پژوهشگر اندیشکده سرآمد، معتقد است تحولات پرشتاب امنیتی در محیط پیرامونی جمهوری اسلامی ایران، ساختار سنتی بازدارندگی را با دگرگونی‌های بنیادین مواجه کرده و پیش‌بینی کانون‌های تنش را به یکی از اولویت‌های حیاتی دستگاه محاسباتی کشور تبدیل کرده است. از نگاه وی، تدوین چارچوبی متوازن و واقع‌گرایانه برای پیش‌بینی بحران‌های ژئوپلیتیکی ایران در سال ۱۴۰۵ اهمیتی سرنوشت‌ساز دارد؛ زیرا تلاقی تهدیدات خارجی، تغییر در پیوندهای منطقه‌ای و پیامدهای اقتصادی فشارهای فزاینده بین‌المللی، فضای مبهمی را در افق پیش رو ایجاد کرده است.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، امیرحسین عسگری استدلال می‌کند که درک هم‌افزایی این متغیرها و ارزیابی پیامدهای احتمالی هر رخداد، پیش‌شرط اساسی صیانت از امنیت سرزمینی و حفظ منافع حیاتی کشور در سال‌های پیش روست. به اعتقاد وی، بدون شناخت دقیق روابط میان مؤلفه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی، امکان ارزیابی واقع‌بینانه مخاطرات و اتخاذ تصمیم‌های متناسب با شرایط پیش رو کاهش می‌یابد.

ضرورت بازتعریف محیط تهدید و اهداف پژوهش

عسگری با اشاره به تغییرات بنیادین موازنه قدرت منطقه‌ای طی سال‌های اخیر، معتقد است ضرورت بازتعریف و پایش مستمر محیط تهدید بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. وی توضیح می‌دهد که گسترش درگیری‌های نظامی، تشدید تقابل ساختاری با بازیگران متعارض و تغییر در موازنه قوای دولت‌ها در غرب آسیا، ساختار پیشین بازدارندگی را دستخوش تحول کرده‌اند.

به باور این پژوهشگر، پیوند خوردن چالش‌های بین‌المللی با فشارهای اقتصادی، مشکلات تورمی و نوسانات بازار انرژی، ضرورت شناسایی ارتباطات پیچیده میان تهدیدهای داخلی و پیرامونی را دوچندان کرده است. وی هشدار می‌دهد که نبود شناخت مدون از وزن و اهمیت هر یک از این مخاطرات، سیاست‌گذاران را در معرض خطای محاسباتی، پراکندگی منابع دفاعی و دیپلماتیک و غافلگیری راهبردی قرار می‌دهد.

عسگری هدف پژوهش درباره بحران‌های ژئوپلیتیکی ایران در سال ۱۴۰۵ را ترسیم تصویری مبتنی بر واقع‌گرایی سیاسی از معادلات پیش رو می‌داند؛ تصویری که با اتکا به سنجش منظم و روش‌مند دیدگاه‌های صاحب‌نظران و صاحب‌منصبان روابط بین‌الملل و مطالعات ژئوپلیتیک شکل گرفته است.

ماتریس بحران و اولویت‌بندی ریسک‌های ژئوپلیتیکی

عسگری در تشریح روش‌شناسی این مطالعه توضیح می‌دهد که پژوهش با استفاده از متدولوژی آینده‌پژوهی و ماتریس تحلیل ریسک سامان یافته است. به گفته وی، مبنای این چارچوب، نظرسنجی ساخت‌یافته از نخبگان و صاحب‌نظران روابط بین‌الملل، استادان ژئوپلیتیک، حقوق بین‌الملل و مقام‌های حوزه دیپلماسی بوده که دست‌کم ۱۵ سال سابقه فعالیت تخصصی داشته‌اند.

وی می‌افزاید که در این چارچوب، ۲۳ محور ریسک بالقوه در معرض ارزیابی کارشناسان قرار گرفته و هر متغیر بر اساس دو شاخص اصلی، یعنی احتمال وقوع و میزان تأثیرگذاری بر منافع ملی، در سه سطح کم، متوسط و زیاد سنجیده شده است.

عسگری معتقد است ادغام داده‌ها و استخراج میانگین کیفی دیدگاه‌ها، امکان طبقه‌بندی مخاطرات در قالب یک ماتریس سه‌سطحی را فراهم می‌کند. در این تقسیم‌بندی، سطح اولویت نخست به تهدیدهای مستقیم، فوری و حیاتی اختصاص دارد؛ سطح دوم مخاطرات میان‌مدت و غیرمستقیم با اثرگذاری متوسط تا بالا را در بر می‌گیرد و سطح سوم شامل چالش‌هایی است که اثرگذاری کمتری دارند یا در افق زمانی دورتر قرار گرفته‌اند.

