به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، سادات واثق استدلال میکند که شهروندان باید بدانند صدایشان از چه مسیری به تصمیمگیری میرسد و چه کسی مسئول پیگیری مطالبات آنهاست. به باور وی، نبود این ارتباط میتواند حتی اجتماعات محلی پرشور را نیز پس از مدتی با کاهش مشارکت مواجه کند.
وی با اشاره به توجه دولتها به محلهمحوری، این رویکرد را فرصتی برای نزدیککردن تصمیمهای عمومی به واقعیت زندگی مردم میداند، اما تأکید میکند که استفاده از این فرصت به تعریف دقیق مسئله و تعیین مسئولیتها نیاز دارد. به گفته سادات واثق، باید مشخص باشد مشارکت محلی قرار است چه مشکلی را حل کند، چه اختیارات و منابعی در دسترس است، دستگاههای مسئول چه تعهدی میپذیرند و مردم چگونه میتوانند درباره نتایج اقدامات داوری کنند.
این پژوهشگر هشدار میدهد که پاسخندادن به این پرسشها، خطر تبدیل محلهمحوری به مجموعهای از برنامههای پراکنده و جلسات کماثر را افزایش میدهد.
همیاری محلی به سازوکار پایدار نیاز دارد
سادات واثق معتقد است در روزهای بحران، ظرفیتهایی از همیاری اجتماعی آشکار میشود که در شرایط عادی کمتر به چشم میآیند؛ از کمک همسایهها به خانوادههای گرفتار تا حمایت از سالمندان و تبدیل فضاهای عمومی به محل ارتباط و کمکرسانی.
وی با تأکید بر اهمیت این تجربهها استدلال میکند که استمرار همکاریهای محلی بهصورت خودکار تضمین نمیشود. با فروکشکردن ضرورتهای فوری، فشارهای شغلی، معیشتی و خانوادگی دوباره بر زمان و توان مردم اثر میگذارد. ازاینرو، مسئله اصلی سیاستگذاری آن است که شرایطی فراهم شود تا همکاری اجتماعی در زندگی عادی نیز امکانپذیر و ثمربخش باشد.
این پژوهشگر تقویت اعتماد محلی را وابسته به تجربههای روزمره مردم میداند؛ تجربههایی مانند پیگیری وعدهها، بهنتیجهرسیدن اقدامات مشترک، بررسی منصفانه اختلافها و فراهمشدن امکان شنیدهشدن بدون نیاز به روابط ویژه.
به اعتقاد سادات واثق، کیفیت رفتار نهادها بخشی از سیاست تقویت مشارکت است و نمیتوان از مردم انتظار داشت همکاری خود را ادامه دهند، اما پاسخگویی دستگاهها را به موضوعی فرعی تبدیل کرد.
نسخه واحد برای همه محلهها کارآمد نیست
سادات واثق یکی از خطاهای احتمالی در اجرای سیاستهای محلهمحور را یکساندیدن شرایط محلهها میداند. به گفته وی، محلهای با سابقه طولانی سکونت، فضاهای عمومی فعال و شبکههای ارتباطی گسترده، شرایط متفاوتی از محلهای دارد که ساکنان آن پیوسته جابهجا میشوند.
وی استدلال میکند که فشار اجاره، ساعات طولانی اشتغال و دشواری رفتوآمد نیز میتواند فرصت مشارکت را محدود کند؛ بنابراین، طراحی برنامههای محلهمحور باید با شناخت شرایط هر محل آغاز شود. در این مسیر، علاوه بر شناسایی افراد آماده همکاری، باید مشخص شود چه کسانی امکان حضور ندارند و با چه موانعی مواجهاند.
این پژوهشگر بر ضرورت توجه ویژه به مستأجران، تازهواردان، زنان دارای مسئولیت مراقبتی، جوانان و افراد دارای محدودیت حرکتی تأکید میکند. به باور وی، اگر زمان جلسات، شیوه دعوت و محل برگزاری تنها برای گروهی از ساکنان مناسب باشد، تصمیمهای حاصل نیز نمیتواند بازتاب کاملی از نیازهای محله باشد.
