امیر یوسفی، پژوهشگر اندیشکده سیاست و راهبرد، با بررسی تحولات اخیر و انتصابات جدید در حوزه‌های نظامی و امنیتی، معتقد است این تحولات حامل پیام‌هایی درباره رویکرد ایران در مواجهه با تهدیدهای خارجی است و در مقابل، دشمنان نیز ممکن است در واکنش به افزایش قدرت بازدارندگی ایران، تمرکز بیشتری بر فشارهای اقتصادی و ایجاد التهاب‌های اجتماعی در داخل کشور قرار دهند.

یوسفی استدلال می‌کند که انتصاب چهره‌های نظامی و امنیتی در شرایط فعلی را می‌توان نشانه‌ای از تغییر رویکرد در برابر تهدیدهای خارجی دانست و به اعتقاد او، دشمنان ایران باید این پیام را دریافت کنند که فشار و تهدید لزوماً موجب عقب‌نشینی ایران نخواهد شد.

این پژوهشگر بر این باور است که در چنین شرایطی، نمایش قدرت و توان پاسخگویی می‌تواند محاسبات طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهد. به گفته یوسفی، دشمنان معمولاً میزان اراده و آمادگی طرف مقابل را می‌سنجند و بر اساس سطح پاسخ دریافت‌شده، درباره ادامه یا کاهش فشار تصمیم‌گیری می‌کنند.

وی معتقد است میزان قدرت پاسخگویی ایران، به‌ویژه در حوزه‌هایی که می‌تواند هزینه‌های قابل توجهی برای طرف مقابل ایجاد کند، ممکن است بر محاسبات آنها اثرگذار باشد و در نهایت آنها را به سمت کاهش یا کنترل سطح تنش سوق دهد.

با این حال، یوسفی تأکید می‌کند که در کنار فشارهای مستقیم خارجی، نباید سناریوهای مرتبط با تحولات داخلی را نادیده گرفت. از نگاه او، دشمنان ممکن است در شرایطی که امکان افزایش فشار نظامی با محدودیت مواجه است، به سراغ ابزارهای اقتصادی، رسانه‌ای و اجتماعی بروند.

فشار اقتصادی؛ یکی از مسیرهای اصلی فشار بر جامعه

یوسفی معتقد است یکی از مهمترین مسیرهای فشار می‌تواند ایجاد فشار اقتصادی در داخل کشور باشد؛ فشاری که به گفته او، هم از طریق تشدید تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی و هم از طریق برخی تصمیمات و اقدامات داخلی امکان تشدید دارد.

این پژوهشگر در این زمینه دو مسیر اصلی را مورد توجه قرار می‌دهد؛ نخست، تشدید محاصره و تحریم‌های نفتی و مالی و دوم، افزایش فشار اقتصادی بر مردم از طریق عملکرد نادرست یا ناکارآمدی برخی عوامل داخلی.

به اعتقاد یوسفی، در بخش نخست، ایجاد اختلال در سازوکارهای مالی مورد استفاده برای دور زدن تحریم‌ها می‌تواند فشار ارزی بیشتری بر دولت وارد کند. او بر همین اساس، ایجاد سازوکارهای امن برای تبادلات مالی و تقویت خطوط اعتباری با کشورهایی مانند چین و روسیه را ضروری می‌داند.

وی معتقد است استفاده از ظرفیت این کشورها برای تأمین کالاهای مورد نیاز ایران می‌تواند بخشی از آثار فشارهای خارجی را کاهش دهد. یوسفی در همین زمینه، امکان استفاده از مسیرهای زمینی و ظرفیت دریای خزر را نیز مورد توجه قرار می‌دهد و معتقد است حتی در صورت افزایش هزینه و زمان، می‌توان از این مسیرها برای کاهش آثار محدودیت‌های حمل‌ونقل و تجاری استفاده کرد.

این پژوهشگر همچنین بر ضرورت برخورد با تخلفات مالی و بازگشت منابع ارزی به چرخه رسمی اقتصاد تأکید می‌کند و معتقد است در شرایط فشار اقتصادی، باید از ظرفیت‌های موجود برای تقویت منابع مالی دولت استفاده شود.

ضرورت کاهش فشار اقتصادی بر مردم

یوسفی در بخش دیگری از تحلیل خود، سیاست‌های داخلی را نیز در میزان تاب‌آوری جامعه مؤثر می‌داند. به اعتقاد او، در شرایط دشوار اقتصادی، تصمیماتی که منجر به افزایش فشار بر مردم شوند می‌توانند تبعات اجتماعی و امنیتی به همراه داشته باشند.

وی بر همین اساس پیشنهاد می‌کند دولت برای تقویت توان مالی خود و حمایت بیشتر از خانوارها، از ظرفیت‌هایی مانند منابع غیرمنقول بانک‌ها و همچنین مالیات شرکت‌های بزرگ استفاده کند.

یوسفی معتقد است بخشی از این منابع باید در جهت حمایت از مردم و کاهش فشار اقتصادی اختصاص پیدا کند و حمایت‌های مالی، افزایش حقوق و تقویت سیاست‌های حمایتی می‌تواند به افزایش تاب‌آوری اجتماعی در برابر بحران‌های اقتصادی کمک کند.

این پژوهشگر با اشاره به تداوم فشارهای خارجی، بر ضرورت عبور کشور از شرایط جنگی و اقتصادی موجود تأکید می‌کند و معتقد است حفظ حمایت عمومی از حاکمیت در دوره‌های پرتنش، یکی از عوامل مهم در عبور از بحران‌ها خواهد بود.