کانون‌های بحران در سطح نخست؛ تهدیدهای مستقیم و ساختاری

عسگری معتقد است مخاطرات سطح نخست، که در طبقه‌بندی این پژوهش در سطح قرمز قرار می‌گیرند، مستقیماً ثبات، تمامیت ارضی، بازدارندگی و بقای ساختار اقتصادی و امنیتی کشور را هدف قرار می‌دهند. از دیدگاه وی، این محورها به پایش مستمر و تخصیص بالاترین سطح از ظرفیت‌های دفاعی و تصمیم‌گیری نیاز دارند.

درهم‌تنیدگی بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی

عسگری یکی از کانون‌های حساس بحران را تشدید هم‌زمان فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی می‌داند. به اعتقاد وی، افزایش فشارهای تحریمی، نوسانات جریان درآمدی حاصل از منابع هیدروکربوری، تورم و کاهش ارزش پول ملی، از جمله عواملی هستند که می‌توانند این وضعیت را تشدید کنند.

وی استدلال می‌کند که کاهش ذخایر انرژی و مشکلات زیست‌محیطی نیز ممکن است بر میزان نارضایتی عمومی بیفزایند. هرچند کشور از سازوکارهای ویژه‌ای برای تاب‌آوری اجتماعی برخوردار است، اما به باور عسگری، هم‌زمانی فشارهای ساختاری معیشتی با محرک‌های سیاسی می‌تواند خطر ناآرامی و فرسایش سرمایه اجتماعی را در کوتاه‌مدت به حداکثر برساند.

حملات سازمان‌یافته سایبری به زیرساخت‌های حیاتی

این پژوهشگر، گسترش منازعات در فضای نبرد نامتقارن و استفاده روزافزون بازیگران متخاصم از ابزارهای هوش مصنوعی را از عوامل افزایش اهمیت تهدیدات سایبری می‌داند.

عسگری توضیح می‌دهد که تأسیسات بانکی، مراکز تولید و توزیع انرژی، سامانه‌های هسته‌ای و شبکه‌های خدمات عمومی از جمله اهداف بالقوه این حملات هستند. به اعتقاد وی، اختلال گسترده در زیرساخت‌های حیاتی صرفاً به خسارت اقتصادی مستقیم محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز نارضایتی اجتماعی و شکل‌گیری زنجیره‌ای از چالش‌های امنیتی نیز باشد.

خطر تقابل نظامی مستقیم و حمله به عمق راهبردی

عسگری با اشاره به سابقه اصطکاک‌های سخت منطقه‌ای و تقابل مستقیم، معتقد است خطر تکرار درگیری‌های موشکی و پهپادی با رژیم اسرائیل در سطح بالایی قرار دارد. وی ارتقای توان تسلیحاتی طرفین و تمایل دشمن به هدف قرار دادن زیرساخت‌های دفاعی و صنعتی را از عواملی می‌داند که این محور را در وضعیت بحرانی قرار داده‌اند.

به باور وی، واکنش به این مخاطره مستلزم ارتقای لایه‌های پدافند هوایی، گسترش ظرفیت ضربه دوم و هماهنگی تنگاتنگ درون‌محوری است.

تزلزل موقعیت راهبردی در شامات و تغییر موازنه منطقه‌ای

عسگری معتقد است تحولات ژئوپلیتیکی در ساختار سیاسی سوریه، به‌عنوان حلقه اتصال جغرافیایی مقاومت به مدیترانه، موجب بازتعریف بازدارندگی منطقه‌ای شده است. وی استدلال می‌کند که کاهش حضور ساختاری یا تغییر معادلات قدرت در دمشق، مستقیماً شبکه لجستیکی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این پژوهشگر همچنین با اشاره به چالش‌های واردشده بر حزب‌الله لبنان در پی درگیری‌های دامنه‌دار و ترورهای فرماندهی، این تحولات را بخشی از تلاش هماهنگ جبهه متخاصم برای تضعیف مزیت جغرافیایی ایران در مجاورت مرزهای شمالی سرزمین‌های اشغالی ارزیابی می‌کند.