سادات واثق همچنین هشدار میدهد که غیبت افراد از جلسات محلی لزوماً به معنای بیعلاقگی آنان به سرنوشت محل زندگیشان نیست و سیاستگذاران باید موانع مشارکت را نیز شناسایی کنند.
مشارکت محلی باید تفاوت دیدگاهها را به رسمیت بشناسد
این پژوهشگر معتقد است محله را نباید جمعی کاملاً همنظر تصور کرد؛ زیرا ساکنان ممکن است درباره مسائل فرهنگی، اجتماعی یا اولویتهای هزینهکرد اختلاف داشته باشند. از دیدگاه وی، سیاست مشارکت باید امکان همکاری را در همین شرایط فراهم کند.
سادات واثق با تأکید بر اهمیت ارتباط میان گروههای مختلف محلی استدلال میکند که اعتماد میان اعضای یک جمع آشنا ارزشمند است، اما محله برای حل مسائل مشترک به ارتباط میان جمعهای متفاوت نیز نیاز دارد. به گفته وی، موفقیت مشارکت زمانی محقق میشود که افراد بتوانند با وجود تفاوتها، درباره یک مسئله مشترک گفتوگو و اقدام کنند.
وی مسجد، کتابخانه، سرای محله، مدرسه با رعایت ضوابط مربوط و دیگر فضاهای موجود را ظرفیتهایی برای میزبانی از این ارتباط میداند. بااینحال، تأکید میکند که انتخاب مکان باید بر اساس دسترسی، ظرفیت و احساس پذیرش ساکنان انجام شود.
به باور سادات واثق، مسجد میتواند در گردهمآوردن داوطلبان و تداوم همکاری نقش مهمی داشته باشد، اما تحقق این ظرفیت به گشودگی در برخورد با عموم مردم و ارتباط با دیگر فضاهای محله وابسته است. در مواردی نیز که یک مکان پاسخگوی همه نیازها نیست، استفاده از چند فضای مکمل میتواند زمینه مشارکت گستردهتر را فراهم کند.
پیشنهاد «توافقنامه اقدام محله» برای پیگیری مطالبات
سادات واثق معتقد است فراهمکردن مکان و دعوت مردم به گفتوگو بهتنهایی برای تحقق محلهمحوری کافی نیست. به گفته وی، جلسهای که در پایان آن مسئول اقدام و زمان پاسخ مشخص نشده باشد، ممکن است صرفاً به تکرار مشکلات بدون دستیابی به نتیجه منجر شود.
وی پیشنهاد میکند سازوکاری با عنوان «توافقنامه اقدام محله» بهصورت آزمایشی اجرا شود؛ سندی کوتاه و عمومی که چند مسئله منتخب ساکنان را به تعهدهای مشخص نهادهای مسئول متصل کند.
بر اساس این پیشنهاد، ابتدا مسائل محله با حضور گروههای مختلف شناسایی میشوند و سپس چند مسئله محدود بر اساس اهمیت، دامنه افراد متأثر و امکان اقدام انتخاب خواهد شد. سادات واثق تأکید میکند که برای هر مسئله باید مسئول، اقدام مورد انتظار، منابع، موعد پاسخ و مسیر پیگیری مشخص باشد و نتیجه نیز با زبانی روشن در اختیار مردم قرار گیرد.
وی هدف از این سازوکار را افزودن سندی دیگر به مجموعه اسناد اداری نمیداند، بلکه معتقد است باید امکان پیگیری تعهدی فراهم شود که مردم نیز در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
این پژوهشگر برای توضیح اهمیت تعریف دقیق مسئله، به موضوع بهبود وضعیت سالمندان اشاره میکند و میگوید چنین هدفی بهتنهایی برای اقدام اجرایی کافی نیست. باید مشخص شود مشکل اصلی، دشواری دسترسی سالمندان کمتوان به یک خدمت یا تسهیلات مشخص است و آیا مانع آن هزینه رفتوآمد، نامناسببودن مسیر، نبود همراه یا پیچیدگی فرایند دریافت خدمت است.
