مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست، معتقد است انتقال پیشنهاد نهایی ایران برای پایان جنگ از سوی ولادیمیر پوتین به دونالد ترامپ، با هماهنگی مسعود پزشکیان و هم‌زمان با موضوع معامله دیزل، در چارچوب تلاش‌های پیشین مسکو برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن قابل ارزیابی است. به باور وی، این اقدام می‌تواند گامی رو به جلو باشد، اما به‌تنهایی برای ارزیابی نقش روسیه در روند مذاکرات کافی نیست.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، خراتیان استدلال می‌کند که احتمالاً در تهران این جمع‌بندی شکل گرفته است که مسیرهای پیشین ارتباط با واشنگتن از قدرت و کارآمدی کافی برخوردار نیستند و لازم است مسیرهای جایگزین نیز در کنار کانال‌های قبلی مورد آزمایش قرار گیرند. از نگاه او، بااین‌حال، استفاده از مسیرهای جایگزین باید در چارچوب یک راهبرد روشن و با حفظ ابتکار عمل ایران صورت گیرد.

میانجیگری روسیه؛ از انتقال پیام تا نقش‌آفرینی در مذاکرات

خراتیان برای ارزیابی اقدام اخیر پوتین، به سابقه تلاش‌های مسکو برای ایفای نقش واسط در پرونده هسته‌ای ایران اشاره می‌کند. وی یادآور می‌شود که پس از سفر عباس عراقچی به سنت‌پترزبورگ در آوریل ۲۰۲۶، پوتین در تماس تلفنی ۹۰ دقیقه‌ای با ترامپ پیشنهادهایی درباره نقش‌آفرینی روسیه در پرونده هسته‌ای، از جمله احتمال تشکیل کنسرسیوم هسته‌ای، مطرح کرده بود؛ پیشنهادی که به گفته خراتیان با پاسخ منفی ترامپ مواجه شد.

به روایت خراتیان، ترامپ در گزارش خود از آن مکالمه گفته بود: «او به من گفت که دوست دارد در موضوع غنی‌سازی مشارکت داشته باشد، اگر بتواند در به‌دست‌آوردن آن [مواد هسته‌ای] به ما کمک کند. من گفتم: ترجیح می‌دهم در پایان دادن به جنگ اوکراین مشارکت داشته باشی؛ از نظر من، این مهم‌تر است.»

این مدیر اندیشکده معتقد است واکنش اخیر ترامپ با آنچه در مکالمه پیشین رخ داده بود، تفاوت‌هایی دارد. به گفته وی، ترامپ در پست خود در شبکه تروث، ضمن اشاره به گفت‌وگو با پوتین درباره معامله دیزل، بار دیگر بر این موضع تأکید کرده است که ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد.

خراتیان با کنار هم قرار دادن این موضع و تأکید ترامپ بر «کنترل کامل آمریکا بر تنگه هرمز» استدلال می‌کند که واشنگتن همچنان بر حل‌وفصل پرونده هسته‌ای ایران، از منظر وی به معنای تعلیق بلندمدت، تأکید دارد و در مقابل، ایران را فاقد اهرم مؤثر تنگه هرمز می‌داند. او همچنین هشدار می‌دهد که به باورش، مماشات در موضوع تنگه هرمز در ماه سپتامبر می‌تواند ایران را در موقعیت ضعف قرار دهد.

بااین‌حال، خراتیان تأکید می‌کند که انتقال پیشنهاد ایران از سوی پوتین، اگرچه اقدامی مثبت محسوب می‌شود، نباید بیش از اندازه مورد اتکا قرار گیرد. وی با استفاده از چارچوب سه‌سطحی راهبردهای تسهیل ارتباطات (Communication-Facilitation Strategies)، راهبردهای رویه‌ای و صورت‌بندی‌گر (Procedural-Formulative Strategies) و راهبردهای هدایت‌گر (Directive Strategies)، توضیح می‌دهد که پیام‌رسانی پایین‌ترین سطح میانجیگری است.

به استدلال وی، روسیه در اقدام اخیر عمدتاً در سطح انتقال پیام قرار دارد و هنوز در تعیین دستورکارها، شکل‌دهی به مذاکرات و تعریف ابتکارهای مورد توافق دو طرف، از طریق مذاکرات فشرده با تهران و واشنگتن، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا نمی‌کند.