تداوم فرسایش در پرونده فلسطین

عسگری، کرانه باختری و غزه را همچنان از کانون‌های اصلی تولید و تداوم منازعه می‌داند. به اعتقاد وی، حمایت ساختاری ایران از جریان مقاومت در موازنه بازدارندگی نقش کلیدی دارد؛ با این حال، گسترش جنگ همه‌جانبه و افزایش فشارهای دیپلماتیک بین‌المللی و منطقه‌ای علیه تهران، می‌تواند زمینه اعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تر از سوی قدرت‌های غربی را فراهم کند.

امنیت تنگه هرمز، مناقشه جزایر سه‌گانه و فشار بر ناوگان تجاری

عسگری معتقد است تنگه هرمز به‌عنوان یکی از شاهرگ‌های صادرات انرژی جهان، اهرمی مهم در موازنه قدرت ایران محسوب می‌شود. با این حال، وی ادعاهای حاکمیتی بازیگران همسایه درباره جزایر بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را از مخاطرات این حوزه می‌داند و بر نقش هدایت و مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای در این مناقشات تأکید می‌کند.

وی در ادامه، رهگیری‌های ماهواره‌ای، فشارهای بیمه‌ای و تحریم‌های ناوگان کشتیرانی و شرکت ملی نفتکش را از جمله عواملی معرفی می‌کند که خط مقدم صادرات نفت کشور را هدف قرار داده‌اند. به باور عسگری، این روندها به یک عملیات پیچیده دریایی و امنیتی تبدیل شده‌اند و تشدید آن‌ها می‌تواند درآمدهای ارزی و تجارت خارجی ایران را با خطر محدودسازی تدریجی مواجه کند.

همگرایی گروه‌های گریز از مرکز و تهدیدات سرزمینی

عسگری استدلال می‌کند که تلاقی محرومیت‌های انباشته، تحریکات خارجی و ضعف در کنترل مرزها می‌تواند زمینه فعالیت‌های واگرایانه را در مناطق پیرامونی کشور فعال کند.

وی تحرکات گروه‌های تروریستی و مسلح در مرزهای جنوب شرقی و شمال غربی را از جمله مخاطراتی می‌داند که با هدف فرسایش اقتدار امنیتی دنبال می‌شوند و یکپارچگی سرزمینی را هدف قرار می‌دهند. از این منظر، این تهدیدات در شمار محورهایی قرار می‌گیرند که نیازمند اقدام فوری هستند.

اولویت دوم؛ چالش‌های میان‌مدت و فرسایشی

عسگری در ادامه تحلیل خود، سطح دوم ماتریس را به مخاطراتی اختصاص می‌دهد که ممکن است اثرگذاری آن‌ها نسبت به تهدیدهای مستقیم کمتر باشد، اما در بلندمدت بر سیاست خارجی و ترتیبات امنیتی کشور تأثیر می‌گذارند. به اعتقاد وی، این سطح نشان‌دهنده پیوند میان بحران‌های همجوار و امنیت پایدار ایران است.

فشار بر ساختار حشدالشعبی در عراق

عسگری معتقد است تلاش‌های سیاسی و تحرکات نظامی برای محدودسازی بازوهای نظامی نزدیک به محور مقاومت در عراق، با هدف قطع پیوستگی جغرافیایی مقاومت و انزوای دیپلماتیک جریان‌های متمایل به تهران دنبال می‌شود.

وی می‌افزاید که اگرچه ساختار سیاسی عراق در پی حفظ تعادل است، تشدید اختلافات فرقه‌ای می‌تواند آسیب‌پذیری نفوذ منطقه‌ای ایران را افزایش دهد.

مهار دریایی و هدف قرار دادن زیرساخت‌های انصارالله در یمن

این پژوهشگر، حملات ائتلاف غربی با پشتیبانی منطقه‌ای به کانون‌های قدرت انصارالله را تلاشی برای بازگرداندن تسلط بر تنگه راهبردی باب‌المندب ارزیابی می‌کند.

به باور عسگری، انصارالله به‌عنوان متحد راهبردی ایران، ابزار مؤثری در معادلات امنیت دریای سرخ به شمار می‌رود؛ بنابراین تضعیف موقعیت این گروه می‌تواند دامنه مانور منطقه‌ای تهران را محدود کند.

تداوم جنگ روسیه و اوکراین و پیچیدگی روابط بین‌الملل

عسگری معتقد است جنگ اوکراین موجب تغییر بنیادین در نظم امنیتی قاره اروپا شده است. وی توضیح می‌دهد که استمرار این جنگ از یک سو به تحکیم مراودات فنی و نظامی میان مسکو و تهران و ایجاد فرصت‌هایی برای تبادل راهبردی منجر شده، اما از سوی دیگر، زمینه اقدامات تحریمی جدید، افزایش فشار سیاسی اروپا علیه تهران و پیوند خوردن پرونده‌های ایران با تنش‌های ناتو را فراهم کرده است.