به استدلال وی، هرکدام از این موانع راهحل و مسئول متفاوتی دارد؛ ازاینرو، شناخت محلی باید با پاسخگویی دستگاه دارای صلاحیت همراه شود.
مسئولیت دولت نباید به فعالیت داوطلبانه مردم منتقل شود
سادات واثق با تفکیک مطالبات محلی از مسائل ساختاری تأکید میکند که برخی مشکلات، از اختیار محله خارجاند. تورم افسارگسیخته، افزایش هزینه مسکن و کمبود گسترده خدمات تخصصی با فعالیت داوطلبانه محلی برطرف نمیشوند.
وی معتقد است در چنین مواردی، سازوکار محلهمحور باید مطالبات را مستند کند، به سطح تصمیمگیری مسئول برساند و پاسخ را به ساکنان بازگرداند. به باور او، اعلام صریح محدودیت اختیارات بخشی از صداقت اجرایی است؛ زیرا وعدهای که امکان تحقق آن وجود ندارد، میتواند به اعتبار دیگر تعهدات نیز آسیب بزند.
این پژوهشگر بر ضرورت تقسیم روشن مسئولیتها تأکید میکند و میگوید ساکنان باید در تعریف مسئله، انتخاب اولویتها و ارزیابی تجربه خود نقش داشته باشند؛ تسهیلگر باید امکان حضور متوازن و پیگیری گفتوگو را فراهم کند؛ دستگاه اجرایی باید درباره تعهد خود پاسخگو باشد و نهاد راهبر نیز هماهنگی و پیگیری موارد معوق را بر عهده بگیرد.
به گفته سادات واثق، انتخاب نهاد راهبر باید بر اساس موضوع و صلاحیت موجود انجام شود و پیش از ایجاد ساختار تازه، باید بررسی کرد که آیا اصلاح ارتباط میان نهادهای فعلی میتواند مسئله را حل کند یا خیر.
توزیع عادلانه منابع و حفظ کرامت شهروندان
سادات واثق تأمین مالی برنامههای محلهمحور را از موضوعات مهم در تحقق عدالت میداند. وی هشدار میدهد اگر کیفیت برنامهها به میزان کمک مالی ساکنان وابسته باشد، محلههای برخوردار امکان بیشتری برای پیشبرد خواستههای خود خواهند داشت.
از دیدگاه این پژوهشگر، اجرای آزمایشی طرح باید با بودجهای محدود و شفاف همراه باشد و تخصیص منابع به نیازها و شرایط محلهها توجه کند. همچنین منبع اعتبار، مسئول هزینهکرد و نتیجه مصرف آن باید مشخص باشد. کمکهای داوطلبانه میتوانند مکمل منابع عمومی باشند، اما نباید برای کمککنندگان حق بیشتری در تصمیمگیری ایجاد کنند یا به شرط برخورداری دیگران از خدمات تبدیل شوند.
وی در ادامه بر ضرورت حفظ مرز میان همیاری مردم و مسئولیت عمومی تأکید میکند و معتقد است همکاری شهروندان زمانی پایدارتر خواهد بود که احساس نکنند وظایف دستگاهها به آنان منتقل شده است. خدمات تخصصی، مراقبت مستمر و فعالیتهای دارای مسئولیت حرفهای به منابع و ترتیبات متناسب نیاز دارند و نمیتوان اداره خدمات را به استفاده طولانیمدت از وقت تعداد محدودی داوطلب، بدون توجه به فرسودگی و هزینه زندگی آنان، وابسته کرد.
سادات واثق همچنین حفظ کرامت انسانی و حریم خصوصی را از الزامات اجرای این سیاست میداند. به گفته وی، شناخت نیازهای محله مستلزم انتشار اطلاعات خصوصی خانوادهها نیست و میتوان وضعیت رسیدگی به درخواستها و عملکرد دستگاهها را شفاف کرد، بدون آنکه هویت یا مشکلات دریافتکنندگان حمایت آشکار شود.
