اسدالله افشار، نویسنده و پژوهشگر، در یادداشتی با بررسی روند شتابان توسعه هوش مصنوعی، این فناوری را یکی از مهمترین نیروهای تحولآفرین در اقتصاد، سیاست، فرهنگ، آموزش، پزشکی، صنعت و حکمرانی هوشمند دانست و تأکید کرد که مسئله اصلی در مواجهه با هوش مصنوعی، نه پذیرش یا رد مطلق آن، بلکه ایجاد سازوکارهایی برای استفاده مسئولانه از ظرفیتهای این فناوری است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، افشار با اشاره به تغییر جایگاه هوش مصنوعی در سالهای اخیر، معتقد است این فناوری دیگر یک ابزار تخصصی محدود به علوم رایانه نیست و به حوزههایی وارد شده که پیش از این عمدتاً به تواناییهای شناختی انسان وابسته بودند؛ از تحلیل و پیشبینی گرفته تا ترجمه، تولید محتوا، تشخیص الگو، تصمیمسازی و تولید دانش.
وی با استناد به گزارش ۲۰۲۶ شاخص هوش مصنوعی دانشگاه استنفورد، از شتاب توسعه قابلیتهای AI، افزایش سرمایهگذاری و گسترش استفاده اقتصادی از این فناوری سخن گفته و در عین حال بر وجود فاصله میان سرعت تحول فناوری و آمادگی جوامع برای ارزیابی و مدیریت آن تأکید کرده است.
این پژوهشگر همچنین به ارزیابیهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) اشاره کرده و میگوید هوش مصنوعی در کنار مزایایی همچون افزایش بهرهوری، پیشرفت علمی و بهبود توانایی تحلیل و پیشبینی، با مخاطراتی مانند حملات سایبری پیشرفته، دستکاری اطلاعات، تقلب، آسیب به سازوکارهای دموکراتیک، تمرکز قدرت و تشدید نابرابری همراه است.
افشار بر همین اساس استدلال میکند که نگاه به AI نباید در دوگانه «شیفتگی فناورانه» و «هراس فناورانه» محدود شود. به اعتقاد وی، برای شناخت دقیقتر این فناوری باید سه سطح «فرصت»، «تهدید» و «چالش ساختاری» را همزمان مورد توجه قرار داد.
وی درباره مفهوم فرصت توضیح میدهد که هوش مصنوعی به خودی خود فرصت محسوب نمیشود، بلکه ظرفیتی برای ایجاد فرصت است و تحقق این ظرفیت به زیرساخت، دانش، سیاستگذاری مناسب و مدیریت صحیح وابسته است.
افشار افزایش بهرهوری را یکی از مهمترین ظرفیتهای AI میداند و معتقد است خودکارسازی وظایف تکراری، تحلیل سریع دادهها و کمک به تصمیمگیری میتواند در حوزههایی مانند صنعت، خدمات مالی، حملونقل، انرژی و کشاورزی به افزایش کارایی منجر شود.
به گفته وی، اهمیت هوش مصنوعی تنها به سرعت انجام وظایف محدود نمیشود، بلکه این فناوری میتواند رابطه میان زمان، دانش و تولید را نیز تغییر دهد. او در همین زمینه تأکید میکند:
«هوش مصنوعی باید دستیار دانشمند باشد، نه جایگزین اندیشه علمی.»
این پژوهشگر همچنین تحول در تولید دانش، پزشکی، آموزش و خدمات عمومی را از دیگر فرصتهای مهم هوش مصنوعی عنوان میکند. به اعتقاد او، AI میتواند در تحلیل دادههای پزشکی، کشف دارو، تشخیص تصویری، شخصیسازی درمان و همچنین طراحی آموزش متناسب با نیازهای دانشآموزان و دانشجویان نقش داشته باشد؛ هرچند در این حوزهها نیز هدف اصلی باید افزایش ظرفیت انسانی باشد، نه حذف نقش متخصصان.
افشار در بخش دیگری از یادداشت خود به نقش هوش مصنوعی در حکمرانی هوشمند پرداخته و مینویسد دولتها میتوانند از این فناوری برای تحلیل دادههای عمومی، مدیریت ترافیک و انرژی، امور مالیاتی، خدمات اجتماعی و برنامهریزی شهری استفاده کنند.