اولویت سوم؛ مخاطرات پیرامونی و کانون‌های دوردست

عسگری سطح سوم ماتریس را به متغیرهایی اختصاص می‌دهد که احتمال وقوع یا پیامد مستقیم آن‌ها برای امنیت سرزمینی ایران کمتر ارزیابی شده است؛ با این حال، وی تأکید می‌کند که فعال شدن این متغیرها می‌تواند روندهای کلان بین‌المللی را تغییر دهد.

تنش‌های ژئوپلیتیکی روسیه و ناتو

به اعتقاد عسگری، گسترش حضور ناتو در اروپای شرقی، واگرایی میان شرق و غرب را تشدید کرده است. وی استدلال می‌کند که درگیر ماندن توان لجستیکی و سیاسی روسیه در این جبهه، امکان تمرکز راهبردی مسکو بر تحولات غرب آسیا را کاهش می‌دهد و بر ظرفیت موازنه‌سازی جمعی تأثیر می‌گذارد.

تحرکات پیرامونی در سومالی‌لند و شاخ آفریقا

عسگری، نفوذ امنیتی طرف‌های متخاصم در آبراه‌های دریای سرخ و منطقه خودمختار سومالی‌لند را از جمله تحولات قابل توجه در محیط پیرامونی ایران می‌داند.

وی معتقد است هدف از این اقدامات، ایجاد جای پای نظامی در اطراف شاهراه‌های تجاری ایران است؛ روندی که می‌تواند نظارت دریایی و ترانزیت کالا به مبادی ورودی اقیانوس هند را با چالش مواجه سازد.

ناآرامی‌های افپاک و قفقاز

این پژوهشگر، ناامنی ساختاری در خطوط مرزی ایران با افغانستان و پاکستان را متأثر از خلأ حکمرانی، مناقشات آبی، قاچاق سازمان‌یافته و مسئله پناهجویان ارزیابی می‌کند و معتقد است این عوامل می‌توانند اصطکاک‌های فرسایشی در محیط پیرامونی کشور ایجاد کنند.

وی همچنین درباره قفقاز جنوبی توضیح می‌دهد که با وجود پیمان‌های صلح، رقابت‌های ژئوپلیتیکی بر سر دالان‌های مواصلاتی همچنان می‌تواند تعادل امنیتی مرزهای شمال غربی ایران را برهم بزند.

متغیرهای دوردست بین‌المللی

عسگری معتقد است برخی بحران‌های دوردست، با وجود آنکه اثر مستقیمی بر مرزهای ایران ندارند، ممکن است بر محیط راهبردی کشور تأثیر بگذارند. وی از تحولات حاکمیتی در ونزوئلا، بی‌ثباتی در سودان، اختلافات در تنگه تایوان و دوقطبی‌سازی سیاسی در داخل ایالات متحده به‌عنوان نمونه‌هایی از این متغیرها یاد می‌کند.

به باور وی، چنین تحولاتی ممکن است با منحرف کردن توجه قدرت‌های بین‌المللی از خاورمیانه، فرصت‌های دیپلماتیک و اقتصادی موقتی برای تحرک راهبردی ایران ایجاد کنند.

جمع‌بندی؛ ضرورت تقویت تاب‌آوری راهبردی ایران در سال ۱۴۰۵

عسگری در جمع‌بندی تحلیل خود از ۲۳ محور ریسک در سال ۱۴۰۵ معتقد است بحران‌های اصلی مرتبط با امنیت ملی ایران، ماهیتی چندلایه دارند و مؤلفه‌های اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی در آن‌ها به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

وی استدلال می‌کند که وزن بالای بحران‌های سطح نخست نشان می‌دهد مرکز ثقل چالش‌ها از مناقشات دوردست به حوزه‌های سرزمینی و متحدان بی‌واسطه نزدیک شده است. از این رو، به اعتقاد وی، تقویت تاب‌آوری راهبردی کشور مستلزم تصمیم‌گیری جدی در زمینه بازسازی توان اقتصادی، ارتقای ابزارهای پدافند سایبری و تدوین دکترین پیشگیرانه برای مهار تنش‌های منطقه‌ای است.

عسگری تأکید می‌کند که اتخاذ چنین رویکردی می‌تواند به حفظ یکپارچگی سرزمینی و صیانت از منافع بنیادین کشور در شرایط بحرانی سال ۱۴۰۵ کمک کند.

انتهای پیام