ضرورت مدیریت خواسته‌های روسیه در پرونده هسته‌ای

خراتیان با اشاره به علاقه روسیه به نگهداری مواد غنی‌شده ایران معتقد است این خواسته مسکو، به‌ویژه با توجه به آنچه وی نشانه‌های اولیه تغییر دکترین هسته‌ای ایران می‌داند، باید با دقت مدیریت شود.

وی می‌گوید روسیه در مقاطع مختلف تمایل خود را برای مذاکره درباره تغییر دکترین هسته‌ای ایران به‌صورت آشکار و پنهان نشان داده است و مصاحبه اخیر سرگئی لاوروف با شبکه RT عربی را نمونه‌ای از مواضع علنی مسکو در این زمینه می‌داند.

بااین‌حال، خراتیان تأکید می‌کند که چنین مواضعی لزوماً به معنای چراغ سبز روسیه برای دستیابی ایران به بمب هسته‌ای نیست و باید شرایط و تحولات دیگر را نیز در ارزیابی رفتار مسکو در نظر گرفت. وی احتمال می‌دهد تحولاتی مانند دیدار اخیر عراقچی با وزیر خارجه اوکراین بر لحن روسیه اثر بگذارد و به اظهارات اخیر دیمیتری پسکوف درباره پایبندی ایران به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) نیز اشاره می‌کند.

از دیدگاه این پژوهشگر، رفتار روسیه در پرونده هسته‌ای ایران را نمی‌توان جدا از ملاحظات گسترده‌تر مسکو در روابط بین‌المللی تحلیل کرد؛ بنابراین، تهران باید ضمن بهره‌گیری از ظرفیت دیپلماتیک روسیه، نسبت به اهداف و منافع مستقل این کشور نیز هوشیار باشد.

مخالفت با میانجیگری انحصاری مسکو یا پکن

خراتیان تصریح می‌کند که با واگذاری کامل روند حل‌وفصل مسائل ایران به میانجیگری مسکو یا پکن مخالف بوده است. به اعتقاد وی، چنین رویکردی می‌تواند صورت مسئله را از چارچوب چندجانبه خارج کند و ایران را به وجه‌المصالحه منازعات قدرت‌های بزرگ در قالب روابط دوجانبه تبدیل سازد.

وی با اشاره به مذاکرات احیای برجام استدلال می‌کند که اصرار بر میانجیگری روسیه، به‌ویژه پس از آغاز جنگ اوکراین، تصمیم درستی نبود. از نگاه خراتیان، میانجیگری قدرت‌های بزرگ زمانی می‌تواند به زیان ایران تمام شود که این کشورها دستورکارهای مستقل خود را دنبال کنند و مسائل تهران به ابزاری برای پیشبرد اهداف گسترده‌تر آنان تبدیل شود.

این مدیر اندیشکده همچنین با ایفای نقش قدرت‌های بزرگ در جایگاه «محلل» برای پیشبرد دستورکارهای دیگران مخالفت می‌کند. او در توضیح این دیدگاه به توافق پکن میان ایران و عربستان اشاره کرده و معتقد است یکی از ایرادهای اساسی این توافق آن بود که عربستان سعودی در حال پیشبرد طرح عادی‌سازی روابط با اسرائیل بود و به توافق پکن به‌عنوان مقدمه‌ای برای ارائه پیشنهاد عادی‌سازی به واشنگتن نگاه می‌کرد.

به گفته خراتیان، پکن نیز به دنبال ایفای نقش میانجی در جنگ اوکراین بود و می‌توانست توافق با تهران و ریاض را فرصتی برای ارتقای جایگاه بین‌المللی خود تلقی کند. در این میان، از نگاه وی، تهران فاقد طرحی کلان برای معادلات منطقه بود و بیش از آنکه با ابتکار عمل راهبردی وارد توافق شود، به دنبال حل مسائل داخلی و تاکتیکی خود بود.

خراتیان نتیجه می‌گیرد که تداوم چنین رویکردی، که در آن ایران ابتکار عمل کافی ندارد، می‌تواند کشور را به بازیچه واشنگتن و طرح‌های مسکو و پکن تبدیل کند.

ضرورت آغاز مذاکرات راهبردی با مسکو و پکن

خراتیان معتقد است تهران باید پیش‌تر مذاکراتی در سطح بالا با مسکو و پکن درباره نظم آینده منطقه آغاز می‌کرد تا زمینه هماهنگی بیشتر میان پایتخت‌ها در روند مذاکرات چندجانبه فراهم شود.