وی با اشاره به گزارش OECD درباره حکمرانی با هوش مصنوعی، حکمرانی، داده، زیرساخت دیجیتال، مهارت، سرمایهگذاری، خرید دولتی و مشارکت با بازیگران غیردولتی را از توانمندسازهای اصلی استفاده مؤثر دولتها از AI برشمرده است و تأکید دارد که فناوری بدون ظرفیت نهادی نمیتواند بهتنهایی تحول مطلوب را ایجاد کند.
در مقابل، افشار مجموعهای از تهدیدها را نیز مورد توجه قرار داده است. وی تغییر ساختار بازار کار را یکی از مهمترین آنها میداند و معتقد است هوش مصنوعی لزوماً به معنای از بین رفتن همه مشاغل نیست، اما میتواند وظایف شغلی را تغییر دهد و برخی گروههای شغلی را بیشتر در معرض خودکارسازی قرار دهد.
به اعتقاد این پژوهشگر، مسئله اصلی بازار کار تنها احتمال بیکاری نیست، بلکه نحوه توزیع قدرت و درآمد در نتیجه تحول فناورانه نیز اهمیت دارد. او همچنین هشدار میدهد اگر افزایش بهرهوری ناشی از AI عمدتاً در اختیار مالکان سرمایه، داده و زیرساخت قرار گیرد، احتمال تشدید شکافهای اجتماعی وجود خواهد داشت.
حریم خصوصی نیز از دیگر محورهای مورد توجه افشار است. وی معتقد است ترکیب دادههای مالی، پزشکی، ارتباطی، مکانی و رفتاری میتواند تصویری بسیار دقیق از زندگی افراد ایجاد کند و به همین دلیل، در عصر هوش مصنوعی، حفاظت از حریم خصوصی باید فراتر از حفاظت صرف از اطلاعات شخصی مورد توجه قرار گیرد.
این پژوهشگر همچنین گسترش محتوای مصنوعی و امکان تولید متن، تصویر، صدا و ویدئوهای جعلی را یکی از چالشهای مهم AI میداند. به گفته وی، گسترش این فناوری میتواند اعتماد عمومی به اطلاعات و رسانهها را تحت تأثیر قرار دهد و جامعه را با دشواری تشخیص میان محتوای واقعی و مصنوعی مواجه کند.
افشار در ادامه به تهدیدهای امنیتی، تمرکز سرمایه و داده و زیرساختهای محاسباتی اشاره کرده و معتقد است قدرت هوش مصنوعی میتواند همزمان ظرفیت دفاع سایبری و ظرفیت حملات سایبری را افزایش دهد.
با این حال، از نگاه وی، مهمترین مسئله در این میان «چالش ساختاری» است؛ یعنی وضعیتی که در آن قوانین، نهادها، نظام آموزشی و سازوکارهای تصمیمگیری با سرعت تحول فناوری هماهنگ نشدهاند.
افشار میگوید قانونگذاران باید درباره موضوعاتی مانند مسئولیت، شفافیت، مالکیت داده، حریم خصوصی، تبعیض الگوریتمی و استفاده دولتها از هوش مصنوعی تصمیمگیری کنند، در حالی که خود فناوری با سرعت زیادی در حال تغییر است.
وی در این زمینه تأکید میکند:
«چالش ساختاری یعنی نظامهای موجود برای مواجهه با یک تحول جدید، از نظر قواعد، نهادها، دانش، مهارت و ظرفیت تصمیمگیری آمادگی کافی ندارند.»
این پژوهشگر همچنین مسئله اختیار انسان در برابر تصمیمهای الگوریتمی را یکی از چالشهای اساسی آینده میداند. از نظر او، در حوزههایی مانند پزشکی، قضاوت، استخدام، بانکداری، آموزش و خدمات اجتماعی، الگوریتم میتواند تصمیمگیری را پشتیبانی کند، اما مسئولیت نهایی نباید از انسان و نهاد سلب شود.