جنگ روانی و فشار بر افکار عمومی

یوسفی در ادامه تحلیل خود، جنگ روانی و رسانه‌ای را یکی دیگر از مسیرهای احتمالی فشار بر جامعه می‌داند. به باور او، دشمنان می‌توانند با استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای، تلاش کنند بر افکار عمومی و به‌ویژه روان نسل جوان تأثیر بگذارند.

وی معتقد است در این روش، ترکیبی از اطلاعات درست و نادرست، بزرگنمایی و روایت‌های جهت‌دار می‌تواند برای ایجاد نارضایتی و افزایش بی‌اعتمادی مورد استفاده قرار گیرد.

به استدلال یوسفی، زمانی که فشار رسانه‌ای با یک بحران اجتماعی یا یک تصمیم نادرست داخلی همزمان شود، امکان شکل‌گیری یک چرخه تشدیدکننده وجود خواهد داشت؛ به این معنا که یک اتفاق داخلی می‌تواند به سرعت در فضای رسانه‌ای بازتاب پیدا کند و سپس همان روایت رسانه‌ای به افزایش التهاب اجتماعی کمک کند.

این پژوهشگر در همین زمینه، تقویت رسانه‌های داخلی را ضروری می‌داند و معتقد است رسانه‌های رسمی باید بتوانند با شیوه‌های حرفه‌ای‌تر، مخاطب بیشتری جذب کنند و در فضای رقابتی رسانه‌ای، روایت‌های مؤثر و قابل اعتماد ارائه دهند.

ضرورت مدیریت هوشمند فضای مجازی

یوسفی یکی از چالش‌های مهم پیش رو را مدیریت فضای مجازی عنوان می‌کند و معتقد است نمی‌توان نسبت به تأثیرگذاری این فضا بر افکار عمومی بی‌تفاوت بود.

وی بر این باور است که سیاستگذاری در فضای مجازی باید به گونه‌ای باشد که ضمن توجه به منافع و امنیت ملی، امکان حضور مؤثر رسانه‌های داخلی و افزایش قدرت رقابت آنها برای جذب مخاطب نیز فراهم شود.

به اعتقاد یوسفی، تقویت رسانه‌های داخلی صرفاً با افزایش محدودیت‌ها محقق نمی‌شود و رسانه‌ها باید بتوانند با تولید محتوای جذاب، حرفه‌ای و متناسب با نیاز مخاطب، سهم بیشتری از فضای رسانه‌ای کشور را به دست آورند.

جلوگیری از ایجاد جرقه‌های اجتماعی

این پژوهشگر در بخش دیگری از یادداشت خود، ایجاد التهاب‌های اجتماعی را وابسته به شکل‌گیری جرقه‌هایی در سطح جامعه می‌داند و بر ضرورت آمادگی برای مدیریت سریع چنین حوادثی تأکید می‌کند.

یوسفی معتقد است در صورت وقوع یک حادثه اجتماعی، سرعت واکنش و کیفیت اطلاع‌رسانی می‌تواند نقش مهمی در جلوگیری از شکل‌گیری روایت‌های مخرب داشته باشد. از نگاه او، نبود اطلاع‌رسانی به موقع می‌تواند فرصت بیشتری برای شکل‌گیری روایت‌های مختلف در فضای رسانه‌ای ایجاد کند.

وی در عین حال تأکید می‌کند که پیشگیری از شکل‌گیری چنین موقعیت‌هایی اهمیت بیشتری دارد و دستگاه‌های مسئول باید از اقداماتی که ممکن است به عنوان دخالت یا فشار نامتعارف بر زندگی مردم تلقی شود، پرهیز کنند.

یوسفی بر حفظ نظم و امنیت اجتماعی تأکید دارد، اما معتقد است در کنار آن باید از برخوردهای نامناسب با مردم جلوگیری شود. به باور او، عملکرد نادرست برخی افراد می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک حادثه محدود داشته باشد و زمینه سوءاستفاده رسانه‌ای و اجتماعی را فراهم کند.

ضرورت افزایش تاب‌آوری اجتماعی

یوسفی در جمع‌بندی تحلیل خود معتقد است مقابله با فشارهای خارجی تنها از مسیر اقدامات نظامی یا امنیتی دنبال نمی‌شود و اقتصاد، رسانه، مدیریت اجتماعی و کیفیت تصمیمات داخلی نیز بخشی از معادله امنیت ملی هستند.

از نگاه این پژوهشگر، کاهش فشار اقتصادی بر مردم، تقویت توان مالی دولت، ایجاد مسیرهای مطمئن برای تجارت و تبادلات مالی، افزایش کیفیت اطلاع‌رسانی، تقویت رسانه‌های داخلی و پرهیز از تصمیماتی که می‌تواند موجب افزایش نارضایتی اجتماعی شود، از جمله اقداماتی است که می‌تواند تاب‌آوری کشور را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد.

وی استدلال می‌کند که در شرایط پرتنش، حفظ سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و هر اندازه فاصله میان مردم و نظام تصمیم‌گیری کاهش یابد، امکان عبور از بحران‌های پیچیده نیز افزایش خواهد یافت.

یوسفی در نهایت بر این باور است که مواجهه با تهدیدهای خارجی نیازمند مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی، رسانه‌ای و امنیتی است؛ چراکه در شرایطی که فشار مستقیم خارجی افزایش می‌یابد، کیفیت حکمرانی و توان مدیریت مسائل داخلی می‌تواند به یکی از مهمترین عوامل تعیین‌کننده در میزان تاب‌آوری کشور تبدیل شود.

انتهای پیام