مصرف بنزین در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های مهم حوزه انرژی و حمل‌ونقل شهری تبدیل شده است؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در شیوه تخصیص یارانه سوخت به ناوگان حمل‌ونقل عمومی را بیش از گذشته آشکار کرده است. کارشناسان معتقدند الگوی سنتی تخصیص سهمیه ثابت به تاکسی‌ها، به دلیل بی‌توجهی به میزان فعالیت واقعی خودروها، نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای امروز باشد و همین مسئله زمینه حرکت به سمت مدل‌های دقیق‌تر و مبتنی بر داده را فراهم کرده است.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، بر اساس این دیدگاه، تخصیص سوخت بر پایه پیمایش می‌تواند منابع یارانه‌ای را به سمت رانندگانی هدایت کند که به‌صورت واقعی در چرخه حمل‌ونقل عمومی فعالیت دارند. در این الگو، میزان حمایت سوختی نه بر اساس مالکیت خودرو، بلکه بر مبنای مسافت طی‌شده و میزان خدمت‌رسانی هر تاکسی تعیین می‌شود.

کارشناسان تأکید دارند یکی از مهم‌ترین ضعف‌های مدل فعلی آن است که خودروهای فعال و کم‌کار در بسیاری از موارد از سهمیه‌ای مشابه برخوردار می‌شوند؛ موضوعی که هم عدالت میان رانندگان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هم موجب مصرف غیرهدفمند منابع یارانه‌ای می‌شود. به اعتقاد آنان، «سهمیه سوخت نه بر اساس مالکیت خودرو بلکه بر اساس کارکرد واقعی ناوگان تخصیص پیدا می‌کند» و همین مسئله می‌تواند توزیع منابع را عادلانه‌تر کند.

در این میان، افزایش تعداد خودروها، رشد ترافیک شهری، فرسودگی بخشی از ناوگان و فشار روزافزون بر شبکه تأمین بنزین، اهمیت اصلاح سازوکارهای موجود را دوچندان کرده است. از این منظر، مدل پیمایش‌محور راهکاری است که ضمن حفظ حمایت از رانندگان، امکان مدیریت بهتر مصرف سوخت را نیز فراهم می‌کند.

کارشناسان همچنین معتقدند اجرای چنین طرحی بدون بهره‌گیری از فناوری و زیرساخت‌های داده‌ای امکان‌پذیر نیست. استفاده از سامانه‌های موقعیت‌یاب، اطلاعات کارت سوخت، داده‌های سامانه‌های تاکسیرانی، کیلومترشمار خودروها و اطلاعات سفرهای ثبت‌شده می‌تواند تصویری دقیق‌تر از فعالیت واقعی تاکسی‌ها ارائه دهد. در این چارچوب، تکیه بر یک منبع داده کافی نیست و لازم است داده‌های مختلف با یکدیگر تطبیق و اعتبارسنجی شوند.

به باور تحلیلگران، یکپارچه‌سازی سامانه‌های مرتبط میان نهادهایی مانند شهرداری‌ها، سازمان‌های تاکسیرانی، وزارت نفت، پلیس راهور و وزارت کشور از مهم‌ترین پیش‌نیازهای موفقیت این طرح است. در غیر این صورت، احتمال بروز خطا، کندی در اجرا و کاهش اعتماد ذی‌نفعان افزایش خواهد یافت.

از منظر اقتصادی، تخصیص سوخت بر اساس پیمایش می‌تواند به هدفمند شدن یارانه انرژی کمک کند. در این مدل، رانندگانی که سهم بیشتری در جابه‌جایی شهروندان دارند، حمایت بیشتری دریافت خواهند کرد و در مقابل، امکان بهره‌مندی خودروهای غیرفعال یا کم‌کار از یارانه‌های سوختی کاهش می‌یابد. این رویکرد همچنین می‌تواند انگیزه فروش سهمیه یا استفاده غیرمرتبط از سوخت یارانه‌ای را محدود کند.

کارشناسان بر این باورند که اجرای صحیح این سیاست می‌تواند آثار مثبتی برای شهروندان نیز به همراه داشته باشد. حمایت مؤثرتر از رانندگان فعال، کاهش فشار هزینه‌ای بر ناوگان و پایداری بیشتر خدمات حمل‌ونقل عمومی از جمله پیامدهایی است که می‌تواند به کنترل هزینه‌های جابه‌جایی و حفظ سطح خدمات شهری کمک کند.

با این حال، صاحب‌نظران تأکید دارند که موفقیت طرح به رفع چالش‌های اجرایی وابسته است. دقت در اندازه‌گیری پیمایش، توجه به تفاوت شرایط شهرها، جلب اعتماد رانندگان، رعایت حریم خصوصی داده‌ها و پیش‌بینی سازوکارهای اعتراض و اصلاح اطلاعات از جمله موضوعاتی است که باید در طراحی نهایی مورد توجه قرار گیرد.

کارشناسان همچنین پیشنهاد می‌کنند اجرای این طرح در قالب دوره‌های آزمایشی و در شهرهایی با شرایط متفاوت آغاز شود تا نقاط قوت و ضعف آن پیش از اجرای سراسری شناسایی شود. به اعتقاد آنان، تخصیص سوخت مبتنی بر پیمایش زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که در کنار نوسازی ناوگان، توسعه حمل‌ونقل عمومی، بهبود مدیریت ترافیک و سیاست‌های کاهش مصرف انرژی اجرا شود.

در نهایت، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر الزامات فنی، حقوقی و اجرایی این طرح به‌درستی فراهم شود، تخصیص سوخت بر اساس پیمایش می‌تواند به یکی از ابزارهای مؤثر حکمرانی هوشمند در حوزه انرژی و حمل‌ونقل شهری تبدیل شود؛ ابزاری که ضمن حمایت از رانندگان فعال، به مدیریت مصرف بنزین، افزایش شفافیت و ارتقای بهره‌وری منابع عمومی کمک خواهد کرد.

انتهای پیام