وی با اشاره به فرصت‌هایی مانند سفر ترامپ و پوتین به پکن و سفر شی جین‌پینگ به واشنگتن استدلال می‌کند که این تحولات می‌توانستند برای پیشبرد گفت‌وگوهای راهبردی و هماهنگ‌سازی مواضع کشورها مورد استفاده قرار گیرند. به باور او، انجام‌نشدن چنین مذاکراتی تا این مرحله، فرصتی ازدست‌رفته برای دیپلماسی ایران محسوب می‌شود.

از نگاه خراتیان، حضور فعال در مذاکرات درباره نظم آینده منطقه، به تهران امکان می‌دهد از موضعی فراتر از حل مسائل مقطعی و تاکتیکی عمل کند و در شکل‌دهی به ترتیبات منطقه‌ای نقش داشته باشد. وی تأکید می‌کند که هماهنگی با مسکو و پکن باید در خدمت راهبرد مستقل ایران قرار گیرد، نه اینکه جایگزین تدوین چنین راهبردی شود.

معامله دیزل و تلاش روسیه برای تقویت نقش خود

خراتیان در بخش دیگری از تحلیل خود به حجم گازوئیل آزادشده از سوی روسیه در مقایسه با میزان مصرف آمریکا و جهان اشاره می‌کند. به گفته وی، این میزان معادل حدود ۱.۲۴ روز مصرف جهانی و حدود ۹ روز مصرف آمریکا است.

او با استناد به این ارقام استدلال می‌کند که ترامپ در شرایط پیچیده‌ای قرار دارد و ممکن است برای رهایی از فشارهای موجود، در برابر امتیازهایی که از نظر حجم محدود به نظر می‌رسند، امتیازهای قابل‌توجهی ارائه کند. خراتیان همچنین معتقد است روسیه با درک این شرایط می‌کوشد خود را هم در حوزه انرژی و هم در موضوع جنگ ایران، در جایگاه نجات‌دهنده و بازیگری مؤثر به ترامپ معرفی کند.

از دیدگاه این پژوهشگر، بررسی این معامله و هم‌زمانی آن با تحرکات دیپلماتیک روسیه اهمیت دارد؛ زیرا مسکو می‌تواند از نیازهای انرژی و فشارهای سیاسی آمریکا برای تقویت موقعیت خود در پرونده‌های دیگر استفاده کند.

استفاده از ظرفیت مسکو برای تقویت موقعیت ایران در پکن

خراتیان با اشاره به آنچه نبود پیشرفت در پرونده چین می‌داند، نسبت به تأثیرگذاری لابی کشورهای عربی بر تصمیم‌گیری‌های پکن و احتمال نزدیک‌شدن مواضع چین به دستورکار کشورهای عربی و آمریکا در حوزه هسته‌ای ابراز نگرانی می‌کند.

وی در همین چارچوب پیشنهاد می‌دهد تهران از ظرفیت روسیه برای بهبود شرایط خود در پکن استفاده کند. به باور خراتیان، تعامل با مسکو می‌تواند در کنار مذاکرات مستقیم با چین، زمینه مناسبی برای تقویت موضع ایران در معادلات چندجانبه فراهم کند.

بااین‌حال، از مجموع استدلال‌های وی برمی‌آید که بهره‌گیری از این ظرفیت باید با یک راهبرد روشن و مستقل همراه باشد؛ راهبردی که در آن ایران صرفاً به انتقال پیام از سوی قدرت‌های بزرگ اکتفا نکند، بلکه در تعیین دستورکار مذاکرات، شکل‌دهی به توافق‌ها و ترسیم نظم آینده منطقه نقش فعال داشته باشد.

در جمع‌بندی دیدگاه خراتیان، مسئله اصلی صرفاً انتخاب روسیه یا چین به‌عنوان میانجی نیست؛ بلکه ضرورت حفظ ابتکار عمل ایران و جلوگیری از تبدیل‌شدن مسائل کشور به ابزار چانه‌زنی قدرت‌های بزرگ است. از این منظر، دیپلماسی مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که تهران ضمن استفاده از فرصت‌های موجود، اهداف راهبردی خود را تعریف کند و روابط با مسکو و پکن را در چارچوب همان اهداف پیش ببرد.

انتهای پیام