای از متغیرهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی را همزمان در نظر گرفت.

بر اساس این تحلیل، اندیشکده‌های مختلف هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به این پرونده نگاه کرده‌اند. برخی بر فرسایش ذخایر دفاعی و هزینه‌های اقتصادی مقابله با حملات تمرکز داشته‌اند، برخی مسئله بازسازی نظامی و زنجیره تأمین را برجسته کرده‌اند و گروهی نیز ارتباط میان برنامه موشکی، پرونده هسته‌ای و آینده بازدارندگی ایران را محور تحلیل قرار داده‌اند.

این اندیشکده در نهایت معتقد است رسانه‌های بین‌المللی نیز بیشتر از زاویه پیامدهای اقتصادی، بازار انرژی، تحریم‌ها، امنیت دریایی و مناسبات دیپلماتیک به برنامه موشکی ایران پرداخته‌اند. به همین دلیل، از دیدگاه اندیشکده رسانه و جامعه، تحلیل برنامه موشکی ایران بدون بررسی همزمان پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، امنیت دریانوردی، روابط خارجی و بازار انرژی، تصویری ناقص از تحولات راهبردی منطقه ارائه خواهد کرد.

انتهای پیام