یک پژوهش بین‌المللی جدید نشان می‌دهد که حکمرانی هوشمند می‌تواند به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی تحقق توسعه پایدار عمل کند؛ با این حال، میزان اثرگذاری آن به مرحله توسعه کشورها، شرایط منطقه‌ای و کیفیت نهادهای حکمرانی وابسته است. این مطالعه با بررسی داده‌های ۱۵۹ کشور در بازه زمانی ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰، تأثیر مدل‌های مختلف حکمرانی هوشمند بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی توسعه پایدار را تحلیل کرده است.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، این پژوهش با عنوان «حکمرانی هوشمند برای توسعه پایدار: اثرات مرحله‌ای و ناهمگونی منطقه‌ای در یک چارچوب تجربی جهانی» تلاش کرده است شکاف‌های موجود در مطالعات پیشین، از جمله پراکندگی نظری، کمبود تحلیل‌های زمینه‌محور و محدودیت مقایسه‌های بین‌کشوری را بررسی کند.

یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که نقش مثبت حکمرانی هوشمند با افزایش بلوغ ساختارهای حکمرانی بیشتر می‌شود. به بیان دیگر، کشورهایی که از زیرساخت‌های نهادی، فناوری و مدیریتی مناسب‌تری برخوردارند، توان بیشتری برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های حکمرانی داده‌محور و دیجیتال در مسیر توسعه پایدار دارند.

پژوهشگران تأکید کرده‌اند که اثرات حکمرانی هوشمند در مراحل مختلف توسعه یکسان نیست. در مراحل ابتدایی، مدل‌های ترکیبی حکمرانی می‌توانند به رشد اقتصادی کمک کنند؛ در مراحل میانی، همکاری میان نهادها موجب افزایش کارآمدی سازمانی می‌شود و در بلندمدت، شبکه‌های حکمرانی می‌توانند نقش مؤثرتری در اقدامات زیست‌محیطی و مقابله با تغییرات اقلیمی ایفا کنند.

بر اساس این مطالعه، حکمرانی هوشمند یک مدل ثابت و ایستا نیست، بلکه یک نظام پویاست که در طول زمان تکامل پیدا می‌کند. این تحول را می‌توان در سه مرحله اصلی مشاهده کرد:

۱. حکمرانی ترکیبی:

در این مرحله، ترکیبی از ابزارهای فناورانه و سازوکارهای سنتی مدیریتی برای افزایش بهره‌وری اقتصادی به کار گرفته می‌شود.

۲. حکمرانی مشارکتی:

با توسعه همکاری میان دولت، بخش خصوصی و جامعه، کیفیت تصمیم‌گیری و عملکرد نهادی بهبود پیدا می‌کند.

۳. حکمرانی شبکه‌ای:

در مرحله پیشرفته، شبکه‌ای از بازیگران دولتی، اجتماعی و فناوری شکل می‌گیرد که می‌تواند سیاست‌های پیچیده، به‌ویژه در حوزه محیط زیست و عدالت اجتماعی را مدیریت کند.

این پژوهش همچنین نشان می‌دهد که تأثیر حکمرانی هوشمند در مناطق مختلف جهان یکسان نیست. تفاوت‌های نهادی، اقتصادی و اجتماعی باعث می‌شود کشورها مسیرهای متفاوتی را تجربه کنند.

بر اساس یافته‌های مطالعه، برخی کشورهای آسیایی بیشتر بر رشد اقتصادی و توسعه فناوری تمرکز کرده‌اند، در حالی که کشورهای اروپایی معمولاً تلاش کرده‌اند میان اهداف اقتصادی، زیست‌محیطی و مشارکت شهروندی تعادل ایجاد کنند.

پژوهشگران هشدار داده‌اند که شکاف دیجیتال می‌تواند یکی از موانع اصلی بهره‌برداری برابر از ظرفیت‌های حکمرانی هوشمند باشد؛ زیرا کشورها و جوامعی که دسترسی محدودتری به فناوری، داده و زیرساخت‌های دیجیتال دارند، ممکن است از مزایای این تحول عقب بمانند.

حکمرانی هوشمند چگونه توسعه پایدار را تقویت می‌کند؟

نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که حکمرانی هوشمند از سه مسیر اصلی به توسعه پایدار کمک می‌کند:

  • بهبود محیط کسب‌وکار و افزایش شفافیت اقتصادی؛
  • ارتقای کیفیت نهادهای تصمیم‌گیر؛
  • کاهش آسیب‌پذیری‌های زیست‌محیطی و افزایش توان مدیریت بحران

به اعتقاد نویسندگان، فناوری به‌تنهایی عامل تحول نیست؛ بلکه زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که در کنار اصلاحات نهادی، سیاست‌گذاری مبتنی بر داده و مشارکت واقعی ذی‌نفعان قرار گیرد.

این مطالعه تأکید می‌کند که آینده توسعه پایدار کشورها تنها به میزان سرمایه‌گذاری در فناوری وابسته نیست، بلکه به توانایی آنها در طراحی نظام‌های حکمرانی هوشمند، انعطاف‌پذیر و مبتنی بر همکاری بستگی دارد.

در این نگاه، حکمرانی هوشمند صرفاً استفاده از فناوری‌های دیجیتال در مدیریت کشور نیست؛ بلکه چارچوبی برای تصمیم‌گیری بهتر، استفاده مؤثرتر از داده‌ها، افزایش کیفیت سیاست‌گذاری و ایجاد هماهنگی میان دولت، جامعه و بخش خصوصی است.

انتهای پیام