افشار در ادامه بر اهمیت حکمرانی داده، مقابله با تبعیض الگوریتمی، بازآموزی نیروی انسانی، ارتقای سواد هوش مصنوعی و ایجاد سازوکارهای اعتبارسنجی محتوا تأکید کرده است. به اعتقاد وی، توسعه AI علاوه بر زیرساختهای دیجیتال، به انرژی و منابع فیزیکی نیز وابسته است و مراکز داده، تراشهها، شبکههای ارتباطی، برق و سامانههای سرمایشی باید در سیاستگذاریهای مربوط به این فناوری مورد توجه قرار گیرند.
وی همچنین بر ضرورت شکلگیری سازوکارهای بینالمللی برای مدیریت هوش مصنوعی تأکید دارد؛ چرا که به گفته او، یک مدل هوش مصنوعی ممکن است در یک کشور طراحی، در کشور دیگری آموزش داده و در نقطهای دیگر میزبانی شود و در نهایت در سراسر جهان مورد استفاده قرار گیرد.
افشار در جمعبندی یادداشت خود، رابطه میان فرصت، تهدید و چالش ساختاری را چنین توضیح میدهد که AI ظرفیت ایجاد فرصت دارد، استفاده نادرست از آن میتواند تهدید ایجاد کند و ناتوانی ساختارها در مدیریت این فرصتها و تهدیدها، چالش ساختاری به وجود میآورد.
او در نهایت تأکید میکند:
«آینده آن را نوع حکمرانی انسان بر فناوری تعیین خواهد کرد.»
به اعتقاد این نویسنده و پژوهشگر، توسعه هوش مصنوعی به تنهایی تضمینکننده توسعه اجتماعی نیست و نتیجه نهایی آن به نحوه تنظیم رابطه میان نوآوری، عدالت، قدرت، مسئولیت، قانون، داده، حریم خصوصی و کرامت انسانی بستگی دارد. از این منظر، مسئله اصلی عصر AI صرفاً ساخت ماشینهای هوشمندتر نیست، بلکه ایجاد انسانها و نهادهایی است که بتوانند مسئولانه از ظرفیت این فناوری استفاده کنند.
انتهای پیام
مطالب مرتبط
منتخب اخیر
گفتگو داغ
وبسایتهای رسمی
درباره اندیشکده حکمرانی هوشمند
اندیشکده حکمرانی هوشمند (Smart Governance Think Tank) یک مرکز پژوهشی پیشرو در ایران است که با تمرکز بر حکمرانی دادهمحور، سیاستپژوهی، و توسعه ابزارهای هوشمند نظیر اطلس تجارت ایران فعالیت میکند. این اندیشکده با همکاری نخبگان دانشگاهی و فعالان اقتصادی، مسیر تحول در نظام تصمیمسازی کشور را هموار میسازد.
درباره رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، از پژوهشگران برجسته در حوزه حکمرانی دادهمحور، سیاستگذاری هوشمند و اقتصاد دیجیتال است. ایشان با مقالات متعدد و حضور فعال در رسانهها، نقش مهمی در ترویج گفتمان حکمرانی هوشمند در ایران دارند. صفحه رسمی ایشان شامل مجموعهای از مقالات، مصاحبهها و یادداشتهای منتشر شده در رسانههای معتبر است.
کلمات کلیدی مرتبط: اندیشکده، حکمرانی هوشمند، صفحه رسمی اندیشکده حکمرانی هوشمند، اطلس تجارت ایران، سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، صفحه رئیس اندیشکده، طه مدنی، taha madani، حکمرانی دیجیتال، هوش مصنوعی در سیاستگذاری، تجارت هوشمند، دادههای باز، حکمرانی مشارکتی، اقتصاد دانشبنیان، تحول دیجیتال در حکمرانی، مقالات رئیس اندیشکده، مصاحبههای طه مدنی، published in media، یادداشتهای تخصصی حکمرانی.
- اندیشکده حکمرانی هوشمند
- صفحه رسمی اندیشکده
- حکمرانی دادهمحور
- اطلس تجارت ایران
- رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- سید طه حسین مدنی
- صفحه رسمی رئیس اندیشکده
- مقالات رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- taha madani
- published in media طه مدنی
- گزارشهای تخصصی حکمرانی
- نشستهای علمی اندیشکده
- همکاری با اندیشکده حکمرانی هوشمند
- مصاحبههای سید طه حسین مدنی