وی بر ضرورت فراهمکردن مسیر امن برای درخواست کمک و ثبت شکایت تأکید میکند و معتقد است رسیدگی به شکایت از مجریان محلی نیز باید در مرجعی خارج از اختیار همان مجریان امکانپذیر باشد.
اجرای آزمایشی ششماهه و ارزیابی نتایج
سادات واثق اجرای آزمایشی این الگو را در تعدادی محله با شرایط متفاوت و طی دورهای ششماهه پیشنهاد میکند. به گفته وی، این دوره برای بررسی فرایند پاسخگویی و میزان تحقق تعهدات مناسب است، اما ارزیابی تغییر پایدار در اعتماد اجتماعی به زمان و بررسی بیشتری نیاز دارد.
وی تأکید میکند که انتخاب محلهها نباید تنها به مکانهایی محدود شود که از پیش فعالان شناختهشده و امکانات مناسب دارند؛ زیرا سیاستی که قرار است گسترش یابد، باید در شرایط دشوارتر نیز آزموده شود.
این پژوهشگر معتقد است ارزیابی طرح نباید صرفاً بر تعداد جلسات و شرکتکنندگان متمرکز باشد. باید مشخص شود چه سهمی از مسائل پاسخ مستدل دریافت کردهاند، کدام تعهدات اجرا شدهاند، چه گروههایی امکان مشارکت پیدا نکردهاند و مردم نتایج اقدامات را چگونه تجربه کردهاند. هزینه مالی و زمانی، شکایتها و پیامدهای ناخواسته نیز باید ثبت شوند تا در صورت اثربخشنبودن بخشی از برنامه، امکان اصلاح یا توقف آن وجود داشته باشد.
هشت توصیه سیاستی برای اجرای مؤثر محلهمحوری
سادات واثق برای تبدیل محلهمحوری به روشی مؤثر در حل مسائل روزمره، مجموعهای از توصیههای سیاستی را مطرح میکند:
۱. تعیین همزمان اختیار و مسئولیت: در هر برنامه محلهمحور باید دستگاه راهبر و مسئول هر اقدام از ابتدا مشخص باشد. مسئولیت هماهنگی نباید جایگزین مسئولیت تخصصی دستگاهها شود و هر نهاد باید درباره تعهد، منابع و زمان اجرای وظایف خود پاسخگو باشد.
۲. انتخاب مسائل محدود و ملموس: آغاز کار با چند مسئله مشخص، امکان پیگیری و ارزیابی را افزایش میدهد. اولویتها باید با مشارکت ساکنان و بر اساس فوریت، تعداد افراد متأثر، توجه به گروههای محروم و امکان اقدام تعیین شوند. مسائل ساختاری نیز باید ثبت و به مراجع بالاتر ارجاع داده شوند.
۳. فراهمکردن امکان مشارکت غایبان: فراخوان عمومی بهتنهایی کافی نیست و باید زمانهای متفاوت، مکانهای دسترسپذیر و امکان ارائه نظر بهصورت حضوری و غیرحضوری فراهم شود. همچنین موانع مشارکت مستأجران، تازهواردان، جوانان، افراد دارای معلولیت و افراد دارای مسئولیت مراقبتی باید بررسی شود.
۴. عمومیکردن تعهدات و فراهمکردن امکان پیگیری: برای هر مسئله منتخب باید برگهای کوتاه شامل شرح مسئله، مسئول اقدام، منابع، موعد پاسخ و وضعیت پیشرفت منتشر شود. در صورت اجرا نشدن تعهدات نیز علت تأخیر و تصمیم اصلاحی باید اعلام شود.
۵. توزیع منابع متناسب با نیاز محلهها: بودجه اجرای آزمایشی باید از منبع مشخص و در چارچوب اختیارات موجود تأمین شود. میزان حمایت عمومی نباید به توان جذب کمکهای مردمی وابسته باشد و هزینهکردها، دریافت کمکها و تعارض منافع احتمالی باید بهصورت قابل فهم گزارش شوند.
۶. استفاده از ظرفیتهای موجود و تأمین هزینه اداره آنها: پیش از ایجاد ساختمان یا تشکیلات جدید، ظرفیت مسجد، کتابخانه، سرای محله و دیگر فضاهای مناسب باید بررسی شود. آموزش و حقالزحمه تسهیلگران، پشتیبانی اجرایی و هزینه نگهداری نیز باید در محاسبات قرار گیرد.
۷. جداکردن مشارکت از حق برخورداری از خدمات: حضور در نشستها، عضویت در گروههای محلی یا ارائه کمک داوطلبانه نباید شرط دریافت خدمات عمومی و حمایتهای مورد استحقاق باشد. اطلاعات خانوارها نیز باید تنها به اندازه نیاز خدمت جمعآوری و دسترسی به آن محدود شود.
۸. مشروطکردن گسترش طرح به نتایج ارزیابی: اجرای آزمایشی باید در محلههایی با شرایط متفاوت انجام شود و وضعیت اولیه آنها پیش از مداخله ثبت شود. میزان تحقق تعهدات، کیفیت پاسخگویی، دسترسی گروههای مختلف و هزینه واقعی باید مبنای تصمیمگیری برای ادامه یا گسترش برنامه قرار گیرد.
در جمعبندی دیدگاه سادات واثق، محلهمحوری برای تحقق اهداف خود به تصمیمی روشن درباره اختصاص منابع، تعیین مسئول پاسخگو و تضمین حق مشارکت و پیگیری ساکنان نیاز دارد. اعتبار این سیاست در تجربههای کوچک اما واقعی شکل میگیرد؛ جایی که مسئلهای شنیده میشود، تعهدی شکل میگیرد و مردم میتوانند نتیجه را ببینند. به این ترتیب، گفتوگو در محله زمانی به سیاست عمومی مؤثر تبدیل میشود که مسیری روشن از بیان مطالبات تا تصمیمگیری و اقدام وجود داشته باشد.
انتهای پیام
مطالب مرتبط
منتخب اخیر
گفتگو داغ
تازهترین مقالات
وبسایتهای رسمی
درباره اندیشکده حکمرانی هوشمند
اندیشکده حکمرانی هوشمند (Smart Governance Think Tank) یک مرکز پژوهشی پیشرو در ایران است که با تمرکز بر حکمرانی دادهمحور، سیاستپژوهی، و توسعه ابزارهای هوشمند نظیر اطلس تجارت ایران فعالیت میکند. این اندیشکده با همکاری نخبگان دانشگاهی و فعالان اقتصادی، مسیر تحول در نظام تصمیمسازی کشور را هموار میسازد.
درباره رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، از پژوهشگران برجسته در حوزه حکمرانی دادهمحور، سیاستگذاری هوشمند و اقتصاد دیجیتال است. ایشان با مقالات متعدد و حضور فعال در رسانهها، نقش مهمی در ترویج گفتمان حکمرانی هوشمند در ایران دارند. صفحه رسمی ایشان شامل مجموعهای از مقالات، مصاحبهها و یادداشتهای منتشر شده در رسانههای معتبر است.
کلمات کلیدی مرتبط: اندیشکده، حکمرانی هوشمند، صفحه رسمی اندیشکده حکمرانی هوشمند، اطلس تجارت ایران، سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، صفحه رئیس اندیشکده، طه مدنی، taha madani، حکمرانی دیجیتال، هوش مصنوعی در سیاستگذاری، تجارت هوشمند، دادههای باز، حکمرانی مشارکتی، اقتصاد دانشبنیان، تحول دیجیتال در حکمرانی، مقالات رئیس اندیشکده، مصاحبههای طه مدنی، published in media، یادداشتهای تخصصی حکمرانی.
- اندیشکده حکمرانی هوشمند
- صفحه رسمی اندیشکده
- حکمرانی دادهمحور
- اطلس تجارت ایران
- رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- سید طه حسین مدنی
- صفحه رسمی رئیس اندیشکده
- مقالات رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- taha madani
- published in media طه مدنی
- گزارشهای تخصصی حکمرانی
- نشستهای علمی اندیشکده
- همکاری با اندیشکده حکمرانی هوشمند
- مصاحبههای سید طه حسین